اس ام مسافر

بهترين اس ام اس هاي سال

با تمام وجود گناه كردم و در تكرار ان اصرار !اما نه نعمتش را ازمن گرفت  نه گناهنم را فاش كرد  اگر اطاعتش كنم چه ميكند دكتر شريعتي


 درد من تنهايي نيست بلكه مرگ ملتي  است كه گدايي را ناعت وب
عرضگي را  صبر ميدانن وبا تبسمي بر لب اين حماقت را حكمت خدا مي نامند 
گاندي


 نيا باران زمين جاي قشنگي نيست  من از اهل زمينم  خوب ميدانم  كه گل در عقد زنبور است  ولي از يك طرف پروانه را هم دوست ميدارد


 چه دعايي كنمت بهتر از ان كه خدا پنچره باز اتاقت باشد..


مرا صد بار گراز خود باني دوستت دارم به زندان 
جنايت هم گر كشاني دوستت دارم چه سود از مهرورزيدن چه حاصل از وفا كردن
مرا لايق بداني يا نداني دوستت دارم


گاه دلتنگ ميشوم  دلتگتر از همه گوشهاي مينشينم وحسرتهارا مرور ميكنم
نميدانم كدام خواهش را نشنيدم وبه كدام دلتنگي خنديدم كه دلتنگترينم


وقتي به اسمون نگاه ميكنم خوشحالم كه ابوجود فاصله ها باز زير يك سقفيم!


 تا حالا فكر كردي ارامش يعني چه ؟ يعني اينكه هميشه ته دلت مطمن باشي 
كه توي سينه كسي كه دوستش داري يه جاي گرم داري حتي اصلا  مال تونشه


  از  من دوري اما … اما به تو انديشدن  را عادتي ساختهام بهر تنهايي خويش


 زندگي را تو بساز نه به ان ساز  كه ساز ند و پذيري بي حرف زندگي يعني جنگ تو بجنگ  زندگي يعني عشق تو به ان عشق بورز


 ما نه انيم كه در بازي تكراري اين چرخ فلا  هر كه از ديده مان برفت  زخاطر ببريم


؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اينا همه تو رو د.وست دارن اونكه غش كرده  منم


دفتر نقاش من تو شهر  غمگم شده به كي بگم با معرفت دلم برات تنگ شده


فكر ميكني بچگيت شبيه چه عددي بود ؟ از ۱ تا ۱۵
يك انتخاب كن تا جوابشو بگو  ۱ خوشگل ۲ شكمو ۳ بد عنق ۴ لوس ۵ هميشه دست
تو دماغ ۶ شيطون  ۷ خوشخواب ۸ ميز  ۹ افاده اي ۱۰ دروغگو  ۱۱ حسود ۱۲
توپولو ۱۳ زيرك ۱۴ شلخته ۱۵ گوشه گير (۷و۸)


 با شروع هر صبح فكر كن تاز متولد شدي  مهربان  باش دوست بدار شايد كه فردايي نباشد ! روزت زيبا


در ميان دستهايت عشق پيدا مشود  زير  باران 
نگاهت نسترن  واميشود با عبور واژ ه ها از گوشه لبهاي تو مهربانيهاي قلبت
خوب معنا ميشود


 مينويسم نامه و روزي از اينجا ميروم.. با خيال
تو ولي تنها  ميروم .. درجوابم شايد نگويي كيستي ؟ شايد حتي بگويي لايق من
نيستي !مينويسم  من كه عمري  با خيالت زيستم .. گاهي زمن ياد كن وقتي ديگر
نيستم


هر گاه مرا دوست نداشتي  فرياد مكن ارام در گوشم بگو  تا اهسته بميرم


كاش از اين فاصله حس ميكردي لحظه هايم همه از غيبت تو دلگيرند


 اگه ۱ فرشته مهربون بودي كه بهر كي هرچي  ميتونستي بدي به من چي ميدادي ؟؟(يادمه من هيچي ندادم )


دو ستاني دارم  خداوندا ايينه تمام نماي عشق
رسمشان معرفت  كردارشان جلاي روح و يادشان صفاي دلاراي من است پس انگاه كه
دست نياز سوي تو مياورندپر كن  از انچه كه در مرام خدايي توست


ديدمت يك شب به دريا زل زدي كاش درياي تو بود دل به دريا ميزدي


 يك شب از دفتر عمرم صفحاتي خواندم چون به نام تو رسيدم  لحظاتي ماندم  همه دفترعمرم ورقي بيش نبود همه تكرار تمناي تو بود


 غمگين  بي قرارم غمگين تر از سه تارم وقتي تو رو ندارم نفرين به هرچي دارم


 هيچ وقت از خدا نخواه كه تمام دنيا را بهت بده فقط بخواه كسي را بهت بده  كه تورو به تمام دنيا نده


 هييييييييييييسسسسسسسس! صداش در نيار  اروم اومدم بهت بگم بيادتم و برم


 ادمك اخر دنياست بخند  ادمك مرگ همين جاست 
بخند  دست خطي كه تورو عاشق  كرد شخي كاغذي ماست  بخند  ادمك بچه نش گريه
كني  همه دنيا سراب است  بخند ان خدايي كه بزرگش خواندي  بخدا مثل تو
تنهاست بخند


 از شهرداري واحد سد معبر مزاحمتون ميشم ببخشيد  مهربوني تون سد راه دلم شده؟


 تا به حال از خدا نااميد شدي؟؟؟هيچ وقت از رحمت خدا ناميد  نشدم  هيچ
وقت تنهام نذاشته هميشه وجودشو با تمام وجود م لمس كردم  مخصوصا كه اكثر
ماقع تنها هستم  بشتر بهم نزديك  وقتي كه تنهام بيشتر فكر ميكنم و با خودم
حرف ميزنم


خوش به حالت سنگ كه نداري دل تنگ حسوديم ميشه به تو بيصدايي و يه رنگ 
دل عاشق نداري پيش كس جا بزاري تا با م بشكنشش از چشات خون ببار


اين قاصدكهارو *******فوت كردم تا بيان بهت  بگن بيادتم


زندگي قانون باور ها ولياقتهاست هميشه باور داشته باش لايق بهترين هايي…!


بردرت مي امدم هرشب مرا واميزدي گفتمت 
نامهرباني  م به حاشا ميزدي  ديدمت يك شب به دريا خيره بودي  تا سحر كاش
درياي ت بودم  دل به دريا ميزد 


اي مالك ! اگرشب هنگام كسي رو در حال گناه  ديدي فردا به ان چشم نگاهش مكن شايد سحر  توبه كرده باشد وتونداني  امام علي(ع)


  عابري در گذر كوچه نزديك دلم ميپرسيد  اين چه عطريست  كه از كوچه بن بست  دلت  مي ايد  تازه فهميدم خاطرات تو چقدر خوشبو يند


 حكم فراموشيت را اوردن  ولي به ياد مهربانيات  امضا نكردم


گرگها گريه نميكنند اما گاهي چنان عرصه زندگي
بر انان تنگ ميشود كه برا بالاي بلندترين  قله ميروند و درد ناكترين زوزه
ها  را ميكشند


 چه تلخ محاكمه ميشوند پاييز و زمستان كه براي جان دادن به درخت جان ميدهن چه ناعادلانه كمي انطرفتر  همه چيز به اسم بهار تمام ميشود


يه تركه به دختر ه ميگه اسمت چيه ميگه فانوسم ولي شعله صدام ميكنن تركه ميگه منم كگتابعلي ولي نهج البلاغه صدام ميكنن


 دستت را زيرا باران بگير به اندازه تمام قطره هايي كه نگرفتي  برام عزيزيي


 قاصدك شعر مرا ازبر كن برو ان  گشه باغ  سمت ان نرگس مست و بخوان در گوشش  بگو باور كن يك نفر ياد تورا هرگز از دل  نبرد


 امدم امشب به ميخانه تمنايت كنم مي نميخواهم 
بيا ساقي  تماشايت كنم بيقرارم ساقي از ميخانه بيرونم نكن كرده ام  مي را
بعانه تا تماشايت كنم


گر چه دروري زبرم همسفر جان مني  قطره اشكي در ديده گريان مني  اين مپندار  كه يادت برود  از نظرم خاطرت جمع كه در قلب  پريشان مني


اين هم از يك عمر مستي كردنم  سالها شبنم پرستي
كردنم  اي دلم زهر جحدايي را بخور چوب عمري با وفايي را بخور  اي دلم ديدي
كه ماتت كرد و رفت   خنده اي بر خاطراتت كرد و رفت من كه گفتم  اين بهار
افسرد نيستي من كه گفتم ايت پرستو رفتنيستي  اه عجب  كاري بدستم  داد دل
هم شكست  هم شكستم داد دل


به گنج قارون نفروشم دوست را اگرچه به تار مويي نخرد مارا


 لره و تركه ميرن حج مقع سنگ زدن به شيطان سنگ لره تموم ميشه تركه ميگه  گده در ما باس يامانا


امشب برايت اينگونه دعا خواهم كرد خدايا !بجز
خودت  به ديگري واگذارش نكن تويي پروردگار او! پس قار ده بي نيازي  در
نفسش!يقين در دلش ! اخلاص در كردادش  روشني در ديده اش بصيرت در قلبش و
روزي پربركت در زندگيش  امين  تو نيز برايم دعا كن…


شب عفواست و محتاج دعايم زعمق دل دعايي كن
برايم  اگر امشب به معشوقت رسيدي خدا را در ميان اشك ديدي كمي هم نزد او
يادي ز ما كن كمي هم جاي ماارا  صدا كن  بگو يارب فلاني رو سياه هست دو
دستش  خالي و غرق گناه هست  بگو يارب تويي درياي جوشان  دراين شب رحمتت بر
ي بنوشان يا علي


 گاهي چقدر شبيه عروسك ميشويم  نه لبخند ميزنيم  نه شكايت  ميكنيم فقط احمقانه سكوت ميكنيم


 اسماني ميشوم وقتي كه تو يادم ميكني اي تماشايي ترين مخلوق خاكي برزمين


حضورت حادثه اي  است كه در زندگيم ميستايمش
ثانيه هاي با ت بودن قله ارزوي هاي من است ومن افتخار ماين صعود را هرگز 
از خاطرم نخوام برد دستت دارم


 پاكترين لحظه هاي دنيا قتيه كه دل ادم هواي عزيزشو ميكنه الان براي من پاكتريت  لحظه دنياست


yemin ederim seni hec bir zaman unutmam


 انشرلي هم نشديم يكي ازمون بپرسه  انه !تكرار غريبانه روزهايت چگون گذشت


تو اگر بي خبري از قلب پريشان مني با همه بي خبري هم نفس و جان مني


 كاش بودي تا دلم تنها نبود  تا اسير غصه فردا نبود  كاش بودي تا فقط باور كني بي ت هرگز زندگي زيبا نبود  دوستت دارم


 هميشه بهترين  وزيباترين چيزها وجملا ت و كلمات بايد نثار بهترين ها باشه چن فقط بهترينها هستن  كه لايق بهترينهايند


 هنوز دلخوشي ذهن خستهام  اين است كه در خيالت بي خيال من نشوي


اي به داد من رسيده تو روزاي خد شكستن  اي چراغ
مهربوني ت شباي وحشت من تو شبو ازمن گرفتي تو من دادي به خورشيد ياور
هميشه مومن  تو برو سفر سلامت  غم من مخور  كه دوري براي من شده عادت 
مقصدت هرجاي دنيا كه باشي اونور مرز شاقيق  پشت لحظه ها كه باشي خاطرت
باشه كه قلبت سپر بلاي من بود تنها دست ت رفيق دست بي رياي من بود ..


خوشبختي تو  خوشبختي منم هست فكر نكن  بي خيال روزگارو سرنوشتت هستم درسته
لذت در كنارت بودن نصيب من نميشه ولي لذت  به يادت بودن هميشه براي منه
واين بهترين هديه عمرمه



خداوندا توميداني كه من دلواپس فرداي خود هستم مبادا  گم كنم راه قشنگ
ارزوها را مبادا گم كنم روياي زيبا را ونا گه  جا بمانم از قطار 
موهبتهايت دلم بين اميد و ناميدي ميزند پرسه خداوندا مرا تنها ت نگذاري 


هر كسي تو زندگيش يه حلقه گمشده اي  داره كه خيلي خيلي براش مهم و با
ارزشه اصلا مهم نيست كه بهش برسهيا نه مهم اينه كه بهش با تمام وجودش
ايمان داشته باشه  حلقه گمشده منم يه نگاه معصوم و يك دل بزرگ  و دريايي
بود كه هيچوقت نتونسته بودم لمسش كنم ولي تو اين حلقه گمشده من تو زندگيم
بودي و اين يعني پيروزي و خوشبختي  براي من  هديه اي كه ت به من دادي همه
جودمو فرا گرفت وتا  اخر نفسهام با من ودر وجودم  خواهد مان …

گرچه
از توجدا شدم ولی همیشه با تو خواهم زیست !!!تورو به اندازه روزگارانی که
نزیسته ام دوست خواهم داشت  خیلی دوستت دارم فریبا یولون اچیق اولسون جان
دوستوم … هیچ وقت فراموشت نمیکنم همیشه با خاطراتت زندگی خواهم کرد رهای
من ..

صبت بخیر عزیزم با انکه گفته بودی دیشب خدانگهدار با انکه دست
سردت از قلب خسته من گوید حدیث بسیار این بار غصه  هارو از دوش خسته بردار
من کوه استوارم به من بگو  نگهدار عهدی که با توبستم  هرگز شکستنی نیست این
عشق تا دم مرگ هر گز کسستنی نیست

غربت دیرینه ام را با تو قسمت
میکنم تا ابد با درد و رنج تو خلوت میکنم رفتی و با رفتنت  کاخ دلم ویران
شد  من در این ویرانه ها احساس غربت میکنم فریبا این  پیا متو  خیلی دوس
دارم شب بخیر اخرین شب بخیری هست  که بهت میگم عزیز

 تو رویا هات
میتونی همیشه بهم صبح بخیر  بگی… معجزه عشقو تجربه ولمس کردم خدارو خیلی
شاکرم  که این موهبتش شامل حال منم شد راستی فریبا از طرف من از ابجی نسیمم
خداحافظی کن

نمیدونم چی بگم فریبا اشکام فرصت نوشتن نمیده فقط
همینقدر بدون که بدترین روز زندگیمه تا این روز از زندگیم اینهمه عاجز و
ضعیف نشده بودم اینهمه تنها نشده بودم  اینهمه خودمو نباخته بودم  فریبا با
تمام وجودم  عاشقت شدم همیشه پاک  و بی ریا دوستت داشتم  و پاک و بی ریا
هم زل زدم ه چشات دلمو پیشت امانت میزارم چون دیگه نمیتونم یه کسی دیگه  ای
بدمش مواظب خودت باش تا اخر عمرم چشام دنبالت میمونن یاور همیشه مومن تو
برو سفر سلامت غم من مخور که دوری برا من شده عادت مقصدت هرجا که باشه هر
جای دنیا که باشی اونور مرز شقایق پشت لحظه ها که باشی خاطرت باشه که قلبت
سپر بلی من بود  تنها دست تو رفیق دست بی ریای من بود  از همین جا دستاتو
صورت ماهتو میبوسم تولد دوبارت مبارک باشه همیشه دوستت خواهم داشت فریبا
….. با تو بدرود ای مسافر هجرت تو بی خطر باد 

(حامد روزی نیست این پیامورو نخونم دلم نگیره )

فریبا
جان خوشبختی تو خوشبختی منم هست  فکرنکن بی  خیال روزگارو سرنوشتت هستم
درسته لذت در کنار بودن نصیب من نمیشه ولی لذت به یادت بودن همیشه برای منه
واین بهترین هدیه عمرمه

هنوز دلخشی ذهن خسته ام این است که در خیالتبی خیال من نشوی



من به اینکه روبرویم می نشینی قانعم

من به اینکه روبرویم می نشینی قانعم
روبرویم باشی و من را نبینی قانعم

زیر یک سقف و کنار تو چه رویایی! ولی
در کنارت روی یک تکه زمینی قانعم

گفته بودی من “همینم” یا بمان یا دل بکن
من به این جمله که می گویی “همینی” قانعم

دور باشی هم برای من کفایت میکند
بشنوم اینجا و در این سرزمینی قانعم

من نمی گویم که بنشین و فقط من را ببین
گوشه چشمی هم بیندازی، ببینی قانعم


    ویدیو : اس ام مسافر
این مطلب را به اشتراک بگذارید :

a b