اشعر در باره امام رضا از برقعی

شعر حمیدرضا برقعی برای امام رضا(ع)


ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس 

خاموش کن صدارا، نقاره می زند طوس 


آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان 

جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس 


آنجا که خادمینش از روی زائرینش 

گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس 


خورشید آسمان ها در پیش گنبد او 

رنگی ندارد آری چیزی شبیه فانوس 


رویای ناتمامم ساعات در حرم بود 

باقی عمر اما افسوس بود و کابوس 


وقتی رسیدی آنجا در آن حریم زیبا 

زانو بزن به پای بیدار خفته در طوس...




نمی‌دانم چرا این قدر با من مهربانی تو


به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، شعر زير آخرين سروده حميدرضا برقعه اي براي امام رضا (ع) است كه در وبلاگش منتشر كرده است.   به مهربانی امام رضا علیه السلام
همیشه قبل هر حرفی برایت شعر می‌خوانم
قبولم کن من آداب زیارت را نمی‌دانم
نمی‌دانم چرا این قدر با من مهربانی تو
نمی‌دانم کنارت میزبانم یا که مهمانم
نگاهم روبه‌روی تو بلاتکلیف می‌ماند
که از لبخند لبریزم، که از گریه فراوانم
به دریا می‌زنم، دریا ضریح توست غرقم کن
در این امواج پرشوری که من یک قطره از آنم
سکوت هرچه آیینه، نمازم را طمأنینه
بریز آرامشی دیرینه در سینه پریشانم
تماشا می‌شوی آیه به آیه در قنوت من
تویی شرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم
اگر سلطان تویی دیگر ابایی نیست می‌گویم:
که من یک شاعر درباری‌ام مداح سلطانم



    ویدیو : اشعر در باره امام رضا از برقعی
این مطلب را به اشتراک بگذارید :

a b