مدیریت رابطه با خانواده ها بعد از ازدواج

مدیریت رابطه با خانواده ها بعد از ازدواج

واقعیت این است که خیلی وقت ها دخالت بزرگترها
و نابلدی زوج های جوان در تعیین حد و مرزهای آنها، باعث اختلاف زن و
شوهرهای صفر کیلومتر می شود. ممکن است همسر شما، مراوداتتان با خانواده خود
را یک نوع وابستگی تلقی کند یا شما صحبت های پدر و مادر همسرتان را دخالت
در خانواده کوچک خود بدانید.
سامان دادن این رابطه ها، 100درصد به عهده
شما زوج جوان است. اگر کار را به بزرگترها بسپارید و انتظار داشته باشید
آنها استقلال شما را به رسمیت بشناسند، شاید هیچ وقت به این استقلال نرسید.
شما وقتی می توانید از دیگران انتظار حفظ حریم هایتان را داشته باشید که
پیش از هر چیز، با تغییر رفتار خود حریم هایتان را به آنها بشناسانید و
خودتان به آنها پایبند باشید.

مهمان ناخوانده

وابستگی
یک یا هر دو طرف به خانواده هایشان مشکل ساز است و باعث می شود دو طرف به
بیراه بروند و به جای سر و سامان دادن به خانواده خود، برای برقراری رابطه
با خانواده هایشان درصدد رقابت با یکدیگر برآیند

دیدارهای
مکرر، غیرضروری و بدون برنامه زوج ها با خانواده هایشان، یکی از مهم ترین
دلایل بروز اختلاف هاست. گاهی وقت ها، دختر و پسرها مدت طولانی به خانه پدر
و مادر خود یا همسر می روند و در آنجا اتراق می کنند. این روش زندگی، گاه
بیانگر وجود اختلاف و مشکلات بین زوج است و از همه مهم تر آن که این زوج
نمی توانند بدون حضور اطرافیان، زندگی دو نفره ای را تجربه کنند. بی شک
وقتی زندگی زناشویی زوج بدون دغدغه و مشکلات ارتباطی و عاطفی باشد، زن و
شوهر برای بودن در خانه خود و در کنار هم بودن لحظه شماری می کنند.
در
رفت و آمد با خانواده همسرتان، آداب را بیش از هر جای دیگری رعایت کنید.
مهمانان ناخوانده نباشید. این قضیه در رابطه با والدین و دیدار آنها از
عروس و داماد هم صدق می کند. آنها را با عطوفت و مهربانی، عادت دهید که
مهمان ناخوانده شما نشوند. خیلی وقت ها پدر و مادرها بی هیچ دلیل موجهی
تنها به صرف محبت زیاد، اختلاف با همسر، یا به بهانه دلتنگی سرزده به حریم
زوج جوان وارد می شوند. سرزده آمدن و زیاد ماندن یکی از اعضای خانواده
طرفین در خانه زوج، به مرور زمان مساله ساز خواهد شد و باعث بروز اختلاف و
آسیب های بسیار جدی بر زندگی خصوصی زناشویی می شود.

تماس هایتان را مدیریت کنید

تماس های مکرر تلفنی و صحبت های طولانی مدت با اعضای خانواده
پای دیگران را به حریم خصوصی زندگی زوج باز می کند. در این تماس ها، وقتی
از روزمرگی هایتان می گویید، به دیگران امکان قضاوت کردن، نصیحت کردن یا
حتی تاثیر گذاری روی خودتان را می دهید. ممکن است بخشی از برنامه های زندگی
تان که شریک تان مایل نیست فاش شود، پیش خانواده تان بگویید. پس چه کنیم؟
تلفنی حرف نزنیم؟ رابطه را کم کنیم؟ خیر! مکالماتتان را مدیریت کنید. کمتر
از تصمیمات، برنامه ریزی ها و کارهایی که می دانید ممکن است حساسیت زا شود
صحبت کنید. از روابط خصوصی، دعواها و اختلافاتتان نگویید و ذهن والدین خود
یا همسرتان را بیخودی تخریب نکنید.

احترام، اما نه لزوما حرف شنوی

گاهی
والدین به بهانه بی تجربگی زوج جوان، مدام به زندگی فرزندانشان سرک می
کشند و آنها را وادار می کنند به سبک آنها زندگی کنند. همزیستی یا حضور
پررنگ والدین در زندگی زوج حاصلی جز کینه نخواهد داشت. بهترین مشاور در هر
زندگی زناشویی کسی نیست جز خود فرد و همسرش. بی گمان در دنیای امروز دختران
و پسران بیش از پیش راه و رسم زندگی مستقل را آموخته اند اگرچه در ابتدای
راهند و نابلد راه. توصیه های پدر و مادرها را بشنوید ولی لزومی ندارد آنها
را به کار ببندید و با آنها مقابله کنید. حتی نگویید که «ما تصمیم دیگری
داریم» یا «ما این کار را با روش خودمان انجام می دهیم». بشنوید و تایید
کنید و به کار نبندید. مطمئن باشید بعد از مدتی والدین هم از صرافت امر و
نهی کردن می افتند و زندگی خودشان را پیش می گیرند.

فقط مامانم اینا

دیدارهای مکرر، غیرضروری و بدون برنامه زوج ها با خانواده هایشان، یکی از مهم ترین دلایل بروز اختلاف هاست

معمولا
هر فردی همسرش را فردی مستقل از خانواده اش می بیند، اما این در حالی است
که او به خاطر سال ها زندگی با خانواده اش نمی تواند منکر رابطه عمیق عاطفی
و حساسیت خود نسبت به آنها شود؛ به همین دلیل با مشاهده کوچک ترین انتقادی
راجع به خانواده اش برافروخته شده و واکنش نشان می دهد؛ چرا که اعتراض
همسر، گله و شکایت و انتقاد از عامل شکل گیری شخصیت فرد معنا می شود که
تحمل این واقعیت را برای او سخت و دشوار می کند.
وابستگی های افراطی
فکری، عاطفی و مالی به خانواده، معمولا مشکلات عجیب و غریبی را در برخورد
با خانواده همسر به وجود می آورد. وابستگی یک یا هر دو طرف به خانواده
هایشان مشکل ساز است و باعث می شود دو طرف به بیراه بروند و به جای سر و
سامان دادن به خانواده خود، برای برقراری رابطه با خانواده هایشان درصدد
رقابت با یکدیگر برآیند. منطقی باشید و این وابستگی را کم کنید، انتقادات
به جای همسرتان را درباره رابطه شما با خانواده تان، در خلوت بررسی کرده و
اگر به جا بود، با هم سعی در تغییر اوضاع داشته باشید.

سوگیری نکنید

بگذارید در آخر یک توصیه مهم به شما بکنیم. با پیش زمینه ذهنی سراغ خانواده همسرتان نروید.
این هم اشتباه دخترهاست و هم پسرها که طبق شنیده هایشان عمل می کنند.
مادرشوهر را دشمن خونی می بینند، باجناق را فردی که باید با او جنگید و
تکلیف خواهرشوهر و برادر زن هم که از قبل مشخص است. این تفکرات که بر حسب
شنیده ها و دیده ها یا قالب های فکری و باورهای قدیمی وجود دارند، نگاه
متعصبانه و سوگیرانه ای را نسبت به اقوام همسر ایجاد می کند. این ذهنیت های
از پیش تعیین شده را از بین ببرید و افراد را براساس شخصیت و عملکردهایشان
قضاوت کنید.



اشتغال زنان، خوب یا بد؟

یکی از مهم ترین و اساسی ترین رکن شکل گیری جامعه، خانواده است که می
تواند نقش مهمی در رشد، تربیت و پیشرفت افراد جامعه داشته باشد و بی شک یکی
از مهم ترین عضو از اعضای خانواده، زن است که نقش بسیار موثر و بی بدیلی
را در تعالی خانوداه دارد. اما این نهاد مهم اجتماعی در طی نیم قرن اخیر به
علت ورود زنان به بازار کار، ضربه سنگینی خورده؛ زیرا که مهم ترین نقش ها
در خانواده بر عهده زن است مثل همسری، مادری، حفظ پاکدامنی و سلامت اخلاقی
جامعه، خانه داری و غیره که قطعا هیچ کس جز او نمی تواند به خوبی از پس آن
بر آید؛ و مسلماً ورود آنها به عرصه های مختلف کاری، نقش اساسی  زن را در
خانواده کم رنگ و یا بی رنگ می کند؛ و این زنگ خطری بزرگ برای جامعه کنونی و
نسل های آینده به شمار می آید.

با وجود اینکه پذیرفتن اشتغال از سوی زنان مسؤلیتی مضاعف بر دوش آنها می گذارد، انگیزه و هدف ورودشان در این قلمرو پر خطر چیست؟
در این جا به بعضی از آنها اشاره می کنیم:

انگیزه های مثبت: به پنج قسم کلی تقسیم می شوند:

۱. انگیزه مادی: امرار معاش، کسب ثروت و تقویت بنیه مالی

۲. انگیزه اجتماعی: کسب مقام و موقعیت اجتماعی، جلب احترام اجتماعی و مطرح شدن به عنوان الگو در جامعه

۳. انگیزه خدماتی: کمک به اقتصاد جامعه، ایجاد اشتغال و به کار گماردن دیگران

۴. انگیزه خانوداگی: رفاه خانواده، خشنودی والدین، جلب رضایت همسر

۵. انگیزه های شخصی: استقلال فردی، دست­یابی به اهداف، افزایش خودباوری و رشد و شکوفایی

انگیزه های منفی:

۱. فرار از مسؤلیت های اصلی زندگی

۲. چشم و هم چشمی

۳. رقابت با مردان: به تقلید از کشورهای غربی و تحت تأثیر اندیشه­های فمینیستی که به تساوی همه جانبه حقوق زنان و مردان معتقدند.

۴. بی ارزش شماردن خانه داری

اما ورود زنان در عرصه های مختلف کاری به دور از خانواده و منزل با هر
انگیزه و نیتی، پیامدهایی را به بار آورده که بعضی مثبت و بعضی منفی است.
به بعضی از این پیامدها اشاره می کنیم:

پیامد های مثبت:

– ایفای نقش اجتماعی­ و کسب مهارت­های اجتماعی

– افزایش اعتماد به نفس

– افزایش سطح آگاهی و تجربه

– برآورده شدن نیازهای مالی خود و  رفاه نسبی خانواده

– خارج شدن از رکود و یک­نواختی در زندگی

– بهره­مند شدن از قدرت درک اقتصادی و مدیریت بهتر خانه از نظر اقتصادی

– رسیدن سریعتر فرزندان به استقلال در انجام کارهای شخصی

پیامد های منفی:

– ناتوانی در ایفای نقش های خود در منزل

– انتقال خستگی ناشی از شغل به خانه و عدم آمادگی جسمانی و روانی برای برآوردن نیازهای روانی و عاطفی اعضای خانواده

– نظارت نداشتن مستقیم بر فرزندان و غفلت از نیاز آن ها

– پیامد های نامطلوب بر رشد جسمانی و روانی فرزندان

– گاهی سنگینی کارهای منزل بر دوش شوهر و فرزندان می­افتد

– بر آورده شدن نیاز های کلامی و عاطفی در محیط کار

– گاهی با توجه به محیط و شرایط کاری منجر به دوستی ناسالم و فساد اخلاقی می شود

– کم میلی و یا  بی میلی نسبت به بچه دار شدن و اکتفا به فرزند کمتر

– گاهی دستیابی به استقلال مالی باعث سستی روابط زناشویی می­شود: استقلال
مالی، اجتماعی و مدیریتی که زنان شاغل به دست می­آورند گاهی آن­ها را دچار
نوعی خطای شناختی- رفتاری می­نماید که منجر به عدم هماهنگی با همسرانشان
می­گردد؛ در نتیجه، قدرت چانه‏زنى زنان در خانواده به طور چشم­گيرى افزايش
پيدا مى‏كند؛ رفتارهایی مثل منّت گذاشتن بر سر همسر، حساب و کتاب جداگانه
برای خود درست کردن خریدهای غیر ضروری، روی آوردن به تجمّلات و… باعث
تیرگی روابط زناشویی شده و نقش مرد بودن را به عنوان مرد از او گرفته،
غالباً به حاشيه‏نشينى وی مى‏انجامد. همین مسأله میل به ادامه زندگی همسر
را با وی کمتر نموده، باعث سستی بنیان خانواده می­گردد.

– مخدوش کردن نقش و جایگاه پدر در بین فرزندان

– محروم شدن فرزندان دختر از یک الگوی مناسب مثل مادر

– دوگانگی در تربیت فرزندان: مدت زمانی که مادر در محل کار حضور دارد،
مجبور است فرزندان خود را به مهد کودک بسپارد و یا نزد افراد دیگری از
فامیل مثل خواهر یا مادر بزرگ بگذارد. و این دوگانگی در تربیت ایجاد می
کند.

– نداشتن فرصت کافی برای پخت و پز و استفاده بیش از حدّ از غذاهای آماده و گاه ناسالم

– پیری زودرس، افسردگی و مشکلات جسمانی و روانی

– تغییر در ارزش­ها و اولویّت­ها

– افزایش نرخ بی کاری در جامعه

راهکارهای کاهش اثرات منفی:

۱. شناور ساختن ساعات کار: تا کارکنان بتوانند بهتر به کارهای شخصی خود رسیدگی کنند.

۲. مدیریت زمان و برنامه ریزی: با توجه به این که کارکردن زنان در برخی
مواقع، یک ضرورت انکارناپذیر تلقی می شود چنان چه توأم با برنامه ریزی و
تقسیم بندی صحیح اوقات باشد می تواند زمینه را برای رشد و تحرک شغلی در
محیط کار و خانه فراهم کند.

۳. دورکاری: امروزه با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی و وجود ابزار
پیشرفته مثل رایانه ها، بسیاری از کارهای اداری را می توان در منزل انجام
داد. این کار کمک شایانی در راستای صرفه جویی در وقت آنها شده و از خستگی
های آنها کاسته می شود.

۴. تقلیل ساعات کار

۵. آموزش و استفاده از مشاوره: زنان باید با اصل قرار دادن حفظ ارکان
خانواده بیاموزند که چطور بین رفتار حرفه ای و سازمانی با روابط اجتماعی و
زندگی خانوادگی خود ارتباط معقول و منطقی برقرار کنند و شأن هر یک را منطبق
بر هنجارهای خود محفوظ بدارند. همچنین استفاده از خدمات مشاوره ای جهت
پیشگیری از استرس های شغلی و تأمین بهداشت روانی زنان برای سازگاری مؤثر با
زندگی لازم است.

۶. همکاری و مشارکت اعضای خانواده: فرزندان و همسر یک زن شاغل باید با
مادر و همسر خود را درک کنند و در اجرای این فعالیت او را یاری دهند. آنها
باید در انجام کارهای خانه مشارکت داشته باشند تا فشار ناشی از کار منزل بر
دوش مادر کمتر سنگینی کند.

۷. به کارگیری زنان در مشاغل زنانه و مورد علاقه آنها:  این کار باعث کاهش نرخ بیکاری در جامعه می شود.

علاوه بر راه کارهای ارائه شده، نهادهای دولتی و رسانه ها نیز می توانند
در این زمینه نقش داشته باشند و با اتخاذ تدابیر صحیح و به موقع به مشارکت
بهتر زنان در جامعه کمک کنند. به عنوان نمونه این نهادها می توانند با
اصطلاحات فرهنگی به برجسته شدن و کارآمدی نقش خانه داری و مادری زن کمک
کنند و دولت با وضع قوانین و سیاست گذاری شفاف در قانون کار، به اشتغال
بهتر زنان کمک کند.

با وجود این راهکارها و بکارگیری آن ها در جهت بهبود روابط خانوداگی می
توان گفت اشتغال زنان مفید و بلامانع است ولی در صورت رعایت نکردن آن ها
جامعه با یک مشکل جدی و بسیار خطرناکی رو می شود.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back To Top