جملات قصار امام مهدی

جملات قصار از تمام امامان(ع) درباره مهدی موعود

. ((یـازدهـمـیـن نـفـر از پـشـت مـن ، مـهـدى اسـت کـه زمـیـن را از عدل و داد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد)). (۱۲۳ )
۲٫ ((زمـانـى خواهد رسید که مسجد کوفه مصلاى مهدى از فرزندان من خواهد بود؛ چنانچه مصلاى هر مؤ منى است )). (۱۲۴ )
۳٫
((مـولودى کـه یازدهمین فرد از پشت من و از دودمان من است ، مهدى خواهد
بود که زمین را از عدل پر خواهد ساخت ؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده است )).
(۱۲۵ )
۴٫ خـطـاب بـه فـرزنـدش حـسین : ((نهمین فرد از فرزندان تو قائم به حق است و ظاهر کننده دین و گستراننده عدل و داد)). (۱۲۶ )

 

۵٫ عـمـر گـفـت : اى پـسـر ابـوطـالب ! از مـهـدى کـه از فـرزندان توست ، به من خبر ده . حضرتش بدو خبر داد. (۱۲۷ )
۶٫
بـر مـنـبـر فـرمـود: ((از دودمـان من در آخرالزمان مردى خروج خواهد کرد
که دو نام دارد: نهانى و آشکار. نام نهانى اش : احمد؛ و نام آشکارش :
محمد)). (۱۲۸ )
۷٫ ((خداوند مهدى آل محمد را، پس از آن که
آل محمد رنجها بردند، مبعوث خواهد کرد و آنها را بـه عـزت خـواهـد
رسـانـیـد و دشـمـنـانـشـان را خـوار و ذلیل خواهد کرد)). (۱۲۹ )
۸٫ حضرتش نظرى به پسرش حسین کرد و فرمود:
((ایـن
پسر من سید است و سرور؛ چنانچه خدا او را سید و سرور نام داده است . از
صلب او مردى خروج خواهد کرد که همنام پیغمبر شماست . از نظر خلق و خلق
مانند آن حضرت است . خـروجـش وقـتـى اسـت کـه مردم در حال غفلت به سر برند و
حق میرانده شده باشد و ظلم و جـور آشـکـار بـگـردد. از خـروج او
آسـمـانـیـان خـشـنـود مـى شـونـد. زمـیـن را از عدل و داد پر خواهد ساخت ،
چنانچه از ظلم و جور پر شده است )). (۱۳۰ )
۹٫ خطاب به مسجد کوفه چنین فرمود:
((خـوشـا
بـه حـال کـسـانـى کـه خـراب کـردن تـو را بـه دسـت قـائم اهل بیت مى
بیند. آنها بهترین کس امت هستند، در خدمت نیکوکاران عترت )). (۱۳۱ )
۱۰٫ ((یاران مهدى همگى جوانند. جز چند تن پیر در آنها نیست )). (۱۳۲ )
۱۱٫
((خـداونـد دجـالى را در شام ، به دست کسى که عیسى بن مریم پشت سرش نماز
مى خواند، مى کشد. او دوازدهمین نفر از عترت و نهمین تن از دودمان حسین است
)). (۱۳۳ )
۱۲٫ ((هر سر نهانى و راز مگو را قائم ، آشکار مى سازد)). (۱۳۴ )
۱۳٫
((مـن و ایـن دو پـسرم کشته خواهیم شد، ولى خدایکه مردى را از دودمانم در
آخرالزمان مبعوث مى کند که خونخواه ما باشد، و او را غیبتى است )). (۱۳۵ )
۱۴٫ ((حجت خدا مردم را مى شناسد، ولى مردم او را نمى شناسند، چنانچه یوسف مردم را مى شناخت ، ولى مردم او را نمى شناختند)). (۱۳۶ )
۱۵٫ ((پـدرم فـداى کـسـى بـاد کـه پـسـر بـهترین کنیزان است ، که قائم از فرزندانش باشد)). (۱۳۷ )
۱۶٫ در وصیت خویش به فرزندش حسن چنین فرمود:
((تـو
بـر مـن نـمـاز بـخـوان و هفت تکبیر بگو، که پس از من براى کسى جایز نیست ،
جز بـراى یـکـه مـردى که در آخر الزمان خروج مى کند و کجیهایى که در حق
پیدا شده ، راست خواهد ساخت )). (۱۳۸ )
۱۷٫ در خـطـبـه اى
چـنـیـن فـرمـود: ((قـائم از دودمـان مـن اسـت ، زمـیـن را از عدل و داد پر
سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد)). (۱۳۹ )
۱۸٫ ((در آخـرالزمـان ، مـهـدى از مـاسـت ، در هـیـچ امـتـى از امـم ، مهدى نیست که انتظارش را بکشند)). (۱۴۰ )
۱۹٫
((خـوشـا بـه حـال سـرزمـین طالقان ؛ خدا در آن جا گنجهایى نهفته دارد، نه
از زر و سـیم ، بلکه مردانى هستند مؤ من و خداشناس و آنها انصار مهدى در
آخرالزمان هستند)). (۱۴۱ )

 

از حضرت مجتبى علیه السلام

 

 

 

۱٫
((هـر یـک از مـا امـامان بیعتى از ستمکار زمانش بر گردن دارد، مگر قائم
که عیسى بن مـریـم ، پـشـت شـرش نـمـاز خواهد خواند. او نهمین فرد از
فرزندان برادرم حسین است . در غـیـبـتـش عـمـرى دراز دارد. آن گـاه بـه
صـورت جـوانـى کـمـتـر از چـهـل سـال ظـهـور خـواهـد کـرد؛ چـون خـداى
متعال بر هر چیزى ، توانا و قادر است )). (۱۴۲ )

 

 

 

 

از حضرت سید الشهداء علیه السلام


 

۱٫ ((در نهمین فرزند من سنتى است از یوسف و سنتى است از موسى بن عمران . اوست قائم ما اهل بیت )). (۱۴۳ )
۲٫ ((قائم این امت ، نهمین فرزند من است که غیبت خواهد داشت )). (۱۴۴ )
۳٫
((اگـر از عـمـر دنـیـا فقط یک روز باقى بماند، خدا آن روز را طولانى
خواهد کرد تا مـردى از فـرزنـدان مـن قـیام کند و زمین را از عدل و داد پر
سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد)). (۱۴۵ )
۴٫ حـضـرتـش بـر حلقه اى از بنى امیه ، که در مسجد پیغمبر نشسته بودند، گذر کرد و فرمود:
((دنیا به پایان نخواهد رسید تا وقتى که خداوند مردى را از دودمان من مبعوث فرماید و کیفر شما را بدهد)). (۱۴۶ )

 

 

 

 

از حضرت سجاد علیه السّلام


 

۱٫
((قـائم ما سنتهایى از پیامبران دارد: سنتى از آدم ، سنتى از نوح ، سنتى
از ابراهیم ، سنتى از موسى ، سنتى از عیسى ، سنتى از ایوب ، سنتى از محمد.
سـنـتـش
از آدم و نوح ، طول عمرش است . سنتش از ابراهیم در نهان زاییده شدن و از
مردم در کـنـار بـودن است ؛ سنتش از موسى ، در ترس و بیم زیستن و غیبت
داشتن ، سنتش از عیسى ، اخـتـلاف مـردم دربـاره او، سـنـتـش از ایـوب ، فرج
و گشایش پس از بلا و بیم ، سنتش از محمد، قیام به شمشیر مى باشد)). (۱۴۷ )
۲٫ ((قائم ما دو غیبت دارد که یکى از دگرى طولانیتر خواهد بود)). (۱۴۸ )
۳٫ ((یـاران قـائم سـیـصـد و سـیـزده تـن هـسـتـنـد؛ مـانـنـد یـاران رسول خدا صلى الله علیه و آله در غزوه بدر)). (۱۴۹ )
۴٫
((وقتى که قائم ما اهل بیت قیام کند، خداوند از شیعیان ما رنج و درد را مى
برد و دلهاى آنـهـا را مـانـنـد آهـن قـرار مـى دهـد و بـر هـر مـردى از
آنـهـا نـیـروى چهل مرد را عطا مى کند و آنان را حاکمان روى زمین قرار مى
دهد)). (۱۵۰ )
۵٫ حضرتش این آیه را تلاوت فرمود: (وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ ءَامَنُوا مِنکمْ وَ عَمِلُوا الصلِحَتِ لَیَستَخْلِفَنَّهُمْ فى الاَرْضِ ) (۱۵۱ )
و گـفـت : ((بـه خدا سوگند، اینان شیعیان ما هستند، خداوند به دست مردى از ما چنین خواهد کـرد و او مـهـدى ایـن امـت اسـت )). (۱۵۲ ) و سـپـس سـخـن رسـول خـدا را حـکـایـت کـرد کـه در فـصـل فـرمـایـشـهـاى رسول خدا صلى الله علیه و آله یاد شد.
۶٫
((قـائم بـا سـیـصـد و سـیـزده مـرد بـه کـوفـه مى آید و بر کوه نجف مستقر
مى شود. جـبـرئیـل در سـمـت راسـتـش و مـیـکـائیـل در سـمـت چـپـش و
اسرافیل جلو رویش قرار دارند. پرچم رسول خدا صلى الله علیه و آله همراه
اوست که آن را افراشته مى کند)). (۱۵۳ )
۷٫ ((قائم خروج مى
کند. و وقتى مردم در مکه حضور دارند به آن جا مى رود و در آن جا مى
ایـسـتـد و نـدا مـى کـنـد: اى مردم ! من محمد بن الحسن هستم . من پسر نبى
الله هستم . شما را دعوت مى کنم و آنچه که پیغمبر خدا شما را به آن دعوت
کرده است )). (۱۵۴ )

 

 

 

 

از حضرت باقر علیه السّلام


 

۱٫ ((امـامـى کـه در سـال ۲۶۰ بـه امـامـت قـیـام کند مانند شهاب درخشنده در شب تاریک مى تابد)). (۱۵۵ )
۲٫ ((وقـتـى قـیـام کـنـد، خـداونـد دستش را بر سر بندگان مى گذارد تا عقلشان افزوده گردد)). (۱۵۶ )
۳٫ ((قـائم ، روز شـنـبـه ، روز عـاشـورا، روزى که حسین در آن روز کشته شد، قیام خواهد کرد)). (۱۵۷ )
۴٫ ((قائم ما که قیام کند، سیرتش سیرت رسول خدا خواهد بود)). (۱۵۸ )
۵٫ ((قائم آل محمد پنج شباهت به پنج تن از انبیا دارد:
به یونس ، به یوسف ، به موسى ، به عیسى ، به محمد.
شباهتش به یونس ، از جهت ظهورش پس از غیبت و داشتن چهره جوان در سن پیرى .
شباهتش به یوسف ، به خاطر اختفاى از برادران .
شباهتش به موسى ، به جهت ترس و بیم .
شـبـاهـتش
به عیسى ، از جهت اختلاف امت ؛ و این که گروهى گویند زنده و گروهى گویند
مرده است . و گروهى گویند کشته شده و به دار آویخته شده است .
شـبـاهـتـش بـه مـصـطـفـى ، بـه خـاطـر قـیـام بـه شـمـشـیـر و کـشـتـن دشمنان خدا و دشمنان رسول خداست )). (۱۵۹ )
۶٫
((وقـتـى کـه قـائم ظـهـور کـنـد، مى گوید: من از شما مردم گریختم ، چون
از شما مى ترسیدم . خداوند به من حکومت عطا کرد و مرا از مبعوثان قرار
داد)). (۱۶۰ )
۷٫ ((مـهـدى از عـتـرت است . غیبتى دارد که
در آن مردم متحیر شوند، عده اى گمراه و عده اى رستگار شوند، خوشا به حال
آنان که در خدمتش هستند)). (۱۶۱ )
۸٫ ((قائم پیش از آن که قیام کند، غیبتى دارد)). عرض شد: چرا؟ فرمود: ((چون جانش مى ترسد)). (۱۶۲ )
۹٫ ((علم به کتاب خدا و سنت نبیش ، در قلب مهدى ما مى روید. هر کس که او را زیارت کند، بـدو بـگـویـد: ((السلام علیکم اءهل بیت الرحمة و معدن العلم و موضع الرسالة )). (۱۶۳ )
۱۰٫ و در روایتى سلام بر آن حضرت چنین است :
((السلام علیک یا بقیة الله فى اءرضه )). (۱۶۴ )
۱۱٫ ((خـداونـد زمـیـن را پـس از مـردن ، زنـده مـى سـازد.مـرگ زمـیـن ، کـفـر اهل آن است ، و کافر مرده است )). (۱۶۵ )
۱۲٫
((من یاران قائم را مى بینم که گرداگرد حضرتش را فرا گرفته اند و آنچه بر
روى زمین است ، حتى درندگان و مرغان شکارى ، مطیع آنها هستند)). (۱۶۶ )
۱۳٫ ((وقـتـى کـه قـائم مـا قـیام کند، خداوند دست خود را بر سر بندگان مى گذارد، تا خرد و بینش آنها کامل گردد)). (۱۶۷ )
۱۴٫ ((هـر کـسـى مـسـبـحـات (۱۶۸ )
قـرآن را پـیـش از آن که بخواند، بخواند، نـخـواهـد مـرد مـگـر آن که به
خدمت قائم برسد، و اگر بمیرد، در زیر سایه محمد صلى الله علیه و آله خواهد
بود)). (۱۶۹ )
۱۵٫ ((خداوند محمد را براى رحمت مبعوث کرد، ولى قائم را براى انتقام مبعوث مى کند)). (۱۷۰ )
۱۶٫ ((مهدى مردى است از دودمان فاطمه و مردى است گندمگون )). (۱۷۱ )
۱۷٫ ((آن کس که بمیرد و امامش را بشناسد، مانند کسى است که در خیمه هاى حضرت قائم به سر مى برد)). (۱۷۲ )
۱۸٫ حضرت باقر علیه السّلام بخشى از کتاب على علیه السّلام را به عبدالملک بن اعین نشان داد و پرسید:
((بـراى چـه على اینها را نوشته است ؟)). سپس فرمود: ((مى دانست که قائم قیام خواهد کرد و بدان عمل مى کند)). (۱۷۳ )
۱۹٫ ((اصـحـاب مـهـدى عـلیـه السـّلام ۳۱۳ تـن هـسـتـنـد بـه عـدد اهل بدر، که در ساعتى معین گرداگرد او جمع مى شوند)). (۱۷۴ )
۲۰٫ ((در بـاره آیـه (أَنَّ الاَرْض یـَرِثُهَا عِبَادِى الصلِحُونَ ) (۱۷۵ )فرمود: ((آنها اصحاب مهدى در آخر الزمان هستند)). (۱۷۶ )
۲۱٫ ((وقـتـى کـه قـائم قـیام کند به عدالت حکومت مى کند و در روزگار او ظلم و جور مى افتد)). (۱۷۷ )
۲۲٫
((قـائم مـا به وسیله رعب پیروز مى شود و با نصر تاءیید مى گردد، زمین
برایش در هـم فـرو مـى رود و گنجهاى درونى آن آشکار مى گردد. قدرتش مشرق و
مغرب جهان را فرا مى گیرد)). (۱۷۸ )
۲۳٫ ((از آنـچـه که نزد
خدا حتمى است و تغییر پذیر نیست ، قیام قائم است . کسى که در ایـن سخن شک
کند، خدا را در حال کفر و جحود ملاقات خواهد کرد. او هفتمین فرد از فرزندان
من است . پدرم فداى کسى باد که زمین را از عدل و داد پر سازد؛ چنانچه از
ظلم و جور پر شده است )). (۱۷۹ )
۲۴٫ ((قـائم کـه قـیام کند، خدا او را به وسیله فرشتگان یارى مى کند)). (۱۸۰ )
۲۵٫
((وقتى که قائم قیام کند، با مقاومتى از طرف مردم نادان روبرو مى شود، سخت
تر از مقاومتى که نادانها جاهلیت با رسول خدا کردند)). عرض شد: چگونه مى
شود؟ فرمود: ((رسـول خـدا بـا نـادانـهایى روبرو شد که سنگ یا چوب تراشیده
را عبادت مى کردند. ولى قـائم بـا نـادانـهـایـى روبـرو مـى شـود کـه قـرآن
را تـاءویـل مـى کـنـنـد، و بـدان اسـتـدلال مـى کـنـنـد)). سـپـس
فـرمـود: ((بـه خـدا سوگند، عـدل او در خـانـه هـاى آنها مى رود چنانچه
گرما و سرما به درون خانه هاشان مى رود)). (۱۸۱ )

 

 

 

 

از حضرت صادق علیه السلام


 

۱٫
((مـهـدى ، پـنـجمین فرد از فرزندان پسرم موسى است . او پسر سیده اماء است
. داراى غـیـبـتى است که کجروان در آن گمراه مى شوند. پس از آن خداوند او
را ظاهر خواهد ساخت و شـرق و غـرب عالم ، به دست او فتح خواهد شد. عیسى بن
مریم فرود خواهد آمد و در پشت سرش ‍ نماز خواهد خواند. زمین به نور جمالش
درخشندگى پیدا مى کند و نقطه اى در روى زمین باقى نخواهد ماند مگر آن که در
آن ، خدا عبادت شود و هر چه دین در روى زمین باشد، دین خدا خواهد شد؛ هر
چند مشرکان کراهت داشته باشند)). (۱۸۲ )
۲٫ ((مـتـقـیان و پرهیزکاران ، کسانى هستند که به غیب ایمان دارند و به قیام قائم اقرار داشته باشند و آن را حق بدانند)). (۱۸۳ )
۳٫ ((متقیان ، شیعیان على هستند و عیب عبارت است از حجت غائب )). (۱۸۴ )
۴٫ ((غـیـبـت بـراى شـشـمـیـن فـرزنـد مـن اسـت ، و او دوازدهـمـیـن امـام هـدایـت ، پـس از رسول الله صلى الله علیه و آله است )). (۱۸۵ )
۵٫ ((زمـانـى خـواهـد آمـد کـه امـام از دیـده هـا غـایـب بـاشـد. خـوشـا بـه حال کسانى که در آن زمان در ایمان به او ثابت باشند)). (۱۸۶ )
۶٫
((کـسـى کـه بـه هـمـه امـامـان اقرار کند و منکر مهدى شود، مانند کسى است
که به همه پـیـغـمـبـران اقـرار کـنـد و مـنـکـر پـیـامـبرى محمد صلى الله
علیه و آله گردد)). سپس از حضرتش پرسیده شد: مهدى چه کسى است ؟ فرمود:
((پنجمین فرد از فرزندان هفتمین امام است )). (۱۸۷ )
۷٫
((پدرم زره رسول خدا را پوشیده ، بر زمین کشیده مى شد. من نیز پوشیدم ،
چنین بود. قائم وقتى آن را بپوشد، به اندازه اش خواهد بود)). (۱۸۸ )
۸٫
((صاحب الاءمر، زمین را از عدل و داد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده
است . و آن وقـتـى خـواهـد بـود کـه بـه امـامـان دسـتـرسـى نـبـاشـد؛
رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله وقتى مبعوث شد که فترت پیامبران بر قرار
بود و به وجود آنان دسترسى نبود)). (۱۸۹ )
۹٫ ((قـائم مـا وقـتـى قـیـام کند، مانند داود و سلیمان قضاوت مى کند، و بینه طلب نخواهد کرد)). (۱۹۰ )
۱۰٫ ((هـمـه معجزه هایى که براى انبیا و اوصیا بوده ، به دست قائم ما انجام خواهد شد، تا بر دشمنان ، حجت تمام باشد)). (۱۹۱ )
۱۱٫ ((قائم ، هنگام ظهور، بیعت هیچ کسى بر گردنش نیست )). (۱۹۲ )
۱۲٫ ((قائم ما غیبتى دارد بسیار طولانى )) عرض شد: چرا؟ فرمود:
((چون بر جانش مى ترسد)). (۱۹۳ )
۱۳٫
((براى صاحب الاءمر غیبتى خواهد بود که بسیارى از کجپرستان در آن به ریب و
شک انـدر خـواهـنـد شـد و غـیـبـت عـلتى دارد که ما اذن نداریم آن را براى
شما بگوییم )). (۱۹۴ )
۱۴٫ ((قـائم ، ظـهـور نـخـواهـد کرد
مگر وقتى که نیکانى که در صلب بدان هستند، متولد شـونـد. این وقت است که
قائم ظهور خواهد کرد و دشمنان خدا را خواهد کشت )). (۱۹۵ )
۱۵٫
((از شـمـا کـسـى بگوید: ((اگر قائم آل محمد را دیدم ، یارى اش ‍ مى کنم
)) مانند کـسـى اسـت که در پیش رویش شمشیر مى زند، نه بلکه مانند شهیدى است
که در رکاب او شهید شده است )). (۱۹۶ )
۱۶٫ ((هـنـگـامـى کـه قائم خروج کند، کافر و مشرکى در جهان باقى نخواهد ماند)). (۱۹۷ )
۱۷٫ ((نـخـسـتـیـن کـسـى کـه بـا قـائم بـیـعـت مـى کـنـد، جبرئیل است )). (۱۹۸ )
۱۸٫ ((۳۱۳ مرد به مسجدالحرام مى آیند و منادى ندا مى کند:
این مهدى است که خروج کرده ، به قضاوت داود و سلیمان قضاوت مى کند و بینه و گواه نمى خواهد)). (۱۹۹ )
۱۹٫ ((وقتى که قائم قیام کند، همگان از نیکان و خسان او را
مى شناسند)). (۲۰۰ )
۲۰٫
((دو خـون در اسـلام اسـت که هیچ کس حق ندارد در آن دو به حکم خدا قضاوت
کند، مگر وقتى که قائم ظهور کند. اوست که به حکم خدا در آن قضاوت خواهد
کرد:
زناکار زن دار را رجم مى کند؛ مانع الزکاة را گردن مى زند)). (۲۰۱ )
۲۱٫
((من قائم را مى بینم که بر کوه نجف استوار است ، و بر اسبى ادهم و ابلغ
(سپید و سـیـاه ) سـوار مـى بـاشـد، و مـردم هـر شـهـرى که او را مى بینند،
مى پندارند او در شهر خودشان است و فرشتگان به یارى اش ‍ بر مى خیزند)). (۲۰۲ )
۲۲٫
((مـن قـائم را مـى بـینم که بر منبر کوفه قرار دارد و گرداگردش ۳۱۳ نفر
مرد ـ به عدد اصحاب بد ـ قرار دارند که اصحابش هستند و آنها افسران و
پرچمداران او هستند؛ چنانچه آنان حاکمان خدا روى زمین بر خلق هستند)). (۲۰۳ )
۲۳٫
((قـائم از نـظـر بـدنـى قـوى اسـت و یـارانـش نـیـز چـنـیـنـنـد؛ هـر یـک
بـا چـهـل مـرد بـرابرند و قلب آنها از آهن محکمتر است و شمشیر، باز
ندارند تا خداوند خشنود شود)). (۲۰۴ )
۲۴٫ ((عصاى موسى نزد ماست و براى قائم ما آماده شده ؛ با آن عصا مى کند، آنچه موسى مى کرد)). (۲۰۵ )
۲۵٫ ((پـیـراهن یوسف که دیدگان یعقوب را بینا کرد، نزد قائم ماست )). (۲۰۶ )
۲۶٫ ((قائم ما اهل بیت ، روز جمعه خروج مى کند)). (۲۰۷ )
۲۷٫ ((در مسجدالحرام ۳۱۳ مرد مى آیند و هر یک از آنها ندا مى کند:
این مهدى است که مطابق قضاوت آل داود قضاوت مى کند و بینه نمى خواهد)). (۲۰۸ )
۲۸٫ ((هـر کـس سـوره بـنـى اسـرائیل را در هر شب جمعه بخواند، نخواهد مرد تا به خدمت قائم برسد و از یارانش باشد)). (۲۰۹ )
۲۹٫
((وقتى که قائم ما قیام کند، در حکومتش مساوات بر قرار خواهد کرد و با خلق
خدا با عـدالت رفـتـار مـى کـنـد. چـه نیکوکار باشد و چه زشت کار. آن که
او را اطاعت کند، خدا را اطـاعـت کـرده و آن که او را عصیان کند، خدا را
عصیان کرده است . او را مهدى نامیده اند؛ چون بـه حـقـیـقت نهانى هدایت مى
کند. تورات و دیگر کتابهاى آسمانى را از غارى در انطاکیه بـیـرون مـى آورد و
مـیـان اهـل تـورات بـه تـورات و مـیـان پـیـروان انـجیل به انجیل و میان
اهل زبور به زبور و میان پیروان قرآن به قرآن قضاوت مى کند. هـمگى ثروتهاى
جهان نزدش جمع مى شود. چه آنچه در روى زمین قرار دارد و چه آنچه در زیر
زمین جا دارد)). (۲۱۰ )
۳۰٫ ((فرج در هفتمین کس از فرزندان من است )). (۲۱۱ )
۳۱٫ ((قائم ما را دو غیبت است ، یکى از دگرى طولانیتر است )). (۲۱۲ )
۳۲٫
((در غـیـبـت کـبـرى ، مـردم امـامشان را نمى بینند. او در حج شرکت مى کند
و مردم را مى بیند، لیکن مردم او را نمى شناسند. از جاى او، مگر
خدمتگزارانش ، کسى خبر ندارد)). (۲۱۳ )
۳۳٫ ((بـراى صـاحب الاءمر دو غیبت است ؛ یکى کوتاه و دگرى طولانى )). (۲۱۴ )
۳۴٫حضرتش
فرمود: ((وقتى که سلمان وارد کوفه شد و آن را دید، از آینده اش خبر داد و
از تسلط بنى امیه در آن شهر سخن گفت . سپس ‍ چنین گفت :
((وقـتـى کـه
چـنین شد، خانه نشین باشید تا وقتى که طاهر بن طاهر بن مطهر (پاکیزه ، پـسر
پاکیزه ، پسر پاک شده )، گمشده اى که داراى غیبت است ، ظهور کند)). (۲۱۵ )
۳۵٫
((در مـیـان امـامـان ، امـامى است در زیر پرده غیبت نهان ، هنگامى که خدا
بخواهد که از پـس پـرده غـیـبت بیرون آید و آشکار گردد، در قلبش اثرى
بگذرد. آن وقت او به امر خدا قیام خواهد کرد)). (۲۱۶ )
۳۶٫
((وقـتـى کـه قـائم قـیـام کـند، منادى از آسمان ندا مى کند؛ ندایى که
دوشیزگان در جایگاه خودشان و اهل مشرق و مغرب ، همگان مى شنوند)). (۲۱۷ )
۳۷٫
((خـداونـد مـردى را که از من است و من از او در این امت مبعوث خواهد کرد و
به وسیله او بـرکـات آسـمـانها و زمین را جارى خواهد ساخت ، آسمان خواهد
بود و بارندگى زمین خواهد بود و رویندگى . و زمین را از عدل و داد پر کند؛
چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد)). (۲۱۸ )

۳۸٫ ((خروج قائم ، امرى ساخت حتمى و قطعى )). (۲۱۹ )
۳۹٫ ((شهادت حسین علیه السّلام که رخ داد، فرشتگان خدمت خدا عرض کردند:
با صفى تو و پسر پیغمبرت چنین مى کنند!
خداوند سایه قائم را به آنها نشان داد و فرمود:
به وسیله او، از ظلم کنندگان به حسین ، انتقام خواهم گرفت )). (۲۲۰ )
۴۰٫
((آن کـه از شـمـا بـمـیرد و به راه ما معتقد باشد، مانند کسى است که خیمه
اش را در لشـکـر قـائم بزند؛ بلکه به منزله کسى است که در رکابش ‍ شمشیر
بزند، بلکه به منزله کسى است که در راهش شهید شود)). (۲۲۱ )
۴۱٫ ((کـسـى کـه بمیرد و منتظر قائم باشد، به منزله کسى است که در خیمه آن حضرت به سر مى برد)). (۲۲۲ )
۴۲٫ مفضل از حضرتش پرسید: چه ساعت مهدى منتظر ظهور مى کند؟
فرمود: ((ساعتش را خدا مى داند و بس )). (۲۲۳ )
۴۳٫ ((هنگامى که قائم ما قیام کند، دین محمد سراسر جهان را فرا مى گیرد و مشرکى بر روى زمین باقى نمى ماند)). (۲۲۴ )
۴۴٫ ((اصحاب مهدى ۳۱۳ تن هستند به عدد اهل بدر، در ظرف یک ساعت همگان گردش جمع مى شوند)). (۲۲۵ )
۴۵٫
((وقـتـى کـه قـائم مـا قـیـام کند، مردم را از نو به اسلام دعوت مى کند و
آنها را به دیـنـى که پژمرده شده و اکثریت از آن گمراه شده اند مى خواند.
او مهدى نامیده شده ؛ چون قیام به حق مى کند)). (۲۲۶ )
۴۶٫
((روزى کـه قائم ظهور کند، منادى در آسمان به نام او و به نام پدرش ندا مى
کند. نامش نام پیغمبر است و نام پدرش نام وصى پیغمبر)). (۲۲۷ )
۴۷٫ ((قائم پسر زنى است که به اسارت گرفته شده است )). (۲۲۸ )
۴۸٫
حـضـرت صـادق عـلیـه السـّلام پـیـراهـن پیغمبر را نشان داد که آستین چپش ،
از دندان شـکـسـتـه آن حـضـرت خونى شده بود، و فرمود: ((قائم این پیراهن
را مى پوشد)). (۲۲۹ )
۴۹٫ ((قیام قائم روز عاشورا خواهد بود)). (۲۳۰ )
۵۰٫ ((ارتش قائم بر سه گونه هستند: فرشتگان ، مؤ منان و رعب )). (۲۳۱ )
۵۱٫ ((قـائم مـا وقـتى قیام کند، منادى از آسمان ندا مى کند ندایى که گردنها برایش خم مى شوند و دوشیزگان در جایگاهشان مى شنوند)). (۲۳۲ )
۵۲٫
((نـوروز، روزى اسـت کـه قـائم مـا اهـل بیت در آن روز ظهور مى کند.
خداوند او را بر دجـال پـیـروز مـى سـازد و در کـنـاسـه کـوفـه به دارش مى
زند. نوروز از روزهاى ماست پارسیان آن را حفظ کردند و شما آن را ضایع
کردید)). (۲۳۳ )
۵۳٫ ((سـیـزده زن بـا مـهـدى قـائم
هـسـتـنـد کـه مـجـروحـان را مـداوا مـى کـنند و بیماران را پـرستارى ،
چنانچه این گونه زنان با رسول خدا صلى الله علیه و آله بودند)). (۲۳۴ )
۵۴٫
((هـنـگـامـى کـه قـائم خـروج کـنـد، بـه مـسـجـدالحـرام داخـل مـى شـود و
رو بـه کعبه مى ایستد و به مقام ، پشت مى کند و دو رکعت نماز مى خواند.
سـپـس دستها را بلند کرده به دعا مى پردازد و تضرع و زارى آغاز مى کند و
ادامه مى دهد تا به رو بر زمین مى افتد)). (۲۳۵ )

 

 

 

 

از حضرت موسى بن جعفر علیه السلام


 

۱٫ ((قائم ما، امام است ، و پسر امام و وصى است ، فرزند وصى )). (۲۳۶ )
۲٫
((مـن قـائم بـه حـق هـسـتـم ولى قـائمـى کـه زمـیـن را از دشـمـنـان خـدا
پـاک سازد و از عدل و داد پر کند، پنجمین نسل از فرزندان من خواهد بود)). (۲۳۷ )
۳٫ از حضرتش پرسیده شد:
در میان امامان کسى هست که غیبت داشته باشد؟
فـرمود: ((آرى شخصش از دیدگان مردم غائب خواهد بود، ولى یادش از دلهاى مؤ منان غیبت ندارد و او دوازدهمین ماست )). (۲۳۸ )
۴٫ ((قائم سالهاى درازى پس از من خواهد آمد)). (۲۳۹ )
۵٫
((نـعمت ظاهر امام ظاهر است و نعمت باطن امام غائب است که وجودش از دیده
مردم غایب است ، گنجهاى زمین برایش ظاهر مى گردد و هر دورى به او نزدیک مى
شود)). (۲۴۰ )

 

 

 

 

از حضرت رضا علیه السلام


 

۱٫ ((خداوند یگانه ، مردى را از دودمان ما مبعوث خواهد کرد که ولادت و پروریدنش نهانى است ، ولى نسبش آشکار است )). (۲۴۱ )
۲٫
((هفت هزار ملک به یارى امام حسین فرود آمدند. حضرتش به آنها اجازه شرکت
نداد. آنها در کـنـار قـبـرش ژولیـده و خـاک آلود به سر مى برند تا قائم ما
قیام کند و از یاران او باشند)). (۲۴۲ )
۳٫ ((خـداونـد، قـائم را مـبـعـوث خواهد کرد که به نام او قیام کند و مردم از برکات قیامش بهره مند شوند)). (۲۴۳ )
۴٫
((کـسى که پیش از قیام قائم تقیه را کنار گذارد، از ما نیست . قائم ،
چهارمین فرزند از فـرزنـدان مـن اسـت ، پـسـر سـیـده امـاء اسـت . زمـیـن
را از جـور پـاک سازد و ظلم و از آن بزداید)). (۲۴۴ )
۵٫
((مـن صـاحـب امـر هـسـتـم ولى نـه آن کـس کـه زمـیـن را از عدل و داد پر
سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده . با این ضعفى که در من مى بینید نمى
تـوانم او باشم . قائم ، کسى است که وقتى قیام کند، عمرى دراز کرده و چهره
جوان دارد. در بدن چنان قوى است که قویترین درخت را مى تواند از ریشه
بکند)).
عصاى موسى و انگشتر سلیمان همراه دارد.
او چـهـارمـیـن
فـرزنـد از فـرزندان من است . خدا آن قدر که بخواهد او را در غیبت نگاه
خواهد داشـت . سـپـس آشـکـارش خـواهـد سـاخـت تـا زمـیـن را از عدل و داد
پر کند؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد)). (۲۴۵ )
۶٫
((خـضـر از آب حـیـات نـوشـیـد و نـخواهد مرد تا نفخ صور بدمد. خضر، مونس
وحشت و تـنـهـایـى قـائم ما در زمان غیبتش است ، و غربت او را بر طرف مى
سازد)). (۲۴۶ )
۷٫ ((وقـتى شیعه چهارمین فرزند از فرزندان مرا گم کردند، آنها را مى بینم که پناهى مى جویند و نمى یابند)).
عرض شد: چرا اى پسر رسول خدا؟!
فرمود: ((چون امامشان از ایشان غایب است )).
عرض شد: چرا غایب است ؟
فـرمـود: ((چـون وقـتـى کـه با شمشیر قیام کند، بر گردنش بیعت حاکمى نباشد)). (۲۴۷ )
۸٫ ((به خدا سوگند، قائم ما که قیام کند، خداوند همه شیعیان ما را از همه شهرها گردش جمع خواهد کرد)). (۲۴۸ )
۹٫ ((هـنگامى که مهدى قیام کند، خداوند به فرشتگان امر خواهد کرد که به مؤ منان سلام دهند)). (۲۴۹ )
۱۰٫
((امـام پـس از من ، پسرم محمد است و امام پس از او، پسرش ‍ على است و
امام پس از او، پسرش حسن است و امام پس از حسن ، پسرش حجت قائم منتظر است
)). (۲۵۰ )

 

 

 

از حضرت جواد علیه السلام


 

۱٫
((قـائم کـسى است که خداوند به وسیله او زمین را از کافران و منکران پاک
سازد و از عـدل و داد پـر کـنـد. زادنـش از دیـدگـاه کـسـان نـهان خواهد
بود و شخصش از برابر چشم بینندگان غایب است )). (۲۵۱ )
۲٫ ((قائم از وعده هاى قطعى الهى است ، و میعاد خداوند تخلف پذیر نیست )).

 

 

 

از حضرت هادى علیه السلام


 

۱٫ ((خـلیفه و جانشین من حسن است . شما با خلیفه او چگونه خواهید بود؛ چون شخص او را نمى بینید؟)). (۲۵۲ )
۲٫ ((صاحب الاءمر کسى است که عده اى گویند هنوز زاده نشده است )). (۲۵۳ )
۳٫ ((خـلیـفه بعد از من ، حسن فرزند من است و خلیفه بعد از او، پسرش است که شما او را نمى بینید)). (۲۵۴ )
۴٫ ((وقـتـى کـه مـادر حـضرت مهدى به عنوان برده خریده شد و به حضور حضرت هادى مشرف شد، حضرتش بدو فرمود:
به
تو مژده بدهم ، به تو: پسرى خواهى آورد که مشرق و مغرب جهان را مالک خواهد
شد: زمین را از عدل و داد پر سازد، چنانچه از ظلم و جور پر شده است )). (۲۵۵ )
۵٫
در حـضور آن حضرت از وفات پدر بزرگوارش ، حضرت جواد، سخن رفت . حضرتش
فـرمـود: ((من ، خلیفه او هستم و جانشین او، مادامى که زنده باشم . ولى
شیعه چه مى کنند وقتى که امامشان را بعد از من نمى بینند)). (۲۵۶ )

 

 

 

 

از حضرت عسکرى علیه السلام


 

۱٫
((دشـمنان گمان کردند که مرا هر چه زودتر بکشند تا نسلى براى من نباشد.
دروغ ، گمان کردند حمد خداى را که من داراى فرزندى هستم )). (۲۵۷ )
۲٫ هنگامى که جاریه مقدس باردار شد، حضرت عسکرى بدو فرمود:
((بار تو پسر است و نامش محمد است ؛ او قائم بعد از من است )). (۲۵۸ )
۳٫
((حـمـد خـدا را کـه مـرا از دنـیـا نبرد تا خلیفه و جانشین خودم را به
چشم خود دیدم . او شـبـیـه ترین فرد در خلق و خلق به رسول خداست . خداوند
او را در غیبتش از شر دشمنان مـحـفـوظ مى دارد تا زمین را از عدل و داد پر
سازد، چنانچه از ظلم و جور پر باشد)). (۲۵۹ )
۴٫ ((مـى
بـینم که پس از من در جانشین و خلیفه من میان شما اختلاف رخ داده است . کسى
که بـه هـمـه امـامـان بـعـد از رسول خدا علیه السّلام اقرار کند و منکر
فرزند من بشود، مانند کـسـى اسـت کـه بـه پـیـامـبـرى هـمه انبیا اقرار کند
و نبوت خاتم انبیا را منکر شود، منکر رسول خدا صلى الله علیه و آله مانند
منکر همه انبیاست )). (۲۶۰ )
۵٫ از حـضـرتش دو سال پیش از
وفات ، توقیعى صادر شد و از خلیفه و جانشین خود خبر داد. و هـمـچـنین سه
روز پیش از وفات ، نظیر آن توقیع از طرف حضرتش صادر شد و آن بود: ((خدا
لعنت کند کسى را که حقوق اولیاى خدا را انکار کند)). (۲۶۱ )
۶٫ ((پـسـر مـن قـائم پـس از مـن اسـت و او کـسـى اسـت کـه داراى سـنـتـهـاى پـیامبران مانند طول عمر و غیبت است )). (۲۶۲ )
۷٫((حـمـد
خـدا را که مرا از دنیا نبرد تا وقتى که به من جانشین و خلیفه ام را نشان
داد. او شبیه ترین مردم از نظر خلق و خلق به رسول خداست .
خـدا او را در
غـیـبـش حـفـظ کـنـد، تـا وقـتـى کـه ظـاهـر شـود و زمـیـن را از عدل و
داد پر کند؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد)). (۲۶۳ )
۸٫
هـنگامى که حضرت مهدى زاده شد، حضرت عسکرى علیه السّلام نامه اى براى احمد
بن اسـحـاق مـى فـرسـتد و بشارت ولادت فرزندش را به وى مى دهد و احمد را
فرموده بود: ((ایـن خـبـر را پنهان دارد تا از نظر مردم مکتوم باشد)).
چنانچه مرقوم داشته بود: ((ما ایـن خـبـر را بـراى کـسـى ظـاهر نمى سازیم
مگر براى نزدیکترین خویشان و نزدیکترین دوسـتـان . ایـن خـبـر را بـه تـو
دادیم تا خرسند شوى ؛ چنانچه ما خرسند شدیم )). (۲۶۴ )
۹٫ وقـتـى کـه قائم ما قیام کند، به خراب کردن مناره ها و مقصوره هاى مساجد فرمان خواهد داد)). (۲۶۵ )
۱۰٫ حضرتش فرزندش را به عمر اهوازى نشان داد و فرمود:
((این است امام شما پس از من )). (۲۶۶ )
۱۱٫
((وقـتـى که خدا مرا ببرد و بمیراند و شیعیان مرا دیدى اختلاف کردند، ثقات
ایشان را از فـرزنـدم اخـبـار کن و این سرى باشد نهانى نزد و ایشان ،
همانا ولى خدا را از خلق خـدا غـیـبـت خـواهـد کـرد و کـسـى او را
نـخـواهـد دیـد، تـا وقـتـى کـه جـبـرئیـل مـرکـبش را حاضر کرده و نزدش
بیاورد و آنچه خدا بخواهد شدنى خواهد بود)). (۲۶۷ )
۱۲٫((امـام
و حـجـت پـس از مـن ، پـسـرم اسـت ؛ هـمـنـام رسول خدا و هم کنیه آن حضرت .
او خاتم حجتهاى الهى است و واپسین خلفاى اوست . مادرش ، دختر قیصر، پادشاه
روم است )). (۲۶۸ )
۱۳٫ ((ولى خـدا و حـجـت حـق بـر بـنـدگـان و خـلیـفـه مـن پـس از مـن در شـعـبـان سال ۲۵۵ در سپیده دم ، مختون زاییده شد)). (۲۶۹ )
۱۴٫
حـضـرتـش بـر بـسـاطى نشسته بود و آثار و یادگارهاى انبیا و اوصیا را نشان
داد. سـپس فرمود: ((این هم رد پاى پسرم است که بر این بساط پا گذارده و
نشسته است )). (۲۷۰ )
۱۵٫ از حـضـرتـش سـؤ ال شـد: این
حدیثى که از پدرانتان روایت شده : ((زمین از حجت خدا خـالى نـخـواهـد بـود و
کـسى که بمیرد و امام زمانش را نشناسد، مرگ او مرگ جاهلیت خواهد بود))
صحیح است ؟
فرمود: ((این حدیث حق است ؛ چنانچه روشنایى این روز حق و ثابت است )).
پرسیدند: یا بن رسول الله ! حجت و امام پس از شما کیست ؟
فـرمـود: ((پـسـرم مـحـمـد؛ اوست امام و حجت حق پس از من . کسى که بمیرد و او را نشناسد، مرگش مرگ جاهلیت است )). (۲۷۱ )
۱۶٫ در شب نیمه شعبان فرمود:
((در ایـن شـب ، خـداونـد حجت خود را ظاهر خواهد ساخت ؛ او حجت روى زمین خواهد بود)). (۲۷۲ )
۱۷٫
ابوالاءدیان از خدمتگزاران حضرت عسکرى بوده است . روزى شرفیاب حضور بوده ،
حضرت نامه هایى به او مى دهد و او را به مدائن مى فرستد و مى فرماید:
((سـفـر
تـو بـه مدائن پانزده روز طول مى کشد. روزى که به این شهر برگشتى ، مى
شـنـوى کـه صـداى ضـجـه از خـانـه مـن بـلنـد اسـت و جـنـازه مـرا روى
مغتسل مى بینى که دارند غسل مى دهند)).
ابوالاءدیان عرض مى کند: اگر چنین شد، چه بایستى بکنم ؟
حـضـرت مـى فـرمـاید: ((کسى که جواب نامه ها را از تو خواست ، او قائم بعد از من است )).
ابوالاءدیان نشانه و علامتى بیشتر طلب مى کند.
حضرت مى فرماید: ((کسى که از داخل کیسه و همیانى که همراه آورده اى به تو خبر داد، او قائم بعد از من است )).
ابـوالاءدیـان
اطـاعـت مى کند و نامه ها را بر مى دارد و از سامرا خارج شده رهسپار مدائن
مى گـردد. هـنـگـامـى کـه بـدان شـهـر مـى رسد، نامه ها را به کسانى که
باید برساند مى رساند و پاسخها را دریافت مى کند و راهى سامرا مى شود.
روز
پانزدهم به سامرا مى رسد و به سوى خانه حضرت عسکرى علیه السّلام روانه مى
گردد. بدان جا که مى رسد، صداى ضجه اى که از خانه آن حضرت بلند است مى
شنود. بـه درون خـانـه مـى رود، جـنـازه حـضـرتـش را روى مـغـتـسـل مـى
بـیـنـد کـه دارنـد غـسـل مـى دهـنـد. پـس از آن کـه غسل پایان یافت ،
حضرتش را کفن مى کنند و براى خواندن نماز آماده مى سازند.
در ایـن
هـنـگـام جـعـفـر بـرادر آن حـضـرت را مـى بـیند که به سوى جنازه مى رود که
نماز بخواند و در برابر جنازه مى ایستد. همان که مى خواهد نخستین تکبیر را
بگوید، مى بیند کـودکـى نـورانـى گـنـدم گـونه ، داراى موهاى فرفرى و
دندانهاى باز، جلو آمد و عبادى جعفر را کشید و فرمود:
((عمو! کنار برو، من براى نماز بر پدرم از تو شایسته تر هستم )).
جـعـفـر با چهره اى تیره کنار مى رود و کودک نورانى جلو مى آید و در برابر جنازه مقدس مى ایستد و بر جنازه نماز مى خواند.
آن گـاه جنازه را بر مى دارند و در کنار قبر هادى علیه السّلام پدر حضرت عسکرى علیه السّلام ، به خاک مى سپارند.
سپس کودک مقدس ابوالاءدیان را طلب مى کند و مى فرماید:
((اى بصرى ! جوابهاى نامه ها را که آورده اى بده )).
ابوالاءدیان اطاعت مى کند و جوابها را تقدیم مى کند.
سپس حضرت همیانى را که ابوالاءدیان از مدائن همراه آورده بود طلب مى کند و از آنچه در میان همیان بوده خبر مى دهد.
ابوالاءدیان امتثال امر مى کند و همیان را تقدیم مى کند. (۲۷۳ )
۱۸٫
حـضـرت عـسـکرى ، در بستر مرگ افتاده است و نور چشمش مهدى در خدمت پدر به
سر مى برد. پدر را وضو مى دهد، و مسح سر و مسح پایش را مى کشد. پدر بزرگوار
در این حالت نور چشم عزیزش را مخاطب قرار داده چنین مى گوید:
((فـرزنـد!
به تو بشارت مى دهم صاحب الزمان تو هستى ، مهدى تو هستى ، حجت خدا در روى
زمـیـن تـو هـسـتـى . تـو پـسـر مـنـى ، وصـى مـنـى ، تـو زاده رسـول خـدا
هـسـتـى . تـو خـاتـم اوصـیـا و ائمـه طـاهـریـن هـسـتـى . رسـول زادن تـو
را بـشارت داده و نام تو و کنیه تو را یاد کرده است . پدرم همین سخن را بـه
مـن فـرمـود و از پـدرانت روایت کرد)). پس حضرتش در همان ساعت وفات یافت .



جملات زیبا درباره امام زمان

میگذرد روزی این شبهای دلتنگی ،
میگذرد روزی این فاصله و دوری، میگذرد روزهای بی قراری و انتظار ،
میرسد همان روزی که به خاطرش گذراندیم فصلها را بی بهار ،
و از ترس اینکه بهم نرسیم شب تا صبح را اشک میریختیم


    ویدیو : جملات قصار امام مهدی
این مطلب را به اشتراک بگذارید :

a b