مقاله در مورد بصيرت

بصیرت از دیدگاه آیات قرآنی و کلام رهبری

باتوجه به تحولات سیاسی اجتماعی امروز جهان اسلام و از جمله ایران
اسلامی ،یکی از مهمترین مسائل جامعه ما مسأله بصیرت است.بر این اساس باتوجه
به نقش ،جایگاه و اهمیت بصیرت ،در این مقاله با بهره گیری از تحلیل آیات و
روایات و اندیشه مقام معظم رهبری ،مبانی بصیرت،موانع و راههای کسب بصیرت
در عرصه های سیاسی و اجتماعی به بررسی گذاشته شده است. بصیرت دانایی صرف
نیست بلکه دانایی همراه با باور و ایمان است.از این رو موجب هدایت و حرکت
است به شرط آنکه هیجانها ،غرایز حیوانی و وسوسه های شیطانی در آن اٍری
نداشته باشد و مصداق حق را درست تشخیص دهد.

واژگان کلیدی قرآن کریم، بصیرت ،تقوا،ولایتمداری، آیة اللّه خامنه ای

مقدمه

یکی
از موضوعاتی که رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی ،حضرت آیت الله خامنه ای
در چپند سال اخیر به آن تأکید داشتند ،مفهوم« بصیرت» و ضرورت برخورداری و
بهره مندی از آن در عرصه های سیاسی و اجتماعی بوده است و مشکل اصلی جامعه
اسلامی را نبود بصیرت و ضرورت در این عرصه عنوان نموده اند. به جرأت می
توان گفت دلیل همه انحرافات سیاسی و اعتقادی که تا کنون ملت ها با آن روبرو
بوده اند و بعضا به نابودی و انحطاط آنان نیز منجر شده ،رفتارها ،تصمیم
گیریهاو موضع گیریهای بدون بصیرت بوده است.در این مقاله درباره مفهوم بصیرت
،موانع و راههای کسب آن و نقش جایگاه ولایت در عبور از فتنه ها و بصیرت
دهی پرداخته شده است.

پرسش اصلی این است که مهم ترین مبانی یا اصولی
که بصیرت بر آن استوار است کدامند؟برای پاسخ به این سؤال،در این مقاله با
بهره گیری از آیات و روایات و به ویژه بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی
حضرت آیة اللّه خامنه ای به شیوهء توصیفی تحلیلی،بهره گرفته می شود.

واژه شناسی

بصیرت در لغت به معنای بینایی،بینش،دید عمیق،چشم درون،هوشیاری،یقین، حجت روشن و برهان قاطع است(فرهنگ معین).

از
آنجا که بصیرت از واژه های قرآنی نیز هست،مروری بر آیات مشتمل بر این واژه
و هم خانواده های آن،ما را در فهم بهتر از معنای بصیرت یاری می کند.

۱. معنای لغوی بصیرت

فرهنگ
معین« بصیرت » را چنین معنا می کند ۱ . بینش، بینایی؛ ۲. روشن بینی ۳.
دانایی :۴. زیرکی، هوشیاری ۵. یقین؛۶. حجت روشن، برهان قاطع

۲. معنای اصطلاحی بصیرت

بدیهی
است منظور از،« بصیرت » دیدن با چشم نیست؛ بلکه نوعی بینش عمیق دربارة حق
و حقیقت است که در رفتارهای فردی، اجتماعی ، فرهنگی، سیاسی و… بروز و
نمود دارد وموجب می شود انسان در همۀ عرصه ها، به ویژه عرصۀ اجتماعی
سیاسی، رفتاری همسو باحق داشته باشد.

در قرآن کریم، مشتقات «بصر»
۱۴۸بار و واژه «بصیرت» دوبار تکرار شده است. به طور کلی واژه «بصر» درمتون
اسلامی، گاه درباره بینایی ظاهری و حس، و گاه درباره بینایی باطنی و عقلی
به کار می رود.

در قرآن و روایات اسلامی، واژه هایی وجود دارند که می توان گفت معادل واژه بصیرت اند و یا به آن بسیار نزدیک هستند.

۱ یقظه : یقظه (بیداری) بصیرت یافتن است

۲ نور :

۳ فرقان : نیروی جدا کننده حق از باطل

همچنین در بسیاری از روایات، واژه های دیگری همچون: عقل ، معرفت ،علم و حکمت، نیز در معنای بصیرت به کار رفته اند.

شیوهء
دیگر قرآن کریم برای شناساندن مفهوم بصیرت،طرح موانع بصیرت است، خداوند در
این زمینه از مثالهای ملموس استفاده می کند؛مثالهایی همچون«غشاوه»و
«اکنّه»(یعنی پرده)،«وقر»(یعنی پنبه)و«سدّ»و«قفل»و«ختم»(یعنی مهر):

«و علی أبصارهم غشاوة»(بقره(۲):۷).

«…علی قلوبهم أکنّة أن یفقهوه و فی آذانهم و قرا»(کهف(۱۸):۵۷).

«و جعلنا من بین أیدیهم سدّا و من خلفهم سدّا…»(یس(۳۶):۹).

«أفلا یتدبّرون القرآن أم علی قلوب أقفالها»(محمد(۴۷):۲۳ ۲۴).

«ختم اللّه علی قلوبهم و علی سمعهم»(بقره(۲):۷).

در مجموع با بهره گیری از بخش دیگری از آیات،مفهوم بصیرت را در معانی زیر می توان دسته بندی کرد:

۱ چشم درون،عقل،فهم و ادراکات قبلی؛

۲ نور؛

«و ما یستوی الأعمی و البصیر و لا الظّلمات و لا النّور»(فاطر(۳۵):۱۹ ۲۰).

۳ دلایل روشن،علم و آگاهی که با توجه به این آیات ثابت می شوند:

«قد جاءکم بصآئر من رّبّکم فمن أبصر فلنفسه و من عمی فعلیها»(انعام(۶):۱۰۴).

«هذا بصآئر من رّبّکم و هدی و رحمة لّقوم یؤمنون»(اعراف(۷):۲۰۳).

«و لقد آتینا موسی الکتاب من بعد ما أهلکنا القرون الأولی بصائر للنّاس و هدی و رحمة لّعلّهم یتذکّرون»(قصص(۲۸):۴۳).

۴ یقین و اطمینان کامل؛

«قل هذه سبیلی أدعو إلی اللّه علی بصیرة أنا و من اتّبعنی»(یوسف(۱۲):۱۰۸).

۵ شاهد و خودآگاه؛

«بل الإنسان علی نفسه بصیرة و لو ألقی معاذیره»(قیامت(۷۵): ۱۴ ۱۵).

مفهوم بصیرت

بصیرت
دانایی صرف نیست بلکه دانایی همراه با باور وایمان است از این رو موجب
هدایت و حرکت است در حالیکه علم همواره مقرون باور قلبی نبوده و در نتیجه
لزوما مایه عمل به مقتضاتش نیست.

بصیرت موجب هدایت بوده انسان را از
غفلت بیدار می کند انسان بصیر به کمک این قوه از خطر گمراهی و فریب خوردن
در امور و موضعگیری غافلانه و حساب نشده در امان است بصیرت مانند سپری است
که در هنگام فتنه هاومواقف خطرناک انسان را مصون و محفوظ نگه می دارد.شاید
از این روست که زره و لباس محافظ جنگی را بصیرت نامیده اند چون انسان را از
شمشیرها و ضربه های نابهنگام و غافلانه حفظ می کند.

۱ بصیرت،علم یقینی است؛علمی که باور انسان را به گونه ای شکل دهد که گویی انسان،بدون واسطه،حقیقت را درک کرده و می بیند.

۲ نیرویی نهانی است که به انسان در شناخت حقایق تا عمق وجود یا باطن آن کمک کند(جمعی از نویسندگان،۱۳۸۵،ج ۱۷۲:۲ و فرهنگ معین).

در
مجموع می توان گفت:بصیرت به معنای آگاهی،شناخت عمیق و اطمینان بخش و علمی
یقینی و به منزلهء نوری است که به انسان، توانایی درک حقایق و پشت پردهء
حوادث را می دهد؛به گونه ای که راه حق را از باطل به وضوح تشخیص می دهد و
از بحرانها و فتنه ها به سلامت عبور می کند.

بر این مبنا،انسان بصیر
کسی است که چشم دل او به نور الهی روشن گشته،از حواس ظاهری خود به بهترین
وجه استفاده می نماید.چنین انسانی،مانعی در برابر چشم و گوش و پیش روی خود
ندارد؛اهل اندیشه و تدبّر است و با دلایل روشن و یقین و اطمینان سخن می
گوید.

از مهم ترین ویژگی های بصیرت، می توان به این موارد اشاره کرد:

۱. بصیرت، مربوط به قلب و ذات و جان انسان است؛

۲. بصیرت، معرفت بدون اجمال و ابهام است؛

۳. بصیرت، آرامش دهنده قلب است؛

۴. بصیرت، روشنایی و نور خاص است.

ایمان
به خدا و اعتقاد به وحی و نبوت و امامت، نوری در عمق جان پدید می آورد که
این پرتوافکنی و نورافشانی همان بصیرت است. دیده بصیرت، در واقع همان شعور
فطری مرموز و ادراک باطنی موجود در باطن انسان است که قدرت تشخیص نیک و بد،
خیر و شر و حق و باطل را دارد و او را به آینده نگری و پیروی از حق و دوری
گزیدن از باطل، دعوت می کند.

اهمیت و جایگاه بصیرت

در گذر
تاریخ، جامعه های گوناگون بشری، با شرایطی روبه رو شده اند که حق و باطل
درهم آمیخته بود و مردم دچار فتنه های بزرگ شده بود؛ فتنه هایی که پیامدش
انحراف مردم از مسیر حق بود. جوامع اسلامی نیز از این حادثه مصون نماندند.
دشمنان اسلام با آمیختن حق و باطل و ایجاد شک و شبهه در دل ها، در پی آن
بودند که اهداف شوم خود را با دور

ساختن جوامع اسلامی از مسیر کمال و
به تاراج بردن فکر و فرهنگ اصیل اسلامی، عملی کنند. فضای فتنه را فضای
شبهه می گویند؛ چراکه فتنه گران در این فضا، باطل را شبیه به حق، جلوه می
دهند. ۳ قرآن کریم ترفند فتنه گران را چنین بیان می کند:

… اما
آنها که در قلب هایشان انحراف هست، به دنبال متشابهات اند تا فتنه انگیزی
کنند (و مردم را گمراه سازند) و تفسیر (نادرستی) برای آن می طلبند، در حالی
که تفسیر آنها را جز خداوند و راسخان در علم نمی دانند. (آل عمران):

اهمیت
و جایگاه بصیرت، روشن بینی و درک درست از شرایط و فضاها، چنان است که قرآن
کریم یکی از ویژگی های پیامبر اکرم(ص) و پیروانش را داشتن بینش صحیح در
رفتارها و کردارها می داند:

(قُلْ هذِهِ سَبیلی أَدْعُوا إِلَی الله
عَلی بَصیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتّبَعَنی)؛۳ «بگو این راه من است. من و
پیروانم با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت می کنیم».

از
اینکه خداوند به پیامبرش فرموده: «بگو: دعوت من و پیروانم به خداوند یگانه
با بینش و بصیرت کامل است»، معلوم می شود در انتخاب مسیر زندگی، «بصیرت و
بینش» در اولین درجه قراردارد و کسی که بصیرت لازم را داشته باشد، در
روزهای فتنه و فضاهای غبارآلود، مسیر را اشتباه نخواهد رفت.

همچنین
از این آیه استفاده می شود که رهبر و پیشوای جامعه باید بصیرت، بینش و
آگاهی کافی داشته باشد، در غیر این صورت، دعوت او به سوی «حق» نخواهد بود.

در
واقع بصیرت و بینش، نور درونی است که شخص با آن نور می تواند در میان
مردم، سالم و سازنده زندگی کند. این انسان با بصیرت است که راه را از چاه و
حقیقت را از امر غیر حقیقی بازمی شناسد و با در نظر گرفتن اطلاعات و داده
ها، گزینشی برتر و بهتر دارد، و در ارائه رأی و نظر، تصمیم صحیح و درست را
اتخاذ می کند. در این زمینه امام علی(ع) می فرماید: «کسی که بصیرت نداشته
باشد، رأی او نادرست و بی ارزش است».

اهمیت بصیرت از آنجا روشن می
شود که بصیرت، محور همه اعمال انسان است و عکس العمل های متفاوت انسان بر
اساس بینش و بصیرت او شکل می گیرد و ارزش و اعتبار انسان، وابسته به نوع
بینش اوست.

با توجه به مطالب فوق ،می توان گفت:بصیرت در صورتی حاصل
می شود که شنیدن، همراه تفکّر و دیدن،همراه با دقت باشد و با عبرتها،قواعد و
سنت های الهی تطبیق و سنجیده شود.در این شرایط راه از بیراهه شناخته می
شود؛به ویژه در هنگام فتنه ها.

هدف بصیرت

با توجه به معنای
بصیرت در این نوشتار (بصیرت در امور اجتماعی) هدف کلی از بصیرت، شناخت و
شناساندن حق و حقیقت است تا در سایۀ بصیرت و روشن دلی، جامعه رو به تکامل و
سعادت پیش برود و شرایطی فراهم آید که جامعه اسلامی در مسیر حق قرار گیرد،
به کمال نهایی برسد و زمینه ساز حکومت عدل الهی شود.

موانع کسب بصیرت

برخی
از امور و گرایش ها در وجود انسان مانع از بصیرت یافتن وی می گردد بگونه
ایکه با وجود یقین به حقانیت موضوعی ، آن را نادیده گرفته و چشم بصیرت خود
را نسبت به آن فرو می بندد که در اینجا به دو مورد اشاره می کنیم

دلبستگی به دنیا :

حضرت
علی علیه السلام در این خصوص می فرماید : انّ الدّنیا دار محن، و محلّ
فتن، من ساعاها فاتته، و من قعد عنها و اتته، و من ابصر الیها اعمته

بدرستی
که دنیا خانه محنتهاست، و جایگاه فتنه هاست، کسی که طلب کند آن را هلاکش
کند؛ و کسی که به دنبالش نباشد را ، با او بنیکوئی همراهی کند ؛ و هر که
نظر کند بسوی آن ، کور گرداند او را ( چشم بصیرت را از او می گیرد).(شرح
آقا جمال الدین خوانساری بر غرر الحکم ج ۲ ص ۶۳۷ )

گرفتار شدن به شهوات و لذت ها:

مقام
معظم رهبری در سخنرانی های مکرر خود نسبت به تهاجم فرهنگی هشدار داده و در
یکی از این سخنرانی ها فرموده اند : سیاست امروز سیاست اندلسی کردن ایران
است (مقام معظم رهبری، ۶ فروردین ۱۳۸۱) چراکه وقتی جامعه ای مشغول و گرفتار
شهوات شد دیگر بصیرت خور را نسبت به مسائل پیرامونی از دست می دهد و
همچون اندلس ممکن است کشور را تقدیم کفار نماید .

راه های عملی کسب بصیرت :

شناخت حقیقت ولایت و ولی امر زمانه خود

داشتن فکر و اندیشه و تجزیه تحلیل مسائل

دوراندیشی در امور

پیروی از عالمان وارسته

_رعایت ایمان و تقوای الهی

عبرت گرفتن از مسائل گوناگون

ذکر و یاد الهی

پیمودن مسیر اهل بصیرت

رهبر
معظم انقلاب در اهمیت بصیرت در زندگی روزمره مردم نیز می فرمایند: در
زندگیِ پیچیده اجتماعیِ امروز، بدون بصیرت نمیشود حرکت کرد. جوان ها باید
فکر کنند، بیندیشند، بصیرت خودشان را افزایش بدهند. معلمان روحانی، متعهدان
موجود در جامعه ما از اهل سواد و فرهنگ، از دانشگاهی و حوزوی، باید به
مسئله بصیرت اهمیت بدهند؛ بصیرت در هدف، بصیرت در وسیله، بصیرت در شناخت
دشمن، بصیرت در شناخت موانع راه، بصیرت در شناخت راه های جلوگیری از این
موانع و برداشتن این موانع؛ این بصیرتها لازم است. وقتی بصیرت بود، آن وقت
شما میدانید با کی طرفید، ابزار لازم را با خودتان برمیدارید

مقام
معظم رهبری حفظه الله در جمع مردم خونگرم چالوس و نوشهر در ارتباط با ضرورت
وجود بصیرت می فرمایند: «بصیرت قطب نمای حرکت صحیح در اوضاع اجتماعی
پیچیده امروز است به گونه ای که اگر کسی این قطب نما را نداشت و نقشه خوانی
بلد نبود ممکن است ناگهان خود را در محاصره دشمن ببیند. اگر بصیرت نباشد،
انسان حتی با نیت خوب ممکن است گمراه شود و در راه بد قدم بگذارد.»
بنابراین اگر امروز سخنان رهبری را فهمیدیم و عمل کردیم و قدر ولایت را
دانستیم، آنوقت می توان گفت که بصیرت پیدا کرده ایم.

جایگاه بصیرت در دیدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی

قبل
از ورود به بحث مبانی بصیرت از دیدگاه حضرت آیة اللّه خامنه ای،نگاهی به
جایگاه این مفهوم،فایده های بصیرت و پیامدهای فقدان آن از دیدگاه ایشان و
همچنین راه های کلان یا راهبردهای کسب بصیرت ضروری می نماید.افزایش
بصیرت،توصیهء اساسی معظم له به همه و به ویژه خواص است.ایشان در توصیه ای
می فرماید:«اگر من بخواهم یک توصیه به شما بکنم،آن توصیه این خواهد بود که
بصیرت خودتان را زیاد کنید؛بصیرت»(آیة اللّه خامنه ای،۰۶/۰۳/۱۳۸۸ )

ایشان
در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری،دلیل اصرار بر افزایش بصیرت خواص و هدف
از تأکید بر آن را چنین بیان می کند:«اینکه بنده مسألهء بصیرت را برای
خواص تکرار می کنم،به خاطر این است که گاهی اوقات غفلت می شود از دشمنی
هایی که با اساس دارد می شود.اینها را حمل می کنند به مسائل جزئی.ما در
صدر مشروطه هم متأسفانه همین معنا را داشتیم.در صدر مشروطه هم علمای بزرگی
بودند که من اسم نمی آورم؛همه می شناسید.معروفند که اینها ندیدند توطئه
ای را که آن روز، غربزدگان و به اصطلاح روشنفکرانی که تحت تأثیر غرب
بودند،مغلوب تفکرات غرب بودند،طراحی می کردند.توجه نکردند که حرفهایی که
اینها دارند در مجلس شورای ملی آن زمان می زنند،یا در مطبوعاتشان می
نویسند،مبارزه با اسلام است.این را توجه نکردند؛مماشات کردند.نتیجه این شد
که کسی که می دانست و می فهمید مثل مرحوم شیخ فضل اللّه نوری جلوی چشم
آنها به دار زده شد و اینها حساسیتی پیدا نکردند. بعد،خود آنهایی هم که به
این حساسیت،اهمیت و بها نداده بودند،بعد از شیخ فضل اللّه مورد تعرض و
تطاول و تهتک آنها قرار گرفتند و سیلی آنها را خوردند؛بعضی جانشان را از
دست دادند؛بعضی آبرویشان را از دست دادند.این اشتباهی است که آنجا انجام
گرفت.این اشتباه را ما نباید انجام بدهیم»(آیة اللّه خامنه ای ۰۶/۱۲/۱۳۸۸)

رهبر
معظم انقلاب اسلامی،بصیرت را قطب نمای حرکت صحیح و شاخص راه معرفی می
کند:«در جاده،همیشه باید شاخص،مورد نظر باشد.اگر شاخص را گم کردید،زود
اشتباه می کنید»(آیة اللّه خامنه ای،پرتو ولایت(بصیرت نافذ):۲۲).ایشان با
اشاره به بی بصیرتی برخی از اصحاب امیر المؤمنین علی علیه السّلام و بیان
این نکته که همهء آنها مغرض نبودند،ضعف و فقدان قدرت تحلیل خوارج را عامل
بی بصیرتی آنها معرفی می نماید و اینکه شاخص را گم می کردند(همان).

بر
این مبنا، اساسی ترین فایدهء بصیرت،شناخت حق از باطل است.فایدهء دیگر
بصیرت از دیدگاه رهبر معظم انقلاب،استقامت در راه حقّ است.ممکن است
انسان،حق را از باطل تمیز دهد،ولی دنیاطلبی و جلوه های گوناگون دنیا،انسان
را از استقامت در راه حقّ و ولایت بازمی دارد.امّا افزایش بصیرت،بی
اعتباری دنیا و لذتهای آن را بر ملا می کند.از این رو،فرد مشکلات و سرزنش
های چند روزه را تحمّل نموده،بر مسیر حق، پایدار و استوار باقی می ماند.با
توجه به این نکته که مقام معظم رهبری با اشاره به خطبهء ۱۷۳ نهج البلاغه می
فرماید:«آنهایی که دور امیر المؤمنین بودند و ایستادند و جنگیدند، خیلی
بصیرت به خرج دادند که بنده بارها از امیر المؤمنین نقل کرده ام که
فرمود:«و لا یحمل هذا العلم الاّ اهل البصر و الصبر».در درجهء اول،بصیرت
لازم است»(همان:۱۳).

ایشان همچنین بصیرت را عامل حلّ مشکلات فرد و
جامعه می داند و در این رابطه می فرماید:«عزیزان من!تمام مشکلاتی که برای
افراد یا اجتماعات بشر پیش می آید،بر اثر یکی از این دو است:یا عدم بصیرت
یا عدم صبر»(همان:۳۹ ۴۰).

توجه به پیامدهای فقدان بصیرت از سوی مقام
معظم رهبری،جایگاه و اهمیّت گوهر گرانبهای بصیرت را در دیدگاه ایشان نشان
می دهد.به همان نسبت که کسب بصیرت برای فرد و جامعه مفید است،فقدان بصیرت
مضّر است تا جایی که می فرماید:«هر ضربه ای که در طول تاریخ،ما مسلمانان
خوردیم،از ضعف قدرت تحلیل بود»(همان:۱۳).

ضربات جبران ناپذیر ناشی از
بی بصیرتی که ضعف در تحلیل سیاسی،دشمن شناسی، جریان شناسی، تکلیف شناسی،
زمان آگاهی و اقدام به موقع در برابر دشمن را در پی دارد،گاه ممکن است تا
نیم قرن تداوم داشته باشد.رهبر معظم انقلاب اسلامی در این زمینه می
فرماید:«بصیرت و علم به زمان و استفاده از موقعیت ها برای هر عالمی،چه
اعلم علما باشد و چه کسی که در یک محله،احکام دین را به چند نفر تعلیم می
دهد، ضروری است…ما در طول تاریخ تشیع،به خاطر عدم آگاهی علما از حقایق
جریانات دنیا،خیلی ضربه خوردیم؛به خصوص در دویست سال اخیر…هرگاه ما عالم
دین و متقی و باهوش و زرنگ و دقیقی مثال میرزای شیرازی و شیخ انصاری
داشتیم،از شرّ دشمن محفوظ می ماندیم و برنده بودیم؛ولی آنجا که قدری غفلت و
ناآگاهی در کار بوده است،ضرر می کردیم که آن ضرر به یک نفر و یک حوزه و یک
مجموعه و یک شهر و یک سال و چند سال محدود نمی شد؛بلکه در برخی
موارد،اثرش تا پنجاه سال تمام،جامعهء اسلامی را تحت فشار قرار می داد.دیگر
نباید تسلیم ناآگاهی ها شویم.باید آگاهی و بصیرت را در خومان تقویت
کنیم»(آیة اللّه خامنه ای،۲۰/۱۲/۱۳۸۶ ).

حضرت آیة اللّه خامنه ای
علاوه بر ضرورت و فایده های کسب بصیرت و ضررهای فقدان آن،راه های رسیدن به
بصیرت را نیز بیان کرده اند که به اختصار آنها را بیان می کنیم :

یکی
از این راه ها،صبر و استقامت است.رهبر انقلاب اسلامی در سخنان خود بارها
بر عنصر صبر در کنار بصیرت اشاره کرده اند:«مواظب باشید صبرتان را از دست
ندهید. ما با صبر پیروز شدیم.باز هم باید با صبر پیشروی بکنیم…صبر و
بصیرت و وحدتتان را حفظ کنید»(همان،۱۴/۰۳/۱۳۷۰)

راه دیگر،دشمن شناسی
است.ایشان در این زمینه می فرماید:«من از خودی ها مصرّا می خواهم قدری ذهن
خودشان را باز کنند و فکر خودشان را به کار بیندازند؛بفهمند امروز دشمن
کیست،چه می خواهد و چه می کند و نقشهء دشمن چیست.عقل،این
است»(همان،۱۵/۰۳/۱۳۷۷) . بر همین اساس است که بر شناخت اهداف دشمن،تهدیدات و
تاکتیک های او تأکید دارند.

مطالعهء تاریخ،راه دیگری است که رهبر
معظم انقلاب برای کسب بصیرت،ما را به آن رهنمون می شوند.ایشان در بحث عوام
و خواص با اشاره به این نکته که تاریخ؛ یعنی شرح حال ما،می خواهند که هر
کدام از ما مقایسه ای داشته باشیم و ببینیم در آن حادثهء تاریخی،کجا قرار
گرفته و آن روز چگونه عمل کردیم که ضربه خوردیم و مواظب باشیم.آن طور عمل
نکنیم (همان،۲۰/۰۵/۱۳۷۵).

راه چهارم،جریان شناسی است.ایشان در این
رابطه از جمله به دو جریان یا خط کلّی دوستان اسلام،انقلاب،امام و نظام
جمهوری اسلامی و در مقابل،دشمنان اسلام،انقلاب، امام و نظام جمهوری
اسلامی،اشاره نموده برای شناخت جریانهای خودی از غیرخودی،معیارهای آن را
بیان کرده اند(همان،۲۳/۰۲/۱۳۷۹ و ۱۴/۰۳/۱۳۸۰ و ۱۴/۰۷/۱۳۷۹ و…).

تحلیل
سیاسی و کسب توانایی در آن،راه دیگر و مهم کسب بصیر است:«قدرت تحلیل در
خودتان ایجاد کنید…این قدرت تحلیل،خیلی مهم است.هر ضربه ای که در طول
تاریخ،ما مسلمانان خوردیم از ضعف تحلیل بود»(همان،۱۳/۱۱/۱۳۷۷ )

همچنین
جبهه شناسی(همان،۰۶/۰۳/۱۳۸۸)،تکلیف شناسی(همان،۱۴/۰۳/۱۳۸۳)، موقع
شناسی(همان،۲۰/۰۳/۱۳۷۵)و آینده شناسی(همان،۰۷/۰۹/۱۳۶۸)از دیگر راه هایی
است که از نظر رهبر معظم انقلاب اسلامی ما را در کسب بصیرت یاری می رساند.
علاوه بر آنچه آمد،ایشان ما را به مبانی بصیرت نیز راهنمایی می کنند که در
ادامه بحث به آن می پردازیم.

مبانی بصیرت

مبانی به معنای
شالوده ها،اعضا،اندام(فرهنگ معین)،اصول یا ارکان است.بر این اساس،مهم ترین
مبانی یا ارکانی که بصیرت بر آن استوار است را با بهره گیری از قرآن و
روایات و نیز اندیشهء حضرت آیة اللّه خامنه ای بیان می کنیم.

۱ قرآن کریم(وحی الهی)

در
رأس مبانی بصیرت،قرآن کریم قرار دارد؛چرا که قرآن،کتاب هدایت،نور،تبیان
کلّ شی ء و کتاب بصائر است.در سورهء مائده،آیهء ۱۵ دربارهء قرآن می خوانیم:

«قد جاءکم مّن اللّه نور و کتاب مّبین»؛

از جانب خداوند نور و کتابی روشنگر برای شما آمده است.در سورهء نحل،آیهء ۹۸ نیز آمده است:

«و نزّلنا علیک الکتاب تبیانا لّکلّ شی ء و هدی و رحمة و بشری للمسلمین»؛

و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز و مایهء هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمانان است.

«قد جاءکم بصآئر من رّبّکم فمن أبصر فلنفسه و من عمی فعلیها»

(انعام(۶):۱۰۴)؛
دلایل روشن از سوی پروردگارتان برای شما آمد؛پس هرکسی بینا شود،به سود خود
اوست و هرکس از دیدن آن چشم بپوشد،خود زیان کرده است.

«هذا بصآئر من
رّبّکم و هدی و رحمة لّقوم یؤمنون»(اعراف(۷):۲۰۳)؛ این آیات وحی،وسیلهء
بینایی از طرف پروردگارتان و مایهء هدایت و رحمت برای جمعیتی است که ایمان
می آورند.

در سورهء جاثیه،آیهء ۲۰ نیز خداوند،قرآن را مایهء بصیرت مردم و نه فقط مؤمنان معرفی می کند. «هذا بصائر للنّاس»

براساس
این آیات در بصیرت آفرینی قرآن،تردیدی وجود ندارد.در پرتو نور قرآن است
که چشم دل ما بینا می شود و می توانیم حقّ را از باطل تشخیص دهیم.در پرتو
انس با قرآن و عترت است که تداوم بصیرت ممکن می شود و بینایی ما قوام می
یابد.

قرآن کریم بارها و با تأکید فراوان،یک سری پیامها و اوامر الهی
را به انسانها ابلاغ می کند؛پیامها و اوامری از قبیل:چشمانتان را باز
کنید،فکر و اندیشهء خود را به کار اندازید،از حواس خود به درستی بهره
بگیرید،در خلقت آسمانها و زمین بیندیشید،در زمین سیر کنید و سرگذشت
پیشینیان را ببینید و بینا شوید؛چون هر آنکه در این دنیا کوردل باشد،در
آخرت نیز چنین است.

در سورهء حج،آیهء ۴۶ می خوانیم:«آیا آنان در زمین
سیر نکردند تا دلهایی داشته باشند که حقیقت را با آن درک کنند یا گوشهایی
که با آن(ندای حق را)بشنوند؟!چرا که چشم های ظاهر نابینا نمی شود؛بلکه
دلهایی که در سینه هاست،کور می شود».

البته تأکید بر قرآن کریم به
مفهوم جدایی از عترت نیست،عترت؛یعنی نقل کبیر در کنار قرآن(نقل اکبر)،نقش
کلیدی در بصیرت زایی و تداوم آن دارد.چه بسیار از بی بصیرتی ها در تاریخ
اسلام که محصول جدایی از سنت رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و عترت آن
حضرت بوده است.به تعبیر آیة اللّه جوادی آملی همانطور که نمی توان
گفت:«حسبنا کتاب اللّه»،همانطور نمی توان گفت:«حسبنا العترة»و با اخذ یکی و
ترک دیگری،اهل نجات بود(جوادی آملی،۱۳۸۱:۲۱۷).

مقام معظم رهبری براساس همین آموزه ها،بر مبنا بودن قرآن کریم برای بصیرت تأکید دارند.

۲ تقوا

مبنای
دیگر بصیرت،تقواست که به معنای پیروی از اوامر و نواهی خداوند،رعایت حلال
و حرام الهی،واجب و مستحب و مکروه و مقابله با خواسته های نامشروع نفسانی
و شیطانی است. همان گونه که برای درک مفهوم بصیرت از قرآن کریم بهره
گرفتیم،برای بصیرت یابی در مفهوم تقوا نیز به این کتاب آسمانی مراجعه می
کنیم.ایمان به غیبت،برپاداری نماز، انفاق،ایمان به انبیای الهی،به ویژه
رسول اکرم صلّی اللّه علیه و اله و یقین به آخرت(بقره(۲):۲ ۵)از آثار
تقواست.تقوا،همراه نیکی است و نیکی،یعنی پارسامنشی؛یعنی در هر کاری از مسیر
اصلی و قانونی آن وارد شویم؛نه از راه خلاف،گناه و جرم(بقره(۲):۱۸۹).

اگر
غرب زده و شرق زده نشویم،ایمان به خدا،آخرت،فرشتگان،کتابهای آسمانی و
پیامبران پیشین داشته باشیم،به محرومان و مستضعفان،کمک کنیم،علاوه بر
اقامهء نماز، زکات بدهیم و به عهد و پیمان خود وفادار باشیم و در سختی ها و
هنگامهء نبرد،استقامت کنیم،در چنین شرایطی صفت تقوا بر ما به درستی صدق
خواهد کرد(بقره(۲):۱۷۷).

تقوا موجب می شود تا اگر دچار لغزش شدیم یا
به خود ستم کردیم،از خدا غافل نشویم؛بلکه با یاد خدا و استغفار،خود را پاک
کنیم و بر گناه اصرار نورزیم(آل عمران(۳):۱۳۴ ۱۳۵).

مطالب فوق به
خوبی روشنگر آن است که بصیرت،دستاورد تقوا است و روشن ضمیری در پرتو تقوای
الهی و پارسامنشی حاصل می شود؛زیرا انسان پرهیزگار،صاحب نوری است که راه
را از چاه بر او مکشوف می کند؛از فرقان؛یعنی قوهء تشخیص حق از باطل
برخوردار است و این همان مفهوم بصیرت یا روشن بینی است.

رهبر معظم
انقلاب اسلامی نیز بر مبنا بودن تقوا برای بصیرت چنین تأکید می کند: «آنچه
که بصیرت و بینش انسان را در قضایای مختلف و در حوادث گوناگون و زیر غبار
تبلیغات جنجال آمیز دشمنان،تضمین و حفظ می کند،دل پاک و نورانی مؤمن
است…؛دلی که از ایمان برخودار است و منشأ تقوا در اندیشه و عمل است با
تبلیغات دشمنان،گمراه نمی شود»(آیة اللّه خامنه ای،۲۹/۰۶/۱۳۸۲).

در نگاه ایشان تقوا و باخدابودن،این چنین راهگشا است:«اگر به خدا رو کردیم،خدا راه را باز می کند.

«و انّ الرحل الیک قریب المسافة»؛

یک
قدم به سمت خدا برداشتن،دل انسان را روشن می کند،به انسان فتوح می
بخشد،زنگارها را از جلوی بصیرت انسان می زداید و قدم بعدی و ادامهء راه را
برای انسان،راحت تر می کند(همان،۱۶/۰۲/۱۳۷۱).

ایشان بی تقوایی را
مانع بصیرت برمی شمرد و می فرماید:«نقطهء مقابل تقوا،غفلت و بی توجهی و
حرکت بدون بصیرت است.خدا ناهوشیاری مؤمن را در امور زندگی نمی پسندد.مؤمن
باید در همهء امور زندگی،چشم باز و دل بیدار داشته باشد(همان، ۱۰/۰۱/۱۳۶۹).

۳ ولایتمداری

ولایت
در لغت،مفاهیمی چون قرب،محبوبیّت،دوستی،اتصال و پیوند و حاکمیت و سرپرستی
را شامل می شود(معین).از لحاظ عرفانی،این واژه،نزدیکی هر چه بیشتر به خدا
را می رساند که به دنبال خود،اجازهء تصرف در امور و نیابت را دارد و به
لحاظ سیاسی ،به معنای پیوند بین حاکم اسلامی و مسلمانان و همچنین سرپرستی
یا ادارهء کلان نظام اسلامی است(امام خمینی،۱۳۷۲:۳۶ ؛آیة اللّه خامنه
ای،۲۰/۰۴/۱۳۶۹ و ۱۰/۰۴/۱۳۷۰ و .بنابراین،ولایت به معنای حکومت،زمامداری و
سرپرستی است.

وقتی از ولایتمداری یا ولایت محوری سخن گفته می
شود،منظور آن است که فرد و جامعه،محور و مدار زندگی خود را خدای
بزرگ،انبیا علیهم السّلام،به ویژه پیامبر اعظم صلّی اللّه علیه و اله و
ائمه اطهار و فقیه جامع الشرائط قرار دهند و در ذیل سلسله مراتب نظام
ولایی؛ولایت اللّه،ولایت انبیاء،ولایت رسول اللّه،ولایت ائمهء اطهار و
ولایت فقیه،تمام ابعاد زندگی خود؛اعم از سیاسی،اقتصادی،فرهنگی و نظام
اجتماعی را سامان دهند.

در روایات نیز وارد شده است که:«ما نودی بشی ء
بمثل ما نودی بالولایة».(کلینی، ۱۳۰۴ ق،ج ۱۸:۲)؛یعنی در بین اصول و مبانی
اسلامی،هیچ کدام به اندازهء ولایت، دارای اهمیت نیست و به آن دعوت نشده
است.با توجه به این اهمیت و براساس دیدگاه مقام معظم رهبری،ولایتمداری فرد
و جامعه را به شرح زیر می توان تبیین کرد:

«ولایت در یک انسان،به
معنای وابستگی فکری و عملی هر چه بیشتر و روز افزون تر با ولیّ است.ولیّ را
پیدا کن،ولیّ خدا را بشناس،خود را به او متصل و مرتبط کن،به دنبالش حرکت
بکن؛به طوری که تلاش تو،تلاش او،جهاد تو،جهاد او،دوستی تو،دوستی او،دشمن
تو،دشمن او و جبهه بندی های تو،جبهه بندی های او باشد…اما ولایت در یک
جامعه به این است که اولا:ولیّ در آن جامعه مشخص باشد و ثانیا: منشأ و
الهام بخش همهء نیروها،نشاطها و فعالیت های آن جامعه باشد؛قطبی باشد که
همهء جویها و سرچشمه ها از او سرازیر می شود.مرکزی باشد که همهء فرمانها را
او می دهد و همهء قانونها را او اجرا می کند.نقطه ای باشد که همهء رشته ها
و نخها به آنجا برگردد.همه به او نگاه کنند.همه دنبال او بروند.موتور
زندگی را او روشن بکند. راننده و پیش قراول کاروان زندگی در جامعه او
باشد.این جامعه،جامعهء دارای ولایت است»(آیة اللّه خامنه ای،۱۳۷۰)

آیة
اللّه خامنه ای در جای دیگری نیز مفهوم ولایتمداری یک جامعهء دینی را چنین
تعریف می کند:«همهء اجزای آن به یکدیگر و به آن محور و مرکز جامعهء
اسلامی؛یعنی ولیّ متصل باشند و از درون،دارای یک اتحاد و ائتلاف باشند(آیة
اللّه خامنه ای،حدیث ولایت،ج ۴۷:۳).

پس از روشن شدن مفهوم
ولایتمداری،اکنون به رابطهء ولایتمداری با بصیرت می پردازیم.ولایتمداری از
آن رو مبنای بصیرت سیاسی است که ولیّ امر جامعه با توجه به جایگاه بلندی
که دارد و در قلّهء رفیعی که قرار گرفته است،نسبت به امور جامعه از همه
بیناتر و هوشیارتر است.لذا توجه به او و اطاعت از او راه را از چاه به فرد
و جامعه نشان می دهد.با توجه به اینکه ولی امر جامعه از مقام عصمت در عصر
رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و ائمهء اطهار علیهم السّلام و مقام
عدالت در عصر غیبت کبری برخودار است و به دلیل تقوای بالایش،علاوه بر اینکه
اخبار و گزارش امور جامعه و جهان در اختیارش قرار می گیرد،خداوند او را
نسبت به حقایق بسیاری از امور آگاه می سازد.لذا توجه به بیانات،سخنان و
فرامین ولی فقیه در جامعه،افراد را از گمراهی و انحراف بازمی دارد.

ولایتمداری
،نه تنها بصیرت زاست،بلکه تداوم بصیرت به ویژه بصیرت سیاسی انسان، بسته به
تداوم ولایتمداری اوست.در این صورت است که بصیرت انسان،قوام می یابد؛ یعنی
اگر ولایتمداری قطع شود،گمراهی و انحراف در کمین فرد نشسته است.در طول
تاریخ اسلام،همین قطع رابطه با ولایت و مقابله با آن،بسیاری از خواص
تأثیرگذار و با سابقهء ارزشمند را به بی بصیرتی کشانده است.

مقام
معظم رهبری،ولایت را عامل شناخت حقیقت ها و تشخیص خط صحیح از خط انحرافی در
واقع مبنای بصیرت و روشن بینی معرفی می کند:«اساسی ترین مسألهء دین،
مسألهء ولایت است؛چون ولایت،نشانه و سایهء توحید است.ولایت،یعنی حکومت؛
چیزی است که در جامعهء اسلامی،متعلق به خداست و از خدای متعال به پیامبر و
از او به ولیّ مؤمنین می رسد.آنها که در این نکته شک داشتند،دچار انحراف
بودند و حقیقت را نمی فهمیدند؛هر چند ممکن بود سجده های طولانی هم
بکنند!همان کسانی که در جنگ صفین از امیر المؤمنین رو برگردانند و
رفتند،به عنوان مرزبانی در خراسان و مناطق دیگر ساکن شدند،سجده های طولانی
یک شب یا ساعت های متمادی می کردند،امّا فایده اش چه بود که انسان امیر
المؤمنین را نشناسد.خط صحیح را که خط توحید و خط ولایت است نفهمد و برود
مشغول سجده بشود!این سجده چه ارزشی دارد؟!بعضی از روایات باب ولایت نشان می
دهد که این طور افراد که همهء عمرشان را عبادت بکنند،امّا ولّی خدا را
نشناسند تا به دلالت او حرکت بکنند و مسیر را با انگشت اشارهء او معلوم
نمایند،این،چه فایده دارد؟«و لم یعرف ولایة ولیّ اللّه فیو الیه و یکون
جمیع اعماله بدلالته»(کلینی،۱۴۰۳ ق،ج ۹۱:۲)(آیة اللّه خامنه ای،پرتو
ولایت(نافذ بصیرت).

رهبر معظم انقلاب اسلامی،یکی از توجهات امام
خمینی قدّس سرّه به عنوان رهبر و ولیّ فقیه جامعه به مردم را در لزوم آگاه
سازی دائمی مردم،معرفی می کند و می فرماید:«خود امام خمینی در سنین بالای
عمر با حال پیرمردی از هر فرصتی استفاده کرد برای اینکه حقایق را برای
مردم بیان کند.در دستگاه های تبلیغاتی جهانی،نقش تحریف و گمراه سازی،نقش
فوق العاده خطرناکی است که امام به آن توجه داشت.وسایل ارتباطی فکری
نامطمئن و وابستهء به دشمنان کشور و ملت،امام را وادار می کرد که هم خود او
به طور دائم در موضع تبیین و ارشاد و هدایت مردم قرار گیرد و هم به دیگران
دائما توصیه کند که حقایق را به مردم بگویند و افکار آنها را نسبت به
حقایقی که دشمن سعی می کند آنها را مکتوم نگه دارد،آشنا کنند.اینکه ما
دائما به صاحبان بیان و قلم و تربیونهای مختلف توصیه می کنیم که هدف و همّت
خود را بر تبیین صحیح حقایق قرار دهند،برای این است»(آیة اللّه خامنه
ای،۱۴/۰۳/۱۳۸۰).

۴ تفکّر(عقل)

تعقّل و تفکّر
در نزد خدا از جایگاه بسیار بلندی برخوردار است.در کتاب خدا، بارها انسان
به تفکر دعوت شده است و بدترین جنبندگان نزد خدا کسانی معرفی شده اند که
عقل خود را به کار نمگیرند(انفال(۸):۲۲).بر این اساس،یک مبنای مهم برای
بصیرت،تعقّل است.امام علی علیه السّلام از به خواب رفتن یا سبات عقل به خدا
پناه می برد و می فرماید:«نعوذ باللّه من سبات العقل و قبح الزّلل»(نهج
البلاغه،خطبهء ۲۲۴)؛ یعنی از خوابیدن عقل و زشتی لغزشها به خدا پناه می
بریم.

راه مقابله با خوابیدن عقل،اندیشیدن و تفکّر است.امام صادق
علیه السّلام به ما چنین می آموزد:«فانّ التفکّر حیاة القلب البصیر کما
یشمی المستنیر فی الظلمات بالنّور»(العاملی، ۱۴۱۴ ق،ج ۱۷۰:۶).

بنابراین،همان
گونه که با کمک نور در تاریکی ها راه می پیماییم،اندیشه نیز به منزلهء نور
قلب یا عقل،ما را به بصیرت می رساند. به تبع قرآن و عترت،رهبر معظم انقلاب
اسلامی نیز بر جایگاه تعقل،تفکر و مکانت بلند عقل در اندیشهء اسلامی تأکید
دارند.ایشان می فرماید:«در اسلام،یکی از منابع حجت برای یافتن اصول و فروع
دینی،عقل است.اصول اعتقادات را با عقل بایستی به دست آورد،در احکام فرعی
هم،عقل یکی از حجت هاست.

رهبر معظم انقلاب اسلامی،همچنین به ابتنای
تشیع بر عقل و تفکر اشاره کرده، می فرماید:«ما از اوّل تشیع در تعالیم ائمه
علیهم السّلام،به سوی عقل،منطق و استدلال سوق داده شدیم و همین طور هم
باید عمل بکنیم»(همان،۱۷/۰۸/۱۳۸۵).

اسلام و قرآن،حتی دربارهء اصیل
ترین موضوعات دینی همچون«توحید»نیز روی تعقل و تدبّر تأکید می کنند.آیة
اللّه خامنه ای در این باره می فرماید:«توحید،وادی بسیار با عظمتی است.امّا
در چنین وادی با عظمتی،باز از مؤمنین و مسلمین خواسته اند که با تکیه به
تفکّر و تدبّر و تعقّل پیش بروند.واقعا هم عقل و تفکر می تواند انسان را
پیش ببرد.البته در مراحل مختلف،عقل به نور وحی و نور معرفت و آموزشهای
اولیای خدا،تجهیز و تغذیه می شود.لیکن بالأخره آنچه که پیش می رود عقل
است.بدون عقل نمی شود هیچ جا رفت»(همان،۲۲/۰۱/۱۳۶۹).

با اشاره به
زندگی پیچیدهء امروز،فکر و اندیشه را عاملی برای افزایش بصیرت معرفی می
کنند:«در زندگی پیچیدهء اجتماعی امروز،بدون بصیرت نمی شود حرکت کرد. جوانها
باید فکر کنند،بیندیشند،بصیرت خودشان را افزایش دهند.معلمان روحانی،
متعهدان موجود در جامعهء ما،از اهل سواد و فرهنگ،از دانشگاهی و حوزوی باید
به مسألهء بصیرت اهمیّت بدهند؛بصیرت در هدف،بصیرت در وسیله،بصیرت در شناخت
دشمن،بصیرت در شناخت موانع راه،بصیرت در شناخت راه های جلوگیری از این
موانع و برداشتن این موانع.این بصیرت ها لازم است»(همان،۱۵/۰۷/۱۳۸۸).

از
نظر رهبر انقلاب اسلامی،مبنای کار جامعهء اسلامی بر تأمل،تدبّر،اندیشیدن و
جوانب امور را دیدن است (همان، ۰۲/۰۲/۱۳۷۷)و کسی که عقل خود را به کار نمی
گیرد، نه تنها به بصیرت نمی رسد،بلکه گمراه می شود و در تشخیص مصادیق
عدالت به بیراهه می رود:«اگر عقل و خرد در تشخیص مصادیق عدالت به کار
گرفته نشود،انسان به گمراهی و اشتباه دچار می شود؛خیال می کند چیزهایی
عدالت است؛در حالی که نیست و چیزهایی را هم که عدالت است،گاهی نمی بیند»
(همان،۰۸/۰۶/۱۳۸۴).

مبانی بصیرت،لزوما منحصر در موارد چهارگانهء طرح
شده نیست و می توان مبانی دیگری را نیز به این مبانی افزود.امّا از آنجا
که بررسی و تحقیق بیشتر پیرامون این مسأله، نتایجی فراتر از گنجایش یک
مقاله را دارد،لذا به مهم ترین مبانی آن اکتفا گردید.

نتیجه گیری

قرآن
کریم از آن رو مبنای بصیرت است که کتاب نور،هدایت،تبیان کلّ شی ء و کتاب
بصائر است.نیز از آنجا که به محکم ترین و استوارترین راهها هدایت می کند،در
پرتو این نور ،چشم دل بینا می گردد.

جامعه اسلامی برای رسیدن به
تکامل حقیقی باید رفتارش با بصیرت باشد.جبهه های معارض با اندیشه های دینی و
ولایت فقیه ،از داخل و خارج،فکر اسلامی و توده مردم را نشانه گرفته و باعث
تولید شبهه و درهم رختن معیارهای حق و باطل می گردد.که در چپنین وضعیتی
،بصیرت ،عامل مهم گذر از آشوبها و فتنه ها می باشد.

عبور از فتنه ها
وپیروی از رهبری امری سطحی نیست،بلکه درک راه و قصد و هدف عالی ایشان و در
مسیر آن راه قرار گرفتن است. با توجه به تحولات سیاسی اجتماعی امروز جهان
اسلام و از جمله ایران اسلامی، یکی از مهم ترین مسائل جامعهء ما مسألهء
بصیرت است.با آنکه رهبر معظم انقلاب اسلامی؛حضرت آیة اللّه خامنه ای مد
ظله العالی بارها در سخنرانی ها و خطبه های جمعه و دیدارهایشان بر ضرورت
کسب بصیرت تأکید کرده اند،مطالعات و تحقیقات شایسته ای در ابعاد گوناگون
این مسأله صورت نگرفته است.

بر این اساس با توجه به نقش،جایگاه،اهمیت
و ضرورت بصیرت و خلأ تحقیقاتی دربارهء آن،در این مقاله در پاسخ به این
سؤال که مهم ترین مبانی و اصول بصیرت کدامند.از راه درون دینی؛یعنی تحلیل
آیات و روایات و نیز با بهره گیری از اندیشهء مقام معظم رهبری معلوم می
گردد که بصیرت،بر پنج مبنای اساسی قرآن کریم، تقوا،ولایتمداری و تفکّر
عاقلانه و تحلیل استدلال عادلانه استوار است.



ایران مارک ” یا”مارک ایران”چیست؟

درشئون مختلف نظام اطلاع رسانی کشور پراکندگی مشخصی حاکم است.یکی از
عوامل موثردر این ناهماهنگی، نبود الگویی واحدبرای ذخیره اطلاعات کتاب
شناختی بر روی رسانه های جدید ازاطلاع رسانی همچون کامپیوتر در سطح ملی
است.کشورهای پیشرفته از سالها پیش و کشورهای در حال توسعه طی دهه اخیر،هر
یک الگویی ملی را برای خود طراحی و مورد استفاده قرار داده اند،در ایران
نیز,پیش نویس الگویی تحت عنوان”مارک ایران” توسط کتابخانه ملی با اقتباس از
الگویی به نام “یونی مارک” و “ایران مارک” توسط مراکز اطلاعات و مدارک
علمی ایران با اقتباس از الگویی به نام “یو.اس. مارک” که در کتابخانه کنگره
مورد استفاده قرار گرفته ،تدوین شده است. این مقاله مروری است بر شرایط
فعلی حاکم بر مراکز اطلاعاتی کشور و تشریح دلایل لزوم استفاده از یک الگوی
ملی و در پایان به تشریح” وضعیت نشرو پخش و غیره” در مارک ایران پرداخته می
شود.

مقدمه:

روند روزافزون تولید اطلاعات در جهان و ضرورت
کنترل حجم عظیم اطلاعات از سوی کتابخانه ها و مراکز کتابشناختی در سراسر
جهان ،مدت زمانی است که این گونه موسسات را به چاره اندیشی واداشته است. از
سوی دیگر،گسترش ارتباطات،باعث گشترش هر چه بیشتر و وسیع تر انتقال اطلاعات
شده و این امر به نوبه خود سبب شده است که اطلاعات مشترکی در بسیاری از
نقاط جهان به وجود آید.چگونگی کنترل این اطلاعات مشترک،کتابخانه ها و مراکز
کتابشناختی و اطلاع رسانی را از بسیاری جهات به یک دیگر نزدیک ساخته
است.به همین دلیل ، امروزه تبادل اطلاعات کتابشناختی بین کتابخانه ها ی
مختلف ،خواه درون یک کشور، خواه در میان کشورهای گوناگون از اهمیت به سزایی
برخوردار است.کتابداری که می خواهد با

مارک (MARC:

Machine Readable Cataloging):

نظامی
که نخستین بار در امریکا توسط کتابخانه کنگره به وجود آمد تا سازماندهی و
اشاعه اطلاعات کتابشناختی ماشینی برای ثبت در کتابشناسی های ملی یا محلی را
به منظور دبیزش،میسر سازد.در واقع شناسه های مارک امریکایی(USMARC) و
مارک انگلیس (UKMARC) مبتنی بر قواعد فهرستنویسی انگلو امریکن است و
اطلاعات مو ضوعی آن شامل شماره ها ی رده بند ی کتا بخانه کنگر ه و سر
عنوانهای موضوعی کنگره می باشد.(سلطانی وراستین،۱۳۷۹)در این جا به دلیل
مرتبط بودن مارک ایران با مارک امریکا و یونی مارک به شرح هر یک آنها
پرداخته می شود:

مارک امریکا (USMARC):

بررسی برای ماشینی
کردن فهرستنویسی در کتابخانه کنگره از اواخر دهه ۱۹۵۰ آغاز شد .به همین
دلیل کتابخانه از شورای منابع کتابخانهامریکا درخواست بودجه برای این
تحقیق کرد. در این اثنا سازمان کتابشناسی ملی انگلستان(BNB)نیز نسبت به
شرکت در این طرح اظهار علاقه کرد ولذابا استفاده از تجارب گذشته برنامه
مارک۲را آغازبه کار کردکه در آن بسیاری از کارمندان کتابخانه نیز شرکت
داشتند.قرارشد ساختار پیکره”مارک۲” قادر باشد اطلاعات کتابشناختی کلیه مواد
کتابخانه ای و مشخصات وابسته مثل نام ، موضوع ،ارجاعها و غیره را در
برگیرد. بعلت عظیم بودن برنامه،قرار شد برای زودتر رسیدن به مقصود،مواد
کتابخانه ای تک تک مورد بررسی قرار گیرد. ابتدا “کتاب”در نظر گرفته شد. در
سال۱۹۶۷طی همایش دیگری،پیکره”مارک ۲” مورد بررسی قرار گرفت. در ژوین
۱۹۶۸کتابخانه کنگره ۵۰هزار کتاب به زبان انگلیسی را از طریق رکوردهای قابل
خواندن با ماشین ارایه داده بود.گزارش این پروژه در سال ۱۹۶۸داده شد. در
سال۱۹۶۹باکمک انجمن کتابداران آمریکا اولین دستنامه مارک Marc manual منتشر
شد.کتابخانه کنگره اکنون نه تنها برای همهءکتابخانه ای بلکه برای همهءآنها
به زبانهای مختلف حتی زبانهای غیر رومنی پیکرههای لازم را طرح ریزی کرده
است.(سلطانی،راستین،۱۳۷۹)

یونی مارک(UniMarc) :

فهرست جهانی
قابل خواندن با ماشین که زیر نظر گروه کار ایفلا استاندارد شده است.یونی
مارک،شماره ها،نشانگرهاو فیلدهای فرعی را در ضبط کتابشناختی قابل خواندن با
ماشین مشخص می نماید.هدف اولیه آن سهولت مبادله بین المللی داده های
کتابشناختی قابل خواندن با ماشین در موسسات کتابشناختی ملی است.(سلطانی و
راستین،۱۳۷۹)

علل پدید آمدن مارک های مختلف:

چون شرایط
کتابشناختی در انتشارات همه کشورها یکسان نیست و به تبع آن ، فهرستنویسی
کشورهای مختلف ،متفاوت است و نیز، به دلیل وجود خطوط و زبان های مختلف، نمی
توان از قالب مارک یکسانی برای تبادل اطلاعات در جهان استفاده کرد.

از
جمله آنکه دلیل این که قواعد فهرستنویسی توصیفی و فهرستنویسی موضوعی آلمان
با قواعد مشابه در کشورهای دیگر متفاوت است مارک کشور آلمان نیز منحصر به
فرد است. تاثیر قواعد فهرستنویسی بر پیدایش مارک های مختلف به اندازه ای
است که حتی مارک کتابخانه کنگره آمریکا و مارک کتابشناسی ملی بریتانیا که
هر دو بر مبنای قواعد فهرستنویسی انگلو امریکن به وجود آمده اند به دلیل
تفاوت های میان ویراست آمریکایی و ویراست انگلیسی این مجموعه قواعد، با یک
دیگر سازگار نیستند(Long,۱۹۸۴).

در قالب مارک ژاپن و مارک چین چند
فیلد جدید برای داده هایی که به زبان های خاص این کشورها هستند به وجود
آمده است. در کشورهایی که بیش از یک زبان رسمی دارند فیلدها و/ یا فیلدهای
فرعی باید به اطلاعات به زبان های متفاوتی که در این کشورها به کار می روند
اختصاص یابند. در قالب مارک کانادا که بر پایه مارک ایالات متحده ساخته
شده امکاناتی فراهم شده است که توسط آن ها می توان داده های فیلدهای مشخصی
را بر حسب نیاز،به یکی از دو زبان رسمی این کشور ،یعنی انگلیسی و فرانسه
بازیابی نمود(Hagler and Simmons, ۱۹۸۲).

در کشورهایی مانند چین و
ژاپن که الفبایی بسیار گسترده دارند مجموعه نویسه ها و کدهای متفاوتی باید
به کار رود که این نیز به نوبه خود باعث شده است مارک های این دو کشور با
سایر مارک ها تفاوت های چشمگیر داشته باشند.

بنابراین ملاحظه می شود
که هر کشور برای انجام امور فهرستنویسی خود به قالب مارکی نیاز دارد که
برای احتیاجات خاص آن کشور طراحی شده باشد. از این رو ، برای تبادل اطلاعات
کتابشناختی و فهرستنویسی با کشورهای دیگری که آنها نیز به دلایل بالا
،دارای قالب خاص خود هستند به قالب دیگری با ویژگی های مشترک نیاز است.

هدف و دامنه مارک ایران:

هدف
اصلی مارک ایران تسهیل تبادل داده های کتابشناختی ماشین خوان سازمانها در
سطح ملی و بین المللی است. مارک ایران همچنین میتواند به عنوان الگویی برای
طراحی فرمتهای داخلی جهت ذخیره و بازیابی اطلاعات کتابشناختی ماشین خوان
مورد استفاده قرار گیرد.مارک ایران محتوا نماهای لازم را (مانند شماره،
نشانگر، فیلدهای فرعی) برای اجزای رکوردهای کتابشناختی ماشین خوان تعیین می
کند و فرمت منطقی و یکنواختی را برای ساختار فیزیکی این رکوردها ارائه می
دهد.

در ویراست نخست مارک ایران، تک نگاشتها تحت پوشش قرار گرفته
اند. در ویراستهای بعدی، فرمت مناسب برای پیایندها و منابع دیداری و
شنیداری ، گرافیکی و الکترونیکی ارائه خواهد شد.

بنابراین مارک ایران فرمتی دربرگیرنده تمامی مدارک کتاب شناختی می باشد.این مدارک شامل انواع:

کتاب: عبارت کتاب یک عبارت عام و کلی است و شامل کتاب ، پایان نامه ، گزارش تحقیقاتی ،مقاله، مجموعه مقالات و… می شود.

مواد آرشیوی: شامل نسخ خطی،آثار باستانی، عتیقه جات، اشیایی که در موزه نگهداری می شوند و…

نقشه: شامل انواع نقشه های جغرافیایی به اشکال مختلف مثل کره، نقشه های برجسته و…

مواد شنیداری: شامل انواع نوارهای کاست،ریل، و… حاوی سخنرانی ، موسیقی،…

مواد دیداری: شامل عکس ، اسلاید، نگاتیو، فیلم های داستانی ومستند و علمی ، کارتون و…

مجلات: شامل هر آنچه که به صورت تناوبی و دوره ای منتشر می شود.

پرونده های کامپیوتری: شامل کلیه فایلهای کامپیوتری حاوی اطلاعات و نرم افزارهای مختلف طراحی شده است.

مثال ۱:

۱۳۶۵ امیرکبیر c$تهران ۲۱۰ # #

نام ناشر “موسسه انتشاراتی امیرکبیر” است و در این جا کوتاه شده است.

مثال ۲:

(چاپخانه حسینی) ۱۳۴۲ بی نا c[$ اهراز]صحیح :اهواز۲۱۰ # #

محل نشر اشتباهااهرازوارد شده است.کتاب ناشر ندارد و فقط نام چاپخانه در روی اثر نوشته شده است.

نمایش رکورد مطابق دستورالعمل ISBD:

اهراز[صحیح:اهواز:بی نا]،۱۳۴۲(چاپخانه حسینی).

نتیجه گیری :

از
مطالب بالا چنین بر می آید که قالب مارک ایران،قالبی فهرستنویسی و
کتابشناختی است.به کارگیری این قالب ایجاب می کند که فهرستنویسان با دیدی
دقیق و وحدت گرایانه به فهرستنویسی کتابخانه ها ی خود نگاه کنند.این
دیددقیق،در دو مورد باید به کار رود :یکی اینکه فهرستنویسان دقیقا و عینا
بررسی کنند که آیا فهرستنویسی کنونی آنها،بدون واسطه کتابدار میز امانت تا
چه اندازه پاسخگوی نیازهای مراجعین است.در واقع میز امانت باید آمارهای
دقیقی در این مورد در اختیار بخش فهرستنویسی قرار دهد.پرسش اساسی این است
که آیا مراجعین ایرانی به وسیله فهرستنویسی که تاکنون برایشان انجام شده
است می توانند بدون کمک به کتابدار میز امانت، جستجوی کتابشناختی موفقی را
انجام دهند؟ هنگامی که مراجع به میز امانت اطلاع می دهد که مطلب مورد نیاز
خود را نمی توانداز طریق برگه دان پیدا کند کتابدار بایدبدقت بررسی کندکه
جستجو چگونه انجام شده و چرا به نتیجه نرسیده است. بطور کلی نیازهای
فهرستنویسی مراجعین ، یا به سخن دیگر ، آن گروه از نیازهایی که قرار است به
وسیله فهرستبرگه ها پاسخ داده شود اما بی پاسخ می ماند باید مرتبا از سوی
میز امانت به بخش فهرستنویسی گزارش شود تا اگر اشکالات ، ناشی از
فهرستنویسی است بررسی شوندوپاسخ مناسب را دریافت دارند.



    ویدیو : مقاله در مورد بصيرت
این مطلب را به اشتراک بگذارید :

a b