تحقيق درباره شبكه هاي توزيع

تحقیق در مورد آشنايي با انواع شبكه هاي توزيع

) آشنايي با انواع شبكه هاي توزيع

براي توضيح بحث شبكه هاي توزيع مناسب است مختصرا مقدمه اي را بيان
نماييم امروزه به علت بالا بودن مقدار انرژي الكتريكي مصرفي و فاصله توليد
اين انرژي كه به دلايل متعدد( رعايت محيط زيست و وجود منبع كافي آب و
نزديكتر بودن به جاده هاي بين المللي جهت حمل مواد سوختي و وجود زمين مناسب
براي نصب تاسيسات سنگين نيروگاههاي حرارتي) در خارج از شهرها با فاصله اي
نسبتا زياد ايجاد و الزاما از اين فاصله انتقال انرژي الكتريكي زياد به
نقاط دور دست به خاطر مقاومت هاديها نياز به افزايش ولتاژ و سپس نزديك مصرف
كننده ها به علت نياز به ولتاژ فشار ضعيف مجددا احتياج به كاهش ولتاژ
مي‌باشد.

لذا انتخاب ولتاژ و توزيع انتقال و توزيع متناسب با ميزان بار (انرژي) و
فاصله ي انتقال اين انرژي تا محل مصرف انجام مي گيرد و طراحي پستهاي
انتقال و توزيع و سپس ساخت و نصب و بهره برداري آغاز مي گردد.

۱- بحث پخش انرژي الكتريكي (توزيع) DISTRIBUTION و ارائه انواع شبكه هاي توزيع مطلب اين پروژه مي باشد.

براي پخش انرژي بطور كلي چهار گروه اصلي هادي توزيع انرژي مي شناسيم.

۱-۱) سيمهاي با روپوش عايقي كه تا ولتاژ ۱۰۰۰ ولت درجه عايقي آن مي باشد در ساختمانها بيشتر استفاده مي شود.

۲-۱) سيمهاي با روپوش عايقي براي ولتاژهاي تا ۱۰۰۰ ولت براي رساندن انرژي برق به مصرف كننده‌هاي متحرك و سيار استفاده مي گردد.

۳-۱) كابلهاي روپوش دار روغني و خشك با تحمل درجه عايقي براي ۱۰۰۰ تا
ولتاژهاي بالاتر براي استقرار در زير زمين و كانالها يا زير آب براي هدايت
انرژي فشار ضعيف تا فشار قوي.

۴-۱) هاديهاي بدون روپوش مسي و آلومينيومي باي انتقال يا توزيع انرژي
فشار ضعيف ۳۸۰ ولت تا ولتاژهاي فشار قوي بالا تا ۷۵۰ كيلو ولت مي باشد.

لازم به ذكر است كه انتخاب هر يك از چهار گروه مذكور براي پخش يا انتقال
انرژي بستگي به ميزان انرژي و فاصله محل توليد تا مصرف و ولتاژ انتخابي و
شرايط محلي و نوع مصرف كننده مي باشد.

شبكه هاي با ولتاژ تا ۱۰۰۰ ولت را فشار ضعيف و از ۱۰۰۰ تا ۶۳ كيلو ولت را فشار متوسط و بالاتر را فشار قوي مي نامند.

۲- ساختمان و كاربرد هاديهاي جريان

بديهي است كه براي هدايت انرژي در شبكه هاي توزيع و انتقال نياز به استفاده از هاديهايي از نوع مس يا آلومينيوم خواهد بود.

اين هاديها داراي مشخصه استقامت مكانيكي – مقاومت مخصوص و مقاطع مختلف مي باشد.

لذا براي انتخاب جنس هادي بايد به نوع خط و شرايط محيطي كه بر روي خط
تاثير خواهد گذاشت توجه داشته و به مهمترين خصائص هادي كه هدايت الكتريكي –
مقاومت مكانيكي- استقامت شيميايي – وزن هادي و مقطع هادي دقت نمائيم.

۳- عايق هاي بكار رفته در پوشش عايقي كابل و ساختمان آنها

براي پوشش عايقي سيمهاي برق غالبا از موادي بنام پلاستيك يا لاستيك و مشتقات آنها در لايه هاي متعدد متناسب با نياز استفاده مي گردد.

در شبكه‌هاي فشار ضعيف بيشتر از كابل (POLIVINIL CHOLORID) PVC

پلي ونييل كلريد و در مواردي كه به نرمش بيشتري نياز باشد از كابلهاي با پوشش لاستيكي استفاده
مي شود.

۴- ساختمان سيمهاي داراي پوشش عايقي

براي سيمهاي با پوشش عايقي كه مناسب نصب روي ديوارها مي باشد و حداكثر
تا مقطع ۱۶ ميليمتر تك رشته براي سيمهاي با پوشش عايقي كه مناسب نصب روي
ديوارها مي باشد و حداكثر تا مقطع ۱۶ ميليمتر تك رشته بيشتر ساخته نمي شود و
براي مقاطع بالاتر از چند سيمه استفاده مي گردد با علامت مشخصه F نمايش
داده مي شوند و براي حمل انرژي به دستگاه هاي متحرك بيشتر از سيمهاي افشان
روپوش دار استفاده مي گردد.

۵- كابلها

در ساختمان كابلها معمولا تا مقطع ۱۶ ميليمتر مربع از تك مفتولي و براي مقاطع بالاتر از چند مفتول (چند سيمه) استفاده مي گردد.

در بين سيمهاي عايق دار و كابلهاي با پوشش پلاستيكي بيشتر عايقهاي آنها
بر مبناي PVC مي باشند لازم به توضيح است كه عايق PVC در حالت خالص براي
عايق بندي اصلا مناسب نبوده و در حرارتهاي معمولي در موقع هدايت انرژي خشك و
حالت نرمش خود را از دست مي دهد. و با اضافه نمودن مواد آلي به اين عايق
مانند PROTODUR پروتودور عايق مناسب و خوبي بدست مي آيد.

الف) كابلهاي پلي اتيلن POLYATHYLEN (PET)

اين نوع كابل در فشار ضعيف موارد استفده بسياردارد و از لحاظ عايقي
داراي خواص خوبي مي باشد. همچنين علاوه بر كابلهاي لاستيكي از ساير عايقها
مانند كائوچوي مصنوعي و ساير عايقهاي صنعتي ديگر استفاده مي گردد.

ب) طرز كار و ساختمان محل اتصال كابل و قطعه اتصالي

در يك شبكه توزيع يا انتقال انرژي به منظور امكان ارتباطات بين تاسيسات
توليد و تبديل و انتقال و توزيع انرژي به يكديگر از لوازمي به نام اتصالات
كه در شبكه هاي كابلي سركابل و مفصل و در هوايي كلمپها و كنكتور معروفند.

بسته به اين تاسيسات در فضاي باز يا بسته و كابلها روغني يا خشك باشند
قطعه ارتباطي متفاوت و همچنين در صورت اين كه سيم تك رشته يا چند غلافه
باشد نوع آن فرق خواهد داشت.

ساختمان قطعه رابط اتصال كابل با ترانس يا كابل با كابل تابعي است از ولتاژ الكتريكي و نوع كابلها كه مي بايست به يكديگر متصل گردند.

۶- پايه هاي خطوط برق

انتقال يا توزيع انرژي از يك پست ترانسفورماتور تا مصرف كننده ها به علت
مسائل اقتصادي و سهولت بهره برداري و رفع عيب تا جاهايي كه مسير باسد بهتر
است به طريق هوايي انجام پذيرد. براي استقرار هاديها نياز به نصب پايه
هايي با اشكال نمونه زير با مصالح متفاوت مانند چوب ساده – چوب اشباع از
مواد كروزوت – تير سيماني – برجهاي فلزي مشبك – پايه هاي فايبر گلاس پايه
هاي فلزي استوانه اي يا شش ضلعي و غيرو ساخته مي شود.

۲-۱- شرايطي كه در هر شبكه توزيع مي بايد مورد توجه قرار گيرد عبارتند از :

۱٫شرط اول جهت تامين انرژي الكتريكي مورد نياز مشتركين اين است كه
شركتهاي برق موظفند به طور دائم در طول شبانه روز آن مقدار قدرتي كه مشترك
درخواست نموده و مومرد توافق قرار گرفته در اختيارش قرار دهند بنابراين در
انتخاب ميزان قدرت و نوع شبكه و سيم كشي و اجراي عمليات آن بايستي دقت
زيادي شود.

  1. شرط دوم جهت تامين انرژي مصرف كننده ها اين است كه وضعيت شبكه ها بايد
    طوري باشد تا در مواقع خرابي يك قسمت از شبكه در تغذيه مصرف كننده ها وقفه
    اي حاصل نشود.
  2. عيب يابي سريع ناشي از عايق بندي (ايزولاسيون) شرط سومي مي باشد كه در
    توزيع انرژي الكتريكي بايستي مورد نظر باشد. شبكه ها بايد طوري باشند كه
    بتوان معايب ناشي از عايق بندي و پاره گي خطوط و ساير معايب را فوري و به
    طور مطمئن پيدا كرده و به سرعت آنها را بر طرف نمود.
  3. با برقراري شرايط بالا، چهارمين شرط انتخاب شبكه ها، شبكه ايست كه مناسبترين و ارزانترين روش توزيع انرژي را در بر داشته باشد.

عدم رعايت موارد فوق سبب مي شود كه اشكالات زيادي در شبكه هاي توزيع
بوجود آيد، از افت ولتاژهاي فوق العاده زيادتر از حد مجاز گرفته تا تلفات
زياد انرژي و از اضافه بار روي ترانسفورماتورها گرفته تا خاموشيهاي طولاني
در سطوح وسيع.

يكي از مزيتهاي انرژي الكتريكي بر ساير انرژي ها سادگي قابليت انتقال و
توزيع آن براي مسافتهاي طولاني مي باشد. تحقق بخشيدن به چنين امري نياز به
وسايلي دارد تا به كمك آنها بتوان انرژي الكتريكي را از يك محل به محل ديگر
انتقال دارد و يا در يك حوزه وسيع توزيع نمود. بدون آنكه هيچگونه خطري
شبكه و عوامل جانبي آن را تهديد نمايد. وسائلي كه مي توان جهت امر فوق از
آنها استفاده نمود دو نوع هستند:

  1. سيم هاي هوايي با متعلقات مربوطه
  2. كابلهاي زميني با متعلقات مربوطه.

انتخاب يكي از دو وسيله فوق به عوامل متعدد بستگي دارد كه پس از جمع
بندي آن عوامل يكي از دو وسيله فوق جهت انتقال و توزيع انتخاب مي شود.
تعدادي از اين عوامل عبارتند از:

۱)مسير خط انتقال(توزيع)

الف- طول مسير : اگر فاصله از پست (يا مركز توليد) تا محل مصرف كم باشد
كابلهاي زميني به سيم كشي هوايي ارجحيت دارد مخصوصا در مواردي كه اين طول
كم با پيچ و خم هاي متوالي همراه باشد. ولي اگر فاصله زياد باشد و مخصوصا
فشار الكتريكي شبكه هم قوي باشد. از سيم كشي هوايي استفاده مي شود.

ب- نوع مسير : در بعضي از نقاط اجبارا از شبكه زميني استفاده مي شود.
مانند حريم باند فرودگاه در بعضي از نقاط ديگر اجبارا از شبكه هوايي
استفاده مي شود مانند حريم عرضي راه آهن.

ج- محدوديت عرضي مسير:

در بسياري از موارد به علت كم بودن عرض مسير و در نتيجه به علت عدم
تامين حريم خوطوط هوايي كابل كشي زميني جايگزين سيم كشي هوايي خواهد شد.
مخصوصا در مورد خطوط ۴۰۰ ولت و ۲۰ كيلو ولت در داخل شهرها و در داخل مجتمع
هاي صنعتي زياد به چشم مي خورد.

۲) ولتاژ خط انتقال

هر اندازه كه ولتاژ خطوط انتقال (يا خطوط ارتباطي پستهاي برقي) قوي تر
باشد سيم كشي هوايي به كابل كشي زميني ارجعيت مي يابد، عموما شبكه هاي فشار
ضعيف را (با توجه به ساير عوامل) از كابلهاي زميتي مي سازند، در شبكه هاي
۲۰كيلو ولت نيز با توجه هب ساير عوامل كابل كشي زميني به چشم مي‌خورد ولي
براي خطوط ۶۳ كيلوولتي به بالا كابل كشي زميني اصولي نمي باشد.

۳) تراكم جمعيت

اگر در محل توزيع و مصرف تراكم جمعيت زياد باشد و بار در كيلومتر مربع
از ۱۰۰۰ كيلو وات به بالا باشد كابل كشي زميني به سيم كشي هوايي برتري
دارد. البته در مورد خيابانهايي كه ساختمانهايشان بهم چسبيده و از دو طبقه
به بالا هستند در هر صورت بايد شبكه هاي از طريق كابل كشي زميني مورد اجراء
و بهره برداري قرار گيرند.

۴) عامل اقتصادي

اگر طراحي مقبول و مناسب باشد كه هم به لحاظ فني از شرايط نسبتا خوبي
برخوردار باشد و هم به لحاظ اقتصادي به بودجه و تامين اعتبار كمتري نيازمند
است. در اين گونه مورد سيم هوايي به كابل زميني برتري دارد. مخصوصا هر
اندازه ولتاژ خط انرژي قويتر باشد اين افزايش قيمت چشمگير تر است، حدودا مي
توان گفت كه در شبكه هاي فشار ضعيف ۳۰۰ ولت هزينه شبكه زميني دو برابر
هزينه شبكه هوايي مي‌شود ولي اين نسبت افزايش در شبكه هاي ۶۳كيلو ولت و
۲۳۰كيلو ولت به ترتيب ۷ و ۱۱ برابر مي‌شود.

۵-كابلها

در ساختمان كابلها معمولا تا مقطع ۱۶ ميليمتر مربع از تك مفتولي و براي مقاطع بالاتر از چند مفتول (چند سيمه) استفاده مي گردد.

در بين سيمهاي عايق دار و كابلهاي با پوشش پلاستيكي بيشتر عايقهاي آنها
بر مبناي PVC مي باشند لازم به توضيح است كه عايق PVC در حالت خالص براي
عايق بندي اصلا مناسب نبوده و در حرارتهاي معمولي در موقع هدايت انرژي خشك و
حالت نرمش خود را از دست مي دهد. و با اضافه نمودن مواد آلي به اين عايق
مانند PROTODUR پروتودور عايق مناسب و خوبي بدست مي آيد.

الف) كابلهاي پلي اتيلن POLYATHYLEN (PET)

اين نوع كابل در فشار ضعيف موارد استفده بسياردارد و از لحاظ عايقي
داراي خواص خوبي مي باشد. همچنين علاوه بر كابلهاي لاستيكي از ساير عايقها
مانند كائوچوي مصنوعي و ساير عايقهاي صنعتي ديگر استفاده مي گردد.

ب) طرز كار و ساختمان محل اتصال كابل و قطعه اتصالي

در يك شبكه توزيع يا انتقال انرژي به منظور امكان ارتباطات بين تاسيسات
توليد و تبديل و انتقال و توزيع انرژي به يكديگر از لوازمي به نام اتصالات
كه در شبكه هاي كابلي سركابل و مفصل و در هوايي كلمپها و كنكتور معروفند.

بسته به اين تاسيسات در فضاي باز يا بسته و كابلها روغني يا خشك باشند
قطعه ارتباطي متفاوت و همچنين در صورت اين كه سيم تك رشته يا چند غلافه
باشد نوع آن فرق خواهد داشت.

ساختمان قطعه رابط اتصال كابل با ترانس يا كابل با كابل تابعي است از ولتاژ الكتريكي و نوع كابلها كه مي بايست به يكديگر متصل گردند.

۶- پايه هاي خطوط برق

انتقال يا توزيع انرژي از يك پست ترانسفورماتور تا مصرف كننده ها به علت
مسائل اقتصادي و سهولت بهره برداري و رفع عيب تا جاهايي كه مسير باسد بهتر
است به طريق هوايي انجام پذيرد. براي استقرار هاديها نياز به نصب پايه
هايي با اشكال نمونه زير با مصالح متفاوت مانند چوب ساده – چوب اشباع از
مواد كروزوت – تير سيماني – برجهاي فلزي مشبك – پايه هاي فايبر گلاس پايه
هاي فلزي استوانه اي يا شش ضلعي و غيرو ساخته مي شود.

 

۲-۱- شرايطي كه در هر شبكه توزيع مي بايد مورد توجه قرار گيرد عبارتند از :

۱٫شرط اول جهت تامين انرژي الكتريكي مورد نياز مشتركين اين است كه
شركتهاي برق موظفند به طور دائم در طول شبانه روز آن مقدار قدرتي كه مشترك
درخواست نموده و مومرد توافق قرار گرفته در اختيارش قرار دهند بنابراين در
انتخاب ميزان قدرت و نوع شبكه و سيم كشي و اجراي عمليات آن بايستي دقت
زيادي شود.

  1. شرط دوم جهت تامين انرژي مصرف كننده ها اين است كه وضعيت شبكه ها بايد
    طوري باشد تا در مواقع خرابي يك قسمت از شبكه در تغذيه مصرف كننده ها وقفه
    اي حاصل نشود.
  2. عيب يابي سريع ناشي از عايق بندي (ايزولاسيون) شرط سومي مي باشد كه در
    توزيع انرژي الكتريكي بايستي مورد نظر باشد. شبكه ها بايد طوري باشند كه
    بتوان معايب ناشي از عايق بندي و پاره گي خطوط و ساير معايب را فوري و به
    طور مطمئن پيدا كرده و به سرعت آنها را بر طرف نمود.
  3. با برقراري شرايط بالا، چهارمين شرط انتخاب شبكه ها، شبكه ايست كه مناسبترين و ارزانترين روش توزيع انرژي را در بر داشته باشد.

عدم رعايت موارد فوق سبب مي شود كه اشكالات زيادي در شبكه هاي توزيع
بوجود آيد، از افت ولتاژهاي فوق العاده زيادتر از حد مجاز گرفته تا تلفات
زياد انرژي و از اضافه بار روي ترانسفورماتورها گرفته تا خاموشيهاي طولاني
در سطوح وسيع.

يكي از مزيتهاي انرژي الكتريكي بر ساير انرژي ها سادگي قابليت انتقال و
توزيع آن براي مسافتهاي طولاني مي باشد. تحقق بخشيدن به چنين امري نياز به
وسايلي دارد تا به كمك آنها بتوان انرژي الكتريكي را از يك محل به محل ديگر
انتقال دارد و يا در يك حوزه وسيع توزيع نمود. بدون آنكه هيچگونه خطري
شبكه و عوامل جانبي آن را تهديد نمايد. وسائلي كه مي توان جهت امر فوق از
آنها استفاده نمود دو نوع هستند:

  1. سيم هاي هوايي با متعلقات مربوطه
  2. كابلهاي زميني با متعلقات مربوطه.

انتخاب يكي از دو وسيله فوق به عوامل متعدد بستگي دارد كه پس از جمع
بندي آن عوامل يكي از دو وسيله فوق جهت انتقال و توزيع انتخاب مي شود.
تعدادي از اين عوامل عبارتند از:

۱)مسير خط انتقال(توزيع)

الف- طول مسير : اگر فاصله از پست (يا مركز توليد) تا محل مصرف كم باشد
كابلهاي زميني به سيم كشي هوايي ارجحيت دارد مخصوصا در مواردي كه اين طول
كم با پيچ و خم هاي متوالي همراه باشد. ولي اگر فاصله زياد باشد و مخصوصا
فشار الكتريكي شبكه هم قوي باشد. از سيم كشي هوايي استفاده مي شود.

ب- نوع مسير : در بعضي از نقاط اجبارا از شبكه زميني استفاده مي شود.
مانند حريم باند فرودگاه در بعضي از نقاط ديگر اجبارا از شبكه هوايي
استفاده مي شود مانند حريم عرضي راه آهن.

ج- محدوديت عرضي مسير:

در بسياري از موارد به علت كم بودن عرض مسير و در نتيجه به علت عدم
تامين حريم خوطوط هوايي كابل كشي زميني جايگزين سيم كشي هوايي خواهد شد.
مخصوصا در مورد خطوط ۴۰۰ ولت و ۲۰ كيلو ولت در داخل شهرها و در داخل مجتمع
هاي صنعتي زياد به چشم مي خورد.

۲) ولتاژ خط انتقال

هر اندازه كه ولتاژ خطوط انتقال (يا خطوط ارتباطي پستهاي برقي) قوي تر
باشد سيم كشي هوايي به كابل كشي زميني ارجعيت مي يابد، عموما شبكه هاي فشار
ضعيف را (با توجه به ساير عوامل) از كابلهاي زميتي مي سازند، در شبكه هاي
۲۰كيلو ولت نيز با توجه هب ساير عوامل كابل كشي زميني به چشم مي‌خورد ولي
براي خطوط ۶۳ كيلوولتي به بالا كابل كشي زميني اصولي نمي باشد.

۳) تراكم جمعيت

اگر در محل توزيع و مصرف تراكم جمعيت زياد باشد و بار در كيلومتر مربع
از ۱۰۰۰ كيلو وات به بالا باشد كابل كشي زميني به سيم كشي هوايي برتري
دارد. البته در مورد خيابانهايي كه ساختمانهايشان بهم چسبيده و از دو طبقه
به بالا هستند در هر صورت بايد شبكه هاي از طريق كابل كشي زميني مورد اجراء
و بهره برداري قرار گيرند.

۴) عامل اقتصادي

اگر طراحي مقبول و مناسب باشد كه هم به لحاظ فني از شرايط نسبتا خوبي
برخوردار باشد و هم به لحاظ اقتصادي به بودجه و تامين اعتبار كمتري نيازمند
است. در اين گونه مورد سيم هوايي به كابل زميني برتري دارد. مخصوصا هر
اندازه ولتاژ خط انرژي قويتر باشد اين افزايش قيمت چشمگير تر است، حدودا مي
توان گفت كه در شبكه هاي فشار ضعيف ۳۰۰ ولت هزينه شبكه زميني دو برابر
هزينه شبكه هوايي مي‌شود ولي اين نسبت افزايش در شبكه هاي ۶۳كيلو ولت و
۲۳۰كيلو ولت به ترتيب ۷ و ۱۱ برابر مي‌شود.

۵) زيبايي محيط

اگر خطوط توزيع نسبت به هم زدن آرايش طبيعي محيط گردد و احيانا خواسته
باشيم ضمن حفظ زيبايي محيط، انرژي الكتريكي را نيز توزيع كرده باشيم، كابل
كشي زميني را انتخاب مي كنيم. مثلا در شهرها به منظور حفظ زيبايي خيابانها
معمولا از شبكه هاي زميني استفاده مي شود.

علاوه بر عوامل فوق، عومال متعدد ديگري نيز وجود دارد كه كابلهاي زميني
را به سيمهاي هوايي و سيمهاي زميني (كابلهاي زميني) تبديل كرده اند. مثل
عوامل جوي، عوامل اطمينان مصرف، عوامل عيب يابي سريع به هنگام اتصال و پاره
گي خطوط. البته كابل كشي زميني داراي مزاياي منحصر به فردي است. به علت
دفن بردن در زير خاك از خطراتي مانند طوفان و يخ زدگي و رعد برق در امان
است. از اين رو تسطيع جريان كمتر پيش مي آيد. اما اگر كابل صدمه ببيند
تعمير و تويض آن مستلزم دقت و هزينه زيادي است. همين اشكال در مورد
انشعابگيري وجود دارد. در صورتيكه گرفتن انشعاب از خطوط هوايي بدن زحمت و
با مخارج كم و با سرعت انجام مي پذيرد. همچنين از نظر اصلاح ظريب قدرت تا
اندازه اي استفاده از شبكه هاي زميني بهتر است.

شبكه هاي هوايي و متعلقات آن

شبكه هاي هوايي و لوازم آن بايد بر اساس خواص الكتريكي و خواص مكانيكي
مورد بررسي و مطالعه قرار گيرند. شبكه از لحاظ خواص الكتريكي مورد بررسي و
مطالعه قرار گيرند. شبكه از لحاظ خواص الكتريكي بايد از شرايطي برخوردار
باشد كه :

۱- قادر به انتقال قدرت مورد نياز باشد.

۲- جهت انتقال يك توان مشخص افت ولتاژ زيادي در آن پديد نيايد.

۳- لوازم شبكه مخصوصا مقره ها متناسب با ولتاژ آن باشد.

۴- فاصله بين هاديهاي ناز متناسب با ولتاژ شبكه از حد معيني كمتر نباشد.

بعد از خواص الكتريكي بايد شرايط مكانيكي شبكه را در نظر گرفت. به عنوان
نمونه پايه ها و سيمها بايد طوري باشند كه در مقابل نيروهاي مختلف وارده
(نيروهاي كششي و عوامل جوي) مقاوم بوده و بتواند مدت زيادي در خدمت شبكه
قرار گيرد و بدون آنكه احتياج به تعميراني داشته باشد. به بيان ديگر، نيروي
كششي وارده به سيمها نبايد از حد مجاز داده شده تجاوز نمايد كه سبب پارگي
آن گردد و احتمالا سبب خوابيدن تير و يا شكستگي آن شود. حداكثر نيروي كششي
براي چند نمونه سيم هوايي عبارتند از :

سيم مسي تك رشته اي معادل ۱۲ كيلو گرم براي هر ميليمتر مربع.

سيم مسي چند رشته اي معادل ۱۹ كيلو گرم براي هر ميليمتر مربع.

سيم آلومينيومي چند رشته اي معادل ۸ كيلو گرم براي هر ميليمتر مربع.

سيم آلومينيومي چند رشته اي معادل ۱۲ كيلو گرم براي هر ميليمتر مربع.

به طور كلي از نظر شرايط مكانيگي شبكه ها بايد طوري طراحي و اجرا شوند
كه براي بدترين حالتهاي احتمالي مقاوم باشند. علاوه بر خواص فوق شبكه هاي
هوايي بايد از لحاظ ايمني محيط و اشخاص تابع قوانين برق منطقه اي
(استاندارد) باشند.

فصل ۲

حريم و ايمني و طريقه اتصال زمين

 

۱-۲- اتصال به زمين

هدف از اتصال زمين تامين حفاظت جاني براي انسانها و حيوانها و همچنين تامين حفاظت دستگاههاي برق در برابر خراب شدن است.

نصب اتصال به زمين داراي روش هاي مختلف مي باشند كه از جمله مي توان
نسبت به حفر چاه اقدام و يا لوله هاي شبكه آب استفاده كرد ولي از آنجا كه
اين دو روش بعلل مختلف با پيشرفت تكنيك صنعت برق همگام نيست روش استفاده از
ميله هاي روكش شده مسي يا مغز فولاد روز به روز جاي خود را بيشتر در صنعت
برق باز مي نمايد.

اتصال زمين را مي توان به دو نوع اتصال زمين الكتريكي و حفاظتي تقسيم نمود .

الف: اتصال زمين الكتريكي :

مانند زمين نمودن مركز فشار در ژنراتور يا ترانس توزيع (ثانويه) كه اين
نوع اتصال زمين براي سيستم برق رساني مورد نياز است اين زمين كردن اولاً به
خاطر كار صحيح دستگاهها و جلوگيري از ازدياد فشار الكتريكي فازهاي سالم
نسبت به زمين در موقع تماس يكي از فازها با زمين مي باشد.

ثانيا اين زمين كردن (ثانويه)، فشار ضعيف، ترانس را در مقابل ولتاژهاي
اضافي كه بر اثر عوامل خارجي بوجود مي آيد حفاظت مي كند زيرا اگر ثانويه
زمين شده باشد در صورت شكست عايقي در ترانس يا قسمتهاي ديگر فشار قوي باعث
مي شود كه فيوزهاي طرف اوليه سوخته و در نتيجه قسمت معيوب مدار از منبع
تغذيه جدا گردد و آسيبي به ترانس وارد نيايد.

فصل ۳

وسایل و تجهیزات مورد نیاز در شبکه

۱-۳) پایه ها:

نظر به اینکه تیرهای مورد استفاده در شبکه تیرهای بتني و چوبی می باشند
نیروهایی بر پیکره یک پایه به اعمال می شوند لذا لازم است اطلاعاتی در مورد
پایه ها ذکر گردد.

  • نیروهای عمودی: ناشی از وزن سیم یا لایه یخ دور سیم، یراق آلات، مقره کنسول و خود پایه
    می باشد.
  • نیروهای افقی: که نزدیک سرپایه، به آن اعمال می شود و بیشتر ناشی از
    کشش سیم، فشار باد و نیروهای ناشی از وزن هادی ها در نتیجه غیر یکنواخت
    بودن فاصله پایه ها از یکدیگر و زاویه انحراف خط است.

پایه مناسب باید کلیه این بارگذاری ها را به راحتی و با اطمینان کامل
تحمل نماید از سوی دیگر، از نظر معماری شهری و زیبایی محیط باید کاربرد
انواع مختلف پایه ها در مناطق روستایی و شهری و در کنار جاده ها براساس
اصولی محکم و با در نظر گرفتن کلیه جنبه های آن انجام شود.

۱-۱-۳) طبقه بندی پایه ها:

۱- پایه های توخطی (عبوری): که همان پایه های میانی در یک خط مستقیم هستند.

۲- پایه های کششی: که بیشتر در نقاط زاویه و انحراف خط نصب می شوند.

۳- پایه های انتهایی خط: کششی یک طرفه.

بدیهی است که محاسبه میزان نیروی شکست تیر و نیز رعایت کمترین قدرت تحمل
پایه مورد نظر، تعیین کننده «کلاس» یا همان «قدرت کششی» پایه ها خواهد
بود. در خطوط توزیع «طول پایه ها» استاندارد بوده و در محدوده مشخص شده ای
قرار می گیرد ولی استحکام آن بستگی به ماده تشکیل دهنده و همچنین ابعاد سطح
مقطع آن دارد.

کلاس پایه چوبی، عددی است که مشخص کننده نیروی شکست تیر براساس کمترین محیط سینه و کمترین قطر سر تیر چوبی است.

در مورد تیرهای بتنی، تعیین قدرت، به مقدار مقاومت پایه بتنی در برابر نیروهای زیر بستگی دارد.

  • نیروی مقاومت نرمال
  • نیروی مقاومت ارتجاعی
  • نیروهای مقاومت نهایی.

پایه های سیمانی، دارای سطح مقطع های مربع، دایره های، چند ضلعی
هستند.پایه های سیمانی، در اثر آب و هوای خشک یا مرطوب، دچار پوسیدگی، آتش
سوزی، زنگ زدگی و خرابی چندانی نمی شوند و بطور معمول نسبت به پایه های
چوبی به تعمیرات کمتری نیاز داشته.

پایه های بتنی را بصورت تو خالی یا لانه زنبوری می سازند تا وزن آنها،
که عیب این نوع پایه هاست، کم شود زیرا سنگینی آنها بخصوص در محلهای
نامناسب یا سطوح شیب دار کوهپایه ها، کار نصب را با شکل مواجه می سازد.
برای تقویت پایه های بتنی مسلح از میلگردهای فولادی آجدار بطور سراسری در
تمام طول استفاده می نمایند. تعداد و قطر بین آرماتورها باید براساس
استاندارد تیرهای بتنی مسلح و پیش تنیده انتخاب و ساخته شوند. برای جلوگیری
از جابجا شدن میلگردها در حین بتن ریزی از سیم های فولادی دیگری بصورت
عمود بر آرماتورهای طولی استفاده می شود. به آنها خاموت گفته می شود.



تحقیق در مورد اطلاعات در مورد تصميم گيري براي مديريت مياني

مقدمه

اين واقعاً يك بخش مقدماتي است. اگر چه علاقه مند به جمع آوري اطلاعات
عادي مديران هستم، اما اخيراً تصميم گرفته ام كه به مراحل اطلاعاتي در
مديران ميان، دقيق تر نگاه كنم. اين مديران نسبت به مديران ارشد متفاوت عمل
مي كنند .تصميم گيران در سطح بالا براي مطالعه سخت است، اما مديران ميانه
كه هر روز تصميمات زيادي مي گيرند مانند درياي ناشناخته ايي هستند كه در
اطراف من هستند و براي تمام زندگي كاريم بوده اند. اگر چه بيشتر مشاهدات در
طول مطالعات من در كتابخانه انگليسي بدست آمده است. تصوير فعاليت مديران
ميانه ديگر از آنهايي كه در كتابخانه بوده اند درست نيست، نسبت به آن چيزي
كه من در جاهاي ديگر مشاهده كرده ام. همچنين ديدگاهها و محاسبات تماماً
براي خودم است و محاسبات كتابخانه بريتانيايي را ارائه نمي دهد.

اين بخش ابتدايي است به خاطر اينكه افكار اوليه مرا ثبت مي كند. اين ها
ممكن است اطلاعات جامع را بوجود آورند اما آنها اتصلاتي براي رد و انكار
هستند. اگر شما مايل باشيد . بعضي از وجوه موضوع را براي مطالعات بعدي
پيشنهاد مي كند. اين افكار، بر پايه يك سري از بررسي هاي نمونه هاي كوچك از
مديران متوسط خواهم شده توسط ديدگاهها در ۳۰ سال قرار گرفته است. اين بخش
اطلاعاتي را توضيح مي دهد كه عادات انواع مديران مياني را كه من با آنها
كار كرده ام و مي شناسم را بيان مي كند. او حداقل يك لايه از مديريت را
داشت كه به او گزارش مي شد. او در عوض با تعداد زيادي از همكاران در همان
سطح مشابه يك مدير ارشد را گزارش مي كرد كه مي تواند يك راهنماي اجرايي
باشد.

سازمان يك سرويس به حساب مي آمد ، اگر چه با حداقل فعاليت هاي توليدي،
يا با داشتن يك بخش بزرگ خدماتي در داخل آن مدير وسطي ما تمايل دارد كه
براي يك بخش بزرگ از فعاليت هاي سازمان مسئول باشد، كارمنداني با ۵۰ تا ۵۰۰
نفر داشته باشد كه تعداد قابل توجهي از آنها فارغ التحصيل شده اند.

در بسياري از كشورها ، اصطلاح اجرايي ، به نظر مي رسد كه به عنوان
معادلي بالاتر براي مدير به كار برود. به طور شخصي من اين مسئله را نديد مي
گيريم ، به خاطر اينكه فهم من از كلمات طوري است كه اجرايي را كسي مي دانم
كه به سمت تعليمات و دستورات مفيد سوق داده مي شود، در حالي كه مدير كسي
است كه اين دستورات را پخش مي كند. و از آنجايي كه همچنين مخالف هستم كه
مكانيك ها را مهندس بنامم و تايپيست ها را منشي ، به طور مشخص من يك مدل
قديمي هستم، و اگر شما بخواهيد مي توانيد اجرايي را به جاي مدير قرار دهيد
(جايگزين كنيد)

بنابر اين ما تصميم داريم كه فعاليت هاي تصميم گيري آنها را بررسي كنيم و
ارتباط آنها را با اطلاعات و مدارك ، ما مي توانيم با اطمينان تصور كنيم
كه مدير مياني ما يك عضو مفيد از سازمان است، شخصي كه ارزش ها را به هر چيز
ي كه در ارتباط با آنهاست ، مي افزايد. او فقط يك مرد مياني بي تحرك نيست ،
بلكه هم جريان اطلاعاتي و هم آزادي عمل در اختيار اوست. اگر ما به اين
مدارك روي ميزش نگاه كنيم ما ممكن است احساس كنيم كه همانطور كه جلو و عقب
مي رود، مدير مشاهده مي شود و قضاوتهاي سخت را نمي گيرد.

اين تصميم گيري شامل اطلاعات منتقل شده مي شود. تصميم بايد با آنهايي كه
براي انجام آن به كار رفته اند، به كار رود. يا اينكه بايد اينطور باشد كه
در مورد تصميم هايي كه هيچ چيزي انجام نمي دهد و يا منتظر نمي مانند كه
ببينند چطور وقايع بوجود مي آيند؟ اين موضوعي نيست كه نياز ب ارتباط داشته
باشد. با تطابق و هماهنگي مثالي اتفاق افتاد وقتي كه من در خانه در حال
نوشتن اين پاراگراف بودم. يكي از كارمندانم تلفن كرد كه اطلاع دهد كه يك
برنامه جنجالي خاص تلويزيون دنبال اجاره بود كه نمايش را در كتابخانه براي
برنامه هاي ارتباط با مجوزها ، به عهده گيرد. او حدس زده بود كه اين ممكن
است ارتباط داشته باشد با نزاعهاي اخير در مورد خصوصيات عقلاني كه براه
روشي كه سيستم عمل مي كند مهم است. بعد از توجهات و جستجوي براي ابزار
همكاران ، او اجازه داده ، اما آنرا به عنوان گزارشي در نظر گرفتند.
مقتدران عمومي حساس هستند.وقتي رسانه شروع به جستجوي كار مي كند و يك دستور
وجود دارد كه من بايد ارتباط داشته باشم، بنابر اين مي توانم تصميم بگيريم
كه آيا به ادارة مطبوعات زنگ بزنم يا نه. مسألة مبهم در تماس تلفني احساسي
بود كه چيزي نياز به انجام دادن دارد كه تضمين كند كه برنامه تغيير نمي
كند كه به براي كتابخانه بسيار مهم باشد، اگر چه فقط چيزي كه انجام مي شد
واضح نبود و او را به من واگذار كرد كه در موردش فكر كنم و در مورد انجام
دادن آن تصميم گيري كنم. اينجا ما اطلاعات ساده ايي داريم كه به مدير مياني
داده مي شود و او را قادر به تصميم گيري مي كند. به هر حال ، اين مسئله
ساده مرا قادر مي سازد كه به سه نكته ديگر هم اشاره كنم. اول اينكه تمام
عمل شامل اطلاعاتي مي شود و نه چيز ديگر. دوم اينكه تمام اينها به صورت
شفهي اتفاق مي افتد. هيچ چيزي نوشته نمي شود و هيچ مدركي نتيجه نمي شود.
سوم اينكه مديريت مياني بعد از اينكه عمل ظاهر شد، بوجود مي آيد. تمام
فعاليت هاي زنجيره ي مديريت و تصميم گيري در حد بالا بوجود نمي آيد. بيشتر
اوقات مدير مياني در تصميم گيري ها و قضاوت و نتايج عظيم تر از وقايع نقش
دارند. به همين دليل بهترين ابزار او تجربه است به عبارت ديگر يادآوري
اطلاعات از حافظه او.



    ویدیو : تحقيق درباره شبكه هاي توزيع
این مطلب را به اشتراک بگذارید :

a b