شعرهاي زيبا ومعني دار

اشعار زیبای معنی دار

من نه خود توبه شكستم كه گنهكارشوم

توبه خود را شكند چون تو شوي باده به دست

لعلي تبريزي

×××

طبیبا بدرمان دردم چه کوشی

مرا درد او بی دوا می پسندد

نشاط اصفهانی

×××

تنها نه از این مردم صد روی و ریا دیده

از مردمک خود هم بد دیده که می گرید

لب نیک و بد دنیا ناخوانده که می خندد

چشم آخر هر کاری پائیده که می گرید

علی اشتری

×××

برتر از آنم که گر یکدم به گلزارم برند

بوی گلها چون نسیم آلوده دامانم کنند

ورزی

×××

هر شب که تو بستی در آن خانه برویم

تا صبح دل دربدرم حلقه ی در شد

میخواست که چون اشک به تو دامان تو غلتد

آن قطره که افتاد به دریا و گهر شد

ورزی

×××

بگذار و بگذر از سر جور وستم که عمر

از ما گذشت از تو هم ای یار بگذرد

این یک دو دم که مانده به پایان عمر من

ای جان مرو که کار من از کار بگذرد

مژده

×××

از آن شرمنده ی اشکم که با دست تهی عمری

ببازار محبت گوهر یکدانه می ریزد

مستی

×××

ندارد آگهی از محنت شبهای مهجوران

کس کو شب براحت خفته باشد در بر یارش

طبیب اصفهانی

×××

منم ودلي كه هرشب كندم به ناله سرخوش

مبر از كفم تو اين‌دل كه دل دگر ندارم

مشحون

×××

دارد دل من صد غم و غمخوار ندارد

این کودک بیمار پرستار ندارد

در شهر شما جز دل آواره ی ما نیست

آنکس که غمی دارد و غمخوار ندارد

الفت

×××

چشم بی نوریم فرق روز و شب از ما مخواه

شاخ خشکیم از خزان و از بهار ما مپرس

پرتو بیضائی

×××

جايت کنون نباشد جز در كنار اغيار

ياد آن زمان كه بي ما جاني نمي نشستي

مشتاق اصفهاني

×××

افتاده به شهریم که ویرانه ندارد

یک شهر غریبیم و یکی خانه ندارد

جائی که گیرد دل دیوانه قراری

ویران شود این شهر که ویرانه ندارد

مجمر اصفهانی

×××

خوشم ز سنگ حوادث که استخوان مرا

چنان شکست که فارغ ز مومیایی کرد

غارت

×××

یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد

یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند

فریاد که در رهگذر آدم خاکی

بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند

فروغی بسطامی

×××

بیا ای غم بیا ای مونس شب های تار من

که امشب از تو همدردی و همکاری دلم خواهد

برنجان و بنالان بگریان و بسوزانم

که سوز و اشک و آه و ناله و زاری دلم خواهد

یزدانبخش قهرمان

×××

عمر عزيز خود منما صرف ناكسان

حيف از طلا كه خرج مطلّا كند كسي

قصاب كاشاني

×××

ز بی رحمی نماید تیر خود را هم دریغ از دل

که داند زخم او را نیست جز این مرهم دیگر

ابوالقاسم لاهوتی

×××

مي‌توان از قطره اشكي به مطلبها رسيد

گـــاه باشد خــرمني حـاصل شود از دانه‌اي

ناصح تبريزي

×××

بامید تو شب خویشتن آریم بروز

آن جفا دیده که بودیم همانیم هنوز

ادیب نیشابوری

×××

بترس ازتيرآه من كه چون شد گرم ناليدن

دلديوانه یمن دوست از دشمن نمي داند

؟

×××

دم آخر است بنشين كه رخ تو سير بينم

كه اميد صد تماشا به همين نگاه دارم

عهدي ساوجي

×××

مرو از پیشم و عمری نگرانم مگذار

یا چو رفتی به امید دگرانم مگذار

بر دلم داغ غم عشق تو ایام نهاد

تو دگر داغ غم هجر بجانم مگذار

محمدگلبن



اس ام اس یاد کردن از دوستان sms یاد از رفیق و دوست

در این هیاهوی شلوغ
” یادت لحظه ای مرا گم نمیکند”
و به هرجا میروم پیش تر از من آنجاست !
.
.
.
یادت برایم
همانند قصه سیگار پیرمردیست
که سالهاست میگوید نخ آخر است …
.
.
.
تو” آن نیستی که به یادت بیاورم ،
“تو” آن همیشه ای که به یادم می مانی  . . .
.
.
.
دریــا مــی‌شــوم؛
وقتــی هــر شــب
در بستــرم، یــــاد تــو جــاری ســت؛
مثــل رود . . .
.
.
.
زیباست یادت،
اگر خودت بودی چه غوغایی میکردی!
.
.
.
در دفتر دل یاد تو سر مشق من است
یاد من هم نکنی , یاد تو تکلیف من است . . .
.
.
.
تو مرا فریاد کن ای هم نفس  / این منم آواره ی فریاد تو
این فضا با بوی تو آغشته است  / آسمانم پر شده از یاد تو  . . .
.

.
.
یادت …
پرچم صلحیست،
میان ِ شورش ِ این همه فکر…
.
.
.
یـــــــــــــــآد
چراغی که مال من است
ولی خاموش در دل های همـــه
.
.
www.3ali3.com
.
.
هر دو چشمان تو دنیای من است
گر نمیبینم تو را ، یادت نگهدار من است . . .
.
.
.
برایم دعا کن!
اجابتش مهم نیست!
نیاز من به آرامشی است که بدانم تو به یاد منی…
.
.
.
عتیقه شـــــدم در یـــادها بی آنکه قدیمـــی باشـــم
.
.
.
کاش فاصله ها اجازه میدادند ،
وقتی قلب ها به یاد هم می تپند ، در کنار هم باشند
به یادتــــــــــم
.
.
.
باز یادت میکنم تا نگویی بی وفاست
از شما دورم ولی این دل همیشه با شماست!
.
.
.
میدونی محبت یعنی چی ؟
م = من   ح= حالا  ب= به یاد   ت = توام
.
.
.
وقتی کسی دیر به دیر ازم یاد می کنه؛
نگرانش نمی شم؛
حتما شاد بوده از یادش رفتم …
.
.
.
برایم در ردیف کسانی هستی که به قول نیما یادت روشنم می دارد
.
.
.
تقدیم به آنکه دارمش دوست
تقدیم به آن که قلبم از اوست
اگر مهتاب از تن بر کند پوست
جدا هرگز نگردد یادم از دوست
.
.
www.3ali3.com
.
.
یادی از ما کن ای عزیز دوست داشتنی
ای که هستی پیش ما شیرین تر از بستنی
تو مال من میشوی و من مال تو
زندگی میشود لحظه به لحظه خواستنی
.
.
.
همه ی حواسم را جمع میکنم تا خیالت را کم کنم
اما تمام یادت در”من” ضرب میشود و “من” تقسیم میشوم در “تو” …
می بینی ؟ عجب دنیای بی حساب و کتابی ست ؟
.
.
.
قول داده اَم…
گاهـــی
هَر اَز گاهـــی
فانـــوس یادَت را
میان ایـن کوچه ها بـی چراغ و بـی چلچلـه، روشَـن کنَم
خیالـت راحـَــت! مَـن هَمان منـــَــم؛
هَنوز هَم دَر این شَبهای بـی خواب و بـی خاطـــِره
میان این کوچـه های تاریک پَرسـه میزَنـَم
اَما بـه هیچ سِتاره‌ی دیگـَری سَلام نَخواهــَـ


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back To Top