منذرنامه

علی ابوالحسنی منذر – زندگی نامه و آثار (کتب و مقالات) –

توبودی و، آیینه و آب بود         غزل بود و شبهای مهتاب بود

تورفتی، دل از داغ لبریز شد       غزلهای باران غم انگیز شد

محبّ صادق اهل بیت عصمت و طهارت علیهم
السلام و مروّجِ مذهبِ حقّۀ تشیع پژوهشگر  ژرف اندیش،مورخ پیشکسوت، نویسنده
توانا، مدافع غیورحریم ولایت،افشاگر توطئه های رنگارنگ استعمار و ایادی داخلی و
خارجی آن، عالم عامل خادم الحجه(عج)استاد علی ابوالحسنی (مُنذِر) پس ازعمری خدمت بی
شائبه، دعوت حق را لبیک گفت و به ملکوت اعلی پیوست و «عند ملیک مقتدر
قرار و آرام یافت.”

براستی ابوالحسنی که بود که مراجع در
فقدانش گریستندو بزرگان اندیشه، فرهنگ و تاریخ ایران به سوگ او نشستند؟
 این یادداشت می کوشد در حد بضاعت  اندک خویش، گوشه ای از زندگی و
اندیشه های متعالی آن بزرگمرد را به تصویر کشد.

ولادت

استادعلی ابوالحسني مشهور و متخلّص به “منذر” در سالروز ولادت مولی الموحدین(سیزدهم رجب)
سال ۱۳۳۴ شمسی در يك خانواده روحاني در تهران متولد شد. پدرش مرحوم حجه
الاسلام حاج شيخ محمد ابوالحسني از روحانيان وارسته و خدوم به شمار مي رفت.

 وی پس از اخذ ديپلم وارد دانشگاه علم و صنعت تهران شد، ولي از آنجا كه دل در گرو تحصيلات حوزوي
داشت، به حوزه ي علميه قم رفت و از محضر استادان بنامی بهره برد؛ اساتيدي
همچون حضرات آيات و حجج اسلام: مدرس افغانی وموسوی گرگانی(ادبیات)،
اعتمادی،راستی کاشانی،دوزدوزانی،جلال طاهر
شمس گلپایگانی،
موسوی تهرانی و سیدعلی محقق داماد، (اصول فقه)، ستوده و
پایانی(مکاسب)،خزعلی و شب زنده دار(تفسیر)، جعفرسبحانی(رجال)، مصباح
یزدی(معارف)، حسین مظاهری
وجوادکربلایی (اخلاق)، جوادتبریزی و
وحیدخراسانی (به ترتیب در فقه و اصول). وی همچنین از برخی اساتید به صورت
غیررسمی بهره وافر بردکه از آن جمله می توان به آیت الله شیخ حسین لنکرانی

درتاریخ
سیاست، تفسیر و ادبیات، سیدمحمد کاظم قزوینی در معارف اسلامی وولایت،دکتر
سید احمد فردید و دکتر رضا داوری اردکانی در غرب شناسی اشاره کرد.

مرحوم ابوالحسنی مدرک سطح ۴ حوزه (دکترا) را نیز اخذ نمود.

سلطنت علم …

 استاد منذر از ابتداي جواني به نگارش و تاليف كتاب پرداخت وبا توجه به شرایط قبل از انقلاب،

همچون یک دیده بان بیدار به رصد شرایط فرهنگی کشور پرداخت و بر آن مبنا تکاپوی علمی و

قلمی خویش را برگسترش فرهنگ اسلامی متمرکز ساخت که آثاري همچون:

« هجرت؛ ضرورت جاويدان تكامل» ،

« سكوت(ج۱) :  گذرگاه تجهيز (به ضميمه راه ها و بيراهه ها)»

 « سكوت(ج۲): زمينه ساز بازكاوي و بازسازي تكامل »،

« بررسی قرآنی و روائی توكل »،

 را با
نام مستعار “ع. منذر” روانه ي بازار نشر ساخت كه در آن روزگار تاثير
بسزايي در آگاهي بخشي گروه هاي مختلف مردم به ويژه نسل جوان در مسیر تحقق
انقلاب اسلامی ايفا نمود.

   پس
از پيروزي انقلاب اسلامي نيز ايشان، فعاليت هاي  قلمي خود را در عرصه هاي
مختلف تداوم و توسعه بخشید و نشان داد که در تحقیق و پژوهش صاحب سبک است و
نگاهی دقیق و منحصر به فرد دارد. حاصل تلاشهای قلمی او تاليف حدود ۴۰ عنوان
كتاب و دهها مقاله و مصاحبه در حوزه های مختلف فرهنگ اسلامی وتاريخ ایران و
جهان  است كه از جمله كتابهای آن دانشور فرزانه مي توان آثار مندرج در
ضمیمۀ شمارۀ ۱ را نام برد.

ایشان
همچنين تاليف دوره اي ۱۲ جلدي پيرامون ابعاد مختلف شخصيت آيت الله شهيد حاج
شيخ فضل الله نوري را وجهه همت خويش قرار داده بود كه ۸ جلد آن با عناوين
زير  انتشار يافت:

    ۱٫ آخرين آواز قو!؛ بازكاوي شخصيت و عملكرد شيخ فضل الله نوري بر  اساس آخرين برگ زندگي او و فرجام مشروطه

    ۲٫ شيخ فضل الله نوري و مكتب تاريخ نگاري مشروطه (كتاب سال حوزه)،

    ۳٫ انديشه سبز، زندگي سرخ؛ زمان و زندگي شيخ فضل الله نوري،

    ۴٫خانه، بر دامنة آتشفشان؛ شهادت نامه شيخ فضل الله نوري،

    ۵٫ديده بان بيدار!؛ دیدگاهها ومواضع سیاسی وفرهنگی شیخ فضل الله،

    ۶٫ديدگاه ها و مواضع سياسي و فرهنگي شيخ فضل الله نوري،

    ۷٫كارنامة شيخ فضل الله نوري ؛ پرسش ها و پاسخ ها،

    ۸. كالبد شكافي چند شايعه دربارة شيخ فضل الله نوري؛ فروش مدرسة چال به بانك استقراضي ، رشوه گيري از شاه و امين السلطان؟!، و …

    همچنين خلاصة كتاب آينه دار طلعت يار به قلم ایشان و با نام\مرغ هند بر شاخسار ايران” توسط بنیاد اندیشه اسلامی به زبان اردو ترجمه ودر شبه قارۀ هند منتشر شد.

    از استاد ابوالحسني (منذر) آثار زير در دست چاپ است:

    بوسه بر خاك پي حيدرع(چاپ دوم) با ويراست جديد

    پیرامون شهید شیخ فضل الله نوری(بیش از ۵۰۰ صفحه)

    مجموعه ذوق لطيف ايراني در سه جلد

    نيز به زودي  مجموعۀ (پاره‌اي از)  مقالات استاد توسط كانون انديشه جوان منتشر خواهد شد.

آن
استاد فرهیخته درعرصه مطبوعات نيز حضور چشمگير و موثري داشتند، از جمله در
ابتداي انقلاب اسلامي سه شماره نشريه مذهبي سياسي كوثر را منتشر ساختند؛
همچنين مقالات بسياري در فصلنامه ي تخصصي كلام اسلامي، فصلنامه ي تاريخ
معاصر ايران، ماهنامه زمانه، فصل نامه كتاب نقد و ويژه نامه ايام و صفحه
تاريخ (در روزنامه هاي جام جم و جوان) بخشي ديگر از تكاپوي علمي ايشان در
مطبوعات را به نمايش مي‌گذارد، نیز ایشان نظارت علمی بر صفحات روزانۀ
مشروطه در روزنامۀ جام جم در مردادماه سال۱۳۸۵ (یکصدمین سالگرد شمسی
مشروطه) وهمچنین نظارت علمی بر ماهنامۀ زمانه شمارۀ ۱۰۴-۱۰۵ قدیم و ۱۵-۱۶
جدید پیرامون مشروطه با عندان از استبداد قجری تا دیکتاتوری پهلوی را
برعهده داشت. نیز نخستین کتاب ضمیمۀ ماهنامۀ زمانه پیرامون آخوند خراسانی
–که با عنوان: قیل وقال ها پیرامون آخوند خراسانی و دیدگاه هایش؛ تبیین بی تعصب آخوند انتشار یافت-  تحت اشراف علمی آن عالم فرزانه بود.

   

فهرست کتابهای استاد

·حکمت؛ “مهاری” بر “سرکشیٍ نفس” (به ضمیمة: نگاهی از ابعاد، به منشور چندپهلوی “امامت”)،

· طرح کلی اصول عقاید(خدا در آیینة هستی، معاد وهدفداری هستی، نبوت وهدفداری انسان)،

· ابعاد گوناگون جنگ امپرياليسم صليبي غرب عليه اسلام،

· نگاهي به اصل ولايت فقيه (به ضميمه خطوطي از فرهنگ ولايت فقيه)،

·        ولايت فقيه و دموكراسي ارشاد شده؛ تحليلي سياسي _ اجتماعي از فلسفه و ضرورت،

·        فرقانيسم؛ تبييني از فلسفه سياسي _ اجتماعي و اخلاقي _ فرهنگي،

· میعاد با استاد مطهری؛ شهید راه تطهیر سیمای فرهنگ اسلامی از زنگار غرب زدگی وشرق زدگی،

· تحليلي از نقش سه گانه شيخ شهيد نوري در نهضت تحريم تنباكو،

·استاد مطهري، افشاگر توطئه تاويل «ظاهر» ديانت به «باطن» الحاد و ماديت به ضمیمة نقدی از استاد شهید بر«اسلام شناسی» دکتر شریعتی،

·        جهاد دفاعي و جنگ صليبي ايران و روس تزاري،

·        گزارشی از طرحها، پیشنهادها و عملکرد کارگاه شهید صادقی پالایشگاه تهران، شهریور ۱۳۶۴،

·        پايداري تا پاي دار؛ سيري در حيات پربار علمي ، معنوي، اجتماعي و سياسي شهيد حاج شيخ فضل الله نوري،

·        نگاهی بر زندگانی پربار بزرگمرد دین وسیاست حضرت آیت الله شیخ حسین لنکرانی رحمت الله علیه،

·        تراز سياست؛ جلوه هايي از سياست و مديريت  شيخ انصاري قدس سره،

·        آينه دار طلعت يار( زندگي نامه  و اشعار مرحوم سيد احمد رضوي معروف به اديب پيشاوري)،

·        سلطنت علم و
دولت فقر؛ سيري در زندگاني ، افكار و مجاهدات حجه الاسلام ملا قربانعلي
زنجاني قدس سره از زعماي نهضت مشروعه در عصر مشروطه،

·        سياهپوشي در سوگ ائمه نور(ع)؛ ريشه هاي تاريخي، مباني فقهي،

·         مهاتما گاندي؛ همدلي با اسلام، همراهي  با مسلمين،

·          بوسه بر خاك پي حيدرع ؛ بحثي در ايمان و آرمان فردوسي و پرتو گيري شاهنامه از قرآن و احاديث معصومين علیهم السلام )،

·        درياي موج خيز؛ زمانه و كارنامه ي علامه اميني،

·        شيخ ابراهيم زنجاني؛ زمان، زندگي، خاطرات(به ضمیمة بحثی در ولایت تکوینی پیامبر وائمة معصومین علیهم السلام)،«کتاب سال حوزه»

·        آيه‌الله سيد احمد طباطبايي(برادر سیدمحمد طباطبایی)؛ پیشگام در امر”تاسیس”و “تصحیح” مشروطیت،

·        فراتر از  روش آزمون و خطا ؛ زمانه و كارنامه  آيت الله العظمي آقا سيد محمد كاظم طباطبايي يزدي ره، صاحب عروه)،

·        شیخ فضل الله نوری؛ مواجهۀ عقلانیت” وحی باور” با عقلانیت” خودبنیاد” غربی (مقالات گتاب گونه و بلندی است که تا کنون دوقسمت آن در فصلنامۀ تخصصی فقه اهل بیت علیهم السلام، به چاپ رسیده است)،

·         محاكم شرع؛ الگويى كارآمد براى اجراى عدالت در تاريخ ايران اسلامى شيعه(مقالۀ کتاب گونه ای که به دومین همایش الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت ارائه شد)،

 

ضمیمۀ شمارۀ ۲

فهرست پاره ای از مقالات استاد در مطبوعات

ماهنامة زمانه:

۱٫ جنگ های صلیبی به نام مسیح به کام شیطان/ پیش شماره ۱- ایران معاصر اردیبهشت ۸۱- موضوع : جنگ های صلیبی

 ۲٫آيا شيخ فضل‌الله رشوه گرفت؟/ ش۳۷ ــ مهر ۱۳۸۴/

موضوع:شيخ‌فضل‌الله نوري و اتهام اخذ رشوه و بررسي صحت و سقم اين اتهام

۳٫اتحاد ايران وآلمان؛انگيزه ها و اهدا/ش ۶۰ شهريور ۱۳۸۶

موضوع:بررسي روابط ايران و المان اهداف و انگيزه هاي دو طرف

۴٫از عدالتخانه تا مشروطه؛ راهها و بي‌راهه ها/ [گفت‌وگو] ش ۱۱ـ مرداد ۱۳۸۲/

موضوع:مشروطه و ضرورت آشنايي با آن /
مشروطه و علل پيدايش آن/ مشروطه و وجه تمايز آن با نهضت صنعت نفت/ مشروطه و
وضعيت اجتماعي، سياسي و فرهنگي ايران در آن زمان/ مشروطه و شخصيتهاي
تاثيرگذار در آن / مشروطه و توطئه‌هاي آن دوران /جنبش عدالتخانه /مشروطه و
نقش روحانيت/ مشروطه و نقش شيخ فضل‌الله نوري/ مشروطه و آينده ايران در
صورت پيروزي/ مشروطه و علل شكست آن

۵٫از عناد جاهلانه تا خضوع عالمانه/ ش ۷ و ۸ ـ فروردين و ارديبهشت ۱۳۸۲/

موضوع:اسلام و ديدگاه غربيان نسبت به آن/ اسلام در اروپاي قرون وسطي/ اسلام و حقيقت آن.

۶٫اسب ترواي ويلسن/ ش ۱۴ـ آبان ۱۳۸۲/

موضوع:اديب پيشاوري، زندگي‌نامه انديشه‌هايش.

۷٫اعليحضرت، بايستي پدرشان را فراموش كنند!/ ش ۲ ـ آبان ۱۳۸۱/

موضوع:مذاكره محمدرضا‌شاه و محمدعلي
فروغي با حاج شيخ حسين لنكراني/ نوشته‌هايي از ارتشبد حسين فردوست درباره
روابط پنهان محمدرضا پهلوي با برخي از اشخاص سياسي.

۸٫انتقام «رژي» در ظُهر توپخانه/ ش ۲۳ـ مرداد ۱۳۸۳/

موضوع:شيخ‌فضل‌الله نوري و حيات سياسي‌اش.

۹٫تبارنامه حزب دمكرات/سال هفتم شماره ۷۱مرداد ۱۳۸۷

 موضوع:بررسي حزب دمكرات ايران

۱۰٫تداوم جنگهاي صليبي و فرمان تقسيم جهان/ ش ۱ـ مهر ۱۳۸۱/ صص ۱۴ـ۱۹٫

موضوع: جنگهاي صليبي/ بيانيه پاپ درخصوص تقسيم جهان در سال ۱۴۹۳ م.

۱۱٫تصوير يك اصلاح‌طلب/ ش ۱۵ـ آذر ۱۳۸۲/ صص ۱۱ـ۱۷٫

موضوع: آيت‌الله محمدكاظم طباطبايي يزدي و فعاليتهاي علمي و معنوي‌ ايشان.

۱۲٫جان ناآرام هند (قسمت دوم)/ ش ۲۱ـ خرداد ۱۳۸۳/ صص ۲۰ـ۲۵٫

موضوع: موقوفه اَوَد و منشا آن و
هدف بانيان آن/ موقوفه اود و سابقه پخش آن در كربلا و نجف/ موقوفه اود و
سلطه انگليس و سرنگوني حكومت آن/ موقوفه اود و امتناع شيخ انصاري از قبول
عوايد آن.

۱۳٫جهان اسلام و فزون‌خواهي صليبي/ ش ۱۰ـ تير ۱۳۸۲/ صص ۲۰ـ۲۵٫

موضوع: اشغال عراق توسط نيروهاي انگليسي در سال ۱۹۲۰/ متن مقاله «اسلام و مسيحين».

۱۴٫داشناكاها و سالداتها، دو تيغه يك قيچي!/ ش ۱۱ـ مرداد ۱۳۸۲/ صص ۳۵ـ۳۹٫

موضوع: سندي منتشر نشده از عصر مشروطه.

۱۵٫دردها و دغدغه هايش/سال هشتم شماره ۸۳ مرداد ۱۳۸۸

موضوع: سيري در اسيب شناسي هاي شيخ شهيد نوري در قبال مشروطيت

۱۶٫دشمني با دين، خصومت با ملتها: چهره پنهان استعمار انگليس/ سال ششم / شماره ۵۶ ارديبهشت ۱۳۸۶

موضوع:بررسي افكار آقاسيداحمدرضوى،مشهور به»اديب پيشاورى»در مورد استعمار

 

۱۷٫روح هند/ ش ۲۲ـ تير ۱۳۸۳/ صص ۷۶ـ۸۲

موضوع: گاندي؛ زندگي‌ و انديشه وي.

۱۸٫سركه‌اي كه شراب شد!/ ش ۵ و ۶ ـ بهمن و اسفند ۱۳۸۱/ صص ۱۰ـ۱۶٫

موضوع: شيخ فضل‌الله نوري و پيش‌بيني‌ها و هشدارهاي وي درباره مشروطه/ حملات فرنگي مابان به گروه قليلي از روحانيت.

۱۹٫سفر صهيونيسم به هند/ش۳۹ ــ آذر ۱۳۸۴/ صص۱۴ــ۲۱

موضوع: سوابق عملكرد صهيونيستها در هندوستان

۲۰٫غرب؛ مانع گفتگو، تفاهم و داد و ستد فرهنگها/ ش ۲ـ آبان ۱۳۸۱/ صص ۵۲ـ۵۷٫

موضوع: اسلام و ساير اديان/ استعمار غرب مانع گفتگوي اديان/ انديشمندان منصف غربي مدافع اسلام.

۲۱٫فرصت خشم/ ش ۱۷ـ بهمن ۱۳۸۲/ صص ۹ـ۱۳٫

موضوع: توطئه وثوق‌الدوله و
حسينقلي‌خان نواب در تمهيد شهادت شيخ فضل‌الله نوري/ دو داستان عجيب در
آستانه شهادت شيخ فضل‌الله/ زمينه سازي پدر لنكراني براي جلوگيري از قتل
شيخ فضل‌الله نوري/ شهادت شيخ فضل‌الله فاجعه‌اي بي‌نظير در تاريخ ايران.

۲۲٫كالبد شكافي يك شايعه در تاريخ مشروطيت/ ش ۱۲ـ شهريور ۱۳۸۲/ صص ۱۹ـ۲۵٫

موضوع: شيخ فضل‌الله نوري و
شايعه‌اي به منظور تخريب و ترور شخصيت وي/ شيخ فضل‌الله نوري و عدالت، دقت و
شفقت قضايي/ شيخ فضل‌الله نوري نقشي در فروش قبرستان به بانك استقراضي
نداشت

۲۳٫كسروي به نرخ روز/ سال ششم شماره ۶۴ دي ۱۳۸۶

موضوع:بررسي جنبه هاي شخصيتي و فكري كسروي وتحليل حيات فردي و اجتماعي اش

۲۴٫مرغ هند بر شاخسار ايران/ سال هشتم شماره ۸۲تير ۱۳۸۸

موضوع:نگاهي به زندگي و افكار اديب پيشاوري

۲۵٫مردي در طوفان/ [گفت‌وگو] ش ۳ و ۴ـ آذر و دي ۱۳۸۱/ صص ۳ـ۷٫

موضوع: شيخ فضل‌الله نوري و جلوه‌هايي از آگاهي و درايت وي/ شيخ فضل‌الله نوري و مشروطيت/ شيخ فضل‌الله نوري و مشروطه مشروعه.

۲۶٫ مشروطه‌نويس پهلوي‌پرست/ ش۴۱ و ۴۲ ــ بهمن و اسفند ۱۳۸۴/ صص۲۷ــ۳۳

موضوع: مواضع پهلوي‌گرايانه كسروي در تاريخنگاري

۲۷٫ مشروطه وتحصن در سفارت انگليس/ سال ششم شماره ۵۹مرداد ۱۳۸۶

موضوع:گزارش منتشر نشده از پشت پرده تحصن در سفارت انگليس /الگوي ناكامي وكاميابي مشروطه/مشروطه وارداتي

 ۲۸٫ موقوفه اَوَد؛ ريشه و روند تاريخي (قسمت ۱)/ ش ۲۰ـ ارديبهشت ۱۳۸۳/ صص ۲۴ ـ۳۲ .

موضوع: حكومت اَوَد از طلوع تا غروب/ حكود اود و سياست استعمار در محو تدريجي‌اش/ سلاطين اود؛ ترويج تشيع و تقويت علما

۲۹٫ نامه علامه قزويني به شيخ فضل الله / سال پنجم شماره ۴۷مرداد ۱۳۸۵

موضوع: نامه علامه قزويني به شيخ فضل الله در مورد نگاه رسانه هاي غرب به مشروطيت

۳۰٫ ندامت تاريخ/ ش۱۸ و ۱۹ـ اسفند ۸۲ و فروردين ۸۳/ صص ۱۰ـ۱۳٫

موضوع: ندامت مخالفان شيخ فضل‌الله نوري/ ميرزا مهدي نوري فرزند ناخلف شيخ فضل‌الله.

۳۱٫ هزينه ايراني ماندن/ ش ۱۶ـ دي ۱۳۸۲/ صص ۱۰ـ۱۷٫

موضوع: شيخ حسين لنكراني و شخصيت و افكار وي/ شيخ حسين لنكراني و سوابق آشنايي‌اش با شيخ فضل‌الله نوري.

۳۲٫ هند و اسرائيل/ ش ۹ـ خرداد ۱۳۸۲/ صص ۶۹ـ۷۲٫

موضوع: درباره جواهر لعل نهرو/
كنفرانس باندونگ؛ سرآغاز جدايي نهرو از صهيونيسم/ دفاع نهرو از عبدالناصر
در جنگ سوئز/ موضع ناصر در كشاكش هند و چين/ نهرو مصر را به اسرائيل
نمي‌فروشد.

۳۳٫ وقتي كه تاريخ گره مي‌خورد!/ ش ۱۳ـ مهر ۱۳۸۲/ صص ۱۱ـ۱۸٫

موضوع: نحوه تاريخ‌نگاري/ چگونگي به‌كارگيري اصول و تقيدها در زمينه مطالعه و نگارش تاريخ مشروطيت.

۳۴٫ ولايت فقيه در پويه تاريخ معاصر ايران[گفت و گو]/ سال هشتم، ش ۸۶-۸۷،آبان و آذر ۱۳۸۸

موضوع:بررسي ولايت فقيه در تاريخ معاصر

۳۵٫ پلوی خاندان روچیلد در باغ سفارت/ ش ۱۰۲و۱۰۳(شماره ۱۵و۱۶ دوره جدید)

۳۶٫ چند روایت معتبر، کتاب ضمیمۀ -۱، ماهنامۀ زمانه، دورۀ جدید، ش ۲۱-۲۲، بهمن واسفند ۹۰، صص ۸-۱۱

 موضوع: چند روایت تاریخی پیرامون دوستی و احترام متقابل آخوند خراسانی و شیخ فضل الله نوری

 

 

 فصلنامه تاریخ معاصر ایران

۱٫ مشروطه و رژيم پهلوي؛ پيوندها و گسستها/ ش۱۵- ۱۶

۲٫ روابط و مناسبات آيت‌الله حاج شيخ حسين لنكراني و امام خميني‌(ره) ۱۳۲۴-۱۳۶۸ش (قسمتاول)/ش ۲۱ – ۲۲

۳٫ روابط و مناسبات آيت‌الله حاج شيخ حسين لنكراني و امام خميني‌(ره) ۱۳۲۴-۱۳۶۸ش (قسمت دوم) / ش ۲۳

۴٫ شيخ ابراهيم زنجاني؛ زمان، زندگي، انديشه/ ش ۲۵

۵٫ از عيّاري تا لُمپَِنيسم! (مصاحبه با آقاي حسين شاه‌حسيني راجع به شعبان جعفري و طيّب حاج رضايي/ ش ۲۶

۶٫فصلنامه ۲۷: سندي منتشر نشده از عصر مشروطه (نامة فرزند صاحب عروه به پدر، پس از شهادت شيخ فضل‌الله نوري)/ ش ۲۷

۷٫آيت‌الله حاج شيخ حسين لنكراني؛ از تعامل تا تقابل با آمريكا (قسمت اول) / ش ۲۸

۸٫ آيت‌الله حاج شيخ حسين لنكراني؛ از تعامل تا تقابل با آمريكا (قسمت دوم) /ش ۲۹

۹٫ آيت‌الله حاج شيخ حسين لنكراني؛ از تعامل تا تقابل با آمريكا (قسمت سوم و پاياني)/ ش ۳۰

۱۰٫ زمانه و كارنامة حزب دمكرات ايران (۱)؛ (يك بررسي انتقادي)/ ش ۳۴

۱۱٫ زمانه و كارنامة حزب دمكرات ايران (۲)؛ (يك بررسي انتقادي)/ ش ۳۵

۱۲٫ آيت‌الله شیخ حسين لنكراني؛ تعامل با رجال دين؛ دانش و سياست (قسمت اول)/ش ۳۶

۱۳٫ آيت‌الله شيخ حسين لنكراني؛ تعامل با رجال دين؛ دانش و سياست (قسمت دوم: ابعاد شخصيت و جاذبة معنوي )/ ش ۳۷

۱۴٫ تاريخ مشروطيت؛ آن‌گونه كه «هست»، آن‌گونه كه «بايد باشد» (جستاري در باب روش پژوهش و تحقيق در تاريخ)/ ش ۳۸

۱۵٫آيت‌الله حاجي ميرزا ابوتراب شهيدي‌قزويني (مؤلف رسالة‌ تذكرهًْ‌الغافل و ارشادالجاهل)/ ش ۳۹

۱۶٫ زمانه و كارنامة‌محمد مسعود (۱)/ ش ۴۰

۱۷٫ زمانه و كارنامة‌ محمد مسعود (۲) (همراه با مصاحبه‌اي بسيار مهم و منتشر نشده از وي با آيت‌الله حاج شيخ حسين لنكراني)/ ش۴۱

۱۸٫ مروري بر انديشه و سيرة سياسي آيت‌الله سید کاظم یزدی صاحب عروه / ش۴۲

۱۹٫٫ ‌مناسبات سياسي علماي شيعه با سلاطين و ديدگاههاي امام خميني(ره)/ ش۴۴

۲۰٫ حسينعلي بهاء؛‌ دوستان و دشمنان سياسي/ ش ۴۷-۴۸

۲۱٫آذربايجان؛ پاسدار تشيع/ ش ۵۳- ۵۴

۲۲٫ بر ستیغ سخن ٍٍ؛ بحثی در ویژگیها و خدمات واعظ شهیر ، حجه الاسلام والمسلمین حاج محمد تقی فلسفی(قدس سره)/ ش ۵۹- ۶۰

 

مجله تخصصی کلام اسلامی

۱٫ حکیم ابوالقاسم فردوسی؛ اسلام ستای، نه اسلام ستیز ، شعر در خدمت عقیده وایمان(۸)،تابش آفتاب قرآن ونهج البلاغه برآفاق شاهنامه،س۲، ش مسلسل ۱۸،پاییز ۱۳۷۲

۲٫ ادیب پیشاوری، شعر در خدمت عقیده وایمان(۱)، س۳، ش مسلسل۱۱، پاییز ۱۳۷۳

۳٫ ادیب پیشاوری(قسمت دوم)،شعر در خدمت عقیده وایمان(۲)، س۳، ش مسلسل۱۲، زمستان ۱۳۷۳

۴٫ ادیب پیشاوری(قسمت آخر)،شعر در خدمت عقیده وایمان(۳)، س۴، ش مسلسل۱۳، بهار ۱۳۷۴

۵٫ حکیم ابوالقاسم فردوسی؛ اسلام ستای، نه اسلام ستیز(۱)، شعر در خدمت عقیده وایمان(۴)، س۴، ش مسلسل۱۴، تابستان ۱۳۷۴

۶٫ حکیم ابوالقاسم فردوسی؛ اسلام ستای، نه اسلام ستیز(۲) تحریف شخصیت واندیشۀ فردوسی در تبلیغات عصر پهلوی( قسمت اول)، شعر در خدمت عقیده وایمان(۵)، س۴، ش مسلسل۱۵، پاییز ۱۳۷۴

۷٫ حکیم ابوالقاسم فردوسی؛ اسلام ستای، نه اسلام ستیز(۳) تحریف شخصیت واندیشۀ فردوسی در تبلیغات عصر پهلوی( قسمت دوم)، شعر در خدمت عقیده وایمان(۶)، س۴، ش مسلسل۱۶،زمستان ۱۳۷۴

۸٫ حکیم ابوالقاسم فردوسی؛ اسلام ستای، نه اسلام ستیز(۴) تحریف شخصیت واندیشۀ فردوسی در تبلیغات عصر پهلوی( قسمت سوم)، شعر در خدمت عقیده وایمان(۷)، س۵، ش مسلسل۱۷،بهار ۱۳۷۵

۹٫ حکیم ابوالقاسم فردوسی؛ تابش آفتاب قرآن ونهج البلاغه برآفاق شاهنامه(قسمت اول)، شعر در خدمت عقیده وایمان(۸)، س۵ ، ش مسلسل ۱۸، تابستان ۱۳۷۵

۱۰٫ حکیم ابوالقاسم فردوسی؛ تابش آفتاب قرآن ونهج البلاغه برآفاق شاهنامه(قسمت دوم)، شعر در خدمت عقیده وایمان(۹)، س۵، ش مسلسل ۲۰، زمستان ۱۳۷۵

۱۱٫ حکیم ابوالقاسم فردوسی؛ «دیباچه» شاهنامه، برگی زرین از «کلام» و«حکمت شیعی»، شعر در خدمت عقیده وایمان(۱۰)،س۶ ، ش مسلسل۲۱، بهار ۱۳۷۶

۱۲٫ استقبال از شعر حضرت استاد علامه طباطبایی(صاحب المیزان)، س۶ ، ش مسلسل۲۲، تابستان ۱۳۷۶

۱۳٫ جز شربت لطف تو نداریم تمنا، حلوا به کسی ده که محبت نچشیده!؛ شعر در خدمت عقیده و ایمان(۱۱)،س۶ ، ش مسلسل۲۴، زمستان ۱۳۷۶

۱۴٫  فیا لله و للاجماع! (یادداشتی از حاجی میرزا آقاسی در اثبات نظریۀ شیعی امامت)، س۷، ش مسلسل۲۵،بهار ۱۳۷۷

۱۵٫ اروپا از«عناد جاهلانه» تا «خضوع عالمانه» نسبت به اسلام؛ ماه پشت ابر نمی ماند (قسمت اول)، س۷، ش مسلسل۲۶، تابستان ۱۳۷۷

۱۶٫ دامن اولاد حیدرعلیه السلام گیر و از طوفان مترس،شعردرخدمت عقیده(۱۲)،س۷، ش مسلسل۲۸، زمستان ۱۳۷۷

۱۷٫ تشیع؛ دین آیندۀ جهان، س۷، ش مسلسل۲۸، زمستان ۱۳۷۷

۱۸٫ از آن خواجه نظام الملک نیست؛ تحریف
در متون ومصادر کهن، توطئۀ مستمر دشمنان شیعه، مندرجات «ضد شیعی»
سیاستنامه از آن خواجه نظام الملک نیست
(قسمت اول)، س۸ ، ش مسلسل۲۹، بهار ۱۳۷۸

۱۹٫ از آن خواجه نظام الملک نیست؛ تحریف در متون ومصادر کهن، توطئۀ مستمر دشمنان شیعه، مندرجات «ضد شیعی» سیاستنامه از آن خواجه نظام الملک نیست (قسمت دوم)، س۸ ، ش مسلسل۳۰، تابستان ۱۳۷۸

۲۰٫ از آن خواجه نظام الملک نیست؛ تحریف در متون ومصادر کهن، توطئۀ مستمر دشمنان شیعه، مندرجات «ضد شیعی» سیاستنامه از آن خواجه نظام الملک نیست (قسمت سوم)، س۸ ، ش مسلسل۳۱، پاییز ۱۳۷۸

            هنر دینی

۱٫ قرآن و حدیث در شاهنامه فردوسی (۲۴ صفحه – از ۹۱ تا ۱۱۴)،هنر دینی، تابستان ۱۳۷۹ ،ش ۴

۲٫ فردوسی: اسلام ستای نه اسلام ستیز: دو پرده عبرت انگیز تاریخی (۲۸ صفحه – از ۱۶۳ تا ۱۹۰)، پاییز ۱۳۸۰ ، ش ۹  

۳٫ فردوسی؛ اسلام ستای، نه اسلام ستیز (۲) (۲۰ صفحه – از ۱۹۱ تا ۲۱۰)،هنر دینی،زمستان ۱۳۸۰ ، ش ۱۰

۴٫ فردوسی: اسلام ستای، نه اسلام ستیز (۳) (۳۲ صفحه – از ۱۷۳ تا ۲۰۴)، هنر دینی، بهار و تابستان ۱۳۸۱ ، ش ۱۱ و ۱۲

۵٫ فردوسی: اسلام ستای، نه اسلام ستیز (۴) (۲۲ صفحه – از ۱۹۳ تا ۲۱۴)،هنر دینی، پاییز و زمستان ۱۳۸۱ ،ش ۱۳ و ۱۴ 

۶٫ فردوسی: اسلام ستای؛ نه اسلام ستیز (۵) (۴۰ صفحه – از ۱۸۱ تا ۲۲۰)، هنر دینی ،بهار و تابستان ۱۳۸۲، شماره ۱۵ و ۱۶

 

نشریة یادآور

۱٫ به ایمان این سید، ایمان آوردم (جستارهائی از منش و روش امام خمینی به روایت آیت الله لنکرانی و یاران او)/ ش ۱

 ۲٫ از روشنفکری به فرزانگی رسید(گفتگو پیرامون آل احمد و داوری تاریخی او در باره آیت الله شیخ فضل الله نوری )/ ش۲

 ۳٫ خود متخصص پنداری بیماری تاریخی است (گفتگو پیرامون مکانت تخصص در دین پژوهی و بازنگاهی به تاثیر پذیری فرقان از دکتر شریعتی)/ ش ۶،۷،۸

۴٫ مروری بر یک دغدغه، ش ۶،۷،۸ (ویژه نامۀ شهید آیت الله حاج شیخ قاسم اسلامی)

مطالعات تاریخی

۱.اظهارات و خاطرات آیت الله حاج شیخ حسین لنکرانی درباره بابیگری و بهاییگری (۸۸ صفحه – از ۶۶ تا ۱۵۳)، تابستان ۱۳۸۶،ش۱۷

۲٫قرارداد ۱۹۱۹ و دیدگاههای ادیب پیشاوری (۳۶ صفحه – از ۶۴ تا ۹۹)، بهار ۱۳۸۷ ،ش۲۰

۳٫ شیخ فضل الله نوری؛ مصلح دین ورز و دادخواه (۵۴ صفحه – از ۱۰ تا ۶۳)، بهار ۱۳۸۸، ش ۲۴

ماهنامۀ موعود:

۱٫ راز ماندگاری ایران، ش ۱۰۴، مهر ۱۳۸۸

۲٫ ایران اسلامی، کانون عنایت الهی، ش ۱۰۵، آبان ۱۳۸۸،

فصلنامه تخصصی فقه اهل بیت علیهم السلام:

۱٫ «شیخ فضل الله نوری؛ مواجهۀ عقلانیت”وحی باور” با عقلانیت”خودبنیاد”غربی»، قسمت اول، نقدی بر سلسله مقالات “جدال تعبد و تعقل در فهم شریعت”، صص ۲۹۵-۴۰۵، س۱۶، ش ۶۳-۶۴، پاییز- زمستان ۱۳۸۹

۲٫ «شیخ فضل الله نوری؛ مواجهۀ عقلانیت”وحی باور” با عقلانیت”خودبنیاد”غربی»، قسمت دوم، نقدی بر سلسله مقالات “جدال تعبد و تعقل در فهم شریعت”، صص ۱۵۱-۲۱۱، س۱۷، ش ۶۵، بهار ۱۳۹۰

دانشنامه امام علی (ع):

«الغدیر»، ج۱۲، صص۳۱۱-۳۷۶

سایر نشریات:

۱. عناد با فرهنگ، ستیز با تاریخ!، کتابهای اسلامی، صص ۷ – ۵۴، بهار ۱۳۸۲، ش۱۲ 

۲٫ شیخ فضل الله نوری؛ انقلابی عصر استبداد، اصلاح گر عصر مشروطه، قبسات، صص۵۹- ۸۴ ، زمستان ۱۳۸۰، ش ۲۲

۳٫ دردها ودغدغه های شیخ فضل الله نوری، آموزه(کتاب پنجم: مشروطه؛ فقیهان واجتهاد شیعه)، گروه تاریخ واندیشه معاصر، قم، مرکز انتشارات موسسه آموزشی وپژوهشی امام خمینیره، ۱۳۸۳

۴٫ نقدی بر کتاب خط سوم در انقلاب مشروطیت، آینۀ پژوهش،س۴، ش۲، مرداد – شهریور ۱۳۷۲

۵٫ مدرس و میراث مشروعه خواهان: حضور مدرس در مجلس مرهون تلاشهای مشروعه خواهان است، شاهد یاران، صص۲۶ –  ۳۷، آذر ۱۳۸۶، ش ۲۵

۶٫ کارنامۀ شیخ شهید، پرسشها وپاسخها، تندیسپایداری( ویژه نامۀ روزنامۀ رسالت در سالروز شهادت آیت الله شیخ فضل الله نوری)، مرداد ۱۳۸۰

۷٫ الغدیر؛ راه وحدت مسلمانان(گفتگو)، ماهنامۀ بازتاب اندیشه، ش ۱۰۰، مردادماه ۱۳۸۷



سیاهپوشی در سوگ ائمه نور ع ابوالحسنی منذر

برجستگی کتاب سیاهپوشی

محمد
حسين رجبي دواني از اقدام کارساز و اقامه دلايل از جانب مرحوم منذر در
مقابل مسير انحرافي حذف پوشش سياه از شئون مختلف زندگاني مردم به‌عنوان رنگ
عزا و حجاب برتر سخن مي‌گويد که براي بیان نظرات وی باید به کتاب «در سوگ
ائمه نور» مراجعه کرد.

 
وی اظهار داشت: ایشان بحث فقهی پوشیدن لباس سیاه را به خوبی تبیین کرد و این کتاب
فصلی را به سیاه‌پوشی از منظر فقه پرداخته این کتاب در موضوع خود بی‌نظیر
است مقدمه‌ای که استاد فقید در چاپ دوم نوشتند از منابع اهل تسنن روایت
کردند.


رجبي دواني شروع انحراف را از زمان‌هاي ابتداي انقلاب عنوان مي‌کند و چنين
اظهار مي‌دارد که در بهبهه دوران مذکور جمع قابل توجهي از فرهيختگان يا
حتي آنان که داراي مناصب دولتي هم بودند دچار اين انديشه موهوم شده بودند
که رنگ سياه بعضا مکروه و پوشش سياه در فرهنگ اسلامي مذموم است و در اين
باب به برخي احاديث که اغلب به لحاظ اعتبار نفي شده بود رفتند و آنها را
دليلي بر اثبات مدعي خود مي‌دانستند.


اما هدف مخالفین آن چه بود؟
 
رجبی دواني در باب هدف وی چنين مي‌گويد:
اين عده از طريق حذف حجاب برتر يعني چادر سياه سعي در باب کرن پوشش‌هاي
رنگارنگ داشتند؛ همچنین با شعائر دين ازجمله لباس سياه جهت عزاداري و
سوگواري در شهادت ائمه اطهار و به ويژه سيد و سالار شهيدان حضرت اباعبدالله
الحسين مبارزه کردند.


برخورد مرحوم منذر با پيشامد مذکور

رجبي دواني در باب واکنش مرحوم منذر نسبت به حذف رنگ سیاه چنين عنوان
داشت: مرحوم منذر نوشتن کتبي از قبيل «در سوگ ائمه نور» را براي مقابله با
دشمن واجب مي‌دانستند.


وی از ابعاد مختلف به بررسی این کتاب پرداخت و گفت: مرحوم منذر چنین پرسش می کند که آيا رنگ سياه اختصاص به اسلام دارد يا خير؟


عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین (ع) با بیان اینکه فصلي در آغاز اين کتاب
هست مبني بر اينکه رنگ سياه چه جلوه‌هايي در ساير تمدن ها دارد، گفت:
مرحوم منذر در اين قسمت از کتاب اشاره کرده‌اند که رنگ سياه در ساير
تمدن‌ها اعتراض تا حجاب، عزاداري و… را تداعي مي‌کنند و لذا نتيجه مي
گيريم رنگ سياه در ذات خود خاصيتي دارد که ميان اکثر تمدن‌ها آن را
مي‌توان يافت.

 
رجبي دواني علاوه بر دليل فوق به دليل
ديگري از کتاب مرحوم منذر که داراي بار عاطفي بسيار قوي و متقن باشد
اشاره کرد و گفت: رنگ سياه علاوه بر دلگيري ذاتي که داد في‌الواقع مبين اين
است که کسي که مشکی‌پوش مي‌شود می‌خواهد بر آن عزيز از دست رفته و
اطرافيان اعلام کند که آنکه نور چشم من و روشنايي‌ام بود را از دست دادم و
اکنون نور و روشنايي من رفته است و مرحوم منذر در اين باب بر مواردي
استدلال مي‌کند من باب مثال سياه پوش شدن صديقه طاهره بعد از وفات حضرت
رسول (ص) يا سياه پوش شدن امام علي (ع) بعد از شهادت فاطمه زهرا (س) يا
سياه پوشي زنان انصار در سوگ حمزه عليه‌السلام و… اینکه سياه پوشي در ميان
اعراب يک رسم بود.

 
رجبي دواني اشاره کرد: زنان اعراب در
عزاداري‌هاي خود پارچه‌اي سياه در دست مي‌گرفتند و حتي داراي انواع سياه
جامه‌هايي بودند که هر يک را بر مناسبات مختلف (فوت همسر يا فوت غيرهمسر
و…) استفاده مي کردند و لذا در فرهنگ عرب هم رنگ سياه رنگ عزا و سوگواري
است.


علت انتخاب خرقه سياه از جانب عباسيان


رجبي‌دوانی در باب علت انتخاب جامه سياه از جانب عباسيان را مقاصد سياسي
دانسته و گفت: اينها مي‌خواستند با سوءاستفاده از ارادت مردم به اهل بيت
خود را سوگوار مصائب اين خاندان معرفي کنند؛ به ويژه براي امام حسين (ع)،
من باب مثال آنها از ارادت مردم خراسان به يحيي بن زيد بن علي (ع)، نوه
امام سجاد (ع)) خبر داشتند چنين عمل کردند که بعد از فتح خراسان به دست
ابومسلم و کنار زدن حاکم اموي آنجا، ابومسلم پيکر يحيي را پايين آورد و آن
را غسل داد و با احترام به خاک سپرد و بدين سبب خراسانيان حب خاصي نسبت به
عباسيان پيدا کردند که منشاء‌ آن حب اهل بيت و سوءاستفاده عباسيان از اين
مسئله بود.


کراهت رنگ سیاه جنبه مصلحتي داشته نه اصلي
 
وی در ادامه افزود: اهل بيت که از حيله
عباسيان آگاه بودند لباس سياه را که يادآور واقعه جانسوز کربلا در اصل و
دستاويز عباسيان نشده بود را از روی مصلحت مکروه اعلام کردند و لذا کراهت
آن جنبه مصلحتي داشته نه اصلي.
124560.jpg
علت استحباب لباس سياه در عزاي امام حسين (ع)

این استاد تاريخ اسلام در توضيح فصل ديگري از کتاب در سوگ ائمه نور اضافه
مي‌کند: مرحوم منذر در باب استحباب لباس سياه در سوگ ابي‌عبدالله دليل فقهي
اقامه مي‌کند واز آنجمله می توان به دومورد اشاره نمود که:

 
الف) در عصر عاشورا عرشيان سياه‌پوش شدند.
همچنین سیاهپوشی حضرت محمد، حضرت علي، حضرت فاطمه و حضرت امام حسن (عليهم السلام و الصلاة) در طول عمرشان با مدارک و شواهد…

 
ب) سياه‌پوش شدن جنيان در واقعه عاشورا و….
 
رنگ سياه از منظر ساير علما در کتاب مرحوم منذر

رجبی دوانی بعد از ارائه ادله عام در باب علت استعمال و استحباب لباس سياه،
دو نکته از منابع اهل تسنن در باب جنبه سوگواري رنگ سياه را ذکر مي‌کند
که عبارتند از:


الف) روزي يکي از علما در چشمان خود سرمه کشيده بود و او را سرزنش کردند،
لکن وي در جواب گفت: در روزي که امويان حسين را کشتند، مستحق‌ترين عضو من
براي سياه پوش شدن چشم من است.


ب) ديگر عالمي که سرمه در چشمان خود نهاده بود چنين استدلال کرد: در آن وقت
که حسين را کشتند خواستم با سرمه، سفيدي چشم خود را هم سياه پوش کنم.

در این کتاب به عکس علما و فقهای زیادی که بنابر یک رسم و سنت جامه سیاه پوشیدند خواهید رسید.



این مطلب را به اشتراک بگذارید :

a b