ریحانه بهشتی

علت مرگ ریحانه بهشتی چه بود + ریحانه بهشتی چرا فوت کرد

بیوگرافی ریحانه بهشتی +  ادرس اینستاگرام ریحانه بهشتی

ریحانه بهشتی، دبیر آموزش و پرورش و یکی از ورزشکاران حرفه‌ای دوومیدانی خراسان رضوی بود که صبح امروز در اثر مرگ مغزی فوت کرد.

این ورزشکار جوان که در گذشته کارت اهدای عضو خود را نیز گرفته بود، قرار است تا ساعتی دیگر با اهدای اعضای بدن خود به چندین بیمار نیازمند، به آن‌ها زندگی دوباره ببخشد.

فدراسیون دوومیدانی جمهوری اسلامی ایران پس از این اتفاق تلخ، با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد: “جامعه دوومیدانی در ایام سوگواری سید و سالار شهیدان، امام حسین (ع)، در غم فراق ورزشکاری حرفه ای و مادری مهربان به سوگ نشسته است؛ ورزشکاری که در اخلاق ومنش پهلوانی بزرگترین افتخار را برای خانواده بزرگ دوومیدانی ایران رقم زد. این فدراسیون ضمن ابراز همدردی با خانواده مرحوم بهشتی، علو درجات را از خداوند منان برای آن مرحومه خواستار است.”

اعضای بدن بانوی ورزشکار مشهدی، که ناگهان پس از سردردی شدید به کما رفت و جان خود را از دست داد، چند روز پیش به بیماران نیازمند اهدا شد. ریحانه بهشتی، از ورزشکاران و مربیان دوومیدانی استان خراسان‌رضوی بود که در مسابقات کشوری نیز عناوین مختلفی را به نام خود ثبت کرده بود. او بامداد روز دوشنبه گذشته ٢٠ مهر به خاطر سردرد شدید به بیمارستان منتقل و درنهایت معلوم شد سردرد او ناشی از سکته مغزی است. به‌این‌ترتیب، او در بیمارستان فارابی مشهد مورد عمل جراحی قرار گرفت، اما پس از عمل هرگز به هوش نیامد.
محمد‌جعفر بهشتی، برادر ٤٠ساله ریحانه، در گفت‌وگو با شرق درباره مرگ خواهرش و اهدای اعضای بدن او توضیح داده است.
 ماجرا چطور اتفاق افتاد؟
آن شب ریحانه خانه مادرم بود. حدود نیمه‌شب به‌طور ناگهانی سردرد، سرگیجه و تهوع شدیدی را احساس کرد. در زمان این اتفاق علاوه بر مادرم، دو خواهرم هم در خانه حضور داشتند، اما به خاطر موقعیت زمانی، انتقال ریحانه به بیمارستان بدون همراهی فردی دیگر بسیار دشوار و حتی غیرممکن بود، به‌همین‌دلیل با اورژانس تماس گرفتند و تقاضای کمک کردند، اما اورژانس کم‌لطفی کرده و گفته بود به خاطر سردرد تیم امداد نمی‌فرستند. در نهایت دو خواهر و مادرم موضوع را به یکی از بستگان اطلاع دادند و تا رسیدن او نیم‌ساعتی طول کشید. خواهرم دقایقی بعد از آنکه به بیمارستان رسید، بیهوش شد.
به تشخیص پزشک از او سیتی‌اسکن انجام و مشخص شد عروق داخل سر او پاره شده و بر اثر خون‌ریزی در مغزش، خون لخته ایجاد شده است. به‌همین‌دلیل به تشخیص کادر پزشکی بیمارستان به اتاق عمل برده شد و با شکافتن جمجمه، لخته خون را خارج کردند. بعد از عمل جراحی، او را به اتاق ریکاوری بردند که پس از زمانی طولانی به هوش نیامد و در همان مدت نیز سکته بعدی اتفاق افتاد و دوباره خون لخته در مغزش ایجاد شد، اما پزشکان گفتند تا زمانی که سطح هوشیاری ریحانه بالا نیاید امکان عمل مجدد وجود ندارد، چون ریسک چنین کاری حدود ٩٨ درصد است. بنابراین اجازه عمل دوم داده نشد و خواهرم همچنان در کما بود که در نهایت مرگ مغزی شد و پزشکان نیز این اتفاق را تأیید کردند. بعد از آن بود که ما تصمیم به اهدای اعضای او گرفتیم.
  چه شد که تصمیم به اهدای اعضای خواهرتان گرفتید؟
وصیت خودش بود. کارت اهدای عضو هم داشت. حتی اگر کارت اهدای عضو هم نداشت ما آماده این کار بودیم.
آیا خواهرتان سابقه بیماری یا سابقه ضربه شدید به سر در سوابق پزشکی خود داشت، مثلا در ورزش ضربه شدیدی به سرشان خورده باشد؟
نه، سابقه خاصی نداشت. همه‌چیز عادی بود. حتی سابقه سردرد شدید یا طولانی را که گله کرده باشد، به یاد ندارم. در سوابق ورزشی هم ضربه‌ای به سرش نخورده بود. به گفته پزشکان، سکته ممکن است ناشی از فشار عصبی باشد. به هر حال کارشناسان پزشکی قانونی قرار است در آینده نظر خود را در مورد علت این اتفاق اعلام کنند.
  خواهرتان چندسال داشت و شما چند خواهر و برادر هستید؟
ریحانه ٢٧ساله بود و یک فرزند ١١ماهه داشت. ما شش خواهر و سه برادر بودیم که البته مدت‌ها قبل یکی از برادرانمان شهید شد.
آیا در خانواده شما غیر از ریحانه فرد دیگری نیز کارت اهدای عضو دارد؟
خواهر دیگرم هم همان زمان که ریحانه کارت اهدای عضو گرفت برای این کار اعلام آمادگی کرد و خود من هم کارت اهدای عضو دارم. کلا در خانواده ما این مسئله، عادی است. حتی وقتی موضوع را با دامادمان مطرح کردم قبل از اینکه پزشکان به ما پیشنهاد بدهند، چون من و او پیگیر کارهای خواهرم بودیم وقتی فهمیدم امکان مرگ مغزی وجود دارد در خانواده پیش‌زمینه را فراهم کردیم. چون وقت زیادی نداشتیم به‌خاطر اینکه سلول‌های مغزی خیلی سریع از بین می‌روند و باید سریع تصمیم می‌گرفتیم و در نهایت در فاصله کمی پس از آنکه مرگ مغزی او از طرف کادر پزشکی اعلام شد، رضایت دادیم که دستگاه تنفسی از او جدا شود؛ چون در پی مرگ مغزی فرد فقط به کمک دستگاه نفس می‌کشد. حتی در اطرافمان مخالفت‌های زیادی بود که دستگاه‌ها را از او جدا نکنیم، اما او با پرکردن کارت کار خودش را کرده و بدنش را نذر کرده بود تا بعد از مرگ اهدا شود و ما هم به خواست او احترام گذاشتیم. من هم همین کار را کرده و بدن را نذر کرده‌ام و اگر این فرصت پس از مرگ برایم فراهم شود، خوشحال می‌شوم؛ چون مرگ باشرافتی است و در واقع نوعی ایثار است.
توصیه شما به افرادی که ممکن است در شرایط شما قرار بگیرند، چیست؟
به‌هر حال تصمیم‌گیری در آن شرایط سخت است، اما من می‌گویم که دودل نباشند، با این کار به آرامش خواهند رسید. الان من با آرامش و خیلی راحت با شما صحبت می‌کنم و خود و خانواده‌ام از این بابت خوشحال هستیم. این روش از روش‌های دیگر بهتر و آرامش‌بخش‌تر است. در نهایت توصیه می‌کنم اگر شرایط مشابهی پیش آمد تعلل نکنند چون ممکن است فرصت از دست برود. به تیم پزشکی اعتماد کنند و تصمیم بگیرند. در چنین شرایطی ممکن است عزیزشان شفا نگیرد، اما با این کار ممکن است شفاعت شود و برای او منشأ خیر باشد.
  در شرایط فعلی چه سرنوشتی در انتظار فرزند ١١ماهه خواهرتان است؟
هنوز به‌طور مشخص درباره آن با خانواده و مادر، خواهر و دامادمان صحبت نشده است، اما درحال‌حاضر یکی از خواهرانم هم بچه خودش را شیر می‌دهد و فعلا از بچه آن مرحوم هم نگهداری می‌کند و به او هم شیر می‌دهد، اما دلمان می‌خواهد او را پیش خودمان نگه داریم، چون او تنها یادگار خواهرم است.
*************************************************************************
علت مرگ ورزشکاران حوادث مشهد بیوگرافی ریحانه بهشتی اخبار مشهد

علت فوت banervista درگذشت شوک آور “ریحانه بهشتی” یک ورزشکار جوان دیگ + علت فوت در آخرین اخبار

بازدید خبر کوتاه بود و شوک آور. اینکه یک ورزشکار خراسانی و البته مشهدی که تا دیروز سر کلاس های مدرسه به دانش آموزان درس می داد و در میادین ورزشی مقام به دست می آورد، حالا روی تخت بیمارستان باشد. اما این همه ماجرا نبود چرا که ریحانه بهشتی، بانوی قهرمان ورزشکار و مادر مهتای ١١ماهه دیگر چشمش را بر روی این جهان بسته است و تنها قلبش می زند تا اعضای بدنش به بیماران نیازمند اهدا شود و خیلی سریع پربکشد به آسمان و دوباره در کنار برادر شهیدش یعنی پرویز بهشتی، خاطرات دوران کودکی شان را با هم مرور کنند. علت مرگ ورزشکاران حوادث مشهد بیوگرافی ریحانه بهشتی اخبار مشهد مرگ مغزی ریحانه بامداد دوشنبه هفته گذشته وقتی ریحانه در خانه مادرش به یک باره دچار سرگیجه شد. تلاش خانواده برای اینکه وی را آرام کنند بی نتیجه بود و ریحانه از سردرد روی پایش هم نمی توانست بایستد. تماس خانواده با اورژانس هم فایده ای نداشت و آن ها برای سردرد خودشان را به منزل این ورزشکار نرساندند تا خانواده ریحانه به همراه یکی دیگر از بستگانشان وی را به بیمارستان فارابی منتقل کنند. بعد از بستری شدن ریحانه و عمل جراحی، این بانوی ورزشکار به کما می رود و درنهایت نیز دچار مرگ مغزی می شود و برای اهدای اعضای بدنش به بیمارستان منتصریه مشهد منتقل می شود. انتقال به بیمارستان منتصریه حالا همه چیز رنگ دیگری به خودش گرفته است. بانوی قهرمان ورزشکار حالا دیگر روی پیست دوومیدانی نمی دود و این بار دارد بندهای کفش هایش را محکم می کند تا به سمت بهشت پرواز کند. بعد از پیگیری هایی که انجام می دهیم بالاخره خانواده ریحانه را مجاب می کنم تا چند کلامی را با آن ها به گفتگو بنشینم، اما واقعا در این اوضاع چه می شود از همسر و مادر و برادر ریحانه پرسید. خودم را به بیمارستان منتصریه می رسانم تا با آن ها گفتگو کنم. به ورودی بیمارستان که می رسم نگهبان سوال می کند که کارت چیست و وقتی می گویم برای تهیه گزارش از ریحانه بهشتی آمده ام خانواده او را که مقابل اورژانس بودند، نشانم می دهد. کمی قدم هایم سست می شود که آخر چه چیزی از این خانواده داغ دار می شود پرسید. به هر جان کندنی بود خودم را به جلوی در اورژانس می رسانم و خودم را به خانواده ریحانه معرفی می کنم. رضایت ریحانه از اهدای اعضای بدنش مادر ریحانه که دوران سخت روزگار حسابی چین و چروک روی صورتش انداخته است، بدون اینکه بخواهد غم سنگین دلش را نشان دهد، می گوید: همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد، نمی دانیم اصلا چه شرایطی بود. تا قبل از این اتفاق او می گفت و می خندید اما به یک باره دچار این سرگیجه شد و بعد هم که اورژانس نیامد و مجبور شدیم خودمان او را به بیمارستان منتقل کنیم. وجیهه موسوی ادامه داد: وقتی به بیمارستان رسیدیم از سر او عکس گرفتند و پزشکان گفتند که در سرش لخته خون دیده می شود و باید خیلی زود عمل شود. این کار هم انجام شد و ما منتظر بودیم تا به هوش بیاید اما گویا بعد از آن هم دوباره دچار سکته مغزی شد و دیگر به هوش نیامد و پزشکان اعلام کردند که دچار مرگ مغزی شده است. او در پاسخ به سوالم درباره اینکه با اهدای اعضای دخترت چگونه کنار آمدی، گفت: این کار را خودش قبول کرده بود و من هم راضیم به رضای خدا. من مادر شهید هستم و از این ایثار و فداکاری ها در خانواده ما و دیگر شهدا کم نبوده است حالا نیز از اینکه اعضای بدن دخترم قرار است به بیماران نیازمند اهدا شود، واقعا خوشحال هستم. می دانم که نوه ام نیز در آینده می تواند مادرش را به خوبی حس کند. بغض همسر ریحانه همسر مرحومه بهشتی نیز درباره همسرش می گوید: واقعا برایم سخت است که او را دیگر در کنارم نمی بینم. بغض به حامد عجمی نژاد که او هم اتفاقا دبیر ورزش آموزش و پرورش است، امان نمی دهد و شروع به گریه می کند. وی ادامه می دهد: ریحانه در دوومیدانی فعالیت داشت و در این رشته در مسابقات کشوری و استانی مقام های زیادی را به دست آورده بود و چند سال هم مربی تیم دوومیدانی بانوان استان بود. در کنار دوومیدانی به بسکتبال هم می پرداخت و در این رشته نیز به مربیگری فعالیت داشت و آمادگی جسمانی نیز کار می کرد. عجمی نژاد درباره اهدای اعضای بدن همسرش گفت: خودش واقعا به این کار راضی بود و چند سال قبل نیز کارت اهدای عضوش را دریافت کرده بود و حالا نیز قرار است کلیه ها، کبد، قرنیه و پوست وی به بیماران نیازمند اهدا شود. فرهنگ اهدای عضو باید رواج پیدا کند محمدجعفر بهشتی برادر ریحانه هم که در کنار مادرش نشسته است، می گوید: ریحانه دختر خوش قلبی بود و می دانم که هیچ کس از او هیچ دلگیری ندارد. او اضافه می کند: ریحانه در بخش رضویه مشهد و در مقطع ابتدایی تدریس می کرد و معلم ورزش دانش آموزان بود. طی این چند روز نیز شاگردان او خیلی دعا کردند اما چه کنیم که باید تسلیم تقدیر خداوند باشیم و راضی هستیم به رضای خداوند. ما دوست داریم فرهنگ اهدای عضو در جامعه بیشتر رواج پیدا کند. ریحانه تا بهشت می دود یکی از پزشکان بیمارستان نیز درباره مرگ مغزی ریحانه می گوید: طبق قوانین باید یک تیم ۵نفره از پزشکان مرگ مغزی را تایید کنند تا اهدای عضو انجام شود. امروز نیز اگر مشکل خاصی پیش نیاید این کار انجام خواهد شد و اعضای بدن این ورزشکار به بیماران نیازمند اهدا خواهد شد. بعد از گفتگو با خانواده ریحانه سری به اورژانس بیمارستان می زنم. ریحانه روی تخت بیمارستان چشمانش را بسته است اما قلبش می زند. دستگاه ها و تجهیزات مختلف پزشکی به او متصل هستند اما او دیگر بلند نخواهد شد. مسیری که حالا ریحانه ٢٧ساله قرار است طی کند راهی است تا بهشت و حالا او باید از آسمان و در کنار برادر شهیدش نظاره گر بزرگ شدن ثمره ١١ماه زندگی اش یعنی مهتا باشد. دختری که شاید در آینده راه مادرش را در ورزش بپیماید تا یاد او را زنده کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back To Top