رساله اموزشی

ودیعه – عاریه

آنچه
در زیر می‌آید، دروس “هفتادودوم و هفتادوسوم و هفتادوچهارم” از جلد دوم
«رساله‌ی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت
آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.

 تعریف و شرایط ودیعه
تعریف: قرارداد و عقدی است که دیگری را نایب در حفظ مال
خود می‌کنیم؛ به عبارت دیگر: قرار دادن مال نزد دیگری جهت حفظ آن مال،
برای مالک آن.

اصطلاحات:
صاحب مال: مودع
امانت گیرنده: ودعی، مستودع
امانت مالکیه: یعنی مودع و مستودعی ­که هر دو شرایط امانت دادن را دارند(۱)، امانت بدهند و بگیرند و این مال نزد مستودع امانت گردد.
 امانت شرعیه: در این نوع امانت، مودع وجود ندارد، اما به دلیل شرعی،
کسی­ که مال در دست اوست، شرعاً امین است. البته احکام امانت شرعیه و
مالکیه با هم متفاوت است.
مسئله
ودیعه جزء عقود جایز است. لذا مودع هر زمان بخواهد، می­‌تواند آن را پس
بگیرد و مستودع نیز هر زمان بخواهد، می‌­تواند آن را برگرداند.
 
شرایط مودع و مستودع
۱. بلوغ
۲. عقل
۳. احتیاطاً باید شخص عاجز از حفظ مال،  ودیعه را نپذیرد؛ مگر آنکه مودع، خودش عاجزتر باشد و مستودع دیگری هم نباشد.
مسئله
۱. اگر کسی، چیزی را از نابالغ یا دیوانه امانت بگیرد، ضامن است و با
برگرداندن مال به خود بچه نابالغ یا فرد دیوانه مبرا نمی­‌شود. بلکه باید
به ولی آنها برگرداند.
۲. در یک حالت می‌توان از نابالغ یا دیوانه مالی را گرفت و آن زمانی است
که بخواهیم مال او را حفظ کنیم (و اگر دست خودشان باشد حفظ نمی­‌شود) که در
این صورت “امانت شرعیه” خواهد بود، نه “امانت مالکیه”. لذا باید آن را
محافظت کرد و فوراً به دست ولی آنها رساند یا به او اعلام کرد که مال دست
اوست. اگر چنین مراحلی انجام شود، دیگر ضامن نیست.
۳. اگر مودع به وسیله دیوانه یا بچه­‌ای مالش را به دست مستودع برساند، ایرادی ندارد؛ چون این دو، خود مودع نیستند.
۴. اگر مستودع بچه غیر ممیز باشد و آن را از بین ببرد، بچه ضامن نیست.
اگر بچه ممیزی است که صلاحیت امانت­داری را دارد، در صورتی که در نگه­داری
کوتاهی کرده باشد، ضامن است.
۵. معنای شرط ۳ این نیست که عقد ودیعه باطل است، بلکه تکلیف مستودع را بیان می‌کند.
 
 
وظایف مستودع
در صورت قبول ودیعه، مستودع باید به­ گونه‌­ای که معمول و متعارف است، آن
را نگهداری کند تا از تلف شدن و صدمه دیدن محفوظ بماند؛ بدین صورت که آن­
را در جای مناسبی قرار دهد؛ مثلاً اگر زیور­آلات است، آن را در صندوق
قفل‌­دار نگه­داری کند یا اگر گلدان است، آن را از سرما و گرما محافظت
نموده و به میزانی که لازم است به آن آب و کود بدهد و حتی اگر پیش از گرفتن
ودیعه، وسایل و مکان مناسبی برای نگه­داری آن­ ندارد، باید آنچه را نیاز
است، فراهم کند.

 مواردی که مستودع ضامن است
مستودع امین است. لذا تا زمانی که افراط و تفریط نکرده، ضامن نیست.
۱. اگر خسارت وارد به مال به هر دلیلی، مستند به مستودع
باشد، ضامن است. مگر آنکه خسارت به دلیل استفاده­ای باشد که از طرف صاحب
مال مجاز بوده است.
مثال: ظرف کریستالی را به امانت نزد شما گذاشتند و شما نیز آن را در جای
امنی قرار داده‌­اید. اما هنگام عبور از کنار آن، ناخواسته تعادل بدنی شما
به­هم می­‌خورد و موجب شکسته شدن ظرف می­‌شوید. اینجا چون شکسته شدن ظرف
مستند به شماست و استفاده مجاز هم سبب شکستن ظرف نبوده، ضامن هستید.
۲. مستودع در نگه­داری آن کوتاهی کرده باشد.
مثال: اگر مال شخصی نزد مستودع باشد و او آن را در جایی قرار دهد که ممکن
است بارندگی به آن آسیب بزند و مستودع آن را زیر سایبان قرار ندهد و لذا
بارش باران آن را خراب کند، در این صورت ضامن خواهد بود.
۳. اگر مودع جای خاصی را برای حفظ مال تعیین کرده باشد،
منتقل کردن آن به­جای دیگر ضمان دارد؛ مگر آنکه در آن محل در معرض خسارت
باشد  و جای بهتری وجود داشته باشد که در این صورت حتی اگر مودع نهی کند،
اشکالی ندارد.
۴. اگر ظالمی بخواهد ودیعه را از مستودع بگیرد، در این
حالت حتی اگر حفظ ودیعه منوط به قسم دروغ خوردن باشد، لازم است انجام شود و
اگر مستودع چنین نکند، ضامن است. البته دفع ظالم، اگر منجر به جراحت و
آسیب بدنی یا بی‌­آبرویی یا خسارت مالی شود، تحمل آن دیگر واجب نیست. بلکه
در ضرر بدنی و آبرویی قابل توجه، تحمل آن حرام است.   اما اگر این ضررها
خیلی کم باشد که غالب مردم آن را تحمل می‌­کنند، واجب است برای حفظ ودیعه
آن ضرر را تحمل کرد؛ مثلاً کلام خشن و تندی بگوید که هر چند  اذیت­‌کننده
است، اما ضرر آبرویی محسوب نمی­‌شود. همچنین اگر فقط با دادن قسمتی از
ودیعه دفع ظالم می‌شود، واجب است این کار انجام شود و اگر مستودع چنین نکرد
و کل ودیعه را ظالم اخذ کرد، آن­گاه مستودع، مابقی اخذ شده توسط ظالم را
ضامن است.
۵. هرگونه استفاده یا تصرفی در مال امانت، بدون اجازه
مالک و صاحب اختیار آن، مثل پوشیدن لباس، سوار شدن اتومبیل و… ضمان­‌آور
است؛ مگر آنکه حفظ مال و امانت، منوط به آن باشد و راه دیگری نداشته باشد. 
۶. اگر مستودع پس از امانت گذاشتن مودع نزد او نیت غصب
کند (حتی اگر فعلاً غصب نکند) یا انکار کند چنین ودیعه‌­ای نزد اوست، اگرچه
بعداً از انکارش برگردد، یا در صورت مطالبه ودیعه توسط مودع، از برگرداندن
ودیعه خودداری کند، در تمام این حالات اگر خسارتی به مال امانت وارد شود،
ضامن است.
۷. در هر جایی­ که امانت مالکیه تبدیل به امانت شرعیه
شود و مستودع و وارث مستودع در رساندن مال به مالک آن کوتاهی یا در اعلام
آن کوتاهی کند، مطابق آنچه در بخش ذیل (موارد ابطال ودیعه) آمده است، شخص،
ضامن ودیعه خواهد بود. 

ابطال ودیعه
موت یا جنون مودع یا مستودع موجب ابطال ودیعه می­‌شود. لذا با توجه به
اینکه این مسئله برای مودع یا مستودع به‌­وجود آمده ، مراحل زیر اجرا
می­‌شود:
الف) مودع بمیرد یا مجنون شود:
http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gif ودیعه به صورت امانت شرعی در دست مستودع است http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gif
برگرداندن ودیعه به همه ورثه مودع یا ولی مودع واجب است یا اینکه حداقل
فقط به آنها اعلام کند و اگر چنین نکرد یا بدون دلیل تأخیر انداخت http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gif در صورت خسارت دیدن مال، مستودع ضامن است.
ب) مستودع بمیرد یا مجنون شود:
http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gif ودیعه در دست ورثه یا وصی مستودع، امانت شرعی است http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gif واجب است به مودع یا جانشین و وکیل او رد شود یا اعلام فوری شود و اگر چنین نکند یا بدون دلیل تأخیر اندازد http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gif ورثه یا وصی مستودع ضامن است.
http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gif نکته
منظور از لفظ “دلیل” در عبارات فوق آن است که اگر شخص به دلیل آنکه
نمی­‌داند کسی که مدعی ارث است آیا وارث است یا وارث منحصر در اوست یا
افراد دیگری هم هستند و لذا برای تحقیق تأخیر بیندازد، ضامن نیست. 


موارد لزوم رد ودیعه به صاحب آن
۱. مطالبه مودع:
در اولین فرصت ممکن در صورت مطالبه ودیعه، شخص مستودع باید آن را برگرداند. حتی اگر بنابر احتیاط واجب مودع کافر حربی باشد. 
 http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gifنکته:
الف) منظور از برگرداندن ودیعه فقط آن است که راه را باز کند تا مالک آن بیاید و آن مال را ببرد.
ب) اگر برگرداندن آن مال به کافر حربی موجب کمک به دشمن دین شود و او را بر علیه مسلمانان مجهز نماید، این کار حرام است. 
ج) شاهد گرفتن برای تحویل دادن امانت به مودع، اگر موجب تأخیر زیاد نشود، جایز است. 
۲. ترس سرقت یا تلف شدن مال:
اگر در مورد ودیعه، ترس سرقت یا تلف شدن وجود داشته باشد، باید مراحل زیر
طی شود و اگر در انجام دادن هر کدام کوتاهی کند، ضامن است:
الف) رساندن به مالک یا وکیل او؛
ب) رساندن به حاکم شرع (اگر او قادر به حفظ مال است)؛
ج) رساندن به شخص مورد وثوق و امینی که قادر به حفظ مال است (در صورتی­ که حاکم وجود نداشته یا قادر به حفظ نباشد).
۳. آشکار شدن نشانه‌­های مرگ برای مستودع:
چنانچه به سبب بیماری یا غیر آن، نشانه‌­های مرگ بر مستودع آشکار شد،
باید مراحل زیر را طی کند (و اگر در انجام هر یک کوتاهی کند، ضامن است):
۱. رساندن به مالک یا وکیل او؛
۲. رساندن به حاکم شرعی که قادر بر حفظ مال است؛
۳. مستودع وصیت می‌کند و شاهد هم می‌گیرد.
http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gifنکته:
الف) وصیت کردن و شاهد گرفتن باید به­ گونه‌­ای باشد که آن مال برای
صاحبش حفظ شود. لذا باید جنس، وصف، مکان مال، نام و مشخصات مالک آن ذکر شود
و صرف گفتن اینکه ودیعه نزد من است، کافی نیست. 
ب) مرحله آخر در صورتی لازم است که ورثه شخص مستودع، امین و مطلع نباشند.
اما اگر آنها مطلع و افرادی امین باشند، وصیت و شاهد گرفتن لازم نیست.
۴. مسافرت کردن مستودع:
در صورتی­ که مسافرت مستودع با حفظ ودیعه منافات داشته باشد(۲)،
در این حالت اگر رضایت مالک در مورد به همراه بردن ودیعه در سفر معلوم
نباشد، باید مراحل زیر طی شود و اگر در انجام هر مرحله کوتاهی کند، ضامن
است:
الف) مسافرت غیر ضروری:
http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gif تحویل به مالک یا وکیل او http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gif تحویل به حاکم شرع http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gif باید ترک مسافرت کند. 
ب) مسافرت ضروری:
http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gif تحویل به مالک یا وکیل او http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gif تحویل به حاکم شرع http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gif تحویل به فرد امین http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gif با خود به مسافرت ببرد و ضامن  نیست.(۳)

وظیفه ورثه مستودع
اگر ورثه می‌دانند که مورّث آنان (مثلاً پدر تازه ­درگذشته آنها) در
اموالش ودیعه­ای از مردم نزدش بوده است، مثلاً خود مورّث پیش از مرگ اقرار
کرده است، در این صورت باید گزینه­‌های زیر اجرا شود:
۱. اگر عین مال ودیعه در اموال میت مشخص است:
الف) مالک معلوم است http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gif  همان مال به مودع داده می‌شود.
ب) مالک معلوم نیست http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gif حکم مجهول‌­المالک را دارد.(۴)
۲. اگر عین مال را به صورت ویژه مشخص نکند و فقط در ضمن مصادیقی از جنس واحد معین کند. (مثلاً یکی از گوسفندان) http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gif مال با قرعه مشخص می‌شود و به مالک داده می‌شود و در صورت معلوم نبودن مالک، حکم مجهول‌­المالک را دارد.
۳. عین مال را، حتی مصادیقی از یک مجموعه را معین نکند، و فقط بگوید در اموالم ودیعه‌­ای وجود دارد.
الف) مالک معلوم است http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gif  احتیاط در مصالحه است.
ب) مالک معلوم نیست http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gif حکم مجهول­‌المالک را دارد که با حاکم شرع یا نماینده او مصالحه می­‌شود.
۴. مشابه حالت سوم باشد، اما نگوید در اموالم وجود دارد http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gif
چیزی بر عهده ورثه نیست؛ مگر یقین به این باشد که میت طبق یکی از موارد
ضمان‌­آور (که در درس قبل بیان شد) ضامن بوده و مال از بین رفته است.


عاریه
تعریف:
مسلط کردن دیگری بر مال خود، برای این­که از آن استفاده مجانی (بدون گرفتن عوض) کند.(۵)
عاریه عقدی است که به ایجاب و قبول نیاز دارد. هر لفظی که بر عاریه دلالت
کند، ایجاب است؛. مانند اینکه بگوید: “این شیء را به تو عاریه دادم” یا “به
تو اجازه می دهم که از آن استفاده کنی”. هر لفظی هم که بر رضایت دلالت
کند، قبول است.
علاوه بر آن، هر عملی که بر این معنا دلالت داشته باشد نیز کافی است و لازم نیست حتماً لفظ باشد. 

شرایط عاریه‌­دهنده
۱. مالک منفعت مال باشد (لازم نیست مالک عین باشد) و شرعاً صلاحیت تصرف در
آن را داشته باشد. لذا کسی که غاصب عین یا منفعت مالی است، حق عاریه دادن
آن را ندارد. 
مثال: صاحب­خانه­‌ای که خانه­اش را اجاره داده، چون مالک منفعت آن نیست، حق عاریه دادن خانه را به دیگری ندارد. 
اما مستأجری که خانه را اجاره کرده، حق این کار را دارد؛ مگر آنکه
صاحب­‌خانه در عقد اجاره شرط کرده باشد که فقط مستأجر حق استفاده از منفعت
را دارد. 
مسئله
اگر بدون اجازه قبلی، مال کسی عاریه داده شود، باید از صاحب اختیار آن اجازه گرفت و اگر اجازه نداد، عاریه باطل است. 
۲. بالغ و عاقل باشد. لذا بچه و مجنون، بدون اذن اولیایشان، حق عاریه دادن ندارند.
۳. محجور نباشد. لذا سفیه با اجازه ولی خود و مفلس با اجازه طلبکارها فقط حق عاریه دادن دارند. 

شرایط عاریه گیرنده
۱. اهلیت و صلاحیت شرعی بهره‌­بردن از منافع آن مال را داشته باشد. لذا
کافر نمی‌­تواند قرآن را عاریه بگیرد یا به شخص محرم نمی‌­توان صید را
عاریه داد.
۲. عاریه­گیرنده باید معین و مشخص باشد؛ مثلاً نمی­‌توان گفت که این شیء را به یکی از این دو نفر عاریه دادم.
۳. عدّه بسیار زیاد نمی­‌توانند عاریه ­گیرنده باشند. اما عدّه محصوری،
مثل ۱۰ نفر، می‌توانند باشند که در این صورت هر یک از افراد به نوبت و با
قرعه، حق بهره‌­برداری از منفعت را دارند.

شرایط مالی که عاریه می‌دهند:
۱. قابل بهره‌­برداری باشد؛ آن هم بهره‌­های حلالی­ که عین مال از بین
نرود. لذا نمی­‌توان نان و روغن را عاریه داد یا جایز نیست ظرف طلا را برای
استفاده خوردن و آشامیدن عاریه داد.
۲. معین بودن آن در ابتدا لازم نیست. لذا اگر کسی بگوید یکی از لباس‌­هایم را که دوست داری، عاریه دادم، صحیح است.
۳. آنچه منافع متعدد دارد، در صورتی ­که عاریه آن شیء به خاطر بعض منافع
باشد، باید منافع مورد نظر مشخص شود تا معلوم باشد از کدام منافع می‌خواهد
استفاده کند. در این صورت حلیت انتفاع از آن شیء مختص به همان منافع
می­‌شود و اگر می­‌خواهد از مطلق منافع بهره‌­مند شود، می‌تواند به عموم
تصریح کند. مگر آنکه با مطلق گفتن فهمیده شود که از تمام منافع آن جواز
بهره­‌مندی دارد.

فسخ کردن عاریه و باطل شدن آن:
۱. عقد عاریه عقد جایز(۶) است؛
مگر عاریه زمین یا قبری برای دفن، در صورتی­ که بدن میت پس از دفن کاملاً
در آنجا پوشانده شده باشد که بنابر احتیاط واجب، نمی‌­توان نبش قبر کرد.
لذا اگر کاملاً پوشانده نشده، می‌­توان زمین عاریه را پس گرفت. اما در این
حالت هزینه حفر قبر و هزینه پر کردن زمین یا قبر (یعنی هزینه کارهای انجام
شده) با عاریه­‌دهنده نیست، همچنان ­که پر کردن زمین نیز با عاریه‌­گیرنده
نیست.
۲. مرگ عاریه­‌دهنده http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gif بطلان عاریه (بدون نیاز به فسخ)
۳. از بین رفتن سلطه عاریه‌­دهنده (جنون و… ) http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gif بطلان عاریه (بدون نیاز به فسخ)
۴. اگر زمین را برای ساختمان­‌سازی یا درخت­کاری و کاشت عاریه دهند http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gif
حق فسخ برای عاریه‌­دهنده و حق گرفتن خسارت برای عاریه­‌گیرنده وجود دارد.
اما باید احتیاطاً به نحوی باشد که رضایت طرفین جلب شود؛ یعنی
عاریه­‌دهنده رضایت طرف مقابل را و برعکس، عاریه­‌گیرنده، در گرفتن خسارت،
رضایت عاریه­‌دهنده را جلب کند.

استفاده­‌های مجاز از عاریه و موارد ضامن بودن عاریه­‌گیرنده
در این رابطه باید موارد زیر رعایت شود:
۱. عاریه­‌گیرنده فقط مجاز است به همان مقدار معمول و
متداول از عاریه بهره‌­برداری کند. در غیر این صورت غاصب و ضامن است؛ به
این معنا که اولاً: به میزان ارزش استفاده‌­های بیش از حد به عاریه‌دهنده
بدهکار است و ثانیاً: اگر در این استفاده­‌های بیش از حد، آسیبی به مال
عاریه وارد شود، باید آن را جبران کند و خسارت بپردازد. 
مثال: اگر کسی اتومبیلی را عاریه بگیرد و بدون اینکه از صاحب آن اجازه
بگیرد که با آن بار جابه‌­جا کند، بارهای فراوان و سنگینی حمل کند، اولاً:
باید کرایه حمل بار را به مالک بپردازد؛ ثانیاً: باید هر هزینه‌­ای را که
از خسارت اتومبیل به مالک وارد شده، جبران کند. 
۲. مال عاریه، در دست عاریه­‌گیرنده، حکم امانت را دارد. لذا در موارد زیر ضامن است:
در نگه­داری آن کوتاهی کرده باشد.
در بهره‌­برداری از آن زیاده‌­روی کرده باشد. (بند ۱)
عاریه‌دهنده شرط کرده باشد که به هر دلیلی (اگرچه کوتاهی یا زیاده­روی هم
نباشد) عاریه­‌گیرنده ضامن باشد و خسارت را به عهده بگیرد. 
موارد سه­‌گانه فوق در مورد غیر طلا و نقره است؛ زیرا در طلا و نقره
مطلقاً ضامن است؛ مگر اینکه عاریه‌­گیرنده شرط کند که ضامن نیست.
چنانچه هیچ یک از موارد فوق محقق نشود، اما خسارت وارده به مال عاریه، مستند به عاریه­‌گیرنده باشد، باز هم عاریه­‌گیرنده ضامن است.
مثال: فرض کنید ظرف کریستال حسن در دست علی باشد و به صورت سهوی و بدون
کوتاهی در مراقبت از آن، پای علی به آن بخورد و بشکند. علی در اینجا ضامن
است؛ زیرا شکستن کریستال مستند به علی است.
۳. چنانچه عاریه‌­دهنده غاصب مال عاریه باشد، در مورد تلف شدن مال یا عوض منفعتی که عاریه‌­گیرنده از آن استفاده نموده:
الف) عاریه­‌گیرنده جاهل به غصب است http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gif
ضمان بر عهده غاصب است. لذا اگر مالک اصلی به غاصب رجوع کرد، غاصب
نمی­‌تواند به عاریه‌­گیرنده رجوع نماید. اما اگر به عاریه‌­گیرنده رجوع
کند، او می­‌تواند به غاصب رجوع کند.
ب) عاریه­‌گیرنده عالم به غصب است http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gif
ضمان بر عهده عاریه­‌گیرنده است. لذا اگر مالک به غاصب رجوع کند، در
صورتی­ که عین مال تلف شده باشد، غاصب می­تواند به عاریه­‌گیرنده رجوع کند و
اگر مالک به عاریه­‌گیرنده رجوع کند، او نمی‌­تواند به غاصب رجوع کند.
http://ladin.ir/wp-content/uploads/2016/07/breadcrump-1.gifنکته:
هر زمان که عاریه­‌گیرنده علم به غصب پیدا کند، جایز نیست آن را به غاصب برگرداند. بلکه باید آن را به مالک برگرداند.
۴. زمانی عاریه‌­گیرنده چیزی برگردنش نخواهد بود که مال
عاریه را تحویل مالک آن، یا وکیل قانونی یا ولی او دهد و صرف قرار دادن مال
در صندوق کافی نیست.
مثال: اگر اتومبیل را پس از استفاده، در پارکینگ عاریه­‌دهنده قرار دادیم، فایده ندارد. بلکه باید به خودش تحویل دهیم.
 


(۱) به بخش شرائط مودع و مستودع رجوع شود.

(۲)  یعنی برای حفظ ودیعه لازم باشد که آن را با خود ببرد یا آنکه مسافرت را ترک کند

(۳) البته اگر مسافرت طولانی و بسیار خطرناکی است، حکم مستودعی که نشانه­های مرگ برایش آشکار شده، اجرا می­شود.

(۴)  از طرف صاحب مال به فقیر صدقه داده می­شود و بنابر احتیاط واجب، باید با اجازه نماینده مجتهد باشد.

(۵) به صورتی که بهره­برداری از آن مال منوط به مصرف آن و از بین رفتن آن نباشد؛ مثل لوازم مصرفی، از جمله: تاید، شامپو و… .

(۶) یعنی هر یک از طرفین حق فسخ آن را دارند.


راههای شناخت اعلم

راههای شناخت اعلم

____________________________

۱-  آیات عظام: فاضل، زنجانی: یقین یا اطمینان

۲- مانند افرادی که خودشان اهل علم هستند و می توانند مجتهد أعلم را بشناسند.

۳-  آیة الله خوئی: و ظاهراً به گفته یک نفر مورد وثوق، نیز ثابت می شود.

      آیة الله وحید خراسانی: و أقوی ثبوت اجتهاد و أعلمیت به گفته ثقه خبیر است در صورتی که ظن بر خلاف گفته او نباشد.

      آیة الله سیستانی: بلکه به گفته یک نفر ازاهل خبره و اطلاع که مورد وثوق انسان باشد ،نیز ثابت می شود.

      آیة الله شبیری زنجانی: و بنا براحتیاط واجب اگر یک نفر عالم عادل گواهی دهد، باید احتیاط را رعایت کرد.

      آیة الله تبریزی: و در صورت اختلاف، خبره بودن هر کدام ببیشتر باشد، قول اومقدم است، بلکه به گفته یک نفر عالم خبره مورد وثوق نیز ثابت میشود.

      آیة الله سبحانی:
تصدیق یک عالم عادل خبره به شرط آنکه یک عالم عادل دیگر با گفته او مخالفت
ننماید؛ و نیز اجتهاد و أعلمیت به گفته یک نفرکه مورد وثوق باشد ثابت می
شود.

      آیة الله مظاهری: تصدیق یک نفر عالم ثقه خبره.

۴-  آیة الله بهجت: بلکه ازهر راهی که انسان اطمینا ن به أعلمیت کسی پیداکند، بنا براظهر می تواند به همان اکتفا نماید.

      آیة الله فاضل لنکرانی: شایع و مشهور بودن أعلمیت، به طوری که موجب علم یا اطمینان شود.

      آیة الله مکارم شیرازی: مشهور بودن در میان اهل علم و محافل علمی ،به طوری که موجب یقین شود.

      آیة الله سبحانی: معروف و مشهوربودن در محافل علمی به طوری که برای انسان اطمینان حاصل شود.

      آیة الله امام خامنه ای: راههای شناخت اجتهاد و اعلمیت مرجع تقلید:   

                ۱-امتحان؛

                ۲-یقین حاصل ولو از شهرت مفیدعلم یا اطمینان؛

               ۳-شهادت دونفرعادل از اهل خبره                                              [اجوبة الإسفتائات س ۲۵]

                
شهادت دو فرد عادل و اهل خبره بر صلاحیت و جامع الشرائط بودن مجتهد برای
جواز تقلید از او کافی است و تحقیق از افراد دیگرلازم نیست. 
         [اجوبة الإسفتائات س ۲۴]

 



    ویدیو : رساله اموزشی
این مطلب را به اشتراک بگذارید :

a b