مقاله جالب و قشنگ مذهبی

آثار معنوی و ملکوتی وضو

فلسفه تشریع بسیاری از احکام دین بر ما پوشیده است و ما با این حساب و کتاب
های عقلی نمی توانیم دقیقا مشخص کنیم که به فلان دلایل این حکم رسیده است
و لاغیر .

پس اگر از چند و چون بعضی از احکام چیزی دستگیر ما نشد نباید کج اندیشانه
به آن نگاه کنیم بلکه باید متواضعانه سر تسلیم فرو آوریم و یقین کنیم که
خیری است از جانب خداوند حی و قیوم و منتی است بر عبد ضعیف و محتاج پس
منّتش را با جان و دل می پذیریم و سپاس به جا می آورییم برای این همه لطف .

وضو یکی از احکامی است که آثار و برکات زیادی از نظر جسمس و روحی دارد در
مورد اثرات جسمی آن قبلا با شما عزیزان صحبت کرده ایم وضوء یک بعد باطنی و
معنوی و ملکوتی دارد که اینک به آن روایات توجه فرمائید.

۱- باعث شستشوی گناهان:

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: « انّ العبد اذا نوضّا فعسل وجهه
تناثرت ذنوب وجهه، و اذا غسل یدیه الی المرفقین نناثرت عنه ذنوب یدیه، و
اذا مسح براسه تئاثرت عنه ذنوب راسه، و اذا مسح رجلیه تناثرت عنه ذنوب
رجلیه، و ان قال فی اوّل وضوئه « بسم الله الرّحمن الرّحیم» طهرت اعضاوه
کلّها من الذّنوب… »

هنگامی که نمازگزار وضو می گیرد آثار و برکاتی به دنبال دارد از جمله وقتی
که صورتش را می شوید آثار گناهان از چهره اش زدوده می شود، و زمانی که دو
دستش را تا آرنج (مرفق) می شوید گناهانی که بوسیله دست هایش انجام داده از
بین می رود، و آن وقت که سرش را مسح می کشد معصیّت هایی که بوسیله سرش
انجام داده زدوده می شود، و آن وقت که پاهایش را مسح می کشد گناهانی که به
کمک پاهایش انجام داده است از بین خواهد رفت، اگر کسی در اوّل وضو گرفتن «
بسم الله الرّحمن الرّحیم » را (با دقّت و فهمیدن معنایش) بگوید تمام
اعضایش از گناهان پاک می شود. ۱

۲- جهت معنوی و ملکوتی وضو:

امام رضا علیه السلام فرمود: «الوضوء الّتی من اجلها صار غسل الوجه و
الذّرا عین و مسح الرّاس و الرّجلین فلقیامه بین یدی الله عزّ و جل و
استقباله ایّاه بجوارحه الظّاهرة و ملاقاته بها الکرام الکاتبین، فغسل
الوجه للسجود و الخضوع و غسل الیدین لیقلبهما و برغب بهما و یرهب و یتبتل، و
مسح الراس و القدمین، لا نهما ظاهران مکشوفان یستقبل بهما فی کلّ حالاته و
لیس فیهما من الخضوع و التّبتّل ما فی الوجه و الذّراعین.»

وضوئی که برای آن شستن صورت و دست ها و مسح سر و پاها لازم شده علّتش آن
است که نمازگزار در پیشگاه خداوند بزرگ قرار می گیرد و با این اعضای ظاهری
(مثل صورت و دست و پا و…) در برابر حق تعالی می ایستد. و با همین اعضای
بدن فرشتگان بزرگ که نویسنده اعمالند ملاقات می کند.

بنابراین شستن صورت برای سجده و فروتنی (در برابر ذات اقدس الهی) است. و
شستن دست ها برای آن است که ( آنها از آلودگی ظاهری و باطنی مثل گناه پاک
شوند) تا بتواند آن دو را با حالت امید ( به فضل خداوند سبحان ) و ترس از (
عاقبت گناهش ) به درگاه خدای بزرگ بلند کند. و مسح سر و پاها برای این است
که آن دو ظاهر و آشکاراند و در تمام لحظاتش باید (با فکر و پاهای غیر
آلوده) متوجّه خداوند بزرگ باشد. و آن فروتنی و حالت معنوی که در صورت و
دست ها در هنگام عبادت است در سر و پاها نیست. ۲

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: هنگامی که نمازگزار وضو می گیرد
آثار و برکاتی به دنبال دارد از جمله وقتی که صورتش را می شوید آثار گناهان
از چهره اش زدوده می شود، و زمانی که دو دستش را تا آرنج (مرفق) می شوید
گناهانی که بوسیله دست هایش انجام داده از بین می رود، و آن وقت که سرش را
مسح می کشد معصیّت هایی که بوسیله سرش انجام داده زدوده می شود، و آن وقت
که پاهایش را مسح می کشد گناهانی که به کمک پاهایش انجام داده است از بین
خواهد رفت، اگر کسی در اوّل وضو گرفتن « بسم الله الرّحمن الرّحیم » را (با
دقّت و فهمیدن معنایش) بگوید تمام اعضایش از گناهان پاک می شود
همچنین در روایت آمده:
وضو

« جاء نفر من البهود الی رسول الله صلی الله علیه واله فسالوه عن مسائل، و
کان فیما سالوه اخبرنا یا محمد لای علّة توضّا هذه الجوارح الاربع و هی
انظف المواضع فی الجسد؟ قال النبیّ صلی الله علیه واله وسلم.

لمّا انّ وسوس الشّیطان الی آدم علیه السلام، دنامن الشّجرة فتظر الیها
فذهب ماء وجهه، ثمّ قام فعشی الیها و هی اوّل قدم مشت الی الخطیئة ثمّ
تناول بیده فذهب منها ممّا علیها فاکل فطار الجلیّ و الحلل من جسده فوضع
آدم یده علی ام راسه فبکی، فلما تاب الله عزو جل علیه فرض الله علیه و علی
ذریته تطهیر هذه الجوارح الاربع، فامر الله عزو جل بغسل الوجه لما نظر الی
الشّجرة، و امره بغسل الیدبن الی المرفقین لما تناول بهما، و امره بمسح
الراس لما وضع یده علی ام راسه وامره بمسح القدمین لما مشی بهما الی
الخطیئة.»

یک نفر یهودی به محضر مبارک رسول گرامی اسلام صلی الله علیه واله وسلم آمد،
و سوالاتی را از آن حضرت پرسید و یکی از آن پرسش ها این بود که برای چه
این اعضای چهار گانه بدن که تمیزترین اعضای بدن هستند در وضوء شسته می شود؟

آن حضرت صلی الله علیه واله وسلم فرمود: وسوسه شیطان در حضرت آدم علیه
السلام باعث شد که آن حضرت به آن درختی که نباید نزدیک شود، نزدیک شد و
نگاهی به آن درخت انداخت و در اثر آن نگاه حجب و حیاء (حضرت آدم علیه
السلام) رفت، سپس به طرف آن درخت آمد و این اولین قدمی بود که به طرف خطا
بر داشته شد. ۳

بعد حضرت آدم علیه السلام از میوه آن درخت خورد و در اثر این خوردن زینت و
لباس از بدنش برداشته شد، و او در این حالت دستش را روی سرش گذاشت و شروع
به گریه کرد، بعد از آن که خداوند بزرگ توبه حضرت آدم علیه السلام را قبول
کرد، اما بر او و فرزندانش شستن این اعضای چهارگانه را واجب کرد، دستور
داد که صورت را بشوید به خاطر این که نگاه کرد به آن درخت، و امر کرد به
شستن دو دست تا آرنج برای این که با دو دستش از میوه آن درخت خورد، و دستور
داد به مسح سر، برای این که دستی را که میوه با آن خورده بود روی سرش
گذاشت، و مسح پاها به خاطر آن بود که به وسیله آن ها به طرف خطا رفت. ۴

خداون سبحان در معراج به رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود:

« یا محمد خذ ذلک الماء فاغسل به وجهک، و علمه غسل الوجه فانّک ترید ان
تنظر الی عظمتی و انت طاهرّ، ثمّ اغسل دراعیک الیمین و الیسار و علمه ذلک
فانّک ترید ان تتلقّی کلامی، و امسح بفضل ما فی یدیک من الماء راسک و رجلیک
الی کعبیک و علمه المسح براسه و رجلیه، و قال: انی ارید ان امسح راسک
وابارک علیک فاما المسح علی رجلیک فانّی ارید ان اوطئک موطئاً لم یطاه احد
من قبلک و لایطاه غیرک فهذا علّة الوضوء و الاذان. »

ای محمّد، این آب را بگیر و با آن صورتت را بشوی و به دیگران و امّتت
بیاموز، زیرا تو با این صورت می خواهی عظمت و بزرگی مرا بنگری، در حالی که
(با وضوء گرفتن) پاک و طاهر می گردی ( و لازمه نگاه به عظمت و بزرگی حقّ
تعالی پاک بودن چشم و صورت از هر نوع آلودگی ظاهری و باطنی است).

سپس دست راست و چپت را بشوی و به دیگران یاد بده، زیرا تو با دو دستت می
خواهی کلام و سخن مرا از طریق وحی بگیری، و با آب اضافی دست ها، سر و
پاهایت را تا بر آمدگی مسح بکش و به دیگران هم یاد بده، زیرا من می خواهم
با مسح سر به تو تبریک بگویم (زیرا مسح سر باعث خیر و برکت و پاک شدن فکر و
ذهن انسان از گناهان می گردد) و با مسح پا می خواهم (پاک شوی) و قدم هایت
را در جایی قرار دهم که تا به حال هیچ کس غیر تو در آن (مکان مقدّس) قدم
ننهاده و این است علّت وضوء و اذان . ۵

در واقع نمازگزار در وقت وضوء با زبان حال و قال می گوید: خدایا با فکر خود
بسیار خیال های باطل نمودم که بعضی از آن افکار باطل مرا به گناه و رو
سیاهی کشاند. پروردگارا: با چشمانم معاصی زیادی مرتکب شدم. و با تهمت و
غیبت و دروغ به وسیله زبانم آبروی افراد بسیاری را بردم و شخصیت آنها را
لکه دار نمودم. خدایا: با شنیدن غیبت و تهمت و صدای موسیقی و ده ها گناه
دیگر به وسیله گوش هایم موجب خشم و غضب را فراهم کردم، و با پاهایم راه های
بسیاری را به خطا رفتم
– زبان حال در وضو:
وضو

از این چهار حدیثی که در بحث آثار معنوی وضوء ذکر شد، یک مطلب مهمّ استفاده
می شود، که نمازگزار وقتی وضوء می گیرد، می خواهد از فرق سر تا نوک
انگشتان پا از تمام آلودگی ها پاک گردد. چشم و زبان و بینی و دست و پائی
… که با آنها انواع گناهان را مرتکب شده و آثار گناه آنها را کدر و
ظلمانی کرده است می خواهد با وضوء معنوی و حقیقی آنها را پاک و نورانی
سازد. زیرا با چشم و زبان و گوش کثیف و پلیدی که دل را سیاه کرده نمی توان
به محضر ربّ العالمین حضور یافت و با او به راز و نیاز پرداخت. لذا حضرت
آدم علیه السلام وقتی با اعضای چهار گانه (صورت، دست و پا و سر) خطا کرد، و
وضوء صحیح گرفت و با حالت طهارات به محضر خالق هستی مشرف شد و به عبادت و
گریه پرداخت، تا خداوند توبه اش را قبول کرد.

در واقع نمازگزار در وقت وضوء با زبان حال و قال می گوید: خدایا با فکر خود
بسیار خیال های باطل نمودم که بعضی از آن افکار باطل مرا به گناه و رو
سیاهی کشاند.

پروردگارا: با چشمانم معاصی زیادی مرتکب شدم. و با تهمت و غیبت و دروغ به
وسیله زبانم آبروی افراد بسیاری را بردم و شخصیت آنها را لکه دار نمودم.

خدایا: با شنیدن غیبت و تهمت و صدای موسیقی و ده ها گناه دیگر به وسیله گوش
هایم موجب خشم و غضب را فراهم کردم، و با پاهایم راه های بسیاری را به خطا
رفتم.

و چه بسیار من زن و دختر غافل و بی خبر با پوشیدن لباس و جوراب نازک، و
نمایان کردن بدن و پاهایم و، خنده و و اطوار و حرکات سبک، مردان و جوانان
زیادی را تحریک و منحرف نمودم و موجب شادی شیطان شدم.

خدایا: وقتی به خود می نگرم می بینم ما با این اعضای بدنی که برای رشد و
کمال و استفاده مشروع به طور امانت در اختیارم نهادی جز خیانت کاری نکردم.
با این که همه اینها را سالم به من عطا فرمودی، ولی در اثر غفلت و پیروی از
هوی و هوس و فریب شیطان آن ها را به وسیله گناه سیاه و آلوده نمودم،و چه
جرم و خیانت و جنایتی از این بالاتر.

خدایا: اکنون که برای عبادت و نماز می خواهم به محضر اقدست مشرف شوم، از
پیشگاه با عظمتت درخواست می کنم مرا که از فرق سر تا نوک انگشتان آلوده ام،
پاک و طاهر گردانی و با حالت ندامت و پشیمانی از گذشته به درگاهت آمده ام
تا به عبادت و ناله و گریه از گناهانم درگذری، و قلب و سائر اعضایم را به
نور وضوء و نماز و جمالت منوّر سازی.

چنین وضوء گرفتن است که انسان را متحوّل می سازد و نور خواهد بود و نمازگزار را آماده نماز واقعی می گرداند.


بهترین فرصت برای تاختن شیطان

عُجب

اگر انسان به خود ببالد و از خود شگفت زده شود و خشنود باشد، گرفتار عجب
خواهد شد و در این بالیدن تفاوتی نمی کند که به علمش بنازد یا به عبادتش،
به زهدش یا به جمالش، فقر او در نظرش جلوه کند یا ثروتش، و … . در هر
صورت، عجب آدمی بهترین فرصت برای دشمن است؛ دشمنی که همیشه در انتظار چنین
لحظه های طلایی است. امیر مومنان، امام علی علیه السلام این نقطه بحران را
برای مالک اشتر، چنین ترسیم کرده اند:

«و ایاک و الاعجات بنفسک و الثقة بما یعجبک منها و حبّ الاطراء؛ فانّ ذلک
من اوثق فرص الشیطان فی نفسه لبمحق ما یکون من احسان المحسین»؛

از خود پسندیدن و به خود پسندی مطمئن بودن و ستایش را دوست داشتن، بپرهیز
که این ها همه از بهترین فرصت های شیطان است تا بتازد و کرده نیکوکاران را
نابود سازد.

این کمین آن قدر حساس و خطرناک است که در باره آن گفته اند:

سیئة تسووک خیر عندالله من حسنة تعجبک؛

گناهی که تو را دل آزرده کند، نزد خداوند از کار نیکی که تو را شگفت زده کند، بهتر است.

دشمن، خود گرفتار این بیماری مهلک است و در برابر فرمان خداوند به سجده بر
آدم علیه السلام به خود بالید و گفت: (… انا خیر منّه…)؛ «من از او
بهترم»

به سبب همین، از ردیف فرشتگان اخراج شد. از این رو، خطر این کمین را به
خوبی می داند، و خود نیز در گفت وگویی با موسی علیه السلام به این پرتگاه
اعتراف کرد.

امام علی علیه السلام این نقطه بحران را برای مالک اشتر، چنین ترسیم کرده
اند: «و ایاک و الاعجات بنفسک و الثقة بما یعجبک منها و حبّ الاطراء؛ فانّ
ذلک من اوثق فرص الشیطان فی نفسه لبمحق ما یکون من احسان المحسین»؛ از خود
پسندیدن و به خود پسندی مطمئن بودن و ستایش را دوست داشتن، بپرهیز که این
ها همه از بهترین فرصت های شیطان است تا بتازد و کرده نیکوکاران را نابود
سازد

حضرت موسی علیه السلام در مجلسی نشسته بودند که ناگاه ابلیس به محضر آن
حضرت رسید، در حالی که کلاه رنگارنگ و درازی بر سر داشت. وقتی نزدیک شد از
روی احترام کلاهش را از سر برداشت، سپس بر سر گذاشت و گفت: السلام علیک
حضرت موسی علیه السلام فرمود: تو کیستی؟ جواب داد:
شیطان

من ابلیس هستم حضرت موسی فرمود: خدا تو را بکشد؛ برای چه این جا آمده ای؟
ابلیس گفت: آمده ام برای مقام ارجمندی که در پیشگاه خدا داری بر تو سلام
کنم. حضرت موسی فرمود: با این کلاه رنگارنگ چه می کنی؟ ابلیس گفت: با این
کلاه، دل های فرزندان آدم را آلوده و منحرف می کنم. حضرت موسی فرمود: چه
کاری است که اگر انسان انجام دهد، بر او چیره می شوی؟ ابلیس گفت: هنگامی که
انسان به خود ببالد و عملش را زیاد شمرد و گناهانش را کوچک بیند. سپس از
خدمت حضرت بیرون رفت، در حالی که می گفت: وای بر من! موسی اموری را دانست
که به وسیله آن، انسان ها را از آلودگی برحذر می دارد.

در روایات، حتی عجب در یک عبادت، مایه سقوط عابد به حضیض فسق شمرده شده
است؛ سقوطی که موجب طمع دشمن برای گستردن دام بزرگ تری می شود؛ امام باقر
علیه السلام می فرماید:

دو نفر داخل مسجد شدند؛ یکی عابد و دیگری فاسق؛ چون از مسجد بیرون رفتند،
فاسق از جمله صدیقان بود و عابد از جمله فاسقان و سبب این بود که عابد داخل
مسجد شد و به عبادت خود بالید و فاسق در پریشانی از گناه و استغفار بود.

در داستان دیگری درباره یکی از اصحاب حضرت عیسی- علیه السلام- چنین آمده است:

حضرت عیسی – علیه السلام – با اصحاب خود به کنار دریا رسیدند ، حضرت بسم
الله گفتند و بر روی آب روان شدند ؛ یکی از اصحاب هم که مردی کوتاه قامت
بود بسم الله گفت وروانه شد ، و به عیسی – علیه السلام – رسید ؛ در آن وقت
عجب کرد و به خودش گفت : این عیسی روح الله است که بر روی آب راه می رود ،
من هم همین طور ، پس فضیلت او بر من چیست؟ همین که این به خاطرش گذشت ، به
آب فرو رفت، پس استغاثه به حضرت کرد وحضرت دستش را گرفت و از آب بیرون آورد
و گفت: چه گفتی؟ گفت: چنین چیزی به خاطرم گذشت. حضرت فرمود: از حدّ خود
بیرون شدی و خدا بر تو خشم کرد، توبه کن! پس توبه کرد و به حال اول خود
بازگشت .


    ویدیو : مقاله جالب و قشنگ مذهبی
این مطلب را به اشتراک بگذارید :

a b