راهكارهای ابراز محبت به كودكان

3 روش ابراز عشق به فرزند

خیلی اوقات احساس می کنید که زندگی
خانوادگی با مشکلات و پیچیدگی هایی روبرو شده است. اغلب از خودمان سوال می
کنیم آیا کارهایی که باید انجام دهیم تا همه اعضای خانواده عشق و حمایت ما
را احساس کنند، درست هستند یا نه .. یا اینکه آیا زمان خود را به شیوه ای
درست صرف می کنیم و… در نقش  والدین، فشار زیادی را متحمل می شویم تا یک
زندگی زیبای خانوادگی برای بچه هایمان درست کنیم. اما این ممکن است به
فراموش کردن ابتدایی ترین شیوه های ابراز عشق بی حد و مرز ما منجر شود.

 

خیلی از راههای ابراز علاقه به کودکان
تاثیری بسیار در آنها ایجاد می کند. در واقع می توان بدون به زبان آوردن
هیچ واژه و جمله ای این محبت ها را به آنها نشان داد. و هیچکدام از این
محبت ها برنامه ریزی نمی خواهد. این موارد بهترین شیوه های ابراز علاقه به
فرزندانتان بدون حرف زدن است.
 
1. در چشم آنها نگاه کنید.
این
ممکن است از آنچه در اولین نگاه به نظر می رسد، سخت تر باشد. این چالشی
بود که من با پنج بچه زیر 11 سال آن را تجربه کردم. متوجه شدم که وقتی با
بچه هایم حرف می زنم، به تلفنم نگاه می کردم یا درحال نوشتن یک ایمیل سریع
بودم. خیلی زود متوجه شدم که درحال از دست دادن آن لحظه شیرین و احساس عمیق
حضوری بودم که در طول سالهای مادری پروش داده بودم. حالا وقتی بچه ها با
من حرف می زنند، هرچه درحال انجام آن هستم را کنار می گذارم و مستقیما در
چشم آنها نگاه می کنم. چنین چیزی برای هردو طرف ارزش بیشتری دارد و
زیباترین چیز در مورد زندگیم را به من یادآوری می کند. از احساسی که در
تماشا کردن چهره آنها دارم گاهی اوقات شگفت زده می شوم.

 

اگر نتوانم دست از کارم بردارم به آنها می
گویم که چند لحظه زمان می خواهم تا کارم را تمام کنم برای اینکه می خواهم
وقتی با آنها حرف می زنم، در صورت آنها نگاه کنم.” متوجه شدم که در پی
انجام این کار بچه هایم صبورتر شده اند و حضور بیشتری دارند. حتی کوچک ترین
بچه ام با حوصله صبر می کند و می داند که از همه تمرکز و حواس من برخوردار
خواهد شد. در تماس چشمی، حسی از تائید وجود دارد. در دنیای که بچه ها
بزرگسالان را مرتب پای تلفن و مقابل کامپیوتر و تلویزیون ها می بینند، می
توانیم نمونه ای از والدینی باشیم که مستقیم در چشم بچه های خود نگاه می
کنند. آنها چنین روشی را در روابط خود با بقیه هم پیاده می کنند.
 
2.هیچ وقت آغوش بچه را زودتر ترک نکنید
وقتی
بچه هایتان را در آغوش می گیرید، بگذارید آنها زودتر آغوش شما را ترک
کنند. من این تجربه را چند سال پیش شروع کردم. این تصمیم یکی از مهمترین
اقدامات من در مورد نشان دادن علاقه ام به آنها بود. عادت داشتم مثل بقیه
پدر و مادرها، بچه هایم را با عجله و درحالی که حواسم پرت بود، در آغوش
بگیرم و سریع سراغ کار دیگرم بروم. اما حالا وقتی آنها من را در آغوش می
گیرند، اجازه می دهم تا جایی که می خواهند در آغوش من بمانند. از آنجایی که
می دانند من آغوش آنها را ترک نمی کنم، فکر می کنم که خیلی عمیق تر در
آغوشم می مانند.

 

گاهی اوقات آنها فقط به یک لحظه سریع
علاقه نیاز دارند و بعضی وقت ها به آغوشی طولانی تر احتیاج دارند. آنچه در
این کار یادگرفتم این بود که چنین چیزی به من اجازه می دهد به طریقی که
هرگز قبلا به خودم اجازه اش را نداده بودم، از بچه هایم عشق بگیرم. این جزو
باارزش ترین هدایایی است که می توانید به بچه خود بدهید. به آنها اجازه
دهید که عشق خود را به شما ابراز کنند.
 
3. وقتی داخل اتاق می شوند، لبخند بزنید
این
خیلی ساده است. اما این سوال را از خودتان بپرسید و ممکن است همه چیز
متفاوت به نظر بیاید: چند دفعه به طور ناگهانی باید متوجه شویم که بچه ها
در اتاقی حضور دارند؟ سرمان را بالا می کنیم و متوجه می شویم که یکی از بچه
هایمان بدون اینکه کسی متوجه شود وارد اتاقی شده است.  یا گاهی وقتی متوجه
ورود آنها می شویم، نگاهی سریع می کنیم و بلافاصله دوباره تلفن خود را چک
می کنیم یا به کاری که داشتیم انجام می دادیم مشغول می شویم.

 

یا بدتر اینکه به آنها نشان می دهیم که
موجب قطع شدن کار ما شده اند و می خواهیم آن را حس کنند. یک راه خاص که من
سعی می کنم از طریق آن به بچه ام ابراز علاقه کنم، لبخند زدن به آنها در
زمان ورودشان به اتاق است. می خواهم لبخند من را وقتی که وارد اتاق می
شوند، به یاد داشته باشند. به عنوان پدر و مادر موقعیت های زیادی برای
اصلاح و تربیت آنها داریم. ولی راههای خیلی معدودی برای محبت به آنها بدون
گفتن جمله ای پیش رو داریم. اعلام آگاهی از حضور آنها با لبخند، کار آنها
را ساده تر می کند. این پیام را به آنها می دهد که آنها را دوست داریم و
دیدن آنها ما را شاد می کند.


درتربیت کودکتان با کارشناسان مشورت کنید!

ترتیب فرزندان در خانواده در تربیت و
شكل‌گیری شخصیت فرزندان و البته رفتار والدین تاثیرگذار است. فرزندان بر
اساس این كه فرزند چندم خانواده هستند رفتار متفاوتی از والدین می‌بینند كه
این رفتار‌ها دلایل مشخصی دارد.

 وقتی فرزند اول خانواده به دنیا
می‌آید پدر و مادر بسیار خوشحالند و فرزند خود را بهترین و استثنایی‌ترین
بچه می‌دانند. این احساس به دلایل مختلفی به وجود می‌آید كه اولین آن به
دلیل بی‌تجربگی در روند رشد كودكان است. والدین چون در جریان ریز اتفاقاتی
كه طی رشد فرزند می‌افتد قبل از این نبوده‌اند تصورشان بر این است كه فقط
فرزند آنها دارای این رفتار است، برای همین فكر می‌كنند كه فرزندشان منحصر
به فرد است. دلیل دوم این است كه معمولا والدین می‌خواهند بهترین والدین
باشند.

 

زن و شوهری كه هنوز بچه‌دار نشده‌اند
هرگاه كودكی را در حال گریه می‌بینند و یا وقتی كودكی را در حال رفتار
ناشایستی می‌بینند با خود می‌گویند كه عجب والدین بی‌مسوولیتی دارد، من كه
به هیچ‌وجه نمی‌گذارم فرزندم این‌گونه شود. در حالی كه خیلی از اتفاق‌ها و
رفتار‌ها برای همه بچه‌ها است و جزو روند رشدی آنهاست. آنها در ابتدا با
خود می‌گویند من كاری می‌كنم كه فرزندم بهترین باشد و در تربیت او مانند
بقیه پدر و مادرها رفتار نمی‌كنم، در صورتی كه ماهیت پدر و مادری یك چیز
است و آن تربیت و پرورش روحی و جسمانی همه‌جانبه فرزند و هیچ والدین و
فرزندی خالی از اشكال نیستند به این دلیل كه هیچ انسانی كامل نیست.

والدین
وقتی دارای اولین فرزند خود می‌شوند احساس می‌كنند كه خودشان و فرزندشان
كاملا منحصربه‌فردند در حالی كه باید بدانند روند رشدی متعادل كودكان روندی
است كه در همه یكسان است (البته تفاوت‌های بسیار كمی ‌با هم دارند كه به
مسائل مختلف مربوط می‌شوند اما به‌طور كل می‌توان از یك روند طبیعی نام
برد) این دانش با چیزی غیر از مطالعه و مشاوره با افراد كاردان صورت
نمی‌گیرد. شما به عنوان والدین باید بدانید كه فرزندتان چه موقع به پزشك
احتیاج دارد و چه موقع مثلا یك دل‌درد ساده دارد و اینها در اولین فرزند
احتیاج به مطالعه و دقت فراوانی دارد چرا كه شما كاملا بی‌تجربه هستید.

نمی‌توان
به این دلیل كه پدران و مادران بی‌تجربه هستند به آنها حق داد كه هر طور
خواستند با فرزند اول رفتار كنند و هر تجربه‌ای را با هر آزمایشی می‌خواهند
با فرزند اولشان به دست آورند. گاهی والدین به فرزندان خود ضربات
جبران‌ناپذیری می‌زنند كه باعث از بین رفتن مقطعی از زندگی فرزندشان
می‌شود، مثلا فرزندی كه در دوران بلوغ است و والدینی كه هیچ تجربه‌ای
ندارند و حساسیت شدیدی در تربیت فرزندشان به خرج می‌دهند را تصور كنید،
ناگفته پیداست كه تمام این مسائل باعث می‌شود كه فرزندشان را بدون این كه
بخواهند آزار دهند و نتوانند در این دوران به او كمكی كنند و با او دوست
باشند.

اشتباه دیگر والدین این است كه بدون این كه به رفتارشان دقت
كنند نیتشان را در نظر می‌گیرند. آنها همیشه می‌گویند ما به نفع فرزندمان
تصمیم می‌گیریم، برای او دلسوزیم و خیرش را می‌خواهیم و متاسفانه گاهی پشت
این نیات پنهان می‌شوند و رفتارهای خود را توجیه می‌كنند. والدین باید
بدانند كه بی‌تجربه‌اند و فرزند اولشان در هر سنی كه باشد آنها تجربه قبلی
آن دوران را نداشته‌اند و امكان دارد اشتباه كنند.

رایزنی و مشورت در هر کاری، معقول و پسندیده است. در واقع مشورت کردن، شریک شدن در خرد دیگران است.

اهمیت
و حساسیت تربیت و تصمیمات تربیتی، ضرورت بهره گیری مربیان از نظرات
کارشناسان و مشاوران را دو چندان می سازد و در تربیت خانوادگی با تأکیدات
بیشتری همراه است.

وجوب مشورت درباره امور فرزندان، از سنین شیرخوارگی و کودکی تا دوران بزرگسالی آنان، متوجه والدین است.

 



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back To Top