مراحل اخذ حکم تخلیه

روشهای گرفتن حکم تخلیه منزل

روشهای گرفتن حکم تخلیه منزل

رابطه
موجر ومستاجر هنگامی که طرفین حاضر به انجام تعهدات قراردادی یا قانونی
خود نیستندیا هنگامیکه با موضوعیت عین مستاجره با یکدیگر اختلاف پیدا می
کنند موضوع دعاوی متعددی در دادگاههای می شود که…نحوه طرح و دفاع از دعاوی
روابط موجر و مستاجر را بشناسیم

۱-تخلیه وتحویل عین مستاجره به لحاظ انقضا ءمدت اجاره

منضمات:۱-سند مالکیت۲-اجاره نامه

خواهان
توضیح می دهد که بموجب سند مالکیت مالک…می باشد و بموجب اجاره نامه عادی
مورخ… یا سند اجاره رسمی …به خوانده از تاریخ… تا تاریخ … اجاره داده است
که منقضی شده وتمدید نشده است واحیانا قید می کند تذکر به خوانده داده و
خوانده از تخلیه و تحویل عین مستاجره مستنکف است مستند به مادتین
۱و۱۵قانون۱۳۶۲ویا مادتین۱و۳قانون۱۳۷۶وماده۴۹۴قانون مدنی درخواست صدور حکم
به تخلیه مورداجاره را دارد.

و با تقدیم دادخواست تخلیه عدم رضایت موجر برادامه رابطه استیجاری و استیفای منفعت مستاجر را اعلام می دارد.

بر
مبنای شرایط قانون حاکم بر روابط موجر ومستاجر سال ۱۳۶۲ باید توجه داشت که
اگر اجرای حکم منجر به اعمال عسروحرج شود قبل از تخلیه به تجویز
ماده۹قانون۱۳۶۲مستاجر حق درخواست تاخیر را دارد.

معمولا اظهار نامه
ای نیز از سوی موجر برای مستاجر ارسال می شود که مکلف به پرداخت اجاره می
باشد و  در صورت عدم پرداخت نسبت به طرح دعوی اقدام خواهد شد.

 

۲- الزام خوانده به پرداخت اجور معوقه معادل…ریال

منضمات:۱- سند مالکیت۲-اجاره نامه۳- عندالزوم معاینه تحقیق محلی

خواهان
پس از شرح مالکیتش و رابطه استیجاری با خوانده ابراز می دارد  که…را به
اجاره به خوانده داده است  مستاجر اجور متعلقه به عین مستاجره را از
تاریخ…تا تاریخ…معادل…راعلیرغم تعهدات قراردادی و استیفای منفعت پرداخت
نکرده است و صدور حکم به پردخت اجور معوقه را دارد.

و اگر سند اجاره
رسمی است اظهار می کند به دفترخانه مراجعه نموده است و طی…فقره اخطاریه
شماره…مطالبه اجور را خواسته که به وی ابلاغ شده است و یا گر سند اجاره
عادی است اظهارنامه ارسال کرده است. گاهی تقاضای تخلیه به لحاظ عدم پرداخت
اجاره بها هم خواسته میشود.

۳- مطالبه اجرت المثل

منضمات:۱-اجاره نامه۲-سندمالکیت۳-قرار ارجاع امر به کارشناسی

خواهان
توضیح می دهد که خوانده بموجب قرارداد اجاره مورخ…مستاجر وی از تاریخ…الی
تاریخ…می باشد که مدت اجاره در تاریخ …منقضی شده است واجاره تمدید نشده است
فلذا مستاجر بدون اذن و رضایت در آن تصرف دارد علی هذا مستند به ماده۴۹۴
قانون مدنی تقاضای صدور حکم به پرداخت اجرات المثل را مطابق نظر کارشناسی
دارد.
۴-تقاضای صدور قرار تامین دلیل

منضمات:۱-سندمالکیت۲-سنداجاره۳-ارجاع امر به کارشناس

خواهان 
در این درخواست ضمن توضیح خواسته خود و شرح آن دلایل خود را برای درخواست
تامین دلیل و عدم امکان استفاده از دلایل در آینده  را تئضیح می دهد.

مثلا
خوانده مستاجره تغییر شغل داده است.ویا اقدامات تخریبی در عین مستاجره
انجام که سبب تخریب است جون اضافه نمودن انباری به داخل مورد اجاره یا حذف
برخی از ستون های داخل که در این ضمیمه در خواست کارشناسی را دارد.

و
یا مثلا بموجب قرارداد شفاهی به اجاره داده است که مستاجر در مورد اجاره
تصرف دارد و برای احراز رابطه استیجاری  و تصرف ایشان و استماع اظهارات
شهود و مطلعین رادارد.
۵- تقاضای الزام به تعمیرات اساسی مورد اجاره:

منضمات:۱-اظهارنامه۲-اجاره نامه۳-استعلام ثبتی۴-جلب نظر کارشناس

خواهان
توضیح می دهد که طبق اجاره نامه مستاجر است که مورد اجاره در اثر مرور
زمان تخریب شده واحتیاج مبرم وضروری به تعمیرات اساسی دارد که در اجاره
نامه منعقده فی ما بین خوانده که موجر است متعهد آن است متاسفانه با
مراجعات مکرر و حتی با ارسال اظهارنامه ای ارسالی به شماره های …تاریخ…وی
به هیچ وجه حاضر به تعمیرات اساسی نمی باشد و مورد اجاره در معرض خرابی و
تخریب است که به استناد مواد۲۰و۲۱قانون۱۳۵۶ویا ماده۱۰قانون۱۳۶۲تقاضای صدور
حکم را دارد.

انجام تعمیرات اساسی وکلی که مربوط به اصل بنا یا
تاسیسات عمده منصوبه ان بعهده موجر است ودادگاه حکم به انجام تعمیرات مزبور
وفق نظر کارشناس می کند و تادر مهلت مورد نظر دادگاه انجام دهد و الا
مستاجر حق خواهد داشت تحت نظارت دایره اجرا مطابق شرایط مقرره کارشناسی
انجام وهزینه آنرا وصول نماید.

۶-تقاضای تامین دلیل تخلیه وتحویل ملک مورد اجاره به علت انقضای مدت

منضمات:۱-اجاره نامه۲-معاینه محل

خواهان
توضیح می دهد که بموجب اجاره نامه…خوانده موجر ومالک می باشد که مورد
اجاره را به وی اجاره داده است و مدت اجاره منقضی شده است و یا به علت فسخ
بقیه مدت اجاره و موجر از تحویل گرفتن عین مستاجره امتناع مینماید که لهذا
با تقدیم  درخواست تقاضای تامین دلیل را دارد از لحاظ تخلیه بودن وتحویل
گرفتن کلید قفل مورد اجاره تخلیه شده و تقاضای معاینه محل وتایید تخلیه را
دارد.
۷-صدور حکم بر تخلیه و تحویل مورد اجاره به لحاظ مرکز فساد قراردادن آن

منضمات:۱-اجاره نامه ۲-سند مالکیت۳-استشهادیه

خواهان
توضیح می دهد که بموجب…مالک است و خوانده بموجب…مستاجر است خوانده مح مورد
اجاره را مرکز فساد قرار داده است که با گواهی گواهان و بشرح اسشتهادیه
پیوست و بامعاینه محلی و انجام تحقیق محلی از سوی دادگاه که مورد درخواست
وی است  این امر ثابت است.
۸-  تقاضای تخلیه به لحاظ تاخیر در پرداخت اجاره بهاو یا عدم پرداخت اجاره بها مستندا به تبصره۱ماده۱۴قانون۱۳۵۶

منضمات:۱-اجاره نامه۲-سند مالکیت۳- اظهارنامه۴-اخطاریه دفتر خانه ابلاغ شده به خوانده

خواهان
توضیح می دهد که بموجب…مالک است و بموجب …خوانده مستاجر نظر به اینکه
خوانده دعوی ظرف یکسال سه بار با ابلاغ اظهارنامه اگر سند اجاره عادی است و
در مورد اسناد رسمی اخطاریه دفترخانه اجاره بها را پرداخت نکرده است و به
این ترتیب مکررا مرتکب تخلف و تاخیر در پرداخت اجاره بها کرده است مستندا
به تبصره۱ماده۱۴قانون۱۳۵۶با حصول شرایط ماده مزبور رسیدگی را خواستار است.

در
موردی که سند اجاره رسمی است موجر به دفترخانه مراجعه و برای مستاجر۳بار
اخطار صادر می شود و در صورت عدم پرداخت اجرایه صادر می شود در این مورد
مستاجر می تواند در جریان اقدامات اجرای اجاره بها را پرداخت و تامانع
عملیات اجرای تخلیه شود در این مورد موجر به دادگاه مراجعه و دادخواست
مزبور را می دهد و استناد می کند که شریط تبصره بند مزبور حاصل شده است
واینچنین تخلیه را می خواهد.
۹-تقاضای تخلیه به علت تعدی و تفریط خوانده مستاجر

منضمات:۱-سند مالکیت ۲-تحقیق و معاینه محل ۳- اجاره نامه۴-ارجاع امر به کارشناس ۵- استعلام ثبتی۶-تامین دلیل

خواهان
توضیح می دهد که بموجب…مالک است وطی اجاره نامه …اجاره داده است نظر به
اینکه خوانده دعوی با احداث بالکن و حفر چاه و ایجاد زیرزمین در عین
مستاجره بدون اذن واجازه مرتکب تعدی و تفریط شده است ویا اظهار می دارد
مستاجر با شکافتن پنجره مشرف به خیابان و برداشتن قسمتی از دیوار خارجی
وامثال این اعمال که موجب تعدی و تفریط است ویا با اجرای قرارتامین دلیل
اظهار می دارد بر اثر تعدی و تفریط ارزش ملک کاسته شده است یا موجب پایین
آمدن مقاومت استحکام ودوام بناوبالتبع کاهش ارزش عین مستاجره شده است و
مستند به شق۸ماده۱۴قانون ۱۳۵۶صدور حکم تخلیه را خواستار است.

باید
توجه داشت در مواردی دیده می شود که کارشناس اقدامات مستاجر را برای
استفاده بهتر کردن از عین مستاجره می داند و با اوضاع واحوال مباین می داند
ویا با استناد به اینکه منطقا بنظر نمی رسد مستاجر بدون اذن موجر اقدام به
خریب عین مستاجره قدیمی و احداث بنا نماید دعوا را رد می کند.

۱۰-تقاضای تخلیه به منظور نوسازی و یا تعمیرات اساسی

منضمات:۱-سند
اجاره۲-سندمالکیت۳-پروانه شهرداری دایر برصدور مجوز احداث بنا یا همان
پروانه ساختمانی۴-استعلام ثبتی۵-ارجاع امر به کارشناسی

خواهان در
این دعوی توضیح می دهد به موجب…مالک است که ملک مزبور یا قسمتی ازآنرا
شامل…به خوانده اجاره داده است با لحاظ آنکه قصد تخریب و نوسازی عین
مستاجره را دارد و پروانه ساختمانی ار دریافت کرده است و احیانا به این
اشاره می کند که مدت ا جاره نیز منقضی شده است مستنداًبه شق۱ازماده۱۵قانون 
۱۳۵۶صدور حکم تخلیه پس از جلب نظر کارشناس که مورد تقاضای وی می باشد را
دارد.موجر در این دعوا باید برای تجدید بنا از شهرداری پروانه در یافت
نماید و یا گواهی در یافت نماید که تایید کننده اقدامات موجر در تجدید بنا
باشد.

۱۱-تقاضای تخلیه به علت انتقال به غیر بدون مجوز مورد اجاره

منضمات:۱-سند
مالکیت۲-سند اجاره۳-معاینه و تحقیق محلی(برای اثبات انتقال به غیر)
۴-ارجاع امر به کارشناسی۵-قرارتامین دلیل(برای حفظ دلایل این انتقال غیر
مجاز وضبط دلایل و احراز چگونگی تصرفات منتقل الیه)۶-استعلام ثبتی

خواهان
در این دعوا توضیح می دهد که به موجب…مالک است که بموجب … به خوانده اجاره
داده است که در آن به شغل…اشتغال داشته است با توجه به اینکه در اجاره
نامه حق انتقال به غیر از مستاجر سلب شده است یا در اجاره نامه مسکوت
گذارده است و این امر با توجه به ماده۱۰قانون ۱۳۵۶ محمول بر سلب حق انتقال
به غیر از مستاجر است مستاجر بدون اذن واجازه وی و احتمالا بدون اطلاعش به
غیر منتقل کرده است که ثالث در آن مکان مشغول بکار است و این امرآنکه تجاوز
از حقوق مصرحه در قرارداد است که مستند به شق۱از ماده ۱۴ قانون۱۳۵۶صدور
حکم را تقاضا دارد.

در این دعوا به لحاظ تخلف مستاجر از شرایط
قرارداد اجاره به لحاظ انتقال به غیر محقق گردیده است و این امر تخلفی از
تعهدات قراردادی است قدر مسلم این است که مورد اجاره به این جهت به مستاجر
اجاره داده شده است که وی شخصاًدر آن به فعالیت بپردازد و موجر بدون آنکه
تمایل داشته باشد به مستاجر جدید رویرو و مواجه شده است.

در این
موارد باید توجه داشت که نصف حق کسب و پیشه وتجارت به مستاجر تعلق می گیرد و
در خواست کارشناسی برای این امر است تبصره ۱ماده۱۹و۲۷قانون۱۳۵۶٫ گاهی این
دعوا بهمراه تقاضای تخلیه به لحاظ تغییر شغل مطرح می شود.

البته باید توجه شود گاهی مستاجر مدعی
صدور مجوز انتقال به غیر یا تغییر شغل است که وی باید این امر را ثابت
کند.الا خود اظهار وی اقرار به انتقال یا تغیر شغل محسوب می شود.

۱۲-تقاضای تخلیه به علت تغییر شغل یا تغیر نحوه استفاده از عین مستاجره

منضمات:۱-سند اجاره اعم از عادی یا رسمی۲-سند مالکیت۳-تحقیق ومعاینه محل۴-ارجاع امر به کارشناس۵-استعلام ثبتی ۶-تامین دلیل

خوهان
در این دعوی توضیح می دهد که مالک…است بموجب…که ملک مزبور به صورت
یکدستگاه آپارتما ن یا یکباب مغازه و.. است که بموجب اجاره نامه…به خوانده
اجاره داده شده است نظر بر اینکه در بند ….یا در سند اجاره تصریح شده است
که محل برای شغل…اجاره داده شده است و احیانا ذکر می کند براساس
قراردادمنعقده مستاجر از تغییر شغل ممنوع بوده است وحق نداشته است بدون اذن
وی شغل وخود را در مورد اجاره تغییر دهد خوانده بدون اذن و یا اجازه محل
را به…تبدیل کرده است  که مصداق بارز تخلف وی و تجاوز از تعهدات قرار داد ی
است و یا شغل جدید عرفاً مشابه شغل قبلی نمی باشد مستندا به شق ۷ماده۱۴
قانون۱۳۵۶رسیدگی و صدور حکم نخلیه را دارد

اگر مستاجر در مراجعی
سوابقی دارد که می تواند این ادعا را ثابت کند مانند تعزیرات حکومتی و یا
اتحادیه ومراجع مربوط به صدور جواز کسب و…رجوع به آنها و تامین دلیل
آنهانیز موثر است

در یک مورد دیده ی شود که دادگاه با استناد به
اظهارات طرفین ومعاینه محل نظر داده است که تغییر شغل در سال…بعمل آمده و
محل سکونت موجر د رمجاورت آن بوده و پس از این تغییر و تبدیل کاملا مطلع
بوده است و سکوت وی را در عرض …سال و عدم تعرض از طریق اظهارنامه و تامین
دلیل و…کاشف از رضایت وی است

۱۳-تقاضای صدور حکم بر تخلیه و تحویل مورد اجاره به لحاظ احتیاج شخصی

منضمات:۱-سند
مالکیت۲-اجاره نامه۳- جلب نظر کارشناسی۴-معاینه وتحقیق محل۵-مدارکی دال بر
تغییر وضع شغلی و مالی مالک و یا حکم بازنشستگی ویا عقدنامه پسر مالک و یا
حکم انتقال فرزندان از شهردیگر به آن شهر

خواهان توضیح می دهد که
به استناد اجاره نامه …به اجاره داده است که با لحاظ انقضای مدت و نیاز
شخصی صدور حکم مستند به شق ۳ از ماده۱۵ قانون۱۳۵۶ را تقاضا می کندوتوضیح می
دهد برای سکونت نیاز مبرم دارد

و یا اگر مورد اجاره تجاری است
اشاره می کند که به لحاظ بازنشستگی و با لحاظ اینکه حقوق دوران بازنشستگی
کفایت امرار معاشش را نمیکند تخلیه مورد اجاره رابرای اشتغال خودش به
شغل…می خواهدویا امکان اداره مالی خود را ندارد از لحاظ پرداخت حقوق سرقفلی
پس از جلب نظر کارشناسی که مورد تقاضای وی است وفق نظر دادگاه اقدام می
کند.

۱۴-تقاضای فسخ اجاره و تخلیه و تحویل مورد اجاره به لحاظ انتقال قطعی

منضمات:۱-سند مالکیت۲-اجاره نامه۳-سند انتقال قطعی مورد اجاره۴-عندالزوم معاینه وتحقیق محلی

خواهان
توضیح می دهد که خوانده به موجب…مستاجر است که با توجه به شرط مندرج در
اجاره نامه مزبور مبنی بر حق فسخ برای موجر یا قائم مقام موجر در زمان یا
بعد از انتقال قطعی شماره…مورخ…دفتر اسنادر سمی…مبین انتقال ملک مورد اجاره
به وی است که موید تحقق شرط فسخ سند اجاره است تقاضای صدور حکم به این شرح
را دارد.

۱۵-تقاضای صدور حکم بر الزام خوانده به تخلیه و تحویل مورد اجاره به لحاظ عسروحرج

منضمات:۱-برگ اجرایه تخلیه وتحویل۲-استشهادیه محلی

خواهان
توضیح می دهد که وی بموجب برگ اجراییه…ناشی از دادنامه قطعی…محکوم به
تخلیه و تحویل محل سکونت خود  شده است با التفات به گواهی شهود به شرح
استشهادیه مبنی برایجاد موجبات عسر و حرج برای وی تقاضای صدور حکم به الزام
فوری خوانده را با توجه به نیاز وی به تخلیه وتحویل مورد اجاره  را دارد.
۱۶-استمهال از… ویا تقاضای مهلت برای  تخلیه وتحویل مورد اجاره به لحاظ عسروحرج

منضمات:۱-برگ اجرایه تخلیه وتحویل ۲-گواهی دبیرستان واز این قبیل …۳-استشهادیه محلی

خواهان
توضیح می دهد که با عنایت به برگ اجرای …ناشی از دادنامه …باید مورد
اجاره…را حداکثر تا تاریخ مورد ذکر در برگ اجرای تخلیه و تحویل نماید از
طرفی با بقاء سال تحصیلی جاری فرزندش و گواهی شهود از دادگاه استمهال
متناسب با عسر و حرج در تحویل عین مستاجره را دارد. این دادخواست هنگامی
داده می شود که بر اساس قانون۱۳۶۲حکم به تخلیه و تحویل کل ششدانگ …محلی
صادر شده است
۱۷- صدور حکم مبنی بر افزایش ما الاجاره از تاریخ …به
مبلغ…در هر ماه تا روز تخلیه و تحویل مورد اجاره ویا تقاضای تعدیل اجاره
بها(تعیین اجاره بهای عادله عین مستاجره) از مبلغ…ریال به مبلغ…ریال و مابه
التفاوت آن از تاریخ تقدیم دادخواست تا زمان صدور حکم

منضمات:۱-سند اجاره۲-سند مالکیت۳-اظهارنامه۴-حکم تعذیل اجاره بها قبلی۵-جلب نظر کارشناس

خواهان
توضیح می دهد  که بموجب اجاره نامه …خوانده…را اجاره نموده است نظر باینکه
مدت اجاره منقضی شده است از تاریخ استفاده مستاجر از عین مستاجره یا از
تاریخ مقرر در حکم قطعی شماره…صادره از دادگاه…که به تعدیل اجاره بها صادر
شده است سه سال تمام گذشته است علی هذا با تقدیم این دادخواست به استناده
ترقی هزینه های زندگی تقاضای تعدیل اجاره ماهیانه ازتاریخ…با جلب نظر
کارشناس به نررخ عادله روز و ماهیانه حداقل به میزان مبلغ …ریال را دارد

معمولا در خواست  تعدیل از تاریخ تقدیم دادخواست خواسته می شود

دادگاه
به استناد ماده۵و۴و۳و۱۳ قانون  ۵۶ حکم به ازدیاد اجاره بها از مبلغ…ریال
به مبلغ… ریال در هر ماه و مابالتفاوت اجاره بها سابق از تاریخ تقدیم
دادخواست تاکنون و هزینه حق الزحمه کارشناس و…صادر می کند و نسبت به خواسته
اضافی زائد بر حکم به لحاظ عدم ثبوت وفقد دلیل محکوم به بطلان می نماید

۱۸- تقاضای صدور حکم برابطال اجرائیه دائر بر تخلیه ملک مورد اجاره

خواهان
توضیح می دهد که بموجب اجاره نامه…اجاره نموده است و اجرائیه به لحاظ…صادر
شده است که به لحاظ… صدور حکم تخلیه غیرقانونی بوده است و صدور حکم به شرح
خواسته را دارد.

مثلا در یک مورد دیده می شود حکم به تخلیه مورد
اجاره که به یک پزشک اجاره داده شده است به لحاظ انقضا مدت  به استناد
مواد۴۹۴و۵۰۱قانون مدنی صادر شده است خواهان به این استناد که بر اساس قانون
الحاق یک بندبه عنوان بندجو دو تبصره به ماده  ۲قانون سال۱۳۶۲که ملک جهت
طبابت را از شمول مقررات مالک ومستاجر ۱۳۶۲وقانون مدنی خارج نموده است
ابطال اجرایه را خواستار شده است که دادگاه نیز با بررسی واحراز این رابطه
استیجاری استناد نموده هر چند وجهی بعنوان سرقفلی پرداخت نشده است و تعلق
حق کسب و پیشه مردود است لکن جون در مقررات روابط موجرومستاجر۱۳۵۶از حیث
جهت وعلل و اسباب تخلیه بر رابطه استیجاری فی ما بین این قانون حکومت دارد
حق درخواست تخلیه به علت پایان مدت صرفا پیش بینی نشده است اجرائیه صادره
بر مبنای مقررات حاکم پیش بینی نشده است و آثاری بر حکم  صادره نمی باشد
حکم بر ابطال اجرائیه صادر شده است.
۱۹-تقاضای الزام به تنظیم اجاره نامه رسمی یا حضور در دفترخانه و تنظیم سند رسمی اجاره

منضمات:۱-سندمالکیت۲-ارجاع امر به کارشناس۳-عنداللزوم استعلام ثبتی

خواهان
توضیح می دهد که بموجب …مالک است و مستاجر بموجب…مستاجر که ملک مزبور به
موجب سند عادی و یا سند رسمی  …به خواند ه اجاره داده شده است نظر به اینکه
مدت اجاره نامه منقضی شده است و ضرورت تنظیم اجاره نامه  وعدم تمکین
خوانده به تنظیم اجاره نامه مستندا به ماده ۷قانون الزام خوانده به حضور در
دفتر خانه و تنظیم اجاره نامه رسمی را دارد.

بموجب مواد ۴۶و۴۷
قانون ثبت ثبت کلیه اسناد مربوط به انتقال منافع وعین …املاک غیر منقول
باید به ثبت رسمی برسد به همین لحاظ بر اساس قانون۵۶ مواد۷و۸و۹قانون حکم به
تنظیم سند رسمی اجاره می شود.

۲۰-تقاضای تعیین اجار بها به مبلغ…ریال و الزام خوانده به تنظیم سند رسمی اجاره و جبران مابه التفاوت با جلب نظر کارشناس

منضمات:۱-سندمالکیت۲-ارجاع امر به کارشناس۳-عنداللزوم استعلام ثبتی

خواهان
توضیح می دهد که بموجب…مالک است و خوانده در …از ملک مزبور استیلای ید و
تصرف تجاری دارد نظر به اینکه اجاره بهای مورد اجاره بین طرفین معلوم نشده
است و ضمنا اجاره نامه تنظیم نشده است تقاضا دارد با ارجاع این موضوع به
کارشناس وسپس با مشخص شدن میزان آن تعیین اجاره بها وجبران ما به التفاوت
آن الزام خوانده را به تنظیم اجاره دارد
۲۱-تقاضای تخلیه مورد اجاره به لحاظ امتناع مستاجر از حضور در دفتر خانه جهت تنظیم سند رسمی اجاره

منضمات:۱-گواهی
دفتر خانه اسناد رسمی که مقرر بوده سند اجاره در انجن تنظیم شوددایر بر
عدم حضر خریدار۲-اخطاریه دفتر ددادگاه و ابلاغ به مستاجر جهت تنیم سند رسمی
۳-پرونده کلاسه…که براساس آن حکم به تنظیم سند رسمی اجاره صادر شده است

خواهان
در این دعوا توضیح می دهد که طی پرونده کلاسه…طی دادنامه…حکم به تنظیم سند
اجاره صادر شده است و رونوشت حکم به محکوم علیه مستاجر و دفترخانه..ابلاغ
شده است و دفتر طی اخطار…به وی ابلاغ نموده است که در تاریخ…جهت تنظیم سند
اجاره در دفترخانه حضور یابد و مستاجر علاوه بر ابلاغ دفتر دادگاه در مدت
۱۵روز مقرر در ماده۹ قانون۱۳۵۶امتناع از حضور و تنظیم سند رسمی نموده است
که تقاضای صدور حکم به تخلیه را دارد

۲۲-الزام موجر به تنظیم سند رسمی اجاره

منضمات:ا-سند
اجاره اعم از عادی یا رسمی ۲۰ عند للزوم معاینه وتحقیق محلی(در موردی که
اجاره نامه تنظیم نشده است)۳-عندللزوم پرونده ثبتی کلاسه…

خواهان
توضیح می دهد که بموجب سند رسمی یا سند عادی یا توافق شفاهی
اینجانب…مستاجر…واقع در…هستم نطر به اینکه مدت اجاره منقضی شده است و
خوانده حاضر به تنظیم سند رسمی اجاره نمی باشد مستندا به ماده ۷
قانون۱۳۵۶الزام خوانده را به تنظیم اجاره نامه رسمی دارد.

۲۳-الزام به تنظیم سند رسمی اجاره

۱-صلح نامه قطعی سرقفلی۲-اظهار نامه

خواهان
توضیح می دهد که تمامی حقوق مستاجر قبلی اجاره نامه …تنظیمی در دفتر اسناد
…طی موافقتنامه خوانده صورت پذیرفته است و کل آنرا در تصرف دارد لهذا با
صدور حکم به محکومیت خوانده به تنظیم اجاره نامه رسمی طبق سند اولی را
دارد.

در این دعوا خواهان مستاجر جدید است و خوانده موجر اصحاب دعوا هستند.

۲۴-تقاضای الزام به تنظیم سند
انتقال سرقفلی(حق کسب و پیشه یا تجارت)و یا الزام خوانده به حضور در
دفترخانه و تنظیم سند رسمی حقوق سرقفلی

خواها ن توضیح می
دهد که بموجب صلحنامه عادی مورخ… کلیه حقوق در مورد حق کسب و پیشه و یا
تجارت (سرقفلی)…استیجاری به موجب سند رسمی وبا رضایت موجر از سوی خوانده
(مستاجر قدیم)که بموجب سند…مستاجر مورد بحث بوده به وی مصالحه قطعی شده است
که خوانده ضمن صلحنامه مزبور متعهد به تنظیم و امضاء سند رسمی شده است که
با وجود ابلاغ اظهار نامه تاکنون اقدامی بعمل نیاورده است … ویا بموجب
قولنامه مورخ… خوانده اقدام به فروش سرقفلی مورد اجاره و با پرداخت ثمن از
تاریخ معاله در آن مستقر گردیده  است که به این وسیله تقاضای محکومیت 
خوانده را مطابق خواسته دارد

در این دعوا خواهان مستاجر جدید است و خوانده مستاجر قدیم  اصحاب دعوا هستند.
۲۵-تقاضای الزام خوانده به تجویز انتقال منافع و حق کسب وپیشه وتجارت ویا تجویز انتقال منافع مورد اجاره به ثالث

منضمات:۱-سند اجاره۲-تحقیق و معاینه محل وقتی اجاره نامه ای در بین نباشد۳-ارجاع امر به کارشناس

خواهان
توضیح می دهد که به موجب سند اجاره عادی…یا سند اجاره رسمی…یا توافق
شفاهی…مستاجر…واقع در…ملکی خوانده می باشد نظر به اینکه در قرار داد اجاره
حق انتقال از وی سلب شده است قصد انتقال حق کسب وپیشه وتجارتومنافع عین
مستاجره را به غیردارد وموجر موافق این امر نمی باش و یا اضافه می کند مالک
مزبور نیز حاضر به  پرداخت حوق کسبی وی نمی باشد وبدینوسیله مستندا به
ماده۱۹قانون۱۳۵۶رسیدگی را خواستار وتقاضای محکومیت خوانده را به تجویز
انتقال منافع عین مستاجره را بغیرو تنظیم سند رسمی انتقال با منتقل الیه
اجاره را دارد.

و یا اضافه می کند خود خوانده اگر حاضر به تادیه
حقوق ناشی از رابطه استیجاری و کسبی وی است با ارجاع امر به کارشناس وی
حاضر به دریافت است. ثالث جدید از هرحیث نسبت به تمام شرایط اجاره چون شغل و
سایر شرایط  قائم مقام مستاجر سابق می باشد در صوتیکه در ظرف ۶ماه منافع
مورد اجاره با سند رسمی به مستاجر جدیدی انتقال داده نشود حکم دادگاه در
این خصوص باطل می شود.

۲۶-تقاضای الزام به تحویل و تنظیم سند رسمی ا نتقال حقوق ناشی از کسب و پیشه و تحویل مغازه

منضمات:۱-قرارداد۲-اجاره نامه۳-تحقیق ومعاینه محل ۴- ارجاع امر به کارشناس

خواهان
توضیح می دهد که به استناد قرارداد مورخ …خوانده که مستاجر و صاحب حق کسب
وپیشه و تجارت ملک…است کلیه حقوق خود را با اختیار حاصله از شرط…سند اجاره
به وی واگذار شده است و مقرر شده است ظرف…روز تشریفات رسمی انتقال را انجام
دهد که هم اکنون امتناع از این امر می نماید که الزام وی را به تحویل و
تنظیم سند رسمی ا نتقال حقوق ناشی از کسب و پیشه و تحویل مغازه در ازای
مبلغ…ریال دارد. اگرخواهان براساس تبصره۱ماده۶قانون۱۳۷۶موجرسرقفلی نگرفته
باشد مستاجر حق گرفتن سرقفلی را ندارد واگر چنین دعوای طرح شود محکوم به
ردخواهد بود. در این دعوا مستاجر اول خوانده و منتقل الیه مستاجردوم خواهان
است.

۲۷-تقاضای الزام خوانده به تنظیم سند رسمی وبهمراه تعیین اجاره بها

منضمات:۱- سندعادی اجاره در صورت وجود۲-ارجاع امر به کارشناسی۳-عندالزوم معاینه وتحقیق محلی۴-استعلام ثبتی۵-گواهی گواهان

خواهان
توضیح می دهد خوانده موجر و وی بموجب  توافق شفاهی مستاجر … است که میزان
اجاره بها مسکوت مانده است و وی منکر این توافق است و حاضر به قبول مبلغ و
اجرای این توافق نمی باشد و از تنظیم سند رسمی اجاره استنکاف می نماید نظر
به ماده۷ قانون۱۳۵۶رسیدگی و صدور حکم را خواستار است. در این دعوا خواهان
مستاجر است و خوانده موجر  اصحاب دعوا هستند

تذکرات مربوط به این گام:

قانون مخفف قانون روابط موجر و مستاجر می باشد.

در
موردی که تقاضای تخلیه مثلا به لحاظ تخلف از شروط  قرارداد اجاره است 
مانندتغییر شغل یا تغییر نحوه استفاده یا عدم تادیه مال الاجاره داخل در
مدت ا جاره است  باید به استناد تقاضای فسخ اجاره و تخلیه وتحویل مورد
اجاره بعمل آید.

دلیل مالکیت باید ارایه شود معمولا اجاره نامه رسمی نیازی به سند مالکیت ندارد.

وقتی سند اجاره عادی است قید تاریخ آن کافی است.

در
صورتی که مستاجر نسبت به پرداخت اجور معوقه  اقدام نکرده باشد می توان
بهمراه طرح این دعاوی  دعوی مطالبه اجور معوقه را نیز درخواست نمود.

اگر مستاجر فوت نموده باشد دعوا به طرفیت وراث مستاجر به قائم مقامی وی مطرح می شود.


آشنایی با قوانین حقوقی حضانت کودک

635210687876042567.jpg

آشنایی با قوانین حقوقی حضانت کودک


متأسفانه با بالا رفتن
آمار طلاق یکی از مسائل مهمی که بسیاری از زن و شوهر‌ها پس از طلاق با آن
روبرو می‌شوند، مسأله حضانت کودک است. هر یک از طرفین می‌خواهند این یادگار
مشترک زندگی شکست خورده را پیش خود نگه دارند تا شاید با مهر و علاقه این
کودک بتوانند درد‌ها و رنجهای جدایی را زود‌تر فراموش کنند. برای آن‌ها
جدایی همزمان از همسر و فرزند دردناک‌ترین خاطره زندگی است که هرگز
نمی‌توانند با آن کنار بیایند و برای همین تلاش می‌کنند پس از جدایی از
جدایی از فرزند جلوگیری کنند و حضانت را به عهده گیرند. با توجه به اهمیت
موضوع، در مقاله زیر به بررسی این موضوع می‌پردازیم.

حضانت
یعنی نگاهداری و مراقبت جسمی، روحی، مادی و معنوی اطفال و تعلیم و تربیت
آن‌ها که به موجب ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی ایران هم حق و هم تکلیف والدین است.
یعنی اینکه والدین حق دارند حضانت و سرپرستی کودک خود را به عهده گیرند و
قانون جز در موارد استثنایی نمی‌تواند آن‌ها را از این حق محروم کند و از
سوی دیگر آن‌ها مکلف هستند تا زمانی که زنده هستند و توانایی دارند،
نگهداری و تربیت فرزند خویش را به عهده گیرند. در حضانت آنچه از همه مهم‌تر
است مصلحت کودک است و به این ترتیب قانون ابتدا مصالح او را در نظر
می‌گیرد و سپس حق پدر و مادر برای نگهداری کودکشان را. در این صورت حتی اگر
مصلحت طفل ایجاب کند که پیش هیچکدام از پدر و مادرش نباشد، دادگاه رأی
می‌دهد که کودک به شخص ثالثی سپرده شود.

حضانت با چه کسی؟
اگر چه قانون مدنی مصوب ۱۳۱۴ ماده ۱۱۶۹ بیان می‌کرد حضانت فرزند پسر تا ۲
سالگی و دختر تا ۷ سالگی به مادر سپرده شده و پس از انقضای این مدت حضانت
با پدر است؛ اما با اصلاحیه مصوب سال ۸۲ که به تصویب مجمع تشخیص مصلحت
رسید، برای حضانت و نگهداری طفل که پدر و مادر او از یکدیگر جدا شده‌اند،
مادر تا ۷ سالگی (پسر یا دختر فرقی ندارد) اولویت دارد و پس از آن با پدر
است البته این تبصره هم به اصلاحیه افزوده شده است که پس از ۷ سالگی هم در
صورتی که میان پدر و مادر درباره حضانت اختلاف باشد، حضانت طفل با رعایت
مصلحت کودک و به تشخیص دادگاه است.

مسافرت تا اطلاع ثانوی با اطلاع پدر است
طلاق، تنها رابطه زن و شوهری را از میان می‌برد؛ اما رابطه پدر و فرزندی یا
مادر و فرزندی را از بین نمی‌برد. این ارتباطی دایمی و ابدی است و
بنابراین هیچ کس نمی‌تواند پدر یا مادر را از ملاقات با فرزندش منع کند. به
این جهت است که طبق قانون نمی‌توان بدون اجازه طرف مقابل، فرزند را از
کشور خارج کرد و حتی از شهری به شهر دیگر برد، مگر اینکه مصلحت طفل ایجاب
کند و دادگاه اجازه بدهد. البته برای سفرهای زیارتی، هرچند پدر ناراضی
باشد، دادگاه اجازه خواهد داد. طبق قانون، محل نگهداری طفل آخرین محل اقامت
پیش از طلاق است.
طبق تبصره ۱ ماده ۱۴ قانون حمایت خانواده ۱۳۵۳، «پدر یا مادر یا کسانی که
حضانت طفل به آن‌ها واگذار شده، نمی‌توانند طفل را به شهرستانی غیر از محل
اقامت مقرر بین طرفین یا غیر از محل اقامت قبل از وقوع طلاق یا به خارج از
کشور بدون رضایت والدین بفرستند؛ مگر در صورت ضرورت با کسب اجازه از
دادگاه».

تکلیفی برای پدر و مادر
به موجب ماده ۱۱۷۲ قانون مدنی، پدر و مادر مجبورند در مدتی که حضانت طفل به
عهده آنهاست، حق ندارند از نگاهداری او امتناع کنند اما در صورت امتناع،
قاضی دادگاه به تقاضای قیم یا آشنایان طفل و حتی اشخاص دیگر با تقاضای
دادستان والدین طفل را مجبور به نگاهداری او می‌کند؛ اما در صورتی که اجبار
آن‌ها به این کار ممکن یا مؤثر نباشد، حضانت را به خرج پدر و هرگاه پدر
فوت شده باشد، به خرج مادر تأمین کند.

زمان ملاقات
طبق ماده ۱۱۷۴ قانون مدنی، «هر یک از ابوین که طفل تحت حضانت او نیست، حق
ملاقات طفل خود را دارد. تعیین زمان و مکان ملاقات و سیر جزئیات مربوط به
آن در صورت اختلاف بین ابوین با محکمه است».
بنا به این ماده، هرکدام از والدین این حق را دارند که در فواصل معین با
کودک خود ملاقات کنند و حتی فاسد بودن مادر یا پدر هم باعث نمی‌شود از
ملاقات وی با فرزندش جلوگیری شود. در صورتی که میان پدر و مادر درباره مدت
ملاقات و نحوه آن توافق شده باشد، طبق‌‌ همان توافق عمل می‌شود. اما در هر
صورت توافق نشدن، دادگاه در حکم خود مدت ملاقات و نحوه آن را برای کسی که
حق حضانت ندارد، معین می‌کند. معمولاً دادگاه‌ها یک روز یا دو روز از آخر
هفته را به این امر اختصاص می‌دهند و گفته می‌شود ملاقات بیش از این با
شخصی که حضانت را به عهده ندارد، موجب اختلال در حضانت و دوگانگی در تربیت
کودک می‌شود. اما سلب کلی حق ملاقات از پدر یا مادری که حضانت به عهده او
نیست برخلاف صراحت ماده قانون مدنی است و دادگاه نمی‌تواند حکم به آن بدهد.
با این حال اگر ملاقات با پدر یا مادری که حضانت به عهده او نیست واقعاً
برای مصالح کودک مضر باشد، دادگاه می‌تواند مواعد ملاقات را طولانی‌تر کند و
مثلاً به جای هفته‌ای یک بار، ماهی یک بار یا هر شش ماه یک بار تعیین کند
یا ملاقات با حضور اشخاص ثالث باشد.
البته زمانی که ملاقات خوف جانی برای فرزند داشته باشد و پدر یا مادر حالت
خطرناک روانی داشته باشند، برای جلوگیری از صدمه به فرزند، می‌توان با حکم
دادگاه مانع از دیدار یکی از والدین که دچار چنین مشکلی هستند، شد.

اگر برای ملاقات مخالفت شد
در صورتی که پدر یا مادری که دارای حق حضانت است، از ملاقات طرف دیگر (که
طبق دستور دادگاه دارای حق ملاقات است) ممانعت کرد، برای اجرای دستور
دادگاه به نیروی انتظامی سپرده می‌شود و عنداللزوم می‌توان از ضمانت اجرایی
ماده ۶۳۲ قانون مجازات اسلامی اسلامی استفاده کرد که به موجب آن، «اگر کسی
از دادن طفلی که به او سپرده شده است، در موقع مطالبه اشخاصی که قانوناً
حق مطالبه دارند، امتناع کند، به مجازات از ۳ تا ۶ ماه حبس یا به جزای نقدی
از یک میلیون ریال و ۵۰۰ هزار تا ۳ میلیون ریال محکوم خواهد شد».

حضانت تا کی؟
از نظر قانون مدنی ایران زمان بلوغ برای دختر ۹ سال و برای پسر ۱۵ سال تمام
قمری است. با رسیدن طفل به سن بلوغ، او از حضانت خارج می‌شود و خودشان
می‌توانند انتخاب کنند به این ترتیب، دختران پس از ۹ سالگی و پسران پس از
۱۵ سالگی می‌توانند خودشان زندگی با هر کدام از والدین را انتخاب کنند. اما
پس از رسیدن به سن بلوغ، حتی اگر فرزندان نزد مادرشان باشند و نتوانند
استقلال مالی داشته باشند، پدر موظف به پرداخت نفقه آن‌ها است.

نفقه کودک به عهده چه کسی است؟
طبق ماده ۱۱۹۰ قانون مدنی، نفقه اولاد به عهده پدر است و چه این پدر حضانت
را به عهده داشته باشد یا اینکه حضانت بر عهده مادر یا شخص دیگری باشد،
پرداخت نفقه فرزند که به طور عمده شامل مسکن، لباس، خوراک و نیازهای درمانی
است به عهده پدر است که در صورت خودداری از پرداخت (با وجود داشتن استطاعت
مالی) طبق ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامی جرم بوده و در صورت شکایت ذی نفع
دادگاه او را به حبس از ۳ ماه و یک روز تا ۵ ماه محکوم می‌کند. طبق همین
ماده (۱۱۹۹) در صورت فوت پدر یا عدم توانایی او در پرداخت مخارج زندگی
فرزندش، این تکلیف به عهده پدر بزرگ و جد یا دیگر اجداد پدری است. در صورت
نبودن پدر و اجداد پدری و یا عدم توانایی آن‌ها به پرداخت مخارج زندگی
فرزند، تکلیف پرداخت نفقه به عهده مادر قرار می‌گیرد. هرگاه مادر هم فوت یا
قادر به پرداخت مخارج مذکور برای فرزندش نباشد. این تکلیف به عهده اجداد و
جدات مادری و جدات پدری فرزند قرار می‌گیرد.
پرداخت نفقه فرزند فقط تا رسیدن به سن رشد نیست، بلکه پس از آن هم طبق ماده
۱۱۹۷ قانون مدنی، اگر فرزند منبع مالی نداشت و نتوانست معیشت خود را فراهم
کند، پدر و نیز دیگر اشخاص یاد شده (در صورت داشتن توانایی مالی) ملزم به
تأمین مخارج فرزند کبیر هستند.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back To Top