درباره نامردی

سری جدید مجموعه جملات قاطی خنده دار

بعضیا زن میگیرن واسه طلاق دادن ، اینا همونان که طلاق میدن واسه زن گرفتن !

 اینا که تو انتخابات رای ندادن ولی الان دارن هوار
میکشن و مچکریم مچکریم میکنن همونایی هستن که روزه نمیگیرن ولی سر سفره
افطار دو لپی می لنبونن ! * اینایی که تا یه چیزی میشه میگن “شِت” […]

رتبه دهی
سری سوم اس ام اس خنده دار مهر ۹۲

 سرویس “اس ام اس ” و سرویس ” اس ام اس خنده دار”

sms funn2 سری سوم اس ام اس خنده دار مهر ۹۲

بعضیا زن میگیرن واسه طلاق دادن ، اینا همونان که طلاق میدن واسه زن گرفتن !

در ادامه مطلب

اینا که تو انتخابات رای ندادن ولی الان دارن هوار
میکشن و مچکریم مچکریم میکنن همونایی هستن که روزه نمیگیرن ولی سر سفره
افطار دو لپی می لنبونن !

*************************

اینایی که تا یه چیزی میشه میگن “شِت” همونایی هستن که تا چند وقت پیش وقتی یه چیزی میشد میگفتن “دَدَم وای”
*************************

اونایی که میگن ما میریم فیسبوک فقط واسه تبادل اطلاعات همونایی هستن که میرن تایلند واسه دیدن مناظر طبیعی !
*************************

اینایی که وقتی شوهر می کنن کلاس میزارن میگن فلان چیزو
بخورم پوستم خراب میشه و فلان چیزو باید بخورم تا فلان نشه همونایی هستن که
زمان مجردی صورتشون از شدت جوش شبیه آسفالت جاده های بیابانهای کالاهاری
بوده !
*************************

اینایی که میگن حاضریم تمام زندگیمونو بدیم برگردیم به دوران درس و مدرسه همونایی هستن که خودشونو میزدن به مریضی که نرن مدرسه !
*************************

اونایی که هرچی روی مانیتور میاد فقط اوکی می کنن همونایی هستن که وقتی حرف میزنی سرشونو تند تند به علامت تصدیق تکون میدن !
اینا کلا مغز ندارن …
*************************

این دخترایی که منتظرن یکی با اسب سفید بیاد ببرتشون همونایی هستند که اگه بترشن به خر سیاه هم رضایت میدن !
اینارو اذیت نکنید چون دیگه چیزی برای از دست دادن ندارن …
*************************

اینایی که وقتی میرن پارک لپتاپشون رو میبرن میشینن فیلم میبینن همونایی هستن که تو پذیرایی خونشون فوتبال بازی میکنن !
*************************

اینایی که به اینترنت اکسپلورر احترام نمیزارن همونان که پس فردا بچه هاشون میبرنشون خونه سالمندان !

*************************

ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺭُﮊ ﻟﺐ ﺭﻭ ﻣﯿﮑﺸﻦ ﺑﺎﻻﯼ لبشون ، ﺷﻮﻫﺮاشون ﻫﻤﻮﻧﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﺷﻠﻮﺍﺭﺷﻮنو ﻣﯿﮑﺸﻦ ﺗﺎ ﺑﺎﻻﯼ ﺷﮑﻤﺸﻮﻥ !
*************************

این پسرایی که یه روز بعد از دوستی به مخاطب خاصشون میگن خانومم دقیقا همونایین که روز اول مهدکودک به خانم مربی میگفتن خاله …
اینا کلا زود فامیل میشن !!!
*************************

معمولا اون دسته از آدمایی که هندونه زیر بغلت میزارن همونایی هستن که پوست موزَم زیر پات میندازن کثافطا !
*************************

بعضیا یه ژنی دارن که باعث میشه دری که باز میکنن نبندن مثلا در اتاق ، کشو ، کمد ، شامپو ، خمیر ریش ، خمیر دندون …
اینا یه گروه ازونایی هستن که خیلی رو اعصابن و باید از پِلک آویزنشون کرد !
*************************

این دخترایی که با یه نم بارون “بوت” میپوشن هموناییَن که تو حراج ۷۰درصد پارسال خریدن و تا الان لحظه شماری کردن که زودتر بپوشن !

*************************

اینایی که رژیم سخت میگیرن و خودشونو تیکه تیکه میکنن و
یک عالمه لاغر میشن بعد که ازشون سوال میکنی “چیکار کردی انقد لاغر شدی ؟”
میگن هیچی همینطوری ، اینا همونایی هستن که تو مدرسه خر میزدن میگفتن هیچی
نخوندیم و بعد از ریشه یابی همونایی هستن که دمپایی توالتو خیس میکنن !!!

*************************

آﺩﻣﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺗﺎﺑﺴﺘﻮﻥ ﺳﺮﻣﺎ ﻣﻴﺨﻮﺭﻥ :
ﻫﻤﻮﻧﺎﻳﻴﻦ ﮐﻪ ﻣﻴﺨﻮﺍﻥ ﺑﺮﻥ ﻋﺮﻭﺳﻲ ﮐﻔﺘﺮ گند میزنه به لباسشون …
ﻣﻴﺮﻥ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﺁﺏ ﻗﻄﻊ ﻣﻴﺸﻪ …
ﻣﻴﺮﻥ ﺣﻤﻮﻡ ﺑﺮﻗﺎ ﻣﻴﺮﻩ …
ﻣﺎﺷﻴﻨﺸﻮﻧﻮ ﻣﻴﺒﺮﻥ ﮐﺎﺭﻭﺍﺵ ﺑﻌﺪﺵ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﻣﻴﺎﺩ …
ﺩﻻﺭ ﻭ ﻃﻼ ﺑﺨﺮﻥ ﺍﺭﺯﻭﻥ ﻣﻴﺸﻪ ﺑﻌﺪ ﺗﺎ ﻓﺮﻭﺧﺘﻦ ۴ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﻴﺸﻪ …
ﺭﻭﺯﻱ ﮐﻪ ﺭﻳﻤﻠﺸﻮﻥ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﺎﺷﻪ ﺣﺘﻤﺎ ﮔﺮﻳﻪ ﺷﻮﻥ ﺩﺭﻣﻴﺎﺩ …
ﺭﻭﺯﻱ ﮐﻪ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﻣﻴﺎﺩ …
کلا به اینا دست نزنید چون خیلی داغونن !!!



نا رفیق!!!

نيمه شب آواره و بي حس و حال در سرم سوداي جامي بي زوال

پرسه اي آغاز کرديم در خيال دل به ياد آورد ايام وصال

 

از جدايي يک دو سالي مي گذشت يک دو سال از عمررفت و بر نگشت

 

دل به ياد آورد اول بار را خاطرات اولين ديدار را

 

آن نظر بازي آن اسرار را آن دو چشم مست آهو وار را

 

همچو رازي مبهم و سر بسته بود

 

چون من از تکرار او هم خسته بود

 

آمد و هم آشيان شد با من او همنشين و هم زبان شد با من او

 

خسته جان بودم که جان شد با من او ناتوان بود و توان شد با من او

 

دامنش شد خوابگاه خستگي اينچنين آغاز شد دلبستگي

 

واي از آن شب زنده داري تا سحر

 

واي از آن عمري که با او شد بسر

 

مست او بودم ز دنيا بي خبر دم به دم اين عشق مي شد بيشتر

 

آمد و در خلوتم دمساز شد گفتگوها بين ما آغاز شد

 

گفتمش در عشق پا بر جاست دل گر گشايي چشم دل زيباستدل

 

گر تو زورق بان شوي درياست دل بي تو شام بي فرداست

 

دل دل ز عشق روي تو حيران شده در پي عشق تو سر گردان شده

 

گفت در عشقت وفادارم بدان من تو را بس دوست مي دارم بدان

 

شوق وصلت را بسر دارم بدان چون تويي مخمور خمارم بدان

 

با تو شادي مي شود غم هاي من با تو زيبا مي شود فرداي من

 

گفتمش عشقت به دل افزون شده دل ز جادوي رخت افسون شده

 

جز تو هر يادي به دل مدفون شده عالم از زيباييت مجنون شده

 

بر لبم بگذاشت لب يعني خموش طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش

 

در سرم جز عشق او سودا نبود بهر کس جز او در اين دل جا نبود

 

ديده جز بر روي او بينا نبود همچو عشق من هيچ گل زيبا نبود

 

خوبي او شهره ي آفاق بود در نجابت در نکويي طاق بود

 

روزگار اما وفا با ما نداشت طاقت خوشبختي ما را نداشت

 

پيش پاي عشق ما سنگي گذاشت بي گمان از مرگ ما پروا نداشت

 

آخر اين قصه هجران بود و بس حسرت و رنج فراوان بود و بس

 

يار ما را از جدايي غم نبود در غمش مجنون و عاشق کم نبود

 

بر سر پيمان خود محکم نبود سهم من از عشق جز ماتم نبود

 

با من ديوانه پيمان ساده بست ساده هم آن عهد و پيمان را شکست

 

بي خبر پيمان ياري را گسست اين خبر ناگاه پشتم را شکست

 

آن کبوتر عاقبت از بند رست رفت و با دلدار ديگر عهد بست

 

با که گويم او که هم خون من است خصم جان و تشنه ي خون من است

 

بخت بد بين وصل او قسمت نشد اين گدا مشمول آن رحمت نشد

 

آن طلا حاصل به اين قيمت نشد

 

عاشقان را خوشدلي تقدير نيست با چنين تقدير بد تدبير نيست

 

از غمش با دود و دم همدم شدم باده نوش غصه ي او من شدم

 

مست و مخمور و خراب از غم شدم ذره ذره آب گشتم کم شدم

 

آخر آتش زد دل ديوانه را سوخت بي پروا پر پروانه را

 

عشق من از من گذشتي خوش گذر بعد از اين حتي تو اسمم را نبر

 

خاطراتم را تو بيرون کن ز سر ديشب از کف رفت فردا را نگر

 

آخر اين يکبار از من بشنو پند بر من و بر روزگارم دل مبند

 

عاشقي را دير فهميدي چه سود عشق ديرين گسسته تار و پود

 

گرچه آب رفته باز آيد به رود ماهي بيچاره اما مرده بود

 

بعد از اين هم آشيانت هر کس است باش با او ياد تو ما را بس است



    ویدیو : درباره نامردی
این مطلب را به اشتراک بگذارید :

a b