آداب و رسوم برداشت محصولات کشاورزی قزوین
برگزاری جشن در هنگام برداشت محصولات
کشاورزی در همه کشور مرسوم است، مردم قزوین نیز علاوه بر جشنهای ملی و
تقویمی در زمان برداشت محصولات کشاورزی جشنها و برنامههای ویژهای را
برگزار میکنند، جشنهای برداشت محصولات به منزله شکرگزاری و قدردانی از
نعمتهای الهی برپا میشود.
از جمله جشنهای برداشت محصولات کشاورزی در استان قزوین میتوان به جشن برداشت انگور، جشن گندم، جشن انار و جشن فندوقچین اشاره کرد.
آخرین جمعه مهرماه هرسال زمان برگزاری جشن انار در استان قزوین است
جشن انار
میوه
بهشتی و زیبای انار در مناطق گرمسیر استان قزوین همچون بخشهای شهرستان
بوئین زهرا و تارم در سطح گستردهای به عمل میآید، تا جایی که انار دانه
درشت سنگان از شهرت بسیار فراوانی برخوردار است.
آخرین جمعه مهرماه هرسال زمان برگزاری جشن
انار در روستاهای انارخیز استان قزوین است، در این روز همه اهالی
روستاها از جمله اهالی مهاجر روستاها از شهرهای مجاور به زادگاه خود باز
میگردند و در کنار روستاییان برداشت محصولات را جشن گرفته و به شادی
پایکوبی میپردازند.
جشن فندوقچین
در
بیش از 70 روستای رودبار شهرستان و الموت قزوین حدود 16 هزار نهال بارور
فندوق وجود دارد، این امر سبب شده تا استان قزوین به دومین تولید کننده
فندوق در کشور تبدیل شود، چهار نوع فندوق در استان قزوین تولید و برداشت
میشود که فندوق زرآبادی، بادامی، سیاه بومی و سفید را شامل میشود.
بیشتر فندوقهایی که در استان قزوین
برداشت میشود به شکل گردو و دوپهلو است، مغز داخلی این نوع فندوقها سفید
بوده و طعمی شیرین و معطر دارد، مرغوبیت و کیفیت فندوقهای استان قزوین سبب
شده تا بخش قابل توجهی از این محصولات به بازارهای اروپایی صادر شود.
جشن فندوقچین یکی از مراسمهای به یاد
ماندنی و زیبای مردم منطقه به شمار میرود، این جشن در آخرین روزهای مرداد
ماه و در باغستانهای رودبار شهرستان برگزار میشود، در این آیین علاوه بر
ارائه موسیقی محلی و فولکلوریک که یکی از سازهای محلی قزوین است،
برنامههایی همچون لافند بازی، آتش بازی، ورزشهای بومی و محلی نیز برگزار
میشود.
دیدار از جاذبههای طبیعی منطقه و صعود از
قلعه تاریخی لمبسر از دیگر برنامههای مردم منطقه در روز جشن فندوق است،
همچنین در حاشیه این مراسم فروش محصولات محلی و صنایع دستی در بازارچههای
محلی رونق فراوانی دارد.
شهریور ماه هر سال زمان برگزاری جشن انگور در استان قزوین است
جشن انگور
منطقه
قزوین به ویژه شهرستان تاکستان از دیرباز محل تولید و پرورش انگور بوده
است، تا جایی که انگورهای استان قزوین به دلیل مرغوبیت و کیفیت شهرت
فراوانی داشته است، این امر سبب شده تا بزرگان، اندیشمندان و جغرافیدانان
ایران و جهان به بزرگی تاکستانهای انگور قزوین و مرغوبیت محصولات آن اشاره
کنند.
بیش از 40 نوع انگور در استان قزوین
برداشت میشود که مهمترین آنها شاهانی ،بیدانه سفید، بیدانه قرمز، فخری،
عسگری، ریش بابا، صاحبی، چفته، رازقی، اولوغی، خلیلی، میش پستان، حسینی،
ملکی، یاقوتی،مثقالی، اتابکی، رجبی سیاه و رجبی سفید هستند.
سطح زیره کشت انگور در استان قزوین به 35
هزار هکتار میرسد، این امر سبب شده تا استان قزوین پس از اصفهان و خراسان
سومین استان کشور از لحاظ سطح زیر کشت به شمار آید، این در حالی است که
قزوین از نظر میزان تولید انگور رتبه نخست کشور را دارا است.
شهریور ماه هر سال زمان برگزاری جشن انگور
در شهرستان تاکستان و شهر قزوین است، اجرای موسیقی فولکلوریک و بومی و
خواندن آوازهها و شعرهای محلی از برنامههای این جشن است.
جشن گندم
برگزاری
جشن گندم در بیشتر مناطق روستایی استان قزوین پیشینهای طولانی دارد، جشن
گندم در اکثر روستاهای استان قزوین برپا میشود، این در حالی است که جشن
گندم در شهرستان آوج با شکوه خاصی برگزار میشود، از این رو آوج را میتوان
به عنوان محل اصلی برگزاری جشن گندم در استان قزوین معرفی کرد.
در شهرستان آوج، جشن گندم در کنار آبگیر
کوچک و زیبای ” دربابک” برگزار میشود، روستاییان منطقه با حضور گسترده در
کنار آبگیر برداشت محصول خود را جشن گرفته و به شادی و پایکوبی
میپردازند، قربانی کردن گوسفند به منظور شکرگذاری از نعمتهای الهی از
آداب این جشن به شمار میآید.
آداب سوگواری و عزا در بین ترکمنها
ترکمنها، خبر درگذشت یک فرد را بسیار
محترمانه به یکدیگر میرسانند. به طورمثال، هیچ گاه جمله «فلانی اؤلدی»
(فلانی مُرد) را به کار نمیبرد و آن را جمله ای غیرمؤدبانه و ناشیانه
میدانند و به جای آن عامه مردم غالباً میگویند: «فلانی آیریلدی» (یعنی:
فلانی درگذشت) «فلانی یوغالدی» (یعنی: فلانی غایب شد) و یا «فلانی دونیأدن
اؤتدی» (یعنی: فلانی از دنیا رفت).
البته
عباراتی نیز وجود دارند که بیشتر در بین خواص کاربرد دارند و غالب این
جملات، دارای ایهام و کنایه است، نظیر «فلانی یوردونی تأزه لدی» (یعنی:
فلانی محل سکونتش را عوض کرد»)، «فلانی آماناتینی تاپشیردی» (یعنی: فلانی
امانتش را تحویل داد)، «فلانی إیه سینه قووشدی» (یعنی: فلانی به صاحبش واصل
شد)، «حقینگ رحمتینه قووشدی» (یعنی: به رحمت
حق رسید)، «إیه سینه قووشدی» (یعنی: به صاحبش بازگشت)، «باقیته گؤچدی»
(یعنی: به سرای باقی کوچ کرد) و یا «فلانی حق جائینا گیتدی» (یعنی: فلانی
به خانهی حق رفت).
ترکمنها
هیچ گاه پشت سر فرد متوفی غیبت نمیکنند و این امر را گناهی بزرگ
میدانند. از نیاکان ترکمن به آنها توصیه شده است که پس از فوت شخص، حتی
دشمن وی نیز نباید بدیهای او را بگوید و شایسته آن است که در بارهی
کارهای خوب آن فرد و صفات مثبت مرحوم صحبت شود.
در
برخی از مناطق ترکمنستان رسم بر این است که در داخل کفش نمازگزاران نماز
میت، پولی میگذارند. مراسم تدفین بین ترکمنها در سکوت کامل انجام میشود.
پس از پایان یافتن مراسم دفن ـ که آن نیز رسوماتی دارد که در این مقاله از
ذکر آن صرف نظر کرده ایم ـ فاتحه خوانده میشود که در ترکمنی به آن «آیات
اوکاماق» میگویند.
پس
از آن، یکی از نزدیکان متوفی رو به حضار کرده و با ذکر نام وصی، اعلام
میکند که هر کس بدهی و یا طلبی از متوفی دارد، به وصی مراجعه نماید.
همچنین رسم است که پس از خواندن نماز میت و خاکسپاری، پیشنماز با صدای بلند
رو به حضار میکند و با ذکر نام متوفی، میپرسد: «فلانی نأهیلی آدام دی؟»
(یعنی: فلانی چگونه آدمی بود؟) و همه ی حضار میگویند: «اونگات ـ قووی
آدام دی» (یعنی: آدم خوبی بود) این سؤال و جواب سه بار تکرار میشود.
بین
ترکمنها رسم بر این است که بیل و دیگر ابزاری که برای کندن قبر و
خاکسپاری از آنها استفاده شده، به درازا روی زمین نمیاندازند، بلکه پس از
آمدن به منزل متوفی، آنها را به شکل عمود، بر دیوار خانه تکیه میدهند.
معمولاً در بین ترکمنها سوم، هفتم، چهلم، صدم و سال متوفی را میگیرند و
این روزها را به ترتیب «اوچی»، «یدی سی»، «قیرقی» «یوزی» و «ییلی»
مینامند.
در
این روزها، مراسمی گرفته میشود و نذری داده میشود که به آن «صدقه»
میگویند. این ایام را ترکمنها «مرحومینگ بِللی گونلری» (یعنی: ایام مشخص
مرحوم) نام داده اند. ترکمنها وقتی سواره یا پیاده از کنار گورستان
میگذرند، رسم است که در همان وضعیتِ گذر، فاتحه ای بخوانند و دست به صورت
خود بکشند.
این
رسم به قدری رسمی و مؤکد است که حتی آنها که خواندن فاتحه را نمیدانند،
به نیت قلبی، به هنگام گذر از کنار گورستان، دست به صورت خود میکشند و از
خداوند، طلب رحمت
و آمرزش میکنند. این رسم بین ترکمنهای ایران و ترکمنستان رسمی مرسوم
است. در این حالت، آن که پشت فرمان خودرو نشسته، حتماً رادیو و یا دستگاه
ضبط خود را خاموش و یا صدای آن را به حداقل میرساند.
یکی
دیگر از رسومات بین ترکمنها، گذاشتن کلاه و یا عرق چین بر سر، به هنگام
شرکت در مراسم فاتحه خوانی و عزا ـ که ترکمنها به آن «یاس» میگویند ـ
است. در بین ترکمنهای ایران، فقط صاحب عزا و نزدیکان متوفی کلاه یا عرق
چین بر سر میکنند و بر شرکت کنندگان در مراسم عزا، فاتحه خوانی یا
خاکسپاری، این پوشش سر الزامی نیست و عیب نمیدانند اما در ترکمنستان، رسم
بر این است که شرکت کنندگان در این گونه مراسم نیز همچون صاحب عزا، کلاه
میپوشند و آن را احترام به صاحب عزا میدانند.
فرقی
هم ندارد که این مراسم در چه فصلی از سال باشد؛ در ترکمنستان وقتی در بین
ترکمنها فردی فوت میکند، شرکت کنندگان در مراسم، الزاماً کلاه به سر
میکنند و غالباً نیز کلاههای خز دار بر سر میکنند. این رسم بین
ترکمنهای ترکمنستان رسمی موکد است و بر متخلفین از این قاعده، عیب
میشمارند. پوشیدن لباس سیاه در این گونه مراسم، چه از سوی صاحب عزا و چه
شرکت کنندگان در این گونه مراسم، مرسوم نیست اما پوشیدن آن را عیب
نمیدانند.
شرکت
در مراسم فاتحه خوانی نیز با رسوماتی همراه است. امروزه در بین ترکمنها
غالباً رسم بر این است که در کنار خانه متوفی، چادری برپا میکنند. (در
شهرها، برپایی چادر شاید به خاطر عدم وجود فضای کافی برای برگزاری این
مراسم، مرسوم شده باشد. چون تا چندی پیش، در روستاها برپایی چادر مرسوم
نبود اما در حال حاضر، برپا شدن چادر در کنار هر خانه ای، یکی از نشانههای
عزا محسوب میشود.) در چادر، ریش سفیدان محل و افراد مسن اقوام متوفی
مینشینند و یکی از قاریان قرآن در صدر مجلس و کنار نزدیکترین فرد به متوفی
مینشیند.
رسم
بر این است که هر گاه فرد (یا افراد) شرکت کننده برای عرض تسلیت وارد چادر
میشود، بی آنکه با کسی دست بدهد، بنشیند و همان موقع نیز قاری از حفظ،
شروع به خواندن آیاتی از قرآن میکند. پس از آن،همان فرد شرکت کننده در عزا
با اشاره سر به سمت صاحب عزا، با وی احوال پرسی نموده و تسلیت میگوید و
بعد همان فرد با نگاه به تک تک دیگر حاضرین در چادر، با آنها نیز احوال
پرسی مینماید. صرف چای و پذیرایی مختصر صورت میگیرد.
تا
چندی پیش معمولاً رسم بر این بوده که شوربایی تهیه میشده (در ترکمنستان
پخت این غذا هنوز هم معمول است) ولی هم اکنون دراین گونه مراسم برنج با
خورشت میپزند و رسم است که ـ مخصوصاً در ایام اول فوت ـ اشخاصی که برای
عرض تسلیت میآیند، یکی دو لقمه بیشتر نخورند.
رسم
بر این است که وقتی کسی میخواهد چادر را ترک نماید، از صاحب عزا رخصت
میطلبد و با موافقت وی، قاری بار دیگر آیاتی از قرآن را میخواند و به این
ترتیب، فرد بار دیگر طلب آمرزش نموده و بی آنکه به کسی دست بدهد، بلند شده
و از چادر بیرون میرود. سنت دست ندادن به صاحب عزا، معمولاً تا سوم یا
هفتمین روز فوت متوفی ادامه دارد.
صاحب عزا و نزدیکان و حتی همسایگان متوفی، حداقل تا مراسم چهلم متوفی، هیچ سازی و یا آهنگی را گوش نمیدهند و جشن عروسی
بر پا نمیکنند. صاحبین عزا و نزدیکان متوفی، تا روز چهلم، ریش و سبیل خود
را نیز نمیتراشند. تا سوم متوفی، رسم است که در آن خانه غذایی پخته نشود و
در این مدت، همسایگان متوفی برای بازماندگان و صاحب عزا، غذا درست
میکنند. وقتی فردی فوت میکند، آشنایان دور و نزدیک برای شرکت در مراسم
تدفین، سوم، هفتم و غیره، به خانه متوفی میآیند.
از
دیرباز رسم بر این بوده و هست که زنان با در دست داشتن بقچه ای متشکل از
سه عدد نان، به خانه ی صاحب عزا میآیند. (اصولاً انتخاب شمارگان فرد برای
این گونه مراسم، نشانه ای از کم بودن فرد از میان جمع است) زنان صاحب عزا
نیز یکی از آن سه نان را برمیدارند و آن بقچه را با دو نان برمیگردانند.
(شاید به این مفهوم که آرزو میکنند در خانهی آورنده ی بقچه، شادی باشد.
انتخاب شمارگان زوج را میتوان نشان سعد و شادی دانست).
دعاها و اصطلاحات مربوط به عرض تسلیت:
پرکاربردترین عبارات دعایی برای عرض تسلیت به صاحب عزا در بین ترکمنها، چنین است:
ـ الله رحمت اتسین (خدا رحمت کند)
ـ ایمانلی بولسون (ایمان بدرقه ی راهش باد)
ـ ایمانی همرا بولسون (ایمان بدرقه ی راهش باد)
ـ روحی شاد بولسون (روحش شاد باشد)
ـ جایی جنت بولسون (جایگاهش در جنت باشد)
ـ جایی جنت دن بولسون (جایگاهش در جنت باشد)
ـ جایی بهیشت دن بولسون (جایگاهش در جنت باشد)
ـ الله قلب نگیزا گینگ لیک برسین (خدا سعه صدر به شما بدهد)
ـ ایزی یاراسین (بازماندگانش افرادی قابل، بار بیایند)
البته
کاربرد برخی از این عبارات، بسته به سن متوفی، اندکی متفاوت است. اگر
متوفی کودک و خردسال باشد، غیر از برخی عبارات عمومیفوق الذکر، غالباً این
عبارات را نیز میگویند:
ـ عوض اوغلونی برسین (یعنی: عوضش پسری بدهد) قالانلارینگ جانی ساغ بولسون (یعنی: دیگر فرزندانت سلامت باشند)
در
مکاتبات (رسمی و غیر رسمی) برای عرض تسلیت به صاحب عزا، این عبارات دعایی
ـ بسته به سطح جایگاه اجتماعی فرد متوفی ـ اندکی شکل ادیبانه به خود
میگیرند.
غالب این عبارات و اصطلاحات دعایی چنین است:
ـ جایی جنت دن، اورنی اوچماخ دان بولسون (جایش در جنت و جایگاهش در بهشت باشد)
ـ جنّت دن جایی، اوچماخ دان پایی بولسون (جایش در جنت و جایگاهش در بهشت باشد)
ـ بییک الله تعالی، ایمان بایلیقینی برسین (خداوند متعال غنای ایمان به او عطا نماید)
ـ یاتان یری یاغتی بولسون (آرامگاهش نورانی باشد)
ـ
عوضینی دولوپ بولماجاق بو آغیر ییتگی ده، سیزه صبر ـ طاقت لی لیق و مردلیک
دیله یأرین (برای شما در این ضایعه ی سنگین، بردباری و مردانگی مسئلت
مینمایم)
ـ آرامیزدان باقیّته گؤچ إدنه، ایمان بایلیقینی دیله یأرین (برای آن سفر کرده که از میان ما رفته، غنای ایمان مسئلت مینمایم)