شعر«ورودی نجف»

ابیات فارسی و ترکی ایوان با صفای نجف +تصویر

ایوان نجف یکی از شاهکارهای هنر معماری اسلامی است  و آرزو میکنم هر کسی که
تا به حال از نزدیک این ایوان زیبا و حرم حضرت علی علیه السلام را زیارت
نکرده به زودی به این توفیق نائل بشه. 

راستش در اولین سفرها وقتی به ایوان نجف نگاه میکردم متوجه شدم که بعضی از نقاط دستکاری شده.

کاملا مشخص بود که بعضی از نوشته های ایوان با خشت های طلا به نحوی پوشیده شده تا آثار زیر خشت ها به کلی محو بشن.

بعداز پرس و جو متوجه شدم که تغییرات به دستور صدام ملعون و به علت کینه
و نفرت او از ایران و زبان فارسی بوده. ملعون دستور داده بوده تا تمام
ابیات فارسی و ترکی ایوان نجف از محل ایوان خارج و به جای آن خشت های طلا
نصب گردد. تقریبا دوسالی میشه که به دستور حضرت آیت الله سیستانی کار تعمیر
و جایگزینی اشعار شروع و کار آن به ستاد بازسازی عتبات استان خوزستان
واگذار شد. در تصویر زیر که تصویر قبل از بازسازی ایوان محل اشعار فارسی و
ترکی را مشخص کردم و در ادامه میتونید اشعار ایوان را هم مطالعه کنید.

 ایوان نجف

– درتصویر بالا در محل بیضی سیاه رنگ سمت راست ،پس از بازسازی کتیبه ای مزین به بیت زیر نصب گردیده است:

(این کتیبه بالای درب ورودی مقبره علامه حلی نصب گردیده است)

“زایران درگهت را بر در خلدبرین

می‌دهند آواز طبتم فادخلوها خالدین”

کتیبه فارسی ایوان نجف

تصویر کتیبه سمت راست پس از بازسازی

-درتصویر بالا در محل بیضی سیاه رنگ سمت چپ ،پس از بازسازی کتیبه ای مزین به بیت زیر نصب گردیده است:

(این کتیبه بالای درب ورودی مقبره مقدس اردبیلی نصب گردیده است)

“تا نجف شد آفتاب دین و دولت را مقام

خاک آن دارد شرف بر زمزم و بیت‌الحرام”

-درتصویر بالا در محل دو مستطیل
آبی رنگ که در دو طرف درب ورودی حرم حضرت علی علیه السلام واقع شده ،پس از
بازسازی کتیبه ای مزین به یک قصیده فارسی که سروده عرفی شیرازی میباشد، 
نصب گردیده است.

(این کتیبه کلا از خشت های طلا بوده و خواندن آن به سهولت امکان پذیر نیست )

سروده عرفی شیرازی:

اين بارگاه کيست که گويند بي هراس

کاي اوج عرش سطح حضيض ترامماس

منقار بند کرده ز سستي هزار جا

تا اولين دريچه آن طاير قياس

آورده گوشوار مرصع بهديه عرش

کز وي علوشان بستاند بالتماس

ني سايه اش لباس ببر کرده از علو

ني کرده نور مهر زر اندوديش لباس

از بسکه نور بارد ازو در حواليش

خورشيد روشني کند از سايه اقتباس

گر بشنود نسيم هواي حريم او

بر مغز نوبهار هجوم آورد عطاس

گفت آسمان مرا که بگو اين چه منظور است

کز رفعتش نه وهم نشان داد و نه قياس

گفتم که عرش نيست زجاج است و لب گزيد

گفتا نعوذبالله از اين طبع دون اساس

شرمي بکن چه عرش، چه کرسي ، نه بارها

گفتم بصرفه حرف زن اي پايه ناشناس

اين قصر جاه واسطه آفرينش است

يعني علي، جهان معاني، امام ناس

آنجا که لطف او عمل کيميا کند

زر دارد التماس طلائيت از نحاس

معجوني از بلاهت خصم و شعور اوست

کيفيتي که کرده قضا نام آن نعاس

اي از شميم جعد عروسان خلق تو

پيچيده در مشام نسيم صبا عطاس

نه اطلس فلک نشود عطف دامنش

برقد کبرياي تو دوزند اگر لباس

دشمن چو يافت حزم ترا گفت بازحل

چون بخت من بخواب که فارغ شدي ز پاس

باصيقل ضمير تو چون عکس آينه

مرئي شود ز ظل بدن ، صورت حواس

ليل و نهار نسبتشان منعکس شود

گر مه ضيا کند ز ضمير تو اقتباس

زلفين مهوشان نپذيرند صيد دل

عفو تو عام سازد اگر منع احتباس

حفظ تو گرنداي امان در دهد به بحر

شايد که سطح آب شود شعله را مماس

گرمابه جهان جلال ترا بود

از مهر و ماه جام وز هفتم سپهر طاس

جاه ترا سپهر سمندي بود که هست

از آفتاب شعشعه در گردنش قطاس

شاها منم که چون فرس طبع زين کنم

گيرد بدوش غاشيه عجز ، بو فراس

فرماندهي نداشته چون من جهان نظم

اين حرف با ظهير توان گفت بي هراس

طرز کلام غير کجا وين روش کجا

نسناس را کسي نشمارد ز نوع ناس

درشعر من چه کار کند ناخن حسود

بس فارغ است خوشه پروين ز جورداس

نظم حسود و شعر مرا در ميان بود

بعدي که واقع است ميان اميد و يأس

عرفي بس است بيهده بهر دعا بر آر

نزد خداي جل و علا دست التماس

لبريز باد جام حيات موافقت

تا هست گرم دوره اين واژگونه طاس

بي خوشه باد کشت مراد مخالفت

چندانکه دانه آرد شود در دهان آس


درتصویر بالا از فلش قرمز رنگ سمت راست تا فلش قرمز رنگ سمت چپ کتیبه ای
افقی مشهود است ، که پس از بازسازی کتیبه ای مزین به اشعار ترکی
نصب گردیده است.
اين
شعر تركي سروده شده به سفارش نادر شاه٬ با آب طلا و شنگرف نوشته شده و بر
سردر ورودي٬ در بالاي ايوان حرم حضرت علي (ع) در نجف نصب شده است. سراينده
شعر٬ شاعر و رياضيدان ميرزا عبدالرزاق تبريزي جهانشاهي متخلص به نشئه و يا
نشاء است كه از احفاد سلطان جهانشاه قاراقويونلو٬ برجسته ترين حاكم دولت
تركي- قاراقويونلو مي باشد. در باره وي در منابع گوناگون ملاحظات و اطلاعات
فراواني وجود دارد. نسخه هايي چند از ديوان تركي وي در مراكز مختلف٬
تبريز٬ استانبول٬ تهران و … موجود است.

تاريخ
مطلا ساختن روضه متبركه حضرت علي(ع) كه حسب الامر بزبان تركي گفته شده
است. (بويروق اوزره توركجه سؤيله‌نه‌ن٬ ايديز علي(ع) نين قوتسال ياتيرينين
قيزيلا توتولما ايلايگونو. م.ب)

تصویر زیر کتیبه ترکی را پس از بازسازی نشان میدهد

 

شعر ترکی ایوان نجف

شعر ترکی ایوان نجف

شه جم حشمت دارا درایت،نادیر دوران

که تخت دولت جمشیده وارثدور جهان اوزره

برخشان لعل و عمان اینجوسین وئرمیش خراجینده

گونش تک حکمی نافذ متصل دریا وکان اوزره

چکیلمز کهکشانین یایی تک نقاش اگر چکسون

مثال قوت بازوی اقبالین کمان اوزره

بلند اقبال اولان اعدالرین هم سربلند ائیلر

مکرر ائیله میش دشمنلرون باشین سنان اوزره

عیار خالص اخلاصین ائدوب دور گون کیمی روشن

قضا جریان ائدوب فرمان کمان عز و شان اوزره

که لازیم دیر علی نین روضه پاکین طلا ائتمک

منور دور مقام مهر دایم آسمان اوزره

زهی نام همایون کیم یازاندا کاتب قدرت

گره ک طغرای بسم الله چکسونلر نشان اوزره

او کوکب کیم که افلاک جلالت ایچره انوارین

سالوب چرخ چهارم تن زمین اوزره زمان اوزره

اولور مرآت دینین صیقلی دولت بو اوزده ن دور

قضا تخت خلافت رسمین ائتمیش دور جهان اوزره

وجود تخت ایچون علت گره ک ناچار چار اولسون

مؤخر علت غایی اولور ظاهر عیان اوزره

سن اول کامل بها،دور گرامی سن که حقینده

دئمیش هر جوهر پر قیمت ناقص کمان اوزره

شها! بی اختیارم مدح شهنشاه دؤورانه

بو یوزده ن دور مکرر ائیله ره م جاری زبان اوزره

دلیل شوکتی بس دور همین نام همایونی

معانی لفظ ده ن ظاهر اولوب لوح بیان اوزره

ده گیل دور کهکشان تسخیر ایچون عزم ایلیوب گویا

کهند همت والاسون آلمیش آسمان اوزره

ائدوب ایجاد ایچون صانع بو شاهنشاه دورانین

حصول مقصدین فرمانینه تژام جهان اوزره

رضا وئردی اونا سلطان روم اسکندر ثانی

که واجب دور دعای دولتی اسلامیان اوزره

زهی شوکت که گر کفارایله عزم ائیله سون رزمه

چکرلر منت شمشیرینی باش اوسته جان اوزره

صلاح دولتینی ایسته یه ن بغداد والی سی

چالوب اتهام ایچون سعی ایله دامانین میان اوزره

او صاحب جاه کیم ذکر ائتسه لر نام گرامی سین

ائدرلر احمد اسماعیلی جاری نشان اوزره

بو خیر امرین مهیا اولدی چون اسباب اتمامی

رضای پادشاه تاج بخش کامران اوزره

زر نابین عیارین ائتدی اؤز اخلاصی تک شاهه

میر نقد جان ایلن معادل امتحان اوزره

ملائک اوله یلر همدست استادان چابک دست

طلادان آسمان ایجاد اولوندی آسمان اوزره

ضریح اوزره منور گنبد خورشید خاصیت

سانورسان قبه یاقوت احمد دور جنان اوزره

گؤیول پرواز ائدوب بیر طوق زرینین خیال ائیلر

که آچمیش بال طاووس بهشتی آشیان اوزره

مؤذن بلبل تسبیح خوان و صحن گول شن دور

قیزیل گول دسته سی گلدسته لر باغ جنان اوزره

تمنای سلاطین دور یوزین سورتمک بو درگاهه

زهی رفعت که ایسته رصدردوشسون آستان اوزره

دئیرکن عقل ظاهر بین منه شول قبه دور گویا

که اولموش دور طلای نابیله زرین جهان اوزره

جوابیم “نشئه” اوله ی مصرع تاریخ اوزره

ادب بیل مهر ساکن دور مطاف انس و جن اوزره



ايوان نجف عجب صفائي دارد

اي كعبه به خود مناز از روي شرف        جايت بنشين كه هر كه جائي دارد
        هرگز نكند واهمه  از روز جزا              هر كس چو علي پشت وپناهي دارد
        ريزد  گنهش  به مثل برگ پائيز              گر زائر  دلخسته  گناهي  دارد
        هرگز  نشود  ديده  او نابينا                    هر كس كه بر اين بقعه نگاهي دارد
        خوشبخت كسيكه اندراين وادي عشق         با  راز و نياز  اشك و آهي دارد
        بي حب علي عبادت نامقبول است             با مهر علي  قدر و بهائي دارد
        هر كس كه نگشت پيرو مكتب او             قطعا تو بدان راه خطايي دارد
        حاجت بطلب هميشه  از شاه نجف            زيرا كه يد گره گشائي دارد
        بروادي رحمتش دو صدبار سلام             مدفون دو سه صد مرد الهي دارد
        از كوفه رسد ناله حيدر بر گوش             زان خانه پر نور كه چاهي دارد
        نوميد  نگردد ز  سراي علوي                هر كس به درش دست گدائي دارد
        يزدي به يقين ز تربت پاك نجف              بر باغ  بهشت طرفه راهي دارد
        رحمت به روان آنكه گفت اين مصرع       ايوان نجف عجب صفائي دارد


    ویدیو : شعر«ورودی نجف»
این مطلب را به اشتراک بگذارید :

a b