اشعار درباره مکه

حج در شعر فارسی

ادب پارسی گنجینه سترگ معارف و آموزه های دینی است. شاعران و ادیبان نکته های
بسیاری از فرهنگ دینی برگرفته و در زبان فاخر شعر به گونه ای زیبا و دلپذیر عرضه
کرده اند. در این میان تجلّی حجّ و ابعاد آن در ادب پارسی، از جایگاهی بس والا برخوردار
است.

در شماره های پیشین جلوه هایی از این حضور را در ادب پارسی، در شعر شاعران
پارسی گوی آوردیم و اینک شاعرانی دیگر و تجلّی حج و معارف آن در اشعار آنان:

۲۶ ـ بهاء الدین احمد سلطان ولد: پسر مولانا جلال الدین رومی است او در شهر
لارنده آسیای صغیر متولّد شده و نزد پدرش علوم طریقت و عرفان را آموخته و نیز از شمس
تبریزی، صلاح الدین زرکوب، حسام الدّین چلپی رموز عرفان را آموخته و در ارشاد جای پدرش
را گرفته است. سلطان ولد در ۶۲۳ متولّد شده و در ۷۱۲ درگذشته است. او معتقد است که
وجود عارف خود کعبه است و توصیه می کند که در جوار شیخ ماندن بهتر است از به کعبه
رفتن. به خصوص اگر در حج بویی از ریا باشد.

بگو به حاجی ما حَجَّت ارصواب و رواست ولیکن از بر شیخت سفر به کعبه خطاست
بدان که آب چو نبود تیّممت نیکو است چو آب دست دهد آن تیممم توهباست
مرادت از حج کردن چو ارتضای حق است یقین به خدمت شیخت بدن بهینه رضاست
از این رسی به خدا و از آن به اجر و ثواب ثواب اگر چه بلند است این از آن بالاست
ثواب نیز گهی باشدت که بهر خدا کنی حجی و طوافی که آن بری زریاست…
یقین بدان که نیرزد به حبّه ای آن حج چو پر زرنج وبلا و تهی زگنج ولاست(۱)

وی حاجیان ظاهری را که از فلسفه حج بی خبر و چه بسا از صاحب خانه غافل اند و فقط
به گفته ناصر خسرو، زحمت بادیه را به سیم خریده اند به باد انتقاد می گیرد که:

دیر بود مقام ما شاهد و باده کام ما رو تو به مکّه حاجیا پرس ره مدینه را(۲)

۲۷ ـ امیر خسرو بن امیر سیف الدین محمود دهلوی شاعر فارسی زبان که در دهلی
اقامت داشته و یکی از پیش کسوتان سبک هندی است و در ۷۲۵ ه. ق. درگذشته است. امیر
خسرو در رابطه با حج و کعبه و متعلّقات آن، ضمن طرح حکایاتی آموزنده سخن گفته است.
دهلوی ضمن تعریف و ستایش از ارکان مسلمانی در اهمّیت حج که یکی از پنج رکن اساسی
دین است گفته:

پنج اساس است که ایمانی است هر یک از آن حصن مسلمانی است…
چاره نباشد چو به پاکی تمام زاد حلال و ره بیت الحرام
پیش کن آنگاه به صدق الّطریق بندگی حضرت بیت العتیق
کور نه ای نور صفا را ببین لنگ نه ای راه خدا را ببین…
زاشک ندامت گهر افشان به جیب ترویه ای ده به نجیبان غیب
لیک صفای تو چواز می بود زمزمت از راه صفا کی بود
کوی بتان و دل ظلمت پناه بیت حرامت بس و سنگ سیاه…
در همه سالت نبود این هوس جز به تراویح نخستین و بس…
آن که دوگامی ره سالش بود در ره یک ساله چه حالش بود(۳)

از دو بیت آخر امیر خسرو چنین استنباط می شود که وی معتقد است و توصیه می کند
که حج باید در جوانی انجام شود.

شاعر حاجی را معرفی می کند که در راه حج صرفه نعلین می کند و در همان حال
برهمنی از پوست سینه خود برای رفتن به زیارتِ بت، نعلین می سازد.

کعبه روی دید به صدق و ثبات برهمنی را به ره سومنات
جان زدم شوق سماحت کنان خاک ره سینه مساحت کنان
خستگی سینه به راه دراز از سردل پوست همی کرد باز
گفت بدو عارف خوف و رجا کاین سفر آخر زکجا تا کجا
برهمنش گفت که سالیست بیش کاین ره از این گونه گرفتم به پیش
گفت نیوشنده که چون پای هست سینه چرا داری از اینگونه پست؟
گفت چو دل در ره بت باختم پا به رهش نیز زدل ساختم
ای که زبت کعبه به هندوبری هم ز وی آموز پرستشگری
گیر که تیرش به نشان خطاست هست به تیر کژ خود تیر راست…(۴)

یکی از بزرگترین رموز حج همدلی و همبستگی و اتّحاد بین آحاد ملّت مسلمان است.
این همدلی و فداکاری در راه خدمت به یکدیگر را امیر خسرو در داستانی نشان داده که جمعی
از حاجیان در راه حج از تشنگی جان می سپارند در حالی که آب را به یکدیگر تعارف می کنند:

کعبه روی چند به گرمای تیز تشنه فتادند به دشت حجیز…
دود اجل خاست زهر بندشان بیخودی از پای درافکندشان…
ناگه از اطراف بیابان و دشت ناقه سواری سوی ایشان گذشت…
پیش یکی رفت که این را بگیر چشمه حیوان خور و تشنه ممیر
او طرفی کرد اشارت به یار کوست زمن تشنه تر او را سپار…
بردگران برد چو آن آب سرد آن همه را نیز نماند آبخورد…(۵)

شاعر در آینه سکندری از قول واعظی به فرزندش به نام رکن الدّین الحاجی نصیحت
می کند و می گوید که کعبه واقعی دل توست:

… خدایی که او مکّه و شام کرد تو را حاجی از بهر آن نام کرد
که هر صبح و شامی کنی بی گزاف به پیراهن کعبه دل طواف
حرم نشکنی در مقام وفا گران سنگ باشی چو کوه صفا
چو تو پویه با نفس ابله زنی نه حاجی که اعرابی رهزنی
در کعبه زن تا امانت دهند همان سوی ران تا همانت دهند(۶)

۲۸ ـ اوحدی مراغه ای از شعرای قرن هشتم هجری است که در سال ۷۳۸
درگذشته ه . ق. و در مراغه مدفون است. او در ترکیب بندی اشتیاق زایدالوصف خود را به
زیارت خانه خدا و مرقد حضرت رسول بیان کرده و گفته است: در این راه تدارک آب و نان
و مرکب موجب نگرانی است، در این راه باید از خود و هستی خود دست شست، نخوت
و خودخواهی را از سربدر کرد:

هوس کعبه و آن منزل و آن جاست مرا آرزوی حرم و مکّه و بطحاست مرا
در دل آهنگ حجازاست وزهی یاری بخت گریک آهنگ دراین پرده شود راست مرا…
از خیال حجر الاسود و بوسیدن او آب زمزم همه در عین سویداست مرا…
دلم از حلقه آن خانه مبادا محروم کز جهان نیست جز این مرتبه درخواست مرا
از هوا و هوس خویش جدا باش ای دل خاک آن خانه و آن خانه خدا باش ای دل
عمر بگذشت زتقصیر حذر باید کرد به در کعبه اسلام گذر باید کرد…
گردِ ریگی که از آن زیر قدمها ریزد سرمه وارش همه در دیده سرباید کرد
آب و نان و شتر و راحله تشویش دل است خورد آن مرحله از خون جگر باید کرد
روی چون در سفر کعبه کنند اهل سلوک از خود و هستی خود جمله سفر باید کرد
سر تراشیدن و احرام گفتن سهل است از سر این نخوت بیهوده بدر باید کرد
شرح احرام و وقوف و صفت رمی و طواف با دل خویش به تقریر دگر باید کرد
هر دلی را که زتحقیق سخن بویی هست بشناسد که سخن را به جز این رویی هست
یارب امسال بدان رکن و مقامم برسان کام من دیدن کعبه است به کامم برسان
دولت وصل تو هر چند که خاص است دمی عام گردان و بدان دولت عامم برسان…
گربدان روضه گذارت بودای باد صبا عرضه کن عجز وزمین بوس وسلامم برسان(۷)

اوحدی معتقد است که در حج و اعمال و مناسک آن رموز و فلسفه هایی عمیق نهفته
است که ممکن است کسی قادر به درک دقیق آن ها نباشد او گفته است:

…این حجّ و عمره و حرم و کعبه و مقام وین حلق وسعی و وقفه و رمی وجمار چیست؟
رومی رخان هفت زمین را چنان طواف برگرد آن سرادق زنگی شعار چیست(۸)

در مثنوی «منطق العشّاق» از ده نامه که بین عاشق و معشوق ردّ و بدل شده سخن به
میان آمده، در آخرین نامه به مناسبت حکایتی در ارتباط با حج و کعبه آورده است:

شنیدم حاجی ای احرام بسته چو در ریگ بیابان گشته خسته
به خود گفت ار چه پرتشویش راهست جمال کعبه نیکو عذر خواه است…(۹)

در ادامه می گوید همه این سختیها را به جان ودل می خرند تا به وصال حرم معبود
برسند و چون به وصال رسیدند تمام سختی راه را از یاد می برند.

اثر بسیار ارجمند اوحدی مثنوی جام جم است. او در اوایل این مثنوی با تضرّع به
مقدسات سوگند یاد می کند؛ از جمله به کعبه، زمزم، مقام ابراهیم، صفا، مروه و…

به دل کعبه و به ناف زمین به کتاب و به جبرئیل امین
به حطیم و مقام و زمزم و رکن به سکون مجاوران دو رکن
به صفا و به مروه و عرفات به مه و مهر و فرش و کرسی و ذات…(۱۰)

اوحدی به کرامات کعبه توجه داده است او در همین مثنوی جام جم خود در این باره
گفته است:

…اندرین کعبه شد به صورت کم حجری و اندران حجر زمزم
حجرش سازگار و سازنده زمزم او حجر گدازنده…
خیز و این کعبه را طوافی کن به کراماتش اعترافی کن…(۱۱)

اوحدی به جریانات تاریخی و حوادثی در ارتباط با کعبه اشاره کرده است. از سخن او
چنین بر می آید که حضرت سلیمان می خواسته است کعبه را عمارت کند ولی چون خود به
دست خویش مرغی را کشته بوده این توفیق واجازه را به او نداده اند.

حق نداد از طهارت کعبه به سلیمان عمارت کعبه
بهر مرغی که کشته بود به دست یافت این نیستی بدان همه هست(۱۲)

اوحدی عبادت را نشانه بندگی و اطاعت صِرف می داند و معتقد است که اگر کسی موفّق
به انجام وظیفه خود شد نباید به خود ببالد. او به حجّاج بیت اللّه هشدار می دهد که:

به راه بادیه گر فخر می کنی رفتن میان خواجه چه فرق است و اشتران جهاز

۲۹ ـ کمال الدّین ابوالعطاء محمود بن علی کرمانی (متوفای ۷۵۳ ه . ق.) از شاعران
بزرگ قرن هشتم است. در کرمان متولد شده و در همان شهر تحصیل کرده و به «خواجوی
کرمانی» معروف است. خواجه از جمله مقلّدان نظامی است که خمسه سروده و درخلال آنها از
حجّ و کعبه و مکّه و زمزم و حجر الاسود و حرم و حاجی و حجّاج و… به مناسبت گاهی به
صورت حکایت، گاهی در مدح و به عنوان تشبیه و دیگر صور خیال سخن گفته. او نیز کعبه
دل را بر کعبه گل ترجیح می دهد. در مثنوی گل و نوروز در داستان راهب با شاهزاده نوروز
آمده است :

به هر سویی که گشتی دیده اش باز دلش کردی به راه کعبه پرواز
دران موسم که کوچ حاجیان بود جرس نالنده و محمل روان بود
برآمد بانگ حجّاج از چپ و راست غرکوس رحیل از شهر برخاست
که شاها بنده را شد روزگاری که جز اندیشه حج نیست کاری
اگر فرمان دهی پر باز گیرم به اقصای حرم پرواز گیرم
زپای ناودان سربرفرازم بر آن در، خویشتن را حلقه سازم
خورم از چشمه زمزم شرابی فشانم بر حجر از دیده آبی
مگر در مروه بخشندم صفایی دهندم در حریم کعبه جایی
ملک چون دید کان نورسته شمشاد هوای کعبه اش دادست بر باد

به او گفت وقتی به بغداد رسیدی نزد نصر عیّار برو…

وزان جا رخ به سوی کعبه آور مراد دل بخواه از حیّ داور
روان کردش چو سوی کعبه حجّاج و یا خورشید یثرب را به معراج(۱۳)

خواجو به وجد می آید و در کمال نامه به مکّه وصال می رسد و به طواف کعبه جلال
می پردازد و… می گوید:

چون سر از نجد و جدّه برکردم دست با کوه در کمر کردم
ساکن مکّه وصال شدم طایف کعبه جلال شدم
حجرالاسود از دل شیدا باز نشناختم در آن سودا
چشمم آب رخ از روان دیده مروه دل صفا زجان دیده(۱۴)

وقتی حکایت جنید و شبلی را نقل می کند می گوید:

اهل روش را قدمی دیگراست کعبه جان را حرمی دیگر است…
کعبه قربت حرم خاص توست فاتحه صبر زاخلاص توست…
خیمه زن از بادیه گل به در کعبه جان در حرم دل نگر…
حال ره کعبه زبتخانه جوی وآتش شمع از دل پروانه جوی…
کعبه دل در حرم بیخودی است پیک روان را قدم سرمدیست
کعبه که شد خانه صورتگری بتکده باشد چو نکو بنگری…
وان که در خانه کثرت ببست در حرم کعبه وحدت نشست…
کفر بود کعبه زدین ساختن کعبه زبتخانه چین ساختن…(۱۵)

۳۰ ـ نورالدّین عبدالّرحمان جامی شاعر و عارف معروف و بزرگ قرن نهم
(متوفّای ۸۹۸ ه . ق.)، هم در نظم و هم در نثر در ارتباط با حج سخن گفته و در قالب حکایات
و داستانهای شیرین، ارزش و اهمّیت حج واعمال و مناسک آن را نموده است.

جامی از جمله کسانی است که معتقدند حج باید با توکّل باشد و زائر بیت اللّه از هیچ چیز
و از هیچ کس جز خدا نباید ترس و واهمه داشته باشد و به هیچ کس و هیچ چیز جز لطف
پروردگار و ذات اقدس او دل نبندد. او در این مورد داستان حاجی ای را که با جنّی مهیب
برخورد کرده آورده و گفته است:

رهروی روی به تنهایی کرد بهر حج بادیه پیمایی کرد
راحله پای بیابان پیمای قافله دیو و دد جانفرسای…
روزی از دور یکی شخص غریب شد پدیدار به دیدار مهیب
گفت: تو آدمیی یا پری ای که عجب بر سر غارتگری ای…
گفت: نی آدمی ام، من پری ام لیک چون آدمیان گوهری ام
تو کیی مؤمن واحد دانی یا نه در شرک فرس می رانی
گفت: من سوی یکی رو دارم وز دو گویان جهان بیزارم
گفت اگر زانکه خدای تو یکی است در دلت از یکی او نه شکیست
شرم بادت که جز ازوی ترسی پای بگذاشته از پی ترسی
چون خدادان زخدا ترسد و بس ترسد از وی همه چیز و همه کس(۱۶)

شعرای دیگر نیز داستان حجّ مجنون را نقل کرده اند ولی آنچه جامی در این باره گفته، از
نکات آموزنده بیشتری برخوردار است، جامی گفته است: مجنون در راه کلاغی را می بیند که
دو سه بار بانگ لطیف می زند، مجنون آن را به فال نیک می گیرد و می گوید: اگر لیلی به او
اجازه دهد یک حجّ پیاده انجام خواهد داد. جامی در این داستان خواسته است اهمّیت عشق به
خدا را بیان کند و بگوید آن که عشق حقیقی در دل او مستقر شده ترک همه تعلّقات
می کندبجز معشوق به چیز دیگر نمی اندیشد و در چنین حالی معشوق نیز به عاشق حقیقی
خود به دیده عنایت خواهد نگریست و عاشق را به وصال خود خواهد رساند.

گر بار دهد به خاطر خوش سوی خودم آن نگار مهوش
بر من باشد حجی پیاده یک حج چه بود که صد زیاده…
بر من باشد که بندم احرام زین در به طواف حجّ اسلام…
فرمان تو گر بود در این کار بندم سوی حج زمنزلت بار…
لیلی ز وی این سخن چو بشنید بر خویش چو زلف خویش پیچید.
گفت ای ره صدق منهج تو تو حجّ منیّ و من حجِ تو…
مجنون که وفا به عهد می کرد در رفتن کعبه جهد می کرد…
چون کعبه روان ز بعدِ میقات لبّیک زنان شدی در اوقات
او بسته لب از نوای لبّیک «لیلی» گفتی به جای «لبّیک»(۱۷)

داستان حجّ هشام بن عبدالملک و حضرت امام زین العابدین ـ ع ـ معروف است. هشام
در طواف کعبه بود، هر چند خواست حجرالأسود را لمس کند، ازدحام جمعیّت مانع شد، ناچار
به گوشه ای رفت و نشست و مشغول نظاره طواف کنندگان گشت، در همان حال حضرت زین
العابدین ـ ع ـ برای طواف به سوی حجرالاسود حرکت فرمود. همه مردم راه را باز
کردندحضرت بدون زحمت حجرالاسود را بوسید. یکی از مردم شام که در کنار هشام بود از
وی پرسید: این چه کسی است که اینقدر برای او احترام قائل شدند؟! هشام گفت او را
نمی شناسم ـ در حالی که کاملاً می شناخت ـ فرزدق ، سخن مرد شامی و هشام را شنید،
گفت من او را می شناسم! از من بپرس، و شروع کرد به معرّفی آن حضرت که:

هذَا الَّذی تَعْرِفُ البطحاءُ وَطْأَتهُ وَاْلبَیْتُ یَعرِفُهُ وَالْحِلُّ وَالْحَرَمُ

جامی بعدها این قصیده را به فارسی برگردانده و به شعر فارسی سروده است:

پور عبدالملک به نام هشام در حرم بود با اهالی شام
می زد اندر طواف کعبه قدم لیک از ازدحام اهل حرم
استلام حجر ندادش دست بهر نظّاره گوشه ای بنشست
ناگهان نخبه نبیّ و ولی زین عبّاد بن حسین علی…
زد قدم بهر استلام حجر گشت خالی زخلق راه گذر…

در این موقع فرزدق در پاسخ یکی از اهالی شام که از هشام نام آن حضرت را
پرسیده هشام تجاهل کرده بود

گفت: من می شناسمش نیکو زو چه پرسی به سوی من کن رو
آن کس است این که مکّه و بطحا زمزم و بوقبیس و خَیْف و منا
حرمُ حلّ و بیت و رکن و حطیم ناودان و مقام ابراهیم
مروه، سعیِ صفا، حجر، عرفات طیبه کوفه کربلا و فرات
هر یک آمد به قدر او عارف بر علوّ مقام او واقف

راستی و درستی راه نجات است و دروغ و نادرستی انسان را به ضلالت و گمراهی
می کشاند. جامی داستان حاجی ای را نقل می کند که گرفتار قطّاع الطّریق شد و به دلیل راست
گویی نه تنها از چنگ دزدان نجات یافت که دزدان منحرف از رفتار او پند گرفتند و به راه
راست هدایت شدند:

رهروی کعبه تمنّا می داشت لیکنش مادر از آن وا می داشت

آن شخص تا وقتی مادرش زنده بود این آروز را در دل داشت ولی به خاطر مراقبت از
مادرش به سفر حج نرفت. پس از مرگ مادر خانه اش را فروخت و پنجاه دینار فراهم آوردعزم
حج کرد. در راه راهزنان او را دستگیر کردند و پرسیدند: چه داری؟ مرد مسافر:

گفت در جیب پیِ توشه راه نیست دینار زَرَم جز پنجاه

بر صدق گفتار مرد واقف شد، پنجاه دینار را بوسید و به مرد برگرداند و راستیِ مردِ مسافر
بیت اللّه ، در او تحوّلی به وجود آورد و مرد زائر را بر مرکب خود نشاند و خودش نیز به مکّه
رفت توبه کرد و تا پایان عمر با آن مرد زائر بود.(۱۸)

ارکان مسلمانی را پنج چیز دانسته اند که رکن پنجم آن حجّ است، جامی با توجّه به اصل
مهمّ حج سخن گفته و در ضمن اعتقاد خود را درباره پاره ای رمز و رازهای حج بیان کرده
است:

… دین تو را تا شود ارکان تمام روی نه از خانه به رکن و مقام….
بار به میعاد تعبّد رسان رخت به میقات تجرّد رسان
رشته تدبیر ز سوزن بکش خلعت سوزن زده از تن بکش
باز کن از بخیه زده جامه خوی بو که تو را بخیه نیفتد به روی
گر نه ز مرگ است فراموشیت به که بود کار کفن پوشیت
لب بگشا یافتن کام را نعره لبّیک زن احرام را…
رو به حرم کن که در آن خوش حریم هست سیه پوش نگاری مقیم
صحن حرم روضه خلد برین رو به چنان صحن مربّع نشین…
سنگ سیاهش که از آن کوته است دست تمنّات یمین اللّه است
چون تو از آن سنگ شوی بوسه چین بوسه زن دست که باشی ببین
بر سرگردون زنی از فخر کوس گر رسدت دولت این دستبوس
از لب زمزم شنو این زمزمه کز نم ما زنده دلند این همه
سوی قدمگاه خلیل اللّه آی پا چو نیابی به رهش دیده سای
پای مروّت به سر مروه نه چهره صفوت به صفا جلوه ده
تا نشود در عرفاتت وقوف کی شود از راه نجاتت وقوف
کبش منی را به منا ریز خون نفس دنی را به فنا کن زبون
سنگ به دست آر زرمی جمار دیو هوا را کن از آن سنگسار
چون دل ازین شغل بپرداختی کار حج و عمره به هم ساختی…(۱۹)

جامی بدین طریق می گوید که در حج باید تعبّد محض مدّ نظر باشد و هیچ به فکر تدبیر
کار نبود و همه را به امید خدا واگذاشت و لباس زیبا را از تن درآورد و خودنمایی و تظاهر را
کنار گذاشت، حاجی باید حتّی به فکر مرگ نباشد تا چه رسد به این که هراسی از آن داشته
باشد. زائر که بر حجرالاسود بوسه می زند در حقیقت بر دست راست خدا بوسه می زند و این
دست بوسی مایه افتخار و مباهات است. جامی می گوید اگر پای رفتن به مقام ابراهیم را
نداری باید با دیده حرکت کنی و چشم خود را بر آن بسایی در مروه باید مروّت را تجربه کنی در
صفا با صفا شده باشی فلسفه وقوف در عرفات واقف شدن بر معارف الهی است. فلسفه قربانی
در منا قربان کردن و کشتن نفس پلید امّاره است و هدف از رمی جمرات راندن دیو هواهوس
است از وجود خود. اگر حاجی در ضمن انجام این اعمال و مناسک به این نکات توجّه داشته
باشد و چنان کند کار حج وعمره خود را به اتمام رسانده است.

۳۱ ـ هلالی جغتایی: مقتول به سال ۹۳۵ که از شعرای صاحب نام اواخر قرن نهم اوایل
قرن دهم است درباره حج و کعبه، زمزم ،طواف و… کم و بیش سخن گفته و اغلب در مخاطبه
با معشوق از آنها سود جسته است.

رسیدن به وصال معشوق را به رسیدن به کعبه مانند کرده و گفته است:

شدم در جستجوی کعبه وصلت ندانستم که همچون من بودسرگشته بسیاراین بیابان را

***

کعبه ما کوی تواست از کوی خود ما را مران قبله ماروی توست ازمامگردان روی خویش(۲۰)

کوی تو همچو کعبه محترم استمرغ بامت کبوتر حرم است

گر رسیدن به کعبه نتوانمباری از قبله رو نگردانم(۲۱)

***

توکّل به خدا در پهنه ادب فارسی و در آثار منظوم و منثور به وفور نمایان است و کمتر
گوینده ای هست که در آن باب سخن نگفته باشد. هلالی در این باره گفته است:

شنیدم عارف صاحب تمیزی چو یوسف داشت فرزند عزیزی…
قضا را مرد عارف بعد یکچند به سوی کعبه شد همراه فرزند…

وقتی این پدر و پسر تصمیم به این سفر می گیرند هواداران فرزند در فراهم آوردن
اسباب سفر می کوشند و یکی از طرفداران تحمّل دوری فرزند عارف را نداشت، بدون
توشه فقط با توکّل بر خدا به راه افتاد وقتی آن عارف در منزلی توقّف کرد متوجّه جریان شد که
شخصی به خاطر علاقه به فرزند او بدون توشه به راه افتاده است او را فراخواند و به او محبّت
فراوان کرد و وی را به منزل رساند. هلالی از این داستان نتیجه گرفته است که:

بلی هر کس توکّل همسفر یافت به یک منزل وصال کعبه دریافت

و از خداوند خواست:

توکّل ده کزان خشنود گردیم به گرد کعبه مقصود گردیم(۲۲)

اهمیّت حج را در دید هلالی از این ابیات می توان فهمید و دانست که شاعر همانند
بسیاری از اندیشمندان و معتقدان خدای خانه را می خواهد نه فقط خانه را:

هلالی گر روی روزی به طوف کعبه کویش قدم از سر کن آنجاو منه دیگر قدم بیرون

***

حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار او خانه همی جوید و من صاحب خانه
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه

***

به کوی دوست هلالی زراه کعبه مپرس تو ساکن حرمی از سفر چه می پرسی(۲۳)

۳۲ ـ شیخ بهاء الدّین محمّد العاملی: مشهور به «شیخ بهایی» (متوفای ۱۰۳۱) از
علمای بزرگ و شعرای ارزنده قرن دهم و یازدهم است. او از حج درسهایی گرفته و به
دیگران منتقل کرده و از جمله گفته است: ریا ارزش عمل را از بین می برد و حاجی به جای
قربان کردن احشام باید نفس خویش را در قربانگاه قربان کند تا رستگار شود.

آهنگ حجاز می نمودم من زار کامد سحری به گوش دل این گفتار
یارب به چه روی جانب کعبه رود گبری که کلیسیا از او دارد عار

***

در خانه کعبه دل به دست آوردم دل بردم و گبر و بت پرست آوردم

***

مستان که گام در حرم کبریا نهند یک جام وصل را دو جهان در بها دهند
سنگی که سجده گاه نماز ریای ماست ترسم که درترازوی اعمال مانهند

***

حاجی به طواف کعبه اندر تک و پوست ور سعی و طواف هر چه کردست نکوست
تقصیر وی آنست که آرد دگری قربان سازدبه جای خود در ره دوست(۲۴)

شیخ بهایی در جستجوی صاحب خانه است هر چند حاجیان دیگر طالب دیدار خانه
هستند. او خانه را بهانه ای برای ملاقات با صاحب خانه می داند و در آرزوی دیدن پروردگار
می گوید:

روزی که برفتند حریفان پی هر کار زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمّار
من یار طلب کردم واو جلوه گه یار حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار

او خانه همی جوید و من صاحب خانه

هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو
در میکده و دیرِ که جانانه تویی تو مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو

مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه(۲۵)

۳۳ ـ شیخ محمّد علی حزین لاهیجی از شعرای قرن یازده و دوازده است او به تقلید از
قصیده خاقانی به مطلع:

هر صبح سر ز گلشتن سودا برآورم وز صور آه بر فلک آوا برآورم…

گفته است:

از چاک سینه چون جرس آوا برآورم تا شهریان عقل به صحرا برآورم…
احرام کوی دوست به پاکان میسّر است غسلی به خون دل شفق آسا برآورم…
سودای زلف خانه خدایی دلم شده است از کعبه بهتر آنکه چلیپا برآورم…(۲۶)

حزین لاهیجی نیز دل را کعبه واقعی و کعبه گل را بهانه ای می داند.

شوق تو حزین از کشش کعبه گل نیست دل کعبه عشق است نگهدار ادبش را

***

جبین را سجده فرسای در پیر مغان کردم به بام کعبه دل می زنم ناقوس ترسا را(



حج و زیارت انتقال تشکیلات مدیریتی خط مشی ها ووظائف،

مقدمه

به طور اساسی سازمان حج و زیارت به عنوان یک سیستم باز، با ورود مداوم اطلاعات
جدید از محیط به درون خود، بهره مند از یک خصیصه خود نوسازی است. از آنجا که این
سازمان در متن تغییرات سریعِ محیطی قرار دارد، انتظار می رود نرخ بروز نو آوریها در آن، بالا
باشد. آنچه مسلم است فعال شدن جریان ورودی، مسائل و راه حلها، همچنین وجود افراد قادر
و توانا به حل مسائل و مشکلات، شرط اصلی و لازمه این مهم است. آنچه در تغییرات
تشکیلات مدیریتی سازمان حج و زیارت ـ به گونه ای که در این مقاله به آن اشاره می شود ـ
ملاحظه می گردد، تلاش در ایجاد فرایند توسعه پایدارِ پویا، به گونه ای خود سازمانده می باشد.
اگر چه چنین فرایندی در این سازمان اکنون به نقطه عطف خود رسیده اما نیازمند به تفکری
هوشمندانه است تا در مجموعه خانواده «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» بین اصیل ترین
فرهنگ اسلامی؛ یعنی فرهنگ حج و زیارت با سایر امور فرهنگی، در مقابله با معضلات
فرهنگی روز، پیوندی شایسته و عمیق ایجاد کرده، در عین حال پرنفوذترین راهبرد صدور
فرهنگ در مارواء مرزهای اسلامی را فراهم آورد.

انتقال تشکیلات مدیریتی در مقاطع زمانی مختلف

پاسداری از شعایر اسلامی و حفظ حیثیت مذهبی و ملی ایران اسلامی، به هنگامه
فریضه حج، اساسی ترین تفکر مدیریتی پس از انقلاب است که مسؤولان مملکتی را به
ساماندهی در برنامه ریزی امور حجاج بیت اللّه الحرام واداشته. مسائل سیاسی در قبل از انقلاب
و روند گرایش به سوی «توسعه پایدار» در بعد از انقلاب، شاخصه های اساسی در انتقال
تشکیلات مدیریتی حج و زیارت در مقاطع زمانی صده اخیر به شمار می آیند. تکرّر تغییرات
تشکیلاتی حج و زیارت در این چند دهه، نهایتا منجر به ایجاد تشکیلاتی مستقل تحت
عنوان «سازمان حج و زیارت» گردیده که زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی متکفّل امر
حج در کشور شده است. در ذیل مروری خواهیم داشت بر مسیر این تغییرات ادواری.

تکفّل امر حج و زیارت در طول سالیان متمادی، وضعیت تشکیلاتی مختلفی را در
پی داشته است. در دوران ستمشاهی، حجاج کشورمان با آشفتگی تمام به حج عزیمت کرده،
در عربستان با دشواری هایی بسیار مواجه بوده اند. در اواخر دهه بیست، جمعی مسؤول
ساماندهی به حج گردیدند که در رأس آن افراد شناخته شده آن زمان حضور داشتند، لیکن به
دلیل عدم توفیق به نتیجه مطلوب، به مرور متلاشی شد. این روندِ غیر منسجم و سازمان
نیافته همچنان تا اواخر دهه پنجاه ادامه یافت و اساسا ساختار رو به اصلاح
سازماندهی برنامه ریزی حج، تا قبل از سال ۱۳۴۹، به عهده وزارت کشور وقت بود. وزارت
کشور با صدور کارتهایی با اعتبار پنج سال، به عنوان مجوز ثبت نام جهت افرادی تحت عنوان
«حمله دار» که بعدها «مباشر» و «مدیر کاروان» و بالاخره «راهنمای کاروان» نام گرفتند اقدام
به کار می نمود.

از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۰ شهربانی مستقلاً وارد عمل شده مدیریت و برنامه ریزی حج را
عهده دار گردید. در سال ۱۳۵۱ به موجب تصویب نامه هیأت وزیران، اجرای کلیه امورِ مربوط
به حج، به سازمان اوقاف که رییس آن معاون نخست وزیر بود واگذار گردید. در نخستین
روزهای تفویض وظایف و مسؤولیتهای کار حج به سازمان اوقاف، شورای عالی حج
تشکیل آیین نامه امور حج در سه فصل(۱) و۲۷ ماده و۳تبصره تصویب و برای اجرا به سازمان
اوقاف ابلاغ گردید. ریاست این شورا با معاون نخست وزیر و سرپرست سازمان اوقاف بود.
دیگر اعضای این شورا عبارت بودند از:

یک نفر از آقایان روحانیان، معاونان وزارت امور خارجه و کشور و بهداری و دادگستری
و دارایی و معاونان شهربانی کل کشور، جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران، بانک مرکزی
ایران، هواپیمایی ملی ایران و دو کارشناس.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۸، با تصویب شورای عالی انقلاب، انتزاع
تمامی امورِ مربوط به حج و زیارت از سازمان اوقاف و الحاق به سازمان مذکور در
۶ ماده۵ تبصره تصویب و سازمان حج و زیارت زیر نظر وزارت ارشاد اسلامی تشکیل گردید
که ریاست آن را قائم مقام وزیر عهده دار بود. ارکان تشکیلاتی این سازمان عبارت بود از
شورای عالی مرکب از ۱۲ نفر از مقامات، شامل وزیر ارشاد، معاون اداری و مالی وزارت
اقتصاد، معاون وزیر خارجه، معاون وزارت بهداری، معاون بانک مرکزی، مدیر عامل یا معاون
هلال احمر، معاون شهربانی، مدیر عامل یا معاون هواپیمایی و یک قاضی به انتخاب دیوان
عالی کشور؛ به علاوه دو نفر روحانی و پنج نفر افراد خبره و معتمد با تصویب رئیس شورای
عالی. ضمنا رییس شورای عالی هم با وزیر ارشاد بود. بعد از شورای عالی حج و زیارت،
شورایی به نام مدیریت وجود داشت که از ۳ تا ۵ نفر افراد واجد صلاحیت که توسط ریاست
شورای عالی منصوب می شدند تشکیل می گردید. واحدهای سازمانی، زیر نظر شورای
مدیریت، شامل مدیریت رفاه (اداره رسیدگی به شکایات و اداره پزشکی)، مدیریت تدارکات
(ثبت نام، راهنمایان، گذرنامه، مسافرت)، امور عمومی (دبیرخانه، کارگزینی، کارپردازی)بالاخره
مدیریت تبلیغات و انتشارات می شد.

بلا فاصله پس از گذشت پنج سال از این انتزاع، در تصویب نامه مورخِ ۶/۱۰/۶۳ مجلس
شورای اسلامی و تأیید شورای نگهبان، قانون تشکیلات و اختیارات سازمان حج
و اوقاف امور خیریه در ۱۸ ماده و ۱۷ تبصره تصویب شد و در نهایت، در اجرای اوامر مقام
معظم رهبری در خصوص کیفیت اداره امور حج و زیارت، شورای عالی اداری در بیستمین
جلسه مورخ ۱۵/۸/۷۰ کلیه امور مربوط به حج و زیارت را که به موجب قوانین و مقررات
مختلف بر عهده سازمان حج و زیارت قرار گرفت. این مصوبه مشتمل بر ۶ ماده می باشد که
همچنان به قوت خود باقی است.

سیر تحول مدیریت و برنامه ریزی حج از آغاز تا کنون

اهداف و وظایف اساسی سازمان:

* اهداف

اساسا نقطه ثقل اهداف سازمان، مبتنی است بر نظارت، هدایت و اداره امور مربوط به
حج و هیأتهای سرپرستی و راهنمایان و ایجاد تأسیسات و ارائه خدمات در جهت تأمین رفاه
زائران خانه خدا، عتبات و اماکن مذهبی داخل و خارج کشور و توجه به روابط مذهبی با سایر
کشورهای مسلمان و مجامع اسلامی و بین المللی از طریق برنامه ریزیهای لازم.

* وظایف اساسی:

وظایف محوری سازمان عبارتند از:

برنامه ریزی بر اساس زمانبندی مطلوب در زمینه ثبت نام، انتخاب، اعزام، تغذیه،
اسکان و تهیه و تأمین سایر امور رفاهی، بهداشتی و خدماتی متقاضیان تشرف به
حج ـ عمره ـ عتبات مقدسه در عراق، سوریه و سایر کشورهای اسلامی.

برنامه ریزی و پیش بینی های لازم در خصوص تشویق و ترغیب و نظارت بر ایجاد
زائرسرا و هتل در شهرهای مبادی ورودی و خروجی زائران.

ایجاد دفاتر نمایندگی حج و زیارت در کشورهای اسلامی.

به کار گیری منابع مالی در اختیار امور حج و زیارت در زمینه تهیه و اجرای
طرحهاپروژه های اقتصادی از طریق مشارکت و سرمایه گذاری در داخل و خارج از کشور.

ایجاد هماهنگی با سایر دستگاههایی که فعالیت آنان به نحوی در ارتباط با
حج زیارت می باشد.

بررسی راههای ممکن جهت استفاده از بخش غیر دولتی در کلیه زمینه های فوق.

تشکیلات

متعاقب اجرای اوامر مقام معظم رهبری در سال ۱۳۷۰، سازمان حج و زیارت در زیر
مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در یک تشکیلات تخصصی، متولی امور اجرایی
حج و زیارت گردید. شایان ذکر است که حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، نظارت
عالیه بر کلیه امور حج و زیارت، همچنین انجام امور فرهنگی، سیاسی و آموزشی حج را
عهده دار است. ضمنا در کلیه امور اجرایی، سازمان به نحو مقتضی از نیروهای بالقوه
سرپرستان کاروانها در چارچوب مشارکت مردمی، همواره استفاده لازم را داشته است. هم
اکنون نیز از حیث تشکیلاتی پس از استقلال سازمان و انتزاع از اوقاف، نسبت به سازماندهی
مناسب تشکیلات مرکزی و ادارات استانها اقدام شده و فعالیتها در سطح کشور گسترش یافته،
و در خارج از کشور نیز دفاتر نمایندگی سازمان در عربستان و سوریه به نحو مطلوبی به
فعالیت اشتغال دارند.(۲)

طرحهای اجرایی ـ مطالعاتی

نظارت، هدایت و اداره امور مربوط به حج و زیارت و هیأتهای سرپرستی
و راهنمایان ایجاد تأسیسات و ارائه خدمات در جهت تأمین رفاه زائران خانه خدا، عتبات
عالیات از طریق برنامه ریزیهای لازم و تحکیم مبانی ارزشهای اسلامی؛ از جمله مسؤولیتهای
خطیری است که در خارج از مرزهای کشور به عهده سازمان حج و زیارت نهاده شده و این
سازمان را مکلّف و متعهّد به اجرای بهینه وظایف محوّله نموده تا بتواند در برقراری تسهیلات
لازم جهت ادای هر چه شایسته تر فرایند عملیات حج و زیارت اقدام نماید.

طرحها و برنامه ها:

بنابر آنچه که ذکر شد، رسالتهای محوری، سازمان را بر آن داشته تا در نیل به اهداف، با
بهره گیری از تکنولوژی اطلاعات و ساختار سیستمی مدیریت نوین، فصلی جدید در ساخت کار
مدیریت برنامه ریزی ـ اجرایی سازمان ایجاد نماید؛ بر این مبنا، سازمان به عنوان یک سیستم
باز، با مجموعه ای از زیر سیستمها مورد توجه قرار گرفته، که در عین استقلال اجرایی
ارتباطات پیوسته و سیستماتیک در راستای افزایش کارایی و مطلوبیت فعالیت ها اجزای آن را
به هم پیوند می دهد.

این زیر سیستمها عبارتند از:

ثبت نام اسکان

صدور گذرنامه و اخذ روادید تغذیه

حمل و نقل بهداشت و درمان

هر یک از این اجزاء سیستمی، طیف وسیعی از فعالیتهای محوری و راهبردی را شامل
می شوند. با اجرای طرحهای جدید بر مبنای مطالعات پایه، سازماندهی تشکیلاتی ساماندهی
اجرایی، به تدریج از فضای تجربی و سنتی به فضای مدیریت علمی تغییر می یابد؛ چرا که حج
و زیارت به اعتبار اعتقادی و ملّی نظام جمهوری اسلامی، به هنگامه برگزاری فریضه حج، در
شایسته ترین حالت، بین ملل اسلامی اندیشه دارد. لذا لازمه ساماندهی و بهسازی امور
حج زیارت و ایجاد حالت تداوم پویا در روند توسعه خدمات رسانی به زائران، با ارائه
طرحهابرنامه های جامع و اثر بخش می باشد. بر این اساس ذیلاً مروری خواهیم داشت بر
طرحها و مطالعات انجام شده و در دست انجام و در دستور کار سازمان:

الف. طرحها و مطالعات انجام شده:

۱ ـ ارزیابی شیوه های خدمات رسانی در حج، ۱۳۷۳

هدف: تعیین نقاط قوّت و ضعف شیوه موجود خدمات رسانی حج و سپس دریافت
راههای بهینه سازی آن.

۲ ـ بررسی عملیات حج و پیشنهاد ساختار بهینه اجرای حج، ۱۳۷۴

هدف: آگاهی از اثرات مثبت و منفی فرایند واگذاری بخشهایی از کار اجرایی حج به
بخش خصوصی.

۳ ـ بهداشت سفر حج، ۱۳۷۳

هدف: کاهش ابتلای حجاج به بیماری، با آشنا ساختن آنها به موازین بهداشتی و نهایتا
کاهش حجم کاری پزشکان و سایر اعضای محترم هیأت پزشکی حج.

۴ ـ تحلیلی بر میزان تقاضای سفر به زیارت عمره در استان اصفهان، ۱۳۷۳٫

هدف: ارائه تحلیلی از میزان تقاضای سفر به عمره در استان اصفهان و تعیین بعضی از
علل و عوامل که بر روی میزان تقاضای عزیمت به عمره اثر داشته اند.

۵ ـ تجزیه و تحلیل مقدماتی از چگونگی اعزام زائران به عتبات عالیه.

هدف: تحلیلی بر چگونگی اعزام زائران به عتبات عالیه، با ارائه روشهای مختلف اعزام،
تهیه مسکن و مواد غذایی.

۶ ـ چشم اندازی بر تشکیل گروههای بزرگ، ۱۳۷۳٫

هدف: بازنگری در شیوه اعزام زائران و ایجاد تغییرات بنیادی.

۷ ـ حجّ تمتّعِ دولتی، خصوصی و دولتی ـ خصوصی، ۱۳۷۲٫

هدف: تحقیق و مطالعه گزینه های مدیریت اجرایی حج به منظور رسیدن به مطلوبترین
شیوه ای که می تواند نتایج پرباری را جهت هر چه بهتر برگزار کردن این مهم همراه داشته
باشد.

۸ ـ شمای کلی طرح تحقیق و بازنگری در شیوه تغذیه حجاج، ۱۳۷۳٫

هدف: ایجاد تحوّل در تغذیه حجاج، همگام با پیشرفتهای علمی و تکنولوژی جهان
معاصر و استفاده بهینه از امکانات و نیروها.

۹ ـ طرح تحقیق پیرامون: روشهای انجام کار در سازمان حج و زیارت، ۱۳۷۱٫

هدف: تجزیه و تحلیل خط مشی ها و روشهای انجام کار در سازمان.

۱۰ ـ طرح تمرکز سازماندهیِ اثاثیه کاروانهای حج، ۱۳۷۲٫

هدف: نوسازی اثاثیه کاروانهای حج، استاندارد نمودن آنها، ارتقاء سطح بهداشت از
طریق حذف ظروف غیر بهداشتی قبلی و تدوین روشهای مناسب به منظور تأمین نظارت
سازمان بر کم و کیف اثاثیه و ایجاد تسهیلات و رفع محدودیتها برای مدیران جدید در فراهم
آوردن و کاهش هزینه های حمل و نقل و…

۱۱ ـ طرح تأسیس شکرت حمل و نقل زائران، ۱۳۷۲٫

هدف: تشکیل شرکت حمل و نقل هوایی با سرمایه سازمان و سهامداری نیروهای
متخصص و استفاده از امکانات خارجی با اجاره هواپیما در شروع کار به منظور خدمات رسانی
حمل و نقل به متقاضیان.

۱۲ ـ طرح چند نرخی کردن سفرهای زیارتی؛ عمره مفرده و سوریه، ۱۳۷۱٫

هدف: کاهش حجم زیاد اعتراضات و شکایات زائران و بهبود شیوه کار.

۱۳ ـ طرح جامع تغییر ساختار هیأت پزشکی حج، ۱۳۷۴٫

هدف: افزایش بهره وری در سیستم ارائه خدمات پزشکی و پیراپزشکی به زائران
بیت اللّه الحرام.

۱۴ ـ طرح بررسی و تحلیل آماری از ثبت نام کنندگان عمره سال ۱۳۷۳٫

اهداف: مقایسه آمار شرکت کنندگان در قرعه کشی عمره سال ۱۳۷۳ سنددار و بدون
سند به تفکیک استانهای مختلف.

مقایسه آمار کلّ شرکت کنندگان در قرعه کشی عمره سال ۱۳۷۳ به تفکیک
استانهای مختلف.

بررسی و تحلیل بعضی عوامل مؤثر بر روی تغییرات تقاضای انجام عمره
در استانهای مختلف.

۱۵ ـ طرح منطقه ای کردن فعالیتهای حج و زیارت از دیدگاه مالی، ۱۳۷۳٫

هدف: برنامه ریزی و کنترل منابع مالی به منظور بهره برداری بیشتر از امکانات
مالی افزایش کارایی سازمان.

۱۶ ـ مطالعه و بررسی روشهای اجرایی بهینه امور حج، با توجه به سیاست های آزاد
سازی و خصوصی سازی، ۱۳۷۲٫

هدف: بررسی اثرات «آزاد سازی» و «خصوصی سازی» در اعزام حجاج و «شقوق
مختلف اعزام حجاج» شامل روش عاملیت متمرکز و دولتی، خصوصی سازی یکباره خصوصی
سازی تدریجی، و روش مختلف یا تسهیمی.

۱۷ ـ مدیریت پی گیری فرامین در سازمان حج، ۱۳۷۴٫

هدف: ارائه مدلی از چرخه منظم «کار ـ اجرا» و برنامه ریزی کانون کنترل و ارزیابی
تحلیلی کارکردها.

۱۸ ـ نگرشی بر چگونگی سیر تحول تأمین مسکن حجاج (قبل و بعد از انقلاب)،
۱۳۷۳٫

هدف: تعیین تحوّلات ادواری چگونگی تأمین مسکن حجاج و شناخت روند توسعه.

ب. طرحها و مطالعات در دست انجام:

۱ ـ پروژه استطاعت مالی، ۱۳۷۴٫

هدف: فراگرد آوردن اطلاعات پایه، جهت تدوین برنامه های اجرایی در چشم اندازهای
زمانی حال و آینده با کاربست اصول و مبانی معتبر تحقیق و پژوهش حول مبانی فقهی به
عنوان شاخص اصلی برنامه ریزی ـ اجرایی در رسیدن به حجم آماری قابلیتها و توانهای
بالقوه سازمانی، مستند و قابل استدلال.

۲ ـ طرح «تداوم آموزش مدیران و عوامل خدماتی کاروانها»، ۱۳۷۴٫

هدف: اجرای برنامه های آموزشی کارساز و اثر بخش به منظور افزایش کارایی
درونی برونی مدیران و معاونان کاروانها، با آشنا سازی دقیق گروه مورد آموزش با مبانی فقهی،
سیاسی، اخلاقی و معارف حج و اصول و فنونی که در این راستا صحت و اعتبار آنها به تدریج
در میدان عمل به اثبات رسیده است.

۳ ـ پروژه طرح و اجرای نظامهای حسابداری مالی در بهای تمام شده، ۱۳۷۳٫

هدف: رفع نارساییها و کمبودها در زمینه های مختلف سیستمهای حسابداری مالی،
ایجاد تغییرات و اصلاحات اساسی در سیستمهای فعلی حسابداری و سیستمهای مرتبط ارائه
نظامهای حسابداری مالی و صنعتی سازمان.

۴ ـ مروری بر چگونگی حمل و نقل حجاج (قبل و بعد از انقلاب)، ۱۳۷۴٫

هدف: نگرشی بر فرایند کار با درونه ای فشرده به منظور مقایسه سیر تحوّلات حمل نقل
زائران تا کنون.

۵ ـ نگرشی بر فعالیتهای امداد گمشدگان در دهه اخیر، ۱۳۷۴٫

هدف: فراگرد آوردن اطلاعات موجود پیرامون فعالیت امداد گمشدگان از اذهان
کارگزاران و رسیدن به مناسب ترین ساختار کاریِ پیش بینی شده با طرح مناسب ترین شبکه
مدیریتی و ارائه چند سناریو.

ج. طرحها و مطالعات در دستور کار:

۱ ـ طرح جامع مطالعات بهسازی امور حج و زیارت، مشتمل بر پروژه های:

پروژه مطالعات سیستمیک حج و زیارت.

پروژه مقررات و استانداردهای عملیاتی.

پروژه امکان سنجی بسط و گسترش فعالیتهای سازمان در خصوص اماکن مقدسه
داخل و خارج کشور.

پروژه امکان سنجی شرکت در فعالیتهای اقتصادی کشور، بر مبنای توان استعدادهای
بالقوه سازمان.

سنتز پروژه های چهارگانه.

هدف: رسیدن به فضای بهینه مدیرت استراتژیکِ واحدهای سرویس دهنده، بررسی
ابعاد نیازهای متقاضیان ونحوه برخورد با این نیازها، طراحی نحوه ارائه خدمات ـ ابعاد
استراتژیک خدمات و نحوه اندازه گیری آنها، مدیریت شکایات و کنترل انتظارات و نهایتا
دستیابی به بهترین سیستمهای خدماتی در مواجهه سرویس دهنده و سرویس گیرنده (انسان
در مقابل انسان) و به عبارتی بهبود سیستمهای عملیاتی به منظور بهینه سازی عوامل سه گانه
زمان، هزینه و کیفیت دستیابی به اهداف بر اساس امکانات، محدودیتها، نیازها و اولویتها، با
ارائه مدل ریاضی ـ گرافیکی.

۲ ـ تأسیس مرکز «دیداری ـ شنیداری حج و زیارت» با بخشهای:

موزه و نمایشگاه حج و زیارت.

کتابخانه تخصصی.

بانک اطلاعات.

هدف: تمرکز، ساماندهی و نظام بخشی به گنجینه فرهنگ حج و زیارت و یادمانهای
پراکنده، در معرفی و عرضه داشت عمق اثرات فرهنگ حج و زیارت در جامعه ایران اسلامی از
آغاز ورود اسلام به گستره ایران زمین تاکنون.



    ویدیو : اشعار درباره مکه
این مطلب را به اشتراک بگذارید :

a b