تمرین صداقت با خود چگونه به من کمک می‌کند تا خود را بپذیرم؟

قدم 05کتاب کارکرد قدم

قدم پنج1-چه بهانه یا دستاویزی در
مورد  کارکرد قدم پنج دارم؟ من احساس میکنم و وسواس دارم شاید آنطور که
باید قدمهای قبلی مرا آماده نکرده باشد حال آنکه تغییر را در وجودم احساس
میکنم و یا اینکه هنوز صداقت و روشن بینی و تمایل کافی به اقرار تمامی
خطاهایم ندارم و احساس میکنم چه دلیلی دارد به کسی اعتماد کنم من متوجه شدم
که بسیاری از الگوهای رفتاری ام به دلیل خودمحوری و خودمشغولی و عدم تجربه
گرفتن غلط بوده است و تصور میکنم که آنها پیش خودم بماند خودم قادر به
رفعشان هستم که حال درک میکنم کارکرد قدم 5 میتواند کمک کند صداقت با خود
را تمرین کنم من همیشه دستاویزها و توجیه بهانه هایی برای مخفی کاری و
بازگونکردن خود دارم عادت به پنهانکاری دارم

2-    آیا در این نقطه ترسی دارم؟ آنها چه هستند؟ بله
میترسم آنطور که باید و شاید نتوانم خود را بازنموده و با اعتمادبه
راهنمایم و خداوند بتوانم این قدم را بصورت سلولی برای بهبود روابطم
استفاده نموده و آمادگی بیشتری برای کارکرد قدمهای بعدی پیدا کنم و به
آشنایی بیشتری با خود برسم میترسم که خودم سد راه بازیابی شخصی ام شوم و با
خودمحوری و نواقص شخصی ام چون همیشه مانعی در برابر استفده از تمام
امکانات بهبودی گردم گاهی فکر میکنم اگر خودرا بازگو کنم و به تمام نقاط
تاریک و روشن وجودم اقرار و اعتراف نمایم رازهایم برملا میشود یا تبدیل به
یک انسان بی خاصیت و بدرد نخور میگردم گاهی میترسم که هیولایی از  درونم
خارج شود و مرا به وحشت بیاندازد کلا ترس و نگرانی دارم

3-برای غلبه بر ترس از کارکرد قدم پنج ، چه کارهایی انجام
می دهم ؟ به قدمهای قبلی رجوع کنم و درک کنم که بیمار و عاجزم و اینکه به
نیروی برتر اعتماد و اعتقاد پیدا کرده ام و اینکه در قدم 3 خود را به
خداوندی که خود درک میکنم سپرده ام و دعا کنم خداوند کمک کند بتوانم با
استفاده از راهنمایی راهنما این قدم را به بهترین شکلی که میتوانم و خداوند
میخواهد با ایمان و شهامت و شجاعت کافی انجام دهم تا از دیگر مواهب برنامه
بهبودی استفاده کنم با دیگران که تجربه کارکرد این قدم حساس و مهم را
داشته اند مشورت کرده و بپرسم تجربه ایشان چگونه بوده و همینطور مطالعه
نشریات بهبودی در این مورد و گوش کردن به راهنمایم تا مرا با شهامت ار میان
این ترسها به سوی شهامت  عبور دهد دعا کردن و از خدا کمک خواستن بلاخره
 من باید به طریقی از این نفس خودمحور که سالهاست مرا به قهقرای انحراف
برده رها شوم و این ممکن نیست الا به کارکرد بهتر این قدم و لاغیر

4-    کارکرد چهار قدم قبلی ، مرا چگونه برای کارکردن قدم
پنجم آماده کرده است ؟ من بواسطه آشنایی با بیماری ام و اینکه در تسلط کامل
آن قرار دارم و قدرت آن زیاد و غیر قابل علاج و پیشرونده است و در صورت
عدم توقف قادر است مرا نابود کند باخودم و نوع بیماری مهلک و پیچیده و
مرموزم آشناتر شدم و تسلیمم بیشتر شد در قدم 2 با یک نیرویی که قادر است
سلامتی عقل ایمان مرا به من بازگرداند آشنا شدم و وقتی کارآمدی آن به من
ثابت شد اعتمادم بیشتر شد و به وجودش عمیقا و قلبا ایمان آوردم وقتی روند
ایمان آوری و برگشت سلامتی عقلم را دیدم کاملا برایم محرض شد که اینجا خبری
است و در قدم 3 برای اولین بار شروع به دست کشیدن از اراده شخصی ام و
سپردن آن به خداوندی که خودم به تازگی آنرا پیدا نموده بودم شدم و هرگاه
مجدد کنترل اوضاع را بدست میگرفتم اراده  مخربم و حتی سازنده ام و تمام
آنرا قدم سه ایی به مراقبتش سپردم و حرکت کردم و قدری اوضاعم بهتر شد ترسها
و نگرانی هایم کمتر شد به توسط قدم 4 به اندازه 30 زندگی گذشته ام که بدون
طرح و برنامه ایی و یلخی و به واسطه تسلط بیماری ام گذشته بود با خودم
آشنا شدم و دوگانگی های شخصیتی ام را در تمام سطوح رفتاری اجتماعی و شخصیتی
دیدم و علت و  علل اینکه همیشه منزوی و افسرده بوده و نمیتوانستم درست
رابطه بگذارم را در درون خودم و انتخابهایم و عدم آشنایی درست و دقیق خودم
دیدم و اینکه خطاها و اشتباهات زیادی انجام داده و غافل از آنها بوده و
بواسطه غرور و خودپسندی قادر به دیدن آنها نبودم خلاصه اینکه قدم چهار مرا
مجددا به خودم نشان داد و لایه های انکارم کمتر شد و فهمیدم یک موجود سراپا
نیازم  

5-چگونه خداوندی که خود درک می کنم را درگیر قدم پنج خود
می نمایم ؟ سعی میکنم رابطه ام را با خداوند بیشتر کرده و به توسط دعا کردن
و درخواست کمک از خداوند به طور روزانه و  قلبی و سلولی از خداوند بخواهم
در زندگی ام نقش بازی کند و من همیشه جز خرابکاری قادر به هیچ کاری نبوده و
اراده شخصی من محدود و قاصر از کمک به من است و تنها خداوند قادر است مرا
راهنمایی و کمک کند از او صادقانه میخواهم مرا رها نکند امروز که او را
یافته ام و جز او هیچ سرپناهی ندارم و در دنیا جز او کسی قادر به کمک من
برای کارکرد قدم 5 نیست عاجزانه و سلولی از او تمنا دارم مرا به حال خویش
رها نسازد و مرا از اسارت نفس رهایم سازد تا آن شوم که او میخواهد و درجه
تسلیمم را عمیق و عمیقتر کند و برای این قدم افکارم را بازکند

6-    چگونه بر تصمیم قدم سوم از طریق کارکرد قدم پنج ،
تأکید می کنم ؟ خدا میداند با رسیدن به این قدم ارزش و استنباط من از قدم 3
دوچندان شد و درک من از ناتوانی اراده شخصی ام عمیق و عمیقتر گردید و
فهمیدم که چقدر واگذاری اراده ام به صاحب آن خداوند قادر و متعال چقدر
میتواند به من کمک نموده تا درست زندگی کنم و حال که میخواهم چگونگی دقیق
خطاهایم را به او و یک انسان دیگر اقرار کنماین قدم 3 است که مرا به
واگذاری بیشتر خودم و دست کشیدن از اراده شخصی ام رها و کمک میکند و در
مجموع برای کارکرد این قدم هم احساس انرژی بیشتری مینمایم زیرا حس میکنم که
خداوند پشت و پناه من است و آن خلای عظیمی که سالها داشتم و عدم اعتماد به
نفسم را درک میکنم قدمهای دیگر بدون قدم 3 کار نمیکنند و این قدم سرفصل و
شروع هایی و به سمت آزادی رفتن من است من قدم 3 را خیلی دوست دارم زیرا مرا
از شر خودم در امان میدارد

7-آیا می توانم چگونگی دقیق خطاهایم را تشخیص دهم و آنها
را بپذیرم ؟ بله با نوشتن ترازنامه و اینکه قدم چهار الگوهای رفتاری مرا به
من نشان داد و مرا با ارزشهای خودم آشنا نمود با احساس گناه و خجالت با
لیست رنجشها و کینه هایم با تراز احساساتم و در مجموع با غنی ترین ابزار
جهت خودشناسی و اصول اخلاقی اجتماعی و شخصی خودم پیوند و آشنا نمود معذالک
من امروز ارزشها و معیارهای اخلاقی خود را دارم و عدول از آن یعنی خطا در
واقع به کمک این قدم و به لطف خدا وجدان خاموش من بیدار شده و خلایی را که
همواره داشتم یعنی ملاک و معیاری برای ارزشهای اخلاقی نداشتم

8-    چگونه اقرار کردن می تواند مسیر زندگی ما تغییر دهد ؟
من تا چیزی را نبینم و نگوییم و اقرار به اشتباهاتم نکنم نمیفهم که دارم
اشتباه و غلط میروم و آنگاه نمیتوانم آن را بپذیرم و 100البته نخواهم
توانست یک الگوی اشتباه را اصلاح و تغییر داده و رشد شخصیتی و بازیابی شخصی
کنم زیرا من استاد انکار و طفره رفتن از همچی هستم در گذشته که نمی دیدم و
امروز هم که میبینم با دیوار انکار دورش را میپوشانم و اعمال غلطم را
توجیه وتکرار

9-کسی که قدم پنج مرا گوش می کند چه مشخصاتی دارد که مرا
جلی می کند ؟ آگاه باشد نسبت به قدمها آشنایی کامل داشته و خوب گوش کند و
اشتیاق و شور و تشنگی مرا دریابد و درک کند که من بیمار هستم شجاع باشد
خودش قدم 3 اش را کار کند و اصول روحانی را انجام دهد خدمت کند از
خودگذشتگی نشان دهد صبور باشد و مرا ترغیب کند که با ادامه قدمها به آزادی و
یا هرچه که او رسیده خواهم رسید و در نهایت من به کجا میروم

10-    این مشخصات او چگونه به من کمک می کند تا بهتر و
مؤثرتر اقرار کنم ؟ اینکه او نیز فهم و پذیرش و درک این قدم را دارد و با
رفتن و تجربه این قدم و رسیدن به مواهب آن اعتمادی که او نموده به من هم
تسری داده تا بتوانم کاملا خود را باز نموده تا تمام خطاهایم را اقرار کنم

11-   آیا تمایل دارم تا به شخصی که قرار است قدم پنج مرا
گوش کند ، اعتماد کنم ؟ از آن شخص چه انتظاری دارم ؟ بله کاملا آماده ام
اتظاری ندارم زیرا من طبق قدم 3 خود را سپرده ام و ایمان دارم بهترین گزینه
ام را انتخاب کرده ام برای من دانش برنامه اهمیت دارد که خدا را شکر دارد و
نسبت به کسان بسیاری که دیده ام حتی پاکی بالاها یک سر و گردن از همه
بالاتر است از خودش چیزی انتشار میدهد که طبق منابع ماست واین یعنی اینکه
من هم در حال تربیت مطابق منابع و نشریاتمان هستم و از اراده شخصی و غرایضی
که در شخصیتها غوغا میکند در امانم این کفایت میکند

12-    کارکرد قدم پنج چگونه به من کمک می کند تا راههای
جدیدی برای ایجاد و توسعه روابطم پیدا کنم ؟ من در گذشته انسان کاملا بسته و
محدودی بودم سالها هیچکس از من و اسرارم خبری نداشت من هیچگاه درست و یا
غلطی زندگی و رفتارهایم را به احدی نمیگفتم و انسان تنهایی بودم من رابطه
هایم کم بود و هیچ تجربه ایی در اینباره نداشتم و همیشه به دردسر می افتادم
امروز وقتی اشتباه میکنم نمیترسم زیرا آنرا دیده و به آن اقرار کرده و سعی
میکنم تکرارش نکنم من 8 ماه با فردی رابطه داشتم و غلط بود میترسیدم رهایش
کنم حال آنرا اقرار و تکرارش نمیکنم و سعی میکنم دیگر در روابطم دقت کنم و
با مشورت دقیق یک ازدواج درست و یک رابطه خوب به لطف خدا و حرکت خودم
بوجود آورم من حتی نمیخواستم ازدواج کنم امروز این احساس برای من مبارک است
و نشانه رشد و ارتقای من در دل این قدمها را میدهد البته با توکل به خدا و
صبوری تا ثبات کامل به او میسپارم

13-چگونگی دقیق خطاهایمان به چه شکل از اعمال من متفاوت
است ؟ ریشه درد و خطاها و ذات اشتباهاتم در واقع نواقص شخصیتی من مانند ترس
خودمحوری و خودپسندی است و رفتارهایم نتیجه ذات خطاهایم هستند آب از
سرچشمه گل آلود است برای تطهیر باید به ذات و ریشه خطاهایم اقرار و اعتراف
کنم برای مثال وقتی من کاری را بر خلاف تمامی اصول روحانی که من همه را با
جان و دل پذیرفته ام و جزوی از ارزشهای من است انجام دهم وقتی وجدانم و
احساسم ناراحت شود و زمانی که مطابق خواست خدا رفتار نمیکنم و سعی در کنترل
دنیا و مردم آن دارم  و اشتباهی انجام میدهم به کسی خسارت میزنم علت اصلی
این است که  شدیدا به اراده شخصی ام به خودمحوری و خودپسندی ام چسپیده ام
حرف گوش نمیکنم با راهنمایم مشارکت نمیکنم و الگوهای غلط رفتاری ام را دارم
و همینطور از روی این عادات رفتار میکنم و افسوس میخورم کی درست خواهم شد
دلیل خطاهایم نواقص اخلاقی است

14-    چرا نیاز است که من حتماً به چگونگی دقیق خطاهایم ،
به جای خود خطا اقرار کنم ؟ زیرا ریشه مشکل و ذات مشکل است که باقی است
مثلا من دروغ میگویم اگر بخواهم فقط دروغ نگویم بدون اینکه به علت اصلی آن
که ترسهای خودمحورانه است اقرار نکنم باز هم از روی آن اقدام میکنم  من
استاد انکار واقعیت و تفاسیر غلط به واسطه انحرافات فکری ام دارم من باید
تمام آن قضایا را مو به مو بگویم معلوم کنم که ترسیدم دوستم ندارند و دروغ
گفتم در اینجا این کلمه ترس علت العلل تمام رفتارهای من است باید به خود و
ذات حقیقی اشتباهاتم و الگوهای غلط رفتاری ام اقرار کنم  تا از تکرار آن
جلوگیری بعمل آورم وقتی تنها به خود خطا اشاره میکنم با پنهان نمودن ابعاد
آن از تاثیر آن میکاهم

15-  آیا باور دارم که کار کردن قدم پنج باعث بهتر شدن
زندگی من می شود ؟ چگونه ؟ 100البته وقتی من به زندگی و رفتارها و ریشه و
ذات خطاهایم به راهنما و خداوند و خودم اقرار میکنم دریچه و نور بهبودی و
تغییر و اصلاح به روی زندگیم میتابد زیرا من تا به حال خود را نمیدیم و
تصور میکردم من هیچ خطا و اشتباهی نمیکنم و نکرده ام و به هیچکس آزار و
آسیب و خطایی نرسانده ام حال آنکه کور بودم و نمیدیدم و یا با انکار آن خود
فریبی میکردم با آشنایی با این قدم بود که من به ریشه رفتارها و اعمالم و
کانالی از طریق آن  میتوانم به سهم و نقش خودم پی ببرم آشنا شدم و با
اقرارش آنرا غیر قابل انکار کرده و از تکرارش جلوگیری کنم قدم پنج فقط
روخوانی قدم 4 نیست شروع فرایند آشکارسازی و تغییر است

16-راههایی که از آن طریق می توانم شهامت لازم برای کارکرد
این قدم را پیدا کنم چه می باشند ؟ رابطه با خداوند و دعا کردن شرکت در
جلسات و مشارکت نمودن خواندن نشریات موجود درباره این قدم ارتباط با راهنما
و درخواست توضیح در مورد آن و سر زدن به خودم و تجربه ام که به من کمک
نموده است  گاهی لازم است با راهنمایم خلوت نموده و از او بخواهم که تجربه
ناب خود در اینباره را که چطور شهامت پیدا نمود و این قدم را برداشت با من
در میان بگذارد از خداوند برای تغییر آنچه که میتوانم شهامت و شجاعت بخواهم

17-    چگونه تمرین اصل روحانی شهامت در این قدم ، بر روی
کل بهبودی من تأثیر خواهد گذاشت ؟ شهامت باعث شد  من  بعد از سالها
خودفریبی ریاکاری تزویر و دروغ بلاخره با خودم رک و رو راست شده و خودم را
دور نمیزنم و از شر خودم خود را در امان نگهداشته و نگاه میکنم که با خودم
دیگران چه کرده ام و این خودخواهی و منیت چه بلایی سر آورده و به بخشهای
تاریک وجودم اقرار و اعتراف نموده و این نیاز به شجاعت و شهامت زیادی دارد
کاری است که تنها من هستم که برای خودم میتوانم انجام دهم و به لطف خدا و
راهنمایم این مهم را انجام دهم وقتی نگاه میکنم به ذات و ریشه خطاهایم به
تمام دلایل گرفتاریها و بدبختی هایی که سرخودم و دیگران آورده ام پی میبرم
شهامت تغییر را پیدا میکنم

18-    آیا زمان و مکانی برای کارکردن قدم پنج انتخاب کرده
ام ؟ کی و کجا ؟در صورت صلاحدید راهنمایم  5 شنبه 7 تیر در کارگاه
راهنمایم طبق معمول حضور یافته و این قدم حساس و مهم را انجام میدهم و گرنه
هرجایی که لازم باشد و ایشان توصیه کنند فرقی نمیکند مکان آن طبیعت باشد
سربسته باشد و یا عمومی باشد و یا منزل باشد و یا  مذهبی فقط آرامش داشته
باشد و از همه مهمتر اینکه تمایل و آمادگی اینرا که این قدم را کار کنم و
پشت گوش نیاندازم را داشته باشم و تمام تلاش خود را برای نظم و انظباط
داشته باشم کفایت میکند

19-درگذشته چگونه از صداقت با خود اجتناب می کردم ؟ امروز
برای تمرین صداقت چه کارهایی انجام می دهم ؟ من هیچگاه مسئولیت خودم و
رفتارهایم را نمیپذیرفتم و غالبا در حال خودفریبی و توهمات و خیالپردازیها و
تفاسیر خود از واقعیت داشتم و خویشتن پذیر نبودم و از تبعات ناشی از فرار
نموده و یلخی زندگی میکردم من با صداقت با خود و در نتیجه با تواضع و
فروتنی بیگانه بودم و امروز با این مقدار از آشنایی با خودم سهم و نقش خود
را سعی میکنم ببینم و اینکه بیماری خود را بیشتر پذیرفته و دیگر با خودم
غریبه نیستم خوشحالم که این راه را یافتم با مشارکت صادقانه با خود و
راهنما و جلسات نقابها ی خودفریبی را از خود دور میکنم و به ذلال درون بدون
پارسانمایی سری میزنم فقط سعی میکنم به خودم دروغ نمیگویم

20-    نگاه واقع بینانه به خود ، چه ارتباطی با فروتنی
دارد ؟ وقتی من با نگاه واقعی و حقیقی به خودم و شکستها و پیروزی هایم نقاط
ضعف و قدرتم و چگونگی دقیق خطاهایم نگاه میکنم در واقع شروع به پذیرش
خویشتن و تواضع و فروتنی میکنم میفهمم من هم اشتباه میکنم من هم خطاهایی
دارم و انسانم همین نه بیشتر نه کمتر من اگر میخواهم انسان بهتری شوم باید
روی خودم کار کنم و گرنه همیشه درگیر خودم و از روی نادانی مشغول خطا و
اشتباه بوده و خود را اصلاح نمیکنم با نگاه واقع بینانه به خود تواناییها و
محدودیتهای خود را میبینم میفهم در کجابود که خطاکردم و کجابود که درست
رفتم و در نتیجه به تواضع و فروتنی که محصول صداقت با خویشتن است دست میابم

21-    تمرین اصل روحانی صداقت با خود چگونه به من کمک می
کند تا خود را بپذیرم ؟ همانطوریکه دردر کتاب پایه میگوید فروتنی محصول
خویشتن پذیری است و به همان شکل نیز خویشتن پذیری وقتی اتفاق می افتد که من
به خودم و رفتارها و اعمال به صورت صادقانه و حقیقی نگاه کنم و سهم و نقش
خود را در ارتباط با خودم ببینم و اگر من با خودم صادق نباشم کجا میتوانم
خود را بازکرده و ببینم که چه کسی هستم و در نتیجه خود را در آغوش کشیده و
نکات مثبت و منفی اخلاقی خود را بپذیرم پس خویشتن پذیری محصول صداقت با
خود  است و این من هستم که باید اینکار را برای خود بکنم چون جز من کسی من
را انکار نمیکند وقتی خود را برای کسی دیگر یعنی راهنمایم با صداقت بازگو
میکنم امکان مشاوره و راهنمایی و نصیحت و اندرز و ارشاد را برایش فراهم
میکنم راهنما علم غیب ندارد این من هستم  که با صداقت و اقرار زمینه های
کمک اورا فراهم میکنم

22-چگونه در میان گذاشت ترازنامه با راهنما ، تعهد مرا
نسبت به برنامه جلسات معتادان گمنام بیشتر می کند ؟ وقتی درک میکنم من هم
انسان هستم و همان اشباهات و خطاهایی را که بسیاری دیگر نموده اند منهم به
همان شکل گاهی بیشتر و گاهی کمتر در فرمتهاو شکلهای و شرایطی گوناگون نموده
ام و در نتیجه به این باور میرسم که من هم به  بیماری اعتیاد مبتلا بوده  و
فارغ از مذهب و نژاد و جنسیت و  اصول اعقاید رفتاری و خانوادگی و تربیتی
به بیماری لاعلاجی گرفتارم و تا عمر دارم باید عضو بمانم میفهم که بخاطر
خودم باید در گروه خدمت کنم با دیگر اعضائ دوست شوم و  به بهبودی خودم و
شرکت مرتب در جلسات مشارکت و قدم کارکردن رابطه با خداوند و راهنما
متعهدانه عمل نموده و رشد کنم

23-کارکرد قدم پنج چگونه فروتنی و خویشتن پذیری مرا افزایش
داده ؟ بیشتر و بهتر به این درک رسیدم که من هم اشباهات تاسف آور احمقانه و
گاهی خند دار و شاید مرگ آور نموده ام و گاهی هم داشته های خوبی داشته ام و
اعمال فوق العاده انسانی داشته ام و همه اینها به من این تلقی را بوجود
آورد که من هم با تمام دک و پوز و اهون و تولوپم اولا عاجزم در ثانی به
بیماری اعتیاد مبتلایم و انسان هستم دارایی نکات مثبت و منفی حق حیات دارم
فرشته و یا قدیس نیسم دارای حق انتخاب هستم من به دلیل عدم شناخت صحیح از
خود و بیماریم اقدام به رفتارهای ناعاقلانه زده و خود را دچار مشکل نمودم و
حال در دروران بهبودی به کمک انجمن و ابزارهای آن مشغول بازیابی فردی و
گروهی هستم و در صورتیکه نسبت به اصول پایبند باشم قادرم از تمام مواهب
انجمن برخوردار شوم واین آزادی بزرگی است خدا را سپاسگزارم من آموزش پذیر
افاده و خاکی تر شده در کمک به دیگران پیشقدم شده ام

24-توسط کارکرد قدم پنج ، رابطه ما با نیروی برترم چگونه
تغییر کرده است ؟ به عمق عجز و تسلیمم در برابر خداوند پی بردم و فهمیدم به
چه اندازه اراده شخصی من قاصر و خطرناک بوده و هر بلایی که من کشیدم از
ناحیه خودم و هر خوبی و برکتی از جانب اوست قدم 2 من عمیقتر شد و درک و
شناخت من از خداوند رشد و ارتقائ یافت و به قدرت لایتناهی خداوند بیشتر پی
بردم با دیدن اتفاقاتی که برای من بوقوع پیوسته درک و توصیف اینکه خدا چقدر
من را دوست دارد و چطور مرا از بند اراده مخربم رها میسازد مشکل است اما
او میداند و میتواند اوست که قادر به هر چیزی است من با اوست که همه چیزم و
بدون او مرده و در بند هوی نفسم رو به سقوط و تباهی ام غرور و خودخواهی و
خودپسندی دارم

25-    در نتیجه کارکرد قدم پنج رابطه من با راهنمایم
چگونه تغییر کرده است ؟ رابطه ام با او عمیقتر و سلولیتر شده و میزان
نیازمم به او اعتمادم و گشودن خودم مشارکت کردن و گرفتن راهنمایی از او
بیشتر شده دیگر میدانم خودمحوری برای باعث بروز گرفتاری است من تا پایان
عمر نیازمند یک مشاور روحانی به عنوان راهنما دارم زیرا بیمارم و به سادگی
میتوانم برای خود گرفتاری و مشکلات لاینحلی مانند گذشته بوجود آورم من از
عقل سالمی برخوردار نیستم و نیازمند کمک هستم  برای اولین بار به کسی در
زندگی ام اعتمادنموده و مسایل زندگی ام را با او در میان میگزارم اجازه
میدهم کسی به من نزدیک شود و از فکر او و مشاوره و مشورت او استفاده نمایم
درک کردم که راهنما نیز معتادی است در مسیر بهبودی شخصی معنوی و روحانی است
که دانش و تجربه اش از من بیشتر است و بدلیل خودمحوری من به او نیازمندم
رابطه ام با راهنمایم صمیمی و زیر پوستی و افلاطونی ترشده است

26-    از طریق کارکرد این قدم 5نظر من چگونه در رابطه با
خودم تغییر کرده است ؟ از خودم شناخت عمیقتر و بیشتری به عنوان انسان یافته
ام و اینکه دارای خطاها و الگوهای زیادی هستم که یا غلط یا نیازمند اصلاح
آن هست البته نکات مثبتی هم دارم که بواسطه بیماری ام کمرنگ شده و در شعاع
توجه خداوند و تداوم بهبودی قادرم بازیابی داشته باشم امروز به خودم احترام
میگذارم و خدم را در عمق وجود بپذیرفته ام احساسات و عواطفم با ثباتتر شده
است با دنیا و مردم آن در صلحم زیرا خودم را افکارم را بیماری ام را
خانواده ام را نژادم را مذهبم را ملیتم را و جهان را و افلاک و ستارگان را و
خدایش را پذیرفته ام و سر تعظیم به قدرت و ابهتش فرود می آورم  خودم را
بیشتر دوست دارم نواقصم را پذیرفته ام



· آیا باور دارم که کار کردن قدم پنج باعث بهتر شدن زندگی من می شود ؟ چگونه ؟

بله
به فرایند نیز اعتماد می کنم در بدو ورود به انجمن به یک شخص و یک سری
اصول اعتماد کردم و این باعث شد که زندکگی ام رو به رشد شود و خودم هم به
سمت روحانیت بروم مطمئن هستم با کار کرد قدم پنجم در تمام مراحل زندگی
تاثیرات مثبت ان را خواهم دید و رشد روحانی من متوقف نخواهد شد در قدم های
قبلی نیز تغییرات بسیاری اتفاق افتاد و باور من نیز در رابطه با فلرایند
بهبودی بیشتر شد در قدم دو زمانی که در خواست کمک کردم ان را توسط نیروی
برتر دریافت نمودم و با استفاده از همین اصول سلامت عقل نسبی به من بازگشت
در قدم سوم مهمت ترین تصمیم زندکی خود را گرفتم و اراده و زندگی امرا به
نیروی برتر سپردم و با استفاده از اصول روحانی نهفته در این قدم مفهوم درست
زندگی کردن را درک کردم در قدم چهارم علی رغم میل باطنی ام ترازنامه ای
تنظیم کردم و با شخصیت واقعی و حقیقی خودم اشناتر شدم احساساتم را شناسایی
کردم و راه بروز درست انها را شناختم در قدم پنجم در رفتار و الگو هایم
تجدید نظر کردم و این قدم در جهت تکمیل اینفرایند به من کمک بسیاری کرد .
البته
وقتی من به زندگی و رفتارها و ریشه و ذات خطاهایم به راهنما و خداوند و
خودم اقرار میکنم دریچه و نور بهبودی و تغییر و اصلاح به روی زندگیم میتابد
زیرا من تا به حال خود را نمیدیم و تصور میکردم من هیچ خطا و اشتباهی
نمیکنم و نکرده ام و به هیچکس آزار و آسیب و خطایی نرسانده ام حال آنکه کور
بودم و نمیدیدم و یا با انکار آن خود فریبی میکردم با آشنایی با این قدم
بود که من به ریشه رفتارها و اعمالم و کانالی از طریق آن میتوانم به سهم و
نقش خودم پی ببرم آشنا شدم و با اقرارش آنرا غیر قابل انکار کرده و از
تکرارش جلوگیری کنم قدم پنج فقط روخوانی قدم 4 نیست شروع فرایند آشکارسازی و
تغییر است
پیشگیری
بهتر از درمان است کم تر خطا کردن بهتر از زیاد خطا کردن است .تسلیم عمل
کردن ومرتکب خطا نشدن با استفاده از ابزار هایی و اصولی که اموخته ایم
بله باوردارم چون هرجا که تواین برنامه تلاش کردم ثمره ان رادر زندگی دیده
ام.من به تاثیر قدمها درزندگی اعتماددارم .اعتمادکردن به تنهایی
نمیتوانددردی ازمن دواکند من باید ببینم چقدراطمینان دارم به این برنامه
بنظر من اطمینان کردن مرحله عملی اعتماد کردن است.همانطورکه درقدمهای قبلی
اینکارراکردم ونتیجه ان راتوزندگی ام دیدم کارکردن این قدم هم توزندگی ام
تاثیردارد ودربهبودی ام بمن کمک میکند


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back To Top