ازدواج مهارت می خواهد…

ازدواج مهارت می خواهد!

زندگی مشترک  افقی است روشن و جلوه گاهی زیبا برای تولدی دوباره؛ مشروط بر
آن که وجوه ضروری این اشتراک، یعنی توانایی ها و مهارت های خاص و سازنده،
در تفکر، بینش و عملکرد انسان رؤیت و ملاحظه شود. زیرا این مهارت ها و
توانایی های انسان است که در وقت لزوم، به یاری او می آید تا مشکلات ،
اختلافات و نقاط ضعف و کاستی های زندگی مشترکش را برطرف نماید.

ازدواج,مهارت,ازدواج,عملکرد,مهارت,مشکلات,توانای,برطرف,ازدواج,ضرور,زیبا,عملکرد,روشن,برطرف,مشکلات
اختلافات و نقاط ضعف,مشکلات,تفکر

زندگی
مشترک  افقی است روشن و جلوه گاهی زیبا برای تولدی دوباره؛ مشروط بر آن که
وجوه ضروری این اشتراک، یعنی توانایی ها و مهارت های خاص و سازنده، در
تفکر، بینش و عملکرد انسان رؤیت و ملاحظه شود. زیرا این مهارت ها و توانایی
های انسان است که در وقت لزوم، به یاری او می آید تا مشکلات ، اختلافات و
نقاط ضعف و کاستی های زندگی مشترکش را برطرف نماید. حال چنانچه زندگی
مشترکی که براساس پیوندی مقدس از سوی زن و مرد، صورت پذیرفته، با عدم
توانایی ها و مهارت های هر دو نفر و یا حتی یکی از آنها روبه رو شود، به
طور مسلم، ادامه این زندگی با تلخکامی، ناراحتی و تنش و رنجش همراه خواهد
شد. بنابراین باید در نظر داشته باشیم بقا و تداوم و شیرینی یک زندگی
مشترک، همیشه در گرو توانایی ها و مهارت های خاصی است که در حقیقت تضمین
کننده ای قابل اطمینان برای خوشبختی  زوجین به حساب می آیند.

به
همین لحاظ در نوشتاری که پیش رو دارید سعی شده است تا به صورت اجمال به
راهکارهای مهم و اساسی، پیرامون برخی از توانایی ها و مهارت های لازم برای
ایجاد و برقراری یک زندگی مشترک ایده آل پرداخته شود.

مهارت در خودآگاهی

آگاهی
از خود و خصوصیات مختلف خود، به انسان کمک می کند با توانایی ها و ضعف ها و
سایر خصوصیات خود آشنا شود. همچنین در صورت برخورد با طرف مقابل و تشکیل
زندگی مشترک  بهتر و عمیق تر با مسائل روبه رو شود. این خودآگاهی به شخص
نشان می دهد که چگونه می تواند احساسات خود را بشناسد، از وجود آنها آگاه
شده و به وقت لزوم کنترلشان نماید تا منجر به هیچگونه ناراحتی نگردد.

خودآگاهی،
موجب شناخت نیاز افراد و یافتن راه مناسب برای مواجهه با آنها می شود.
همچنین اهداف زندگی را مشخص تر و واقع بینانه تر نشان می دهد و ارزش واقعی
افراد و مسائل پیرامونشان را نمایان می سازد. خودآگاهی فرآیند سالم هویت
یابی را برای انسان سهل تر می نماید، به زندگی او آرامش می دهد و احساس
رضایت مندی اش را رونق می بخشد.

«خودآگاهی» تضمین کننده استحکام
وجود فرد در هنگام بزرگسالی است و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رویارویی
با مشکلات و حل مناسب آنها می شود.

خودآگاهی تضمین کننده استحکام
وجود فرد در هنگام بزرگسالی است و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رویارویی
با مشکلات و حل مناسب آنها می شود.

به جز موارد فوق، «خودآگاهی»
شناخت و تنظیم احساسات، اهداف و برنامه زندگی، تفریحات و سرگرمی ها،
توانایی ها، ضعف ها، ارزش ها، مسئولیت ها، شناخت فرهنگ، مذهب، علائق،
آرزوها و استعدادها را به دنبال دارد.

کشف و درک و شناخت مهارت ها و
توانایی های خود، به این دلیل مهم است که فرد قبل از ازدواجش بداند چه
هدفی دارد تا برای ازدواج خود براساس هدف اصلی زندگی اش، برنامه ریزی
نماید. مثلاً فردی که هدفش رسیدن به درجات عالیه کمال و معنویات است، اگر
با کسی ازدواج کند که هدفش رسیدن به یک زندگی تجملی و سراسر مادیات است، به
طور قطع پس از ازدواج، دچار مشکلات فراوانی در زندگی مشترک خواهد شد.
امتیاز دیگری که می توان برای خودآگاهی منظور نمود آن است که موجبی قدرتمند
برای شناخت و تشخیص تفاوت های بین خود و دیگران است. در این میان باید گفت
شناخت تفاوت های میان زن و مرد، یکی از مهم ترین بخش های مربوط به مهارت
خودآگاهی است.

شناخت تفاوت های میان زنان و مردان

در
یک بعد کلی می توان گفت انسان ها، تفاوت های بسیاری با یکدیگر دارند که
دلایل شان نیز متنوع و متعدد است. اما تفاوت های بین زن و مرد ، تفاوت های
عمده ای است. برخی از این تفاوت ها، ریشه در عوامل فیزیولوژیکی و زیستی
دارند و بعضی، نشأت گرفته از عوامل فرهنگی و اجتماعی هستند.

بیشترین این تفاوت ها را که معمولاً شدید و قابل تعمق است، می توان در ازدواج و زندگی مشترک به وضوح احساس کرد، از جمله این که:

1 – دیدگاه زنان و مردان نسبت به ارتباط و مسائل جنسی کاملاً متفاوت است

این تفاوت که در واقع ریشه زیستی دارد، مهمترین اختلاف آنان در ارتباط با رابطه جنسی
است. این رابطه در زنان با عواطف مثبت و احساسات گره خورده است در حالی که
ارتباط جنسی در مردها، بیشتر جنبه های فیزیولوژیک دارد و بیشتر ارضای یک
غریزه به حساب می آِید. دیگر آن که جنبه های عاطفی این احساس در مردها،
بسیار کمتر از آن احساسی است که در زن ها وجود دارد. این تفاوت ها و یا عدم
آگاهی از آنها، گاهی موجب سوء تفاهم و بر هم خوردن روابط میان مرد و همسرش می شود.

2 – استقلال برای مردان اهمیت بسیاری دارد

استقلال
مردها از موارد قابل توجه در زندگی مشترک است. چون آنها مایلند و می
خواهند در مورد مسائل مالی و معاملات و سایر موارد مشابه، مستقل عمل کنند.
مخالفت همسر یا عدم توجه وی به این نکته، می تواند مشکلات و موانعی در
زندگی مشترک ایجاد کند زیرا مرد تصور می کند که به احساس استقلالش، لطمه
خورده است.

3 – زنان می خواهند مورد حمایت باشند و به این حمایت اهمیت می دهند

چنانچه
زن حس کند از طرف همسرش مورد بی توجهی و بی مسئولیتی قرار گرفته، به شدت
آزرده می شود و واکنش های عاطفی شدید نشان می دهد. زیرا آنچه برای زن ها
اهمیت دارد، آن است که حس کنند همسرشان به آنان احترام می گذارد و به سلامت
وعقیده و … آنان اهمیت می دهد.

4 – مدیریت خانه برای مردها بسیار مهم است

با
مراجعه به فرهنگ های مختلف موجود در جوامع گوناگون، خواهیم دید که «مرد»
به عنوان قدرت اول خانواده، شناخته شده است که البته این مسئله را باید
جدای از تبعیض های جنسی میان زن و مرد، به حساب آورد. در خانواده هایی که
زن بدون نظرخواهی و مشورت همسرش درباره مسائل خانوادگی تصمیمی اتخاذ می
نماید، یا این که قدرت اول خانواده است، معمولاً مشکلات گوناگون زیادی
مشاهده می شود که آسیب دیدگی احساس مرد از خود را می توان یکی از این
ناراحتی ها دانست. البته این که مرد، قدرت اول خانواده باشد بدان معنا نیست
که مرد، در یک نقش دیکتاتوری ظاهر شود بلکه منظور از این مسئله، مدیریتی
است که باید بر عهده مرد قرار بگیرد.

5 – صحبت کردن و ارتباطات اجتماعی برای زنان مهم است

زن
ها با دور هم جمع شدن و صحبت کردن، بسیاری از نگرانی ها، استرس ها و
ناراحتی های خود را تعدیل وتخلیه می نمایند. تمایل به ارتباطات اجتماعی و
حرف زدن در زنان بیشتر از مردان است. به همین دلیل چنانچه درک و آگاهی زن و
مرد، نسبت به این خصوصیت ضعیف باشد، مطمئناً آنان را دچار سوء تفاهمات جدی در زندگی مشترک خواهد نمود.

6 – نگاه مردان به مسائل، کلی تر است

مردها
معمولاً وارد جزئیات و نکات ظریف نمی شوند، در حالی که زن ها به عمق مسائل
و اجزاء ریز در ارتباطات و دیگر موارد، توجه زیادی دارند. معمولاً این
خصوصیات زن و مرد، موجب می شود زن تصور کند مرد در باره بسیاری از مسائل بی
دقت و بدون توجه است و مرد نیز همسرش را فردی حساس و ریزبین بداند که
همیشه ذهن خود را برای موارد و مسائل پیش پا افتاده و کم اهمیت، درگیر و
مشغول می سازد.

7 – جذابیت های جسمی و آراستگی برای مردها بسیار اهمیت دارد

مردها بیش از زن ها تحت تأثیر جذابیت های جسمی و آراستگی زن قرار می گیرند که این نیز یکی دیگر از تفاوت های مهم آنهاست.

8 – زن ها عاطفی تر از مردها هستند

یکی
دیگر از تفاوت های عمده بین زن و مرد، عاطفی تر بودن زنان است و این
انتظاری است که زن ها، از مردها نیز دارند! مثلاً زنی که همواره تاریخ دقیق
روز ازدواج ، تاریخ تولد همسر، مکان آشنایی و … را به یاد دارد و چه بسا
به مناسبت آنها، برای همسر خود، هدیه هایی هم تهیه کند، وقتی با شوهری
روبه رو می شود که نسبت به این مسائل بی اعتنا یا فراموشکار است، نخستین
احساسش آن است که همسرش نسبت به او بی علاقه و بی اهمیت است. باید دانست
ادامه چنین تفکرات منفی و برخوردهای احساسی در مدت زمانی اندک، موجب بروز
سوء تفاهم
و دلسردی از زندگی مشترک می شود. لذا آگاهی از این نکات ضمن آن که از
ناراحتی های بسیاری جلوگیری می کند، احساس مهارت در زندگی مشترک را در شخص
رشد می دهد و او را به موفقیت می رساند.

مهارت در همدلی با افراد

همدلی
با افراد مهارت خاصی می خواهد. همدلی به برقراری ارتباط عمیق و صمیمی به
انسان ها کمک بسیاری می کند. گاهی اوقات افراد به اشتباه، تصور می کنند تفاهم
به این معناست که ما با فرد مقابل، کاملاً همفکر و هم عقیده باشیم، در
حالی که باید گفت چنین تصوری از پایه و اساس اشتباه است، زیرا هیچ گاه نمی
توان دو انسان را یافت که به طور کامل شبیه یکدیگر باشند. اختلاف و تفاوت
در دیدگاه ها، سلیقه ها، آرزوها، عقاید و علایق، همه و همه، امری طبیعی و
کاملاً عادی است. اما آنچه این اختلاف و تفاوت را می تواند برای ما، قابل
درک و فهم سازد، همان «همدلی» است که به واسطه آن، می توانیم بسیاری از
مشکلات ارتباطی خود با دیگران، خاصه شریک زندگی مان، را برطرف سازیم.

اصول مهارت همدلی

1 – به صحبت های دیگران خوب گوش کنید.

هنگامی
که کسی صحبت می کند، کار دیگری انجام ندهید. خوب گوش کردن یا به عبارت
دیگر، گوش کردن فعال، پایه و اساس هر نوع ارتباط سالمی است. نمی توان هم
کتاب خواند و هم به صحبت های طرف مقابل گوش داد. چون بین شنیدن و گوش دادن،
تفاوت زیادی وجود دارد. همچنین توجه کنید که هنگام صحبت کردن طرف مقابل،
به صورت او نگاه کنید تا مطمئن باشد نسبت به صحبت هایش، هر چند معمولی و
عادی، دقت، حرمت و حساسیت لازم را قائلید. حتی گاه با اظهار کلماتی چون
بله! عجب! خوب! فهمیدم! پس این طور! به او نشان دهید که کاملاً به صحبت
هایش و آنچه که می گوید، توجه دارید و برای این توجه تمرکز کافی داشته
باشید.

2 – با احساس و عواطف طرف مقابل تان همراه و هماهنگ شوید.

هنگام
همدلی، سعی کنید طرف مقابل خود را درک کنید. آن هم به طور حقیقی و دور از
هرگونه تظاهر و تصنعی ریاکارانه یا از روی اجبار! بلکه از روی عاطفه و
احساس هماهنگ با طرف مقابل. مثلاً هیچ وقت نمی توان با فردی که با صدا و
حالتی حزن آلود، درباره مسئله یا موضوع ناراحت کننده ای سخن می گوید، با لحنی شاد و سرشار از سرخوشی سخن گفت. البته عکس این مثال نیز صادق است.

3 – به احساسات و هیجان های طرف مقابل تان توجه داشته باشید.

بیشتر
اوقات، فردی که از شرایط و مسایل خود، سخن می گوید و به شرح مشکلات یا درد
دل هایش می پردازد، قبل از آن که به دنبال راه چاره یا پند و اندرز و یا
راهنمایی باشد، نیاز دارد تا مخاطب او، متوجه احساس و حالت و هیجان او شود و
موقعیت های احساسی او را درک کند. شما باید با توجهی که نسبت به احساس و
هیجان او می کنید، این خواسته را برای وی به اثبات برسانید.

4 – خود را به جای طرف مقابل بگذارید.

تنها
در این صورت است که می توانید از دریچه چشم وی، به مشکلات نگاه کنید و
احساسات و موقعیتش را دریابید تا بتوانید همدلی لازم را درباره اش داشته
باشید.

5 – در همدلی با طرف مقابل، از جمله های قاطع استفاده نکنید.

معمولاً
شدت ناراحتی و هیجان در فرد نیازمند به همدلی، به حدی است که موجبات
آزردگی و آسیب پذیری را در او، مستعد می سازد. بنابراین باید مراقب بود تا
با چنین فردی، با کلمه ها و جمله های قاطع و بُرنده، صحبت نکنیم. چه بسا که
در تشخیص احساس و معانی سخنان وی اشتباه کرده باشیم آن وقت به دلیل قطعیت
نظر و صحبتی که داشته ایم، نه تنها همراه و همدل او نبوده ایم، بلکه به
نوعی وی را آزرده خاطر و منزجر نیز کرده ایم.

مهارت حل اختلاف

این
مهارت نیز، همانند بقیه مهارت ها، برای  ازدواج و تشکیل زندگی مشترک  و
اصولاً برقراری ارتباط درست با دیگران ضروری و واجب است. آنچه مسلم است،
بروز اختلاف و تفاوت بین افراد، امری کاملاً عادی و طبیعی است. منتها مهمتر
و طبیعی تر آن است که نسبت به حل این اختلافات، اشراف داشته باشیم و
بتوانیم اختلاف یا سوء تفاهمات خود یا دیگران را به گونه ای حل کنیم که رضایت همه فراهم آید؛ و این رضایت حاصل نخواهد شد مگر با کسب مهارت در حل اختلافات.

اصول مهارت حل اختلاف

– صحبت کنید، اما بدون پرخاش و توهین و تندی.

حل اختلاف، در زمان عصبانیت، حاصلی جز تخریب بیشتر نخواهد داشت. پس بهتر آن است که همیشه بعد از آرام شدن محیط و افراد، اقدام شود.

– منفی سخن نگویید.

اگر
برای وصل کردن، قدم جلو می گذاریم، باید دقت کنیم از به کار بردن سخنان
نومید کننده و تحریک کننده و در مجموع منفی، خودداری نمائیم.

– در اولین قدم اختلاف، آن را حل کنید.

به محض احساس اختلاف یا سوء تفاهم،
درصدد حل آن برآیید. چون اگر شامل مرور زمان شود، تبدیل به کینه و رنجش می
شود. به خاطر داشته باشید صحبت و بازگو کردن ناراحتی ها و سوءتفاهمات، کمک مؤثری برای رهایی از غم و اندوه است و حل اختلافات را نیز سهل تر می نماید.

– از طرف مقابل خود، یا طرفین اختلاف، درخواست کنید تا خیلی سریع، وقت مناسبی را با هماهنگی یکدیگر، برای حل اختلاف، اختصاص دهند.

– احساس شرم و گناه و خجالت را برای طرف مقابل به وجود نیاورید.

چنانچه
ما با طرف مقابل خود، دچار مشکلی شده اید یا برای حل اختلاف دیگران، می
خواهید اقدام نمائید، هرگز نباید به گونه ای صحبت کنید که دیگری یا دیگران
را دچار احساس خجالت، گناه یا شرمندگی کنید. طعنه و کنایه را نیز باید از
لحن و کلامتان حذف نمایید.

– نظر و عقیده خود را بیان کنید.

ناراحتی خود را عنوان کنید و درباره اش سخن بگویید بدون آن که قضاوت یا سرزنش کنید و حکمی صادر نمایید.

– دیگری یا دیگران نیز حق دارند.

به
طرف مقابل خود یا دیگرانی که با یکدیگر دچار اختلاف شده اند، اجازه کافی
بدهید تا از ناراحتی ها و مشکلاتشان صحبت کنند. تخلیه روانی، فرد را برای
طرح یا پذیرش مسائل متفاوت و سپس حل مشکلات، آماده تر می نماید.

– عذرخواهی مشکل نیست.

در
زمان حل اختلاف، چنانچه فرد متوجه اشتباه خود بشود، بهتر است فوری با یک
جمله که حاکی از ندامت و عذرخواهی اوست مسئله را ختم به خیر کند.
«عذرخواهی» نه تنها فرد را کوچک نمی کند، بلکه دیگران را متوجه انعطاف و
دقت نظر او نیز می سازد. حال چنانچه لزومی به عذرخواهی هیچ کسی مشاهده نشد،
توافق و به قول معروف، کنار آمدن با هم، مسیری تازه برای رفع سوء تفاهمات و برقراری ارتباطات جدید خواهد بود.

– هربار، فقط یک موضوع را مطرح کنید.

برای
هر مشکل، یک جلسه مشخص را اختصاص دهید. چرا که در صورت صحبت و طرح همه
ناراحتی ها و مشکلات در یک جلسه، نه تنها راه حلی حاصل نخواهد شد، بلکه به
لحاظ یادآوری و تداعی یا درهم پیچیدگی ناراحتی ها، دامنه اختلافات وسعت
بیشتری خواهد گرفت.

لازم به یادآوری است که مهارت حل اختلاف، در
روابط خانوادگی، خاصه ارتباط میان زن ها و شوهرها، اهمیت بسیاری دارد.
ضمناً باید در نظر داشت که در این روابط، حفظ احترام ادب و حرمت و همکاری و
تعادل، برای همگان امری لازم و واجب است.

مهارت تصمیم گیری

تصمیم
گیری نیاز به مهارت دارد. انسان ها به صورت های مختلفی تصمیم گیری می
کنند، خواه این تصمیم درباره معامله ای باشد یا اشتغال به کاری یا انجام
عملی یا ازدواجی.

انواع تصمیم گیری


1 – تصمیم گیری احساسی؛
که تصمیم براساس یک احساس خاص ( عشق ، خشم، کینه، حسادت و کمک و…) گرفته می شود
.

2 – تصمیم گیری اجتنابی؛
تصمیمی
که فرد به دلیل ترس و نگرانی که دارد، سعی می کند تا آنجا که می تواند آن
را به تعویق اندازد. این گونه اتخاذ تصمیم، امکان آن را به وجود می آورد که
فرد، فرصت های مناسب زندگی خویش را از دست بدهد.

3 – تصمیم گیری اخلاقی؛
تصمیمی است که فرد، برای انجام آن به دلایل اخلاقی تکیه می کند. مثلاً ادامه دادن به یک زندگی مشترک مملو از تنش و پر تشنج، به دلیل وجود فرزند.

4 – تصمیم گیری تکانشی؛
این
نوع تصمیم گیری، بسیار سریع و بدون توجه به عاقبت کار، یا ارزیابی و توجه
به موقعیت ها و شرایط صورت می گیرد. مثلاً فردی، فرد مقابل خود را برای
کاری که در نظر دارد ترغیب به عجله می کند و قدرت تفکر در مورد یک عمل درست
را از او می گیرد.

5 – تصمیم گیری مطیعانه؛
سبک
تصمیم گیری مطیعانه، می تواند صدمه زیادی به موضوع تصمیم و یا به عنوان
مثال، به ازدواج فرد، وارد کند. در تصمیم گیری مطیعانه، دیگران برای یک یا
دو نفر یا موضوعی، تصمیم می گیرند بدون آن که فرد یا افراد یا موضوعی که
تصمیم بر روی آن اجرا می شود، نقشی در این تصمیم گیری داشته باشند. نمونه
این تصمیم گیری را می توان در ازدواج های سنتی مشاهده کرد.

6 – تصمیم گیری عقلانی؛
سالم
ترین تصمیم ها، تصمیمی است که براساس تفکر، بررسی و مطالعه، ارزیابی و
تحقیق صورت بگیرد. تصمیم گیری عقلانی، براساس واقعیات است و معمولاً خطا و
اشتباه در آن به ندرت دیده می شود.

اصول تصمیم گیری عقلانی

تصمیم گیری عقلانی نیز مانند بقیه مهارت ها، دارای اصول مهارتی است که به ترتیب ذیل است:

– مواجه شدن با یک تصمیم:
زمانی
است که فرد متوجه می شود باید تصمیم بگیرد. بنابراین روی آن تمرکز کرده و
ضمن روشن کردن موضوع تصمیم، اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری می نماید.

– حق انتخاب و بررسی مورد تصمیم بر اساس اطلاعات:
با راه حل ها و اطلاعاتی که فرد به دست آورده، این حق را می یابد تا تصمیمی درست برای انتخاب، ازدواج یا انجام کار مورد نظرش بگیرد.

– ارزیابی پیامدهای پیش بینی شده حق انتخاب:
فرد پیامدهای متفاوت از انتخاب ها را مورد بررسی و ارزیابی قرار می دهد تا معقول ترین آنها را انتخاب کند.

– تعهد به تصمیم:
نسبت به تصمیمی که گرفته می شود باید پایبند بود و به آن اعتقاد داشت.


– برنامه ریزی برای انجام تصمیم:
حتی تصمیم عقلانی نیز نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.

– اجرا یا انجام تصمیم:
در این مرحله، فرد به صورت عملی وارد مراحل برنامه ریزی شده می شود. مثلاً تصمیم به ازدواج که مراحلی همچون خواستگاری ، نامزدی ، خرید و غیره دارد.

– ارزیابی پیامدهای واقعی اجرا یا انجام تصمیم:
فرد
به بررسی و ارزیابی تصمیمی می پردازد که یا ناموفق بوده یا آن موفقیت
لازمی را که فکر می کرده نداشته است. در اینجا فرد مراحلی را که از سر
گذرانده، مورد بررسی قرار می دهد تا برای برنامه آینده اش، شروع به برنامه
ریزی کند.



تاثیرات برنامه‌های ماهواره‌ای بر کودکان

تاثیرات برنامه‌های ماهواره‌ای بر کودکانپاســــخ روان شناس:

اصولاً برای سؤالاتی که اینگونه مطرح میشوند، جواب کلی وجود ندارد. سن و شرایط افراد در نحوهی واکنش فرد به موضوع، متفاوت است. ممکن است راهحلهایی ارائه شود که فرد، همهی آن راهها را رفته و نتیجهای کسب نکرده باشد. با توجه به کلیت ماجرا راهحلهایی ارائه میدهم که امیدوارم سازنده باشد.

توجه مادر به سن حساس نوجوانی و اینکه در معرض هر پیامی قرار نگیرند، بسیار مثبت و نشانگر توجه او به تربیت فرزندانش است. اما به هر صورت از این واقعیت هم نباید چشمپوشی کرد که فرزندان در جریان تعاملات اجتماعی قرار میگیرند که با افرادی بنا به نسبتهای خانوادگی مراوده داشته باشند. اجبار دیدن خانوادهی شخص ممکن است نگرانی عواقب آن را برای شخصی که حساسیتهایی نسبت به رفتارهای خانوادهی خود دارد، به وجود بیاورد.

در این جا دو مسئله مطرح میشود؛ یکی لزوم سرزدن به خانواده و از طرف دیگر، نگرانی از تأثیراتی که چنین خانوادههایی بر فرزندان میگذارند.

سؤالی که در اینجا مطرح میشود، این است که علت مقاومت خانوادهی این مخاطب عزیز با توجه به این که هر دو هفته یکبار همدیگر را ملاقات میکنند- بدون در نظر گرفتن موضوع ماهواره- در برابر خواستهی او چیست؟

اگر از دور به مسئله نگاه کنیم، انتظار میرود در مهمانییی که هر دو هفته یکبار صورت میگیرد، افراد رعایت حال یکدیگر را کنند و زمانیکه این کار را انجام نمیدهند، چند گزینه مطرح میشود. یکی از موارد، شکل گرفتن رفتارهای مقابلهای در برابر اصرار زیاد یک شخص است به این شکل که افراد رعایت حال یکدیگر را نمیکنند.

در این موارد چگونه مطرح کردن مسئله از اهمیت بالایی برخوردار است. شاید نحوهی مطرح کردن موضوع توسط شخص، به گونهای بوده که به شکل گرفتن این رفتارهای مقابلهای و اصرار بر آن انجامیده است یا اختلافات فکری که میان دو طرف وجود داشته به این رفتارها دامن زده است.

ضمن توجه به همهی این موارد باید دقت کرد آیا برنامهای که مورد علاقهی خانوادهی این فرد است واقعاً محتوای نامناسبی برای بچهها دارد؟ اگر واقعاً تشخیص داده میشود که این برنامهها برای سن بچهها مناسب نیست، باید تصمیمی جدی میان رفتن بچهها به خانهی پدری و پیشگیری از قرار گرفتن آنها در معرض این برنامهها گرفت.

باید به این نکته هم توجه کرد که این بچهها در سنین نوجوانی هستند و توضیح بسیاری از مسائل برای آنان واجب است.

میتوان با بچهها همراه بود و ضمن تبادل نظر در مورد این موضوع از آنها نظر خواست و با مشورت راه حلی برای این موضوع پیدا کرد. به این دلیل که اگر در این زمینه با بچهها صحبت نشود و به آنان آگاهی داده نشود، ممکن است بچهها در این محیط یا محیطهای متفاوت در معرض برنامهها یا فیلمهایی قرار بگیرند که واقعاً به لحاظ محتوا برایشان مضر است و خوشایند خانواده نباشد یا با اعتقادات آنان سازگاری نداشته باشد.

در این شرایط میتوان روش دیگری اتخاذ کرد؛ اگر تهدیدی وجود دارد میتوان آن را از این طریق به فرصت تبدیل کرد. به این شکل که فرصتی برای آموزش و یادگیری برای بچهها فراهم آورد. در این راه باید دقت کرد و همهی زوایا و جوانب را در نظر گرفت و در مورد همهی اقدامات فکر کرد.

از طرف دیگر این موضوع مطرح میشود که ممکن است میان اعضای خانواده از قبل، اختلافاتی باشد و این موضوع بهانهای برای نشان دادن این اختلافات شده است.
در این صورت باید با توجه به نوع مشکل، فضایی را که در خانواده وجود داشته
به فضایی حمایتی تبدیل کرد، حتی اگر افراد به لحاظ عقیدتی یکدیگر را قبول
نداشته باشند.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back To Top