نمونه اقدام پژوهی در مورد راههای مقابله با ترس و اضطراب در دانش اموزان

نمونه اقدام پژوهي – راههاي مقابله با ترس و اضطراب در دانش آموزان

مقدمه:

از زمان تولد تا هنگام مرگ هر انساني
در موقعيت هاي گوناگون بالندگي درگير مسائل و مشكلاتي   مي شود كه به
نحوي روان او را متأثر مي سازد. از جملة اين مسائل مي توان ترس و اضطراب را نام
برد كه در تمام دوره هاي زندگي ممكن است بر انسان چيره شود.

بخشي از رشد كودك، متضمن آموختن و
كنترل اضطراب و ترس است، كودكان ترس هاي بسياري دارند و ممكن است برخي از آن ها در
بزرگسالي هم دچار ترس باشند. اما بسياري از استرس هاي و اضطرابهاي دوران كودكي در
اثر گذشت زمان و تجربه از بين مي روند و تنها بخشي از آنها تغيير شكل مي دهد و
بصورت نيرويي مؤثر در رفتار درمي آيند. اما ترس و اضطراب به يك مفهوم نيستند، ترس
علت و موقعيت مشخص دارد و در اكثر موارد، كاربرد و تأثير مثبت دارد . مثلاً كودكان
با وجود ترس مي تواند از جان خود حفاظت كنند. اما اضطراب هم كاركرد مثبت دارد و هم
كاركرد منفي. يا به عبارت بهتر، احساس اضطراب تا يك جاي خاص كاركرد افراد را بهتر
مي كند و از يك جايي به بعد، افزايش اضطراب باعث افت كاركرد مي شود.

تفاوت ديگري كه اضطراب با ترس دارد
اين است كه علت شفاف و واضحي براي اضطراب نمي توان يافت. اگر چه براي برخي افراد،
اضطراب ناشي از موقعيت خاصي است كه در آن قرار مي گيرند (در يك جمع جديدي از انسان
ها، زمان امتحان هنگام جدايي از خانواده و …) اما در هيچ يك علت بيروني دليل
قابل استناد و ملموس براي اين نگراني و اضطراب وجود ندارد . بلكه تصور فرد نسبت به
اين موقعيت ها مثبت نيست.

تعريفي از اضطراب:

اضطراب عبارت از ترس فرد از نتايج
مجهول مربوط به آينده كه گاهي تفكر و اعمال گوناگون را به تعويق مي اندازد و يا از
ديدگاهي ديگر مي توان گفت كه اضطراب شامل احساس عدم اطمينان درماندگي و برانگيختگي
فيزيولوژيكي است. به طور كلي اضطراب يك احساس منتشر، بسيار ناخوشايند و اغلب مبهم
دلواپسي است كه با يك يا چند حس جسمي مانند احساس خالي شدنِ سردل، تنگي قفسه سينه،
تپش قلب، تعرق؛ سردرد و … همراه است از ديگر علايم مربوط به اضطراب مي توان به
عصبي بودن، تنش، احساس خستگي، بي خوابي، لرزش، تنگي نفس، بي حالي، اشكال در تمركز
حواس، تپش قلب، تكرار ادرار، سرگيجه و گوش به زنگ بودن اشاره كرد.

توصيف
وضعيت موجود:

9سال است كه مشغول به
تدريس در آموزش و  پرورش در مقطع ابتدايي هستم سابقه سال هاي تدريس در پايه
پنجم را دارم. در طول اين مدت هميشه سعي كرده ام نسبت به شاگردانم احساس مسئوليت
داشته باشم، در سال تحصيلي 89-88 در دبستان شهيد كوشكي(2) از توابع شهرستان كوهدشت
مشغول به تدريس در پايه پنجم شدم. در اين كلاس 23 دانش آموز مشغول به تحصيل بودند؛
طبق روال هر سال روزهاي ابتداي سال تحصيلي جديد را به ارزش ورودي دانش آموزان
پرداختيم تا حدودي از وضعيت درسي دانش آموزان آگاه شدم. در اين بررسي و ارزش يابي
متوجه شدم كه هر وقت به يكي از دانش آموزان به اسم زينب (اسم مستعار) تكليفي مي
دادم يا سوالي مي پرسيدم با ترس و لرز مي گفت كه امروز امادگي ندارد و فردا از روي
متن مي خواند و هر وقت علتش را جويا شدم با گريه و زاري التماس مي كرد كه امشب
حتما مي خوانم مدتي همين روال  گذشت و دانش آموز تغييري نكرد و متوجه شدم اين
دانش اموز داراي اضطراب شديد و با توجه به مسئوليت ها در قبال او احساس  مي
كردم تصميم گرفتم كه در صورت  رفع مشكل او برايم.

طرح و بيان
مساله:

بسيارند دانش آموزاني
كه به خاطر ترس از مدرسه و معلم و ناظم و … در دوره هاي مختلفي از درس و تحصيل
عقب افتاده اند و در مقاطع مختلف زندگي به خاطر ترس هاي كه سركوب نشده اند با شكست
مواجه مي شوند. چه بسا دانش آموزي  به دلايل مختلف از مدرسه يا عوامل ديگر مي
ترسد و نمي تواند  در زندگي موفق باشد. بعضي دانش اموزان استعدادهاي درخشاني
دارند كه اگر شكوفا نشوند (به دلايل مختلف) در زندگي با شكست مواجه شده و نمي
توانند مراحال موفقيت را طي كنند. وظيفه معلمين اين است كه اين ترسها و اضطراب ها
را شناخته و در صدد سركوب آنها بر آييم، چون مقطع ابتدايي از دوره هاي مختلف
تحصيلي  يكي از دوره هاي مهم  و شايد بتوان گفت مهم ترين دوره مي باشد
كه اگر دانش آموزان و عوامل موثر بر روحيه آنها و مسائل و مشكلات مختلف آنها بيان
و رفع نشود در دوره هاي ديگر   زندگي به مراتب با مشكلات  بيشتري
روبروي خواهند شد. در اين تحقيق ما مشكل يكي از دانش آموزان را بررسي مي كنيم و
سعي بر اين است كه هرچه بهتر ترس و اضطراب را در وجود اين دانش آموز از بين ببريم،
اميد است اين كار بتواند مقدمه اي باشد براي شناسايي مشكلات دانش آموزان ديگر.

*گرد آوري اطلاعات ( شواهد 1):

براي حل اين مشكل تصميم گرفتم موضوع
را با مدير مدرسه و ديگر معلمان و همچنين خانواده زينب در ميان گذاشتم و حتي با
بعضي از دانش آموزان كه احساس كردم كمي به او نزديك هستند سؤالاتي در مورد زينب
پرسيدم اما جواب قانع كننده اي از آنها نگرفتم آنها اظهار داشتند كه زينب چند سالي
است كه اين وضعيت را دارد و گوشه گير است.

در جلسه اي كه با مدير مدرسه و ديگر
معلمان داشتم آنها نيز مدعي شدند كه خيلي سعي كرده اند اما فايده اي نداشته و
خانواده اش نيز حاضر به همكاري با آنها نشده اند.

من هم با كمك مدير مدرسه تصميم گرفتم
كه مسئله را به طور جدي پي گير شوم علت اين اضطراب و همچنين راه حل هاي مناسبي را
براي رفع آن پيدا كنم تا وظيفه خود را به عنوان يك معلم در قبال او انجام داده
باشم. از زينب خواستم كه اولياء خود را به مدرسه بياورد ولي او از اين كار خودداري
كرد پس مجبور شدم خود به ديدار آنها بروم و از نزديك با آنها صحبتي داشته باشم.
بعد از صحبت هايي كه با مادر زينب داشتم متوجه شدم كه زينب در خانه آرامش چنداني
ندارد چون پدر و مادرش با هم مشكل دارند و محيط خانه آنها محيطي پر از مشاجره و
بحث و جدال است چند جلسه اي با پدر و مادر زينب در اين مورد گفتگو كردم و از
پيامدهايي كه بعداً ممكن است گريبانگير زينب و ديگر فرزندان آنها شود براي آنها
صحبت كردم و به آنها گفتم به جاي مشاجره ايجاد تنش و بر هم ريختن آرامش خانواده مي
توانند مشكلات خود را به دور از چشم فرزندان با يك گفتگوي ساده برطرف نمايند آنها
نيز قبول كردند كه در اين زمينه اشتباه كرده اند و من بعد سعي بر جبران آن مي
كنند.

* تجزيه و تحليل داده ها:

پس از جمع آوري اطلاعات مورد نياز در
مورد وضعيت خانوادگي و چگونگي برخورد او با ديگر  دانش آموزان و معلمان وضعيت
درسي زينب بايد علل ايجاد چنين اضطرابي را كه ممكن است باعث ايجاد اختلال رفتاري
در زينب شده بود را فهرست وار مي نوشتم و سعي بر جبران آنها مي كردم البته براي
اين كار، بايد از ديگر دانش آموزان، مدير مدرسه و خانواده زينب كمك مي گرفتم كه
آنها نيز حاضر به همكاري با من شدند.

* خلاصه يافته هاي اوليه:

پس از مطالعات انجام شده و صحبت هاي
به عمل آمده نتايج زير را بدست آورديم.

– اينكه اضطراب مي تواند ريشه در يكي
از مورد زير داشته باشد:

1- حالات دروني فرد و انگيزه هاي
ناخودآگاه

2- ناتواني فرد در مقابله با فشارهاي
محيطي

3- احساس جدايي يا طرد شدن

4- احساس فقدان و يا از دست دادن
حمايت هاي عاطفي

5- تغييرات ناگهاني محيطي يا حوادث
غير منتظره

6- يادگيري در منزل و محيط مثل
يادگيري اضطراب ها و ترس هاي والدين

7- افكار و عقايد غيرمنطقي، غلط و
اغراق آميز در مورد خطرات موجود و موقعيت هاي مثل امتحان و …

ويژگي راههاي پيشنهادي
براي تغيير:

براي اين منظور كليه ي وظايف تعيين
شده هم براي زينب به عنوان كسي كه دچار اضطراب شده. من به عنوان معلم و مدير مدرسه
و خانواده زينب و حتي دوستان او پس نتيجه اي كه حاصل مي شد به همكاري افراد گفته
شده بستگي داشت.

چگونگي اجراي راه جديد:

با توجه به وظايف گفته شده به كمك
مدير مدرسه و دانش آموزان د محيط كلاس فضايي ايجاد كرديم كه دانش آموز (زينب) در
آن احساس امنيت و آرامش كند. با گروهبندي نمودن دانش آموزان و تقويت ارتباط مؤثر
بين دانش آموزان و ايجاد فضايي آرام و صميمي در كلاس و نزديك شدن هر چه بيشتر به
دانش آموزان، دادن مسئوليت به زينب شور و اشتياق بيشتري براي وجود كلاس نشان مي
داد.

*گرد آوري اطلاعات (شواهد
2):

گرچه از رفتار و اظهار دانش آموزان
پيدا بود كه تغيير و تحولي در دانش آموز مورد نظر به وجود آمده است براي اين كه
دقيقاً مشخص شود كه روشهاي به كار گرفته شده مؤثر بوده است يا نه تصميم گرفتم
درباره ي آنچه انجام داده ام اطلاعات عيني و مؤثق جمع آوري كنم.

1-     ارزشيابي از درس هاي تدريس شده

2-     مقايسه ي نمرات دانش آموز مورد نظر پيش از آموزش
و پس از آن

3-     نظرخواهي از دانش آموزان و اولياء دانش آموز
مورد نظر درباره روش هاي جديد و نتايج آن

4-     نظرخواهي از افراد اهل فن درباره نمونه ما و
گزارش ها و روش هاي به كار گرفته شده

5-     جواب دادن به سؤالات با اعتماد به نفس كامل در
حضور دانش آموزان و ديگر كاركنان مدرسه

شواهد به دست آمده نشان داد كه روش ها
مؤثر بوده و همه ابراز رضايت نمودند

* چگونگي ارزيابي راه حل
جديد:

پس از مشخص شدن وظايف مربوط و به
كارگيري آن در بهبود بخشيدن به وضعيت زينب پس از مدتي تغيير رفتار در زينب 
قابل مشاهده بود.

–        به طوري كه وضعيت درسي زينب
روز به روز بهتر مي شد

–        در بحث ها كلاسي و فعاليت
هاي محوله مشتاقانه شركت مي كرد

         دانش آموز اعتماد به نفس
را در خود پيدا كرد

–        مسئوليت هايي كه در كلاس به
او داده مي شد به نحو احسن انجام مي داد

–        رابطه اش با دوستانش روز به
روز صميمي تر مي شد

–        از آن شخصيت گوشه گير و
مضطرب كه قبلاً بود حال به يك شخصيت شاد و با انگيزه تبديل شده بود

–        پدر و مادرش مرتباً وضعيت
درسي او را جويا مي شدند و در جلسات اولياء مربيان شركت مي كردند

–        با توجه به وضعيت ايجاد شده
در زينب مشخص بود كه پدر و مادرش نيز در اين زمينه همكاري لازم را داشته اند و
محيط خانه را به يك محيط آرام و صميمي تبديل كرده بودند

              
دانش آموز با مطالب و ديدگاه هاي تجربه هاي جديدي آشنا شد

                 والدين از پيشرفت تحصيلي دانش آموز
اظهار رضايت كردند

–        مهارت سخن گفتن در دانش آموز
در ميان جمع تقويت شد

–        كلاس درس به محيطي گرم و
دوست هم براي دانش آموز و معلم تبديل شد

–        مشاركت در ميان دانش آموزان
و معلمان و ديگر كاركنان مدرسه افزايش يافت

نتيجه گيري:

اضطراب يك بخش طبيعي زندگي است در
مورد كودكان اضطراب اغلب واكنشي به بعضي آشفتگي هاي فضاي زندگي و هيچ اقدام خاصي
به جز مراقبت آرام، متضمن رفع آن نيست. وقتي كه اضطراب كودكي آن چنان ناتوان كننده
است كه با عملكرد طبيعي تداخل مي نمايد، بعضي از اقدامات شديد همچون اطمينان بخشي،
حمايت و آرامش دانش آموزي بايد اعمال گردد. همچنين توانايي ارتباط مؤثر به ما مي
آموزد كه براي درك موقعيت ديگران – چگونه فعالانه به سخنان آنها گوش دهيم. اگر اين
اقدامات روان شناختي مؤثر واقع شدند استفاده از آرام بخش هاي خفيف ممكن است در نظر
گرفته شود كودك بايد به دقت ارزيابي شود تا احتمال افسردگي رد شود. تنها وقتي شيوه
هاي ديگر مؤثر واقع نشوند بايد آرام بخش هاي مدنظر قرار گيرند و فقط به طور متناوب
و غير مستمر و همراه ديگر اقدامات درماني موجود استفاده قرار گيرند – روابط ميان
ولدين مهمترين عامل در تعيين رفتار غيرعادي خصوصاً اضطراب و ترس مي باشد هرگاه
مادر در خانه بطور طبيعي قادر به بيان احساسات دروني خود نباشد موجب خواهد شد كه،
تنگ كردن روابط اجتماعي خود در خانواده منشأ نوعي نگراني و اضطراب ابتدايي براي
كودكان را در خانه فراهم نمايد.

ما به عنوان معلم بايد سعي كنيم دانش
آموزان خود را بيشتر بشناسيم و با خانواده هاي آنها ارتباط بيشتري برقرار كنيم تا
مشكلات دانش آموزان كمتر شود و روحيه شان شاد و روانشان آرام شود و بهتر بتوانند
درس بخوانند.



راه های مقابله با ترس و اضطراب در دانش آموزان

چكیده:

در اوایل سال تحصیلی 89- 88 در بین
دانش آموزان پایه پنجم متوجه شدم كه یكی از دانش آموزانم در كلاس درس فعال نیست و
اگر از او پرسیده می شد شدت ترس و اضطراب در او به حدی بود كه شروع به گریه و زاری
می كرد.

تصمیم گرفتم كه با مدیر مدرسه و دیگر
همكاران و خانواده (زینب) در این زمینه صحبت كنم و ریشه ی اصلی این اضطراب را در
او پیدا كنم با توجه به این كه  این اضطراب یا ریشه در محیط مدرسه داشت یا در
محیط خانواده باید امنیت و آرامش روحی را در محیط های مذكور از طریق دادن مسئولیت
– تشویق و … فراهم می كردم.

بعد از مدتی نتایج روش های به
كاربرده شده به وضوح در دانش آموز قابل مشاهده بود و وضعیت درسی و روحی او بهتر از
گذشته شد.

مقدمه:

از زمان تولد تا هنگام مرگ هر انسانی
در موقعیت های گوناگون بالندگی درگیر مسائل و مشكلاتی   می شود كه به
نحوی روان او را متأثر می سازد. از جملة این مسائل می توان ترس و اضطراب را نام
برد كه در تمام دوره های زندگی ممكن است بر انسان چیره شود.

بخشی از رشد كودك، متضمن آموختن و
كنترل اضطراب و ترس است، كودكان ترس های بسیاری دارند و ممكن است برخی از آن ها در
بزرگسالی هم دچار ترس باشند. اما بسیاری از استرس های و اضطرابهای دوران كودكی در
اثر گذشت زمان و تجربه از بین می روند و تنها بخشی از آنها تغییر شكل می دهد و
بصورت نیرویی مؤثر در رفتار درمی آیند. اما ترس و اضطراب به یك مفهوم نیستند، ترس
علت و موقعیت مشخص دارد و در اكثر موارد، كاربرد و تأثیر مثبت دارد . مثلاً كودكان
با وجود ترس می تواند از جان خود حفاظت كنند. اما اضطراب هم كاركرد مثبت دارد و هم
كاركرد منفی. یا به عبارت بهتر، احساس اضطراب تا یك جای خاص كاركرد افراد را بهتر
می كند و از یك جایی به بعد، افزایش اضطراب باعث افت كاركرد می شود.

تفاوت دیگری كه اضطراب با ترس دارد
این است كه علت شفاف و واضحی برای اضطراب نمی توان یافت. اگر چه برای برخی افراد،
اضطراب ناشی از موقعیت خاصی است كه در آن قرار می گیرند (در یك جمع جدیدی از انسان
ها، زمان امتحان هنگام جدایی از خانواده و …) اما در هیچ یك علت بیرونی دلیل
قابل استناد و ملموس برای این نگرانی و اضطراب وجود ندارد . بلكه تصور فرد نسبت به
این موقعیت ها مثبت نیست.

تعریفی از اضطراب:

اضطراب عبارت از ترس فرد از نتایج
مجهول مربوط به آینده كه گاهی تفكر و اعمال گوناگون را به تعویق می اندازد و یا از
دیدگاهی دیگر می توان گفت كه اضطراب شامل احساس عدم اطمینان درماندگی و برانگیختگی
فیزیولوژیكی است. به طور كلی اضطراب یك احساس منتشر، بسیار ناخوشایند و اغلب مبهم
دلواپسی است كه با یك یا چند حس جسمی مانند احساس خالی شدنِ سردل، تنگی قفسه سینه،
تپش قلب، تعرق؛ سردرد و … همراه است از دیگر علایم مربوط به اضطراب می توان به
عصبی بودن، تنش، احساس خستگی، بی خوابی، لرزش، تنگی نفس، بی حالی، اشكال در تمركز
حواس، تپش قلب، تكرار ادرار، سرگیجه و گوش به زنگ بودن اشاره كرد.

توصیف
وضعیت موجود:

9سال است كه مشغول به
تدریس در آموزش و  پرورش در مقطع ابتدایی هستم سابقه سال های تدریس در پایه
پنجم را دارم. در طول این مدت همیشه سعی كرده ام نسبت به شاگردانم احساس مسئولیت
داشته باشم، در سال تحصیلی 89-88 در دبستان شهید كوشكی(2) از توابع شهرستان كوهدشت
مشغول به تدریس در پایه پنجم شدم. در این كلاس 23 دانش آموز مشغول به تحصیل بودند؛
طبق روال هر سال روزهای ابتدای سال تحصیلی جدید را به ارزش ورودی دانش آموزان
پرداختیم تا حدودی از وضعیت درسی دانش آموزان آگاه شدم. در این بررسی و ارزش یابی
متوجه شدم كه هر وقت به یكی از دانش آموزان به اسم زینب (اسم مستعار) تكلیفی می
دادم یا سوالی می پرسیدم با ترس و لرز می گفت كه امروز امادگی ندارد و فردا از روی
متن می خواند و هر وقت علتش را جویا شدم با گریه و زاری التماس می كرد كه امشب
حتما می خوانم مدتی همین روال  گذشت و دانش آموز تغییری نكرد و متوجه شدم این
دانش اموز دارای اضطراب شدید و با توجه به مسئولیت ها در قبال او احساس  می
كردم تصمیم گرفتم كه در صورت  رفع مشكل او برایم.

طرح و بیان مساله:

بسیارند دانش آموزانی
كه به خاطر ترس از مدرسه و معلم و ناظم و … در دوره های مختلفی از درس و تحصیل
عقب افتاده اند و در مقاطع مختلف زندگی به خاطر ترس های كه سركوب نشده اند با شكست
مواجه می شوند. چه بسا دانش آموزی  به دلایل مختلف از مدرسه یا عوامل دیگر می
ترسد و نمی تواند  در زندگی موفق باشد. بعضی دانش اموزان استعدادهای درخشانی
دارند كه اگر شكوفا نشوند (به دلایل مختلف) در زندگی با شكست مواجه شده و نمی
توانند مراحال موفقیت را طی كنند. وظیفه معلمین این است كه این ترسها و اضطراب ها
را شناخته و در صدد سركوب آنها بر آییم، چون مقطع ابتدایی از دوره های مختلف
تحصیلی  یكی از دوره های مهم  و شاید بتوان گفت مهم ترین دوره می باشد
كه اگر دانش آموزان و عوامل موثر بر روحیه آنها و مسائل و مشكلات مختلف آنها بیان
و رفع نشود در دوره های دیگر   زندگی به مراتب با مشكلات  بیشتری
روبروی خواهند شد. در این تحقیق ما مشكل یكی از دانش آموزان را بررسی می كنیم و
سعی بر این است كه هرچه بهتر ترس و اضطراب را در وجود این دانش آموز از بین ببریم،
امید است این كار بتواند مقدمه ای باشد برای شناسایی مشكلات دانش آموزان دیگر.

*گرد آوری اطلاعات ( شواهد 1):

برای حل این مشكل تصمیم گرفتم موضوع
را با مدیر مدرسه و دیگر معلمان و همچنین خانواده زینب در میان گذاشتم و حتی با
بعضی از دانش آموزان كه احساس كردم كمی به او نزدیك هستند سؤالاتی در مورد زینب
پرسیدم اما جواب قانع كننده ای از آنها نگرفتم آنها اظهار داشتند كه زینب چند سالی
است كه این وضعیت را دارد و گوشه گیر است.

در جلسه ای كه با مدیر مدرسه و دیگر
معلمان داشتم آنها نیز مدعی شدند كه خیلی سعی كرده اند اما فایده ای نداشته و
خانواده اش نیز حاضر به همكاری با آنها نشده اند.

من هم با كمك مدیر مدرسه تصمیم گرفتم
كه مسئله را به طور جدی پی گیر شوم علت این اضطراب و همچنین راه حل های مناسبی را
برای رفع آن پیدا كنم تا وظیفه خود را به عنوان یك معلم در قبال او انجام داده
باشم. از زینب خواستم كه اولیاء خود را به مدرسه بیاورد ولی او از این كار خودداری
كرد پس مجبور شدم خود به دیدار آنها بروم و از نزدیك با آنها صحبتی داشته باشم.
بعد از صحبت هایی كه با مادر زینب داشتم متوجه شدم كه زینب در خانه آرامش چندانی
ندارد چون پدر و مادرش با هم مشكل دارند و محیط خانه آنها محیطی پر از مشاجره و
بحث و جدال است چند جلسه ای با پدر و مادر زینب در این مورد گفتگو كردم و از پیامدهایی
كه بعداً ممكن است گریبانگیر زینب و دیگر فرزندان آنها شود برای آنها صحبت كردم و
به آنها گفتم به جای مشاجره ایجاد تنش و بر هم ریختن آرامش خانواده می توانند
مشكلات خود را به دور از چشم فرزندان با یك گفتگوی ساده برطرف نمایند آنها نیز
قبول كردند كه در این زمینه اشتباه كرده اند و من بعد سعی بر جبران آن می كنند.

* تجزیه و تحلیل داده ها:

پس از جمع آوری اطلاعات مورد نیاز در
مورد وضعیت خانوادگی و چگونگی برخورد او با دیگر  دانش آموزان و معلمان وضعیت
درسی زینب باید علل ایجاد چنین اضطرابی را كه ممكن است باعث ایجاد اختلال رفتاری
در زینب شده بود را فهرست وار می نوشتم و سعی بر جبران آنها می كردم البته برای
این كار، باید از دیگر دانش آموزان، مدیر مدرسه و خانواده زینب كمك می گرفتم كه
آنها نیز حاضر به همكاری با من شدند.

* خلاصه یافته های اولیه:

پس از مطالعات انجام شده و صحبت های
به عمل آمده نتایج زیر را بدست آوردیم.

– اینكه اضطراب می تواند ریشه در یكی
از مورد زیر داشته باشد:

1- حالات درونی فرد و انگیزه های
ناخودآگاه

2- ناتوانی فرد در مقابله با فشارهای
محیطی

3- احساس جدایی یا طرد شدن

4- احساس فقدان و یا از دست دادن
حمایت های عاطفی

5- تغییرات ناگهانی محیطی یا حوادث
غیر منتظره

6- یادگیری در منزل و محیط مثل
یادگیری اضطراب ها و ترس های والدین

7- افكار و عقاید غیرمنطقی، غلط و
اغراق آمیز در مورد خطرات موجود و موقعیت های مثل امتحان و …

ویژگی راههای پیشنهادی
برای تغییر:

برای این منظور كلیه ی وظایف تعیین
شده هم برای زینب به عنوان كسی كه دچار اضطراب شده. من به عنوان معلم و مدیر مدرسه
و خانواده زینب و حتی دوستان او پس نتیجه ای كه حاصل می شد به همكاری افراد گفته
شده بستگی داشت.

چگونگی اجرای راه جدید:

با توجه به وظایف گفته شده به كمك
مدیر مدرسه و دانش آموزان د محیط كلاس فضایی ایجاد كردیم كه دانش آموز (زینب) در
آن احساس امنیت و آرامش كند. با گروهبندی نمودن دانش آموزان و تقویت ارتباط مؤثر
بین دانش آموزان و ایجاد فضایی آرام و صمیمی در كلاس و نزدیك شدن هر چه بیشتر به
دانش آموزان، دادن مسئولیت به زینب شور و اشتیاق بیشتری برای وجود كلاس نشان می
داد.

*گرد آوری اطلاعات (شواهد
2):

گرچه از رفتار و اظهار دانش آموزان
پیدا بود كه تغییر و تحولی در دانش آموز مورد نظر به وجود آمده است برای این كه
دقیقاً مشخص شود كه روشهای به كار گرفته شده مؤثر بوده است یا نه تصمیم گرفتم
درباره ی آنچه انجام داده ام اطلاعات عینی و مؤثق جمع آوری كنم.

1-     ارزشیابی از درس های تدریس شده

2-     مقایسه ی نمرات دانش آموز مورد نظر پیش از آموزش
و پس از آن

3-     نظرخواهی از دانش آموزان و اولیاء دانش آموز
مورد نظر درباره روش های جدید و نتایج آن

4-     نظرخواهی از افراد اهل فن درباره نمونه ما و
گزارش ها و روش های به كار گرفته شده

5-     جواب دادن به سؤالات با اعتماد به نفس كامل در
حضور دانش آموزان و دیگر كاركنان مدرسه

شواهد به دست آمده نشان داد كه روش ها
مؤثر بوده و همه ابراز رضایت نمودند

* چگونگی ارزیابی راه حل
جدید:

پس از مشخص شدن وظایف مربوط و به
كارگیری آن در بهبود بخشیدن به وضعیت زینب پس از مدتی تغییر رفتار در زینب 
قابل مشاهده بود.

–        به طوری كه وضعیت درسی زینب
روز به روز بهتر می شد

–        در بحث ها كلاسی و فعالیت
های محوله مشتاقانه شركت می كرد

         دانش آموز اعتماد به نفس
را در خود پیدا كرد

–        مسئولیت هایی كه در كلاس به
او داده می شد به نحو احسن انجام می داد

–        رابطه اش با دوستانش روز به
روز صمیمی تر می شد

–        از آن شخصیت گوشه گیر و
مضطرب كه قبلاً بود حال به یك شخصیت شاد و با انگیزه تبدیل شده بود

–        پدر و مادرش مرتباً وضعیت
درسی او را جویا می شدند و در جلسات اولیاء مربیان شركت می كردند

–        با توجه به وضعیت ایجاد شده
در زینب مشخص بود كه پدر و مادرش نیز در این زمینه همكاری لازم را داشته اند و
محیط خانه را به یك محیط آرام و صمیمی تبدیل كرده بودند

              
دانش آموز با مطالب و دیدگاه های تجربه های جدیدی آشنا شد

                 والدین از پیشرفت تحصیلی دانش آموز
اظهار رضایت كردند

–        مهارت سخن گفتن در دانش آموز
در میان جمع تقویت شد

–        كلاس درس به محیطی گرم و
دوست هم برای دانش آموز و معلم تبدیل شد

–        مشاركت در میان دانش آموزان
و معلمان و دیگر كاركنان مدرسه افزایش یافت

نتیجه گیری:

اضطراب یك بخش طبیعی زندگی است در
مورد كودكان اضطراب اغلب واكنشی به بعضی آشفتگی های فضای زندگی و هیچ اقدام خاصی
به جز مراقبت آرام، متضمن رفع آن نیست. وقتی كه اضطراب كودكی آن چنان ناتوان كننده
است كه با عملكرد طبیعی تداخل می نماید، بعضی از اقدامات شدید همچون اطمینان بخشی،
حمایت و آرامش دانش آموزی باید اعمال گردد. همچنین توانایی ارتباط مؤثر به ما می
آموزد كه برای درك موقعیت دیگران – چگونه فعالانه به سخنان آنها گوش دهیم. اگر این
اقدامات روان شناختی مؤثر واقع شدند استفاده از آرام بخش های خفیف ممكن است در نظر
گرفته شود كودك باید به دقت ارزیابی شود تا احتمال افسردگی رد شود. تنها وقتی شیوه
های دیگر مؤثر واقع نشوند باید آرام بخش های مدنظر قرار گیرند و فقط به طور متناوب
و غیر مستمر و همراه دیگر اقدامات درمانی موجود استفاده قرار گیرند – روابط میان
ولدین مهمترین عامل در تعیین رفتار غیرعادی خصوصاً اضطراب و ترس می باشد هرگاه
مادر در خانه بطور طبیعی قادر به بیان احساسات درونی خود نباشد موجب خواهد شد كه،
تنگ كردن روابط اجتماعی خود در خانواده منشأ نوعی نگرانی و اضطراب ابتدایی برای
كودكان را در خانه فراهم نماید.

ما به عنوان معلم باید سعی كنیم دانش
آموزان خود را بیشتر بشناسیم و با خانواده های آنها ارتباط بیشتری برقرار كنیم تا
مشكلات دانش آموزان كمتر شود و روحیه شان شاد و روانشان آرام شود و بهتر بتوانند
درس بخوانند.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back To Top