آفات درختان میوه(۱)

پسیل پسته ( شیره خشک ) Agonoscena pistaciae

پسیل پسته ( شیره خشک ) Agonoscena pistaciae

به
پسته اهلی و وحشی خسارت فراوان می‌زند. این حشره عسلک فراوانی دفع
می‌نماید که به سرعت در مجاورت هوا خشک شده و سفید می‌شود به همین لحاظ این
آفت را به زبان محلی شیره خشک می‌نامند.

پسیل پسته

حشرات
کامل زمستان گذران پسیل از اوایل فروردین ماه روی درختان مستقر می‌شوند.
این حشرات نسب به حشرات کامل تابستانه قدرت پرواز بیشتری داشته، آلودگی
گسترده‌تری در باغها ایجاد می‌کنند. پس از جفت‌گیری به محض باز شدن
جوانه‌های خوشه و برگ روی آنها تخمریزی می‌نمایند. تخم‌ها به تعداد ۵۰ تا
۶۰ عدد، به صورت انفرادی یا دسته‌ای و به اشکل مختلف مانند نیم دایره،
مارپیچ و غیره در سطح برگ و بیشتر نزدیک به رگبرگها گذاشته می‌شوند.

تخم‌ها
معمولاً ۵ تا ۱۰ روز بعد تفریخ می‌شوند. پوره‌ها از اوایل اردیبهشت شروع
به فعالیت و تغذیه می‌کنند. طول دوره پورگی معمولاً ۲۰ روز بوده و حشرات
کامل نسل اول از اواخر دهه دوم اردیبهشت ماه به تعداد زیاد در باغ ظاهر
می‌شوند. ارقام مختلف پسته نسبت به آلودگی پسیل پسته حساسیت متفاوت دارند.
به طور کلی هر چه برگ درختان نازک‌تر، لطیف‌تر، پهن‌تر و بزرگتر باشد گرایش
بیشتری برای جذب حشرات کامل پسیل و تخمریزی ایجاد می‌کند. رقم اکبری نسبت
به سایر ارقام حساستر و رقم اوحدی مقاوم‌تر است. پوره‌های نسل دوم از اوایل
خرداد تا اواخر دهه دوم خردد فعالیت و تغذیه می‌کنند. تحمل درختان در این
زمان نسبت به سایر نسلها در برابر خسارت پوره کمتر است. زیرا رشد رویشی
درختان پایان یافته و میوه شروع به مغز رفتن کرده و جوانه‌ها ظاهراً شکل
کامل یافته‌اند. در نتیجه خسارت آفت باعث پوکی و ریزش برگ و جوانه می‌شود.

 

خسارت

پوره‌های
پسیل با فرو بردن خرطوم در سطح برگها از شیره گیاهی تغذیه می‌کنند. مواد
پروتئینی شیره گیاهی را جذب نموده و مواد قندی را به صورت شیره دفع
می‌نمایند. این مواد قندی در مجاورت هوا خشک شده و به آن شکرک گویند. این
مواد چسبنده باعث جذب گرد و خاک شده و شاخه و برگهای درختان را بدمنظره
می‌نماید. از دست رفتن شیره گیاهی باعث ضعف عمومی درختان پسته و ریزش
برگها، جوانه‌ها، دانه‌ای کوچک و افزایش درصد بوکسی و دهان بستگی میوه
می‌شود. خسارت پوره‌های پسیل پسته روی درختان در دو زمان بیشتر از سایر
مواقع سال است. یکی در خرداد ماه که باعث ریزش برگها، خوشه‌ها، جوانه‌ها و
افزایش میزان بوکسی و دیگری در مردادماه که باعث افزایش مقدار دهان بستگی
می‌گردد.

در
صورتیکه جمعیت آفت پسیل حالت طغیانی پدیدا کند شدیداً تداخل نسل یافته و
نمی‌توان تاریخ مشخص برای مراحل زندگی و نسلها اعلام نمود. در شرایط معمولی
در نیمه اول هر ماه مرحله پورگی و نیمه دوم هر ماه حشرات کامل در باغها
وجود دارند. از نیمه دوم شهریور ماه به تدریج حشرات کامل زمستان گذران در
میان جمعیت آفت ظاهر می‌شود. این حشرات در شکاف درختان، زیر پوستکها،
لابه‌لای کلوخه‌ها، شکاف دیوارها و ساختمانهای قدیمی اطراف باغها زمستان
گذرانی می‌کنند. این آفت در سال ۵ تا ۶ نسل ایجاد می‌کند.

عوامل و شرایطی که باعث رشد و افزایش جمعیت پسیل پسته در باغها می‌گردد:

۱ـ
اجرای نوبت اول سم‌پاشی یا سم‌پاشی در زمان گلدهی: این سم‌پاشی علیه آفاتی
مانند پروانه چوبخوار پسته، پروانه میوه خوار، شپشکهای پسته، زنجره شیره
تر و غیره انجام می‌شود. چنانچه در این سمپاشی از سمومی استفاده شود که روی
آفت پسیل تأثیر نداشته باشند باعث افزایش مقاومت و رشد جمعیت پسیل
می‌گردد.

۲ـ
چنانچه در نوبت اول از سمومی استفاده شود که باعث تحریک تخمریزی پسیل و
کوتاهتر شدن طول دوره یک نسل گردد (مانند سموم تیودیکارب، متاسیستوکس و
فنتیون) پسیل طغیان خواهد کرد.

۳ـ سم‌پاشی مکرر و اختلاط سموم با هم که باعث حذف کامل دشمنان طبیعی و افزایش جمعیت آفات پسته می‌شود.

۴ـ اگر از سمومی علیه پسیل پسته استفاده شود که تأثیر کافی در میزان تلفات آفت نداشته باشد (مانند زولون) باعث افزایش جمعیت می‌شود.

۵ـ
چنانچه سم‌پاشی باغ در زمانی انجام شود که تمام مراحل زندگی آفت اعم از
تخم، پوره و حشره کامل دیده می‌شود و همچنین شکرک زیادی در سطح برگها تولید
شده باشد تأثیر سم کاهش پیدا می‌کند و بعد از مدتی جمعیت آفت افزایش پیدا
می‌کند.

۶ـ
استفاده زیاد از کودهای شیمایی ازته مخصوصاً اوره و سولفات آمونیوم در
ماههای گرم سال در سطوح کرتها و همچنین کود شیمیایی کلروپتاسیم شرایط را
برای ازدیاد جمعیت فراهم می‌کند.

۷ـ استفاده از کود مرغی به تنهایی و به مقدار زیاد نیز باعث افزایش جمعیت پسیل می‌گردد.

۸ـ
فقیر بودن خاک از نظر مواد غذایی و نامناسب بودن بافت خاک نیز از عوامل
افزایش جمعیت است، خاکهای شنی و خاکهای رسی و سخت به دلیل عدم جذب و
نگهداری رطوبت به اندازه کافی به علت طولانی بودن دوره آبیاری سریعتر به
آفت آلوده می‌گردند.

۹ـ
ناهموار بودن سطوح کرتها که باعث می‌شود درختانی که در بلندی قرار دارند
به خوبی آبیاری نشده و رطوبت کمتری در اختیار داشته باشند.

۱۰ـ عدم استفاده از کودهای دامی و چاله‌زنی و شخم عمیق در باغها به مدت طولانی

۱۱ـ کشت متراکم درختان و رعایت نکردن فواصل مناسب و عملیات هرس

۱۲ـ وجود علف‌های هرز زیاد از خردادماه به بعد در باغ

 

کنترل پسیل پسته:

الف‌ـ استفاده از کارتهای چسبنده زرد رنگ

کارتهای
زرد رنگ مورد استفاده در باغهای پسته از جنس‌های مختلف و عمدتاً از جنس
پلی اتیلن و پی وی سی است. اندازه کارتها ۲۰*۱۰ سانتیمتر، به قطر ۵/۰ تا ۱
میلیمتر و به وزن حدود ۱۵ گرم است. سطح کارتها به وسیله چسب مخصوص که از
مواد پولی بوتن‌ها همراه با واکس مخصوص و یا اس تی پی و یا مواد دیگری که
حالت چسبندگی خود را ۱۰ تا ۱۵ روز حفظ نمایند آغشته می‌گردد. حشرات کامل
پسیل به طرف رنگ زرد جلب و به تعداد زیاد به سطح کارتها می‌چسبند. شکار
انبوه حشرات باید قبل از تخمریزی در سطح برگها انجام شود تا از تولید نسل
بعدی آفت جلوگیری به عمل آید. در هر هکتار ۱۰۰ تا ۴۰۰ عدد کارت به کار
می‌رود. محل نصب کارت در سمت بیرونی تاج و به ارتفاع نصف تاج در جهت‌های
مختلف است. دو نوبت کارت‌گذاری در سال کافی به نظر می‌رسد. یکی در دهه دوم
فروردین ماه که این نوبت آفت زنجره پسته را نیز کنترل می‌کند و دیگری در
نیمه دوم تیرماه می‌باشد. پس از پایان دوره کارت‌گذاری باید کارت‌ها را از
روی درختان جمع‌آوری و سطح آنها را در صورت استفاده از چسب مخصوص توسط آب
گرم همراه با مقدار کمی الکل اتیلیک و در صورت استفاده از اس تی پی با
دستمال آغشته به چند قطره نفت تمیز کرد.

ب‌ـ دشمنان طبیعی

دارای دشمنان طبیعی گوناگونی است که زنبور پارازیتوئید Psyllaephagus pistaciae از خانواده ‌Encyrtidae همزمان با ظهور پوره‌های نسل اول در باغها ظاهر و به پوره‌های پسیل به خصوص در سنین ۴ و ۵ حمله نموده و آنها را مومیایی می‌کند.

ج‌ـ عملیات زراعی

۱ـ شخم زمستانه و پاشکنی درختان

۲ـ کوددهی و چاله زنی

۳ـ اصلاح بافت خاک

۴ـ آبیاری مناسب

۵ـ تغذیه مناسب

۶ـ رعایت فاصله کشت و تراکم

۷ـ هرس و خشک‌بری

۸ـ مبازه با علفهای هرز

۹ـ کاشت رقم مناسب

۱۰ـ استفاده از سیستم آبیاری تحت فشار

دـ کنترل شیمیایی

دارتون
یا مارشال به نسبت ۲ تا ۲٫۵ در هزار یا مایع ظرفشویی به نسبت ۳ در هزار به
تنهایی پوره‌های پسیل پسته را کشته و از بین می‌برد، همچنین تا حدودی روی
تخم نیز تأثیر دارد. آمیتراز و کنسالت خاصیت ناباروری حشرات کامل را دارد.
از مخلوط کردن مایع ظرفشویی با سموم خودداری شود زیرا
PH آن قلیایی است و باعث کاهش تأثیر کشندگی سموم می‌گردد.در صورت امکان از اواسط مرداد به بعد سمپاشی انجام نگیرد.

۱٫ آمیتراز(مایتاک) EC20% و ۱٫۵- ۱ در هزار

۲٫ ایمیداکلوپراید(کونفیدور) SC35% و ۴/. در هزار

۳٫ فلوفنوکسورون(کاسکید) DC5% و ۵/. در هزار

۴٫ هگزافلومورون(کنسالت) EC10% و ۷/.- ۵/. در هزار

۵٫ دارتون EC21.7% و ۱٫۵ دهزار

۶٫ اندوسولفان EC35% و ۱٫۵ درهزار


بیماری غربالی درختان میوه

در
ایران اولین بار اسفندیاری در سال ۱۳۷۵ این بیماری را روی درختان میوه
هسته دار در مازندران ، گیلان ، گرگان و آذربایجان گزارش نموده است .
بیماری در اکثر مناطق کشور کم و بیش وجود دارد و تا کنون از شهرهای شیروان
،‌گنبد ، بجنورد ، قوچان ،‌ماکو ، خوی و نهبندان و بسیاری از شهرهای دیگر
گزارش گردیده است . شدت بیماری در استان آذربایجان و بویژه در باغهای قدیمی
زیاد ا ست (اشکان ،‌اسدی ۱۳۵۰، ارشاد ۱۳۵۶)

در
ایران تا کنون این بیماری روی درختان زرد آلو ، گیلاس . آلبالو . گوجه ،
هلو ، شلیل و بادام دیده شده است و خسارت عمده آن بیشتر متوجه درختان زرد
آلو می باشد.

اهمیت بیماری :
بیماری
غربالی نه تنها باعث ضعف درخت و کاهش مقدار و ارزش محصول میشود بلکه بدلیل
لکه ها و زگیل هائیکه روی میوه بجای می گذارد ارزش صادراتی برگه و قیسی
حاصله از میوه های آلوده را نیز به نحو بارزی پائین می آورد. در بسیاری از
باغهای آذربایجان شرقی و غربی و همچنین بعضی از باغهای خراسان و همدان
بیماری شدت دارد که تمام جوانه ها و سر شاخه های درخت زرد آلو در اثر این
بیماری خشک شده و درخت عملاً استفاده ای ندارد. درختان آلوده ایکه به حیات
خود ادامه می دهند نیز بدلیل خشک شدن برگها و کاهش سطح سبز آنها در دوره
فعال گیاه بطور غیر مستقیم لطمه دیده و در نتیجه مقدار محصول آنها پائین می
آید. میزان خسارت سالیانه این بیماری در ایران بطور دقیق معلوم نیست و روی
محصول زرد آلو معادل ۲۲۴ میلیون ریال بر آورد شده است (اشکان واسدی ۱۳۵۰)

علائم بیماری :

  


   

زرد
آلو ، هلو،‌گیلاس ، آلو و آلبالو از میزبانهای مهم این بیماری است.
سرشاخه, گل, برگ, میوه و جوانه های درختان فوق مورد حمله این بیماری قرار
می گیرند منتها اندام های مورد حمله و علائم آنها روی میزبانهای مختلف با
هم فرق دارند. بدین معنی که در زرد آلو میوه ، برگ و جوانه ها مورد حمله
قرار می گیرند ولی علائم روی سرشاخه ها دیده نمی شود. در بادام علائم روی
سر شاخه ها و مخصوصاً برگ ظاهر می شود در صورتیکه به میوه خسارت وارد نمی
آید در گیلاس علائم بیماری روی میوه برگ و جوانه ها و سرشاخه ها بوضوح دیده
می شود در حالیکه در هلو نشانه های بیماری را روی میوه بندرت می توان دید
در عوض برگ سر شاخه ها و جوانه های خواب این گونه به شدت مورد حمله قرار می
گیرند.

 

coryneumapricot.jpg

 

 

 

در
زرد آلو و قیسی خسارت مهم و شدید این بیماری روی برگ و میوه می باشد و حتی
جوانه های برگ و گل را مورد حمله قرار می دهند و اصولاً شاخه های جوان
بندرت مبتلا می شوند.

 

 

 

 

این
حالت یعنی توسعه بهم پیوستگی لکه های بیماری روی برگ بیشتر در موارد وقوع
آلودگی های شدید اولیه در مرحله ایکه برگها دارای بافت لطیفی هستند رخ
میدهد و در آلودگی های دیر هنگام چون برگها ضخامت کافی پیدا کرده اند و نیز
بدلیل عدم رطوبت کافی و مناسب در محیط علائم برگی معمولاً به صورت
سوراخهای منفرد ، ‌ریز و ته سنجاقی بروز می کند. احتمالاً واریته های مختلف
نیز مقاومتشان در مقابل بیماری فرق داشته باشد.

در
هلو لکه ها معمولاً در حاشیه برگها در طرفین و رگبرگ اصلی ظاهر می شود و
یکنواختی سوراخ های ایجاد شده از نظر اندازه و شکل بیشتر از زرد آلو است.
لکه
ها و سوراخهای ایجاد شده روی برگ گیلاس بزرگتر از لکه های برگ آلو و بادام
میباشد. شکل و اندازه آنها بسیار نامنظم و متغییر است. معمولاً چند تا لکه
مجاور هم ظاهر شده و قسمت بزرگی از پهنک برگ را فرا می گیرد. در گوجه و
آلبالو لکه و سوراخهای غربالی نسبتاً منظم و مدور می باشد ولی اندازه آنها
در آلو بزرگتر است.

ظهور
علائم بیماری روی برگ بادام خیلی شبیه علائم آن روی برگ زرد آلو بوده و
همزمان با باز شدن جوانه ها و پیدایش برگها می باشد. معمولاً اندازه
سوراخها یکسان و شکل شان همانند است, قطرشان از ۲ تا ۴ میلیمتر متغییر است و
از سوراخهای برگ زرد آلو کوچکتر حاشیه سوراخهای ایجاد شده روی برگ بادام
قهوه ای مشخص و تعداد آنها نیز نسبت به زرد آلو بیشتر و متراکمتر است. لازم
به ذکر است که مشبک شدن برگ و پیدایش لکه های نکروزه فقط مربوط به بیماری
غربالی نبوده بلکه

قارچهایی مثل:

Cercospora circumscissa , Phyllosticta prunicola , Fusicoccum amygdali

باکتریهایی از قبیل :

Pseudomounas syringae , Pseudomonas morsprunorum

و ویروسهائی مانند ویروس لکه حلقوی هلو نیز لکه ها و سوراخهایی شبیه علائم غربالی در برگ درختان میوه بوجود می آورند.

ب-نشانه های غربالی روی میوه :
میوه زرد آلو ،‌گیلاس و آلبالو مورد حمله این بیماری قرار میگیرند
علایم
روی درختان گوجه ای که بشدت مورد حمله بیماری غربالی قرار گرفته
بودندبصورت صمغ زدگی زیاد میوه های آن بدون وجود لکه مشخص دیده شده که
احتمالا ًناشی از آلودگی به بیماری غربالی می باشد.

روی
میوه زرد آلو وقتی به اندازه مغز پسته است علائم غربالی به صورت لکه های
قرمز مایل به بنفش و به اندازه ته سنجان ظاهر می گردد بتدریج که میوه درشت
میشود این لکه ها برآمده شده و به صورت نقاط برجسته یا خال جوش در می آید و
رنگشان قهوه ای می شود لکه ها و برآمدگیها ابتدا در سطح فوقانی میوه ها
بصورت پراکنده یا تراکم بروز می کند و بعداً به سطح زیرین میوه نیز می رسد.
در مواردی دیده شده است که حمله بیماری به میوه ها در بعضی ارقام و یا در
شرایط خاص ، مواجه با عکس العمل آن میشود بدین معنی که بجای ظهور خال
جوشها, گوشت میوه تحریک شده و به صورت پستانک نوک تیزی بالا آمده و رشد آن
متوقف می شود در مواقعی که شرایط جوی برای رشد و نمو بیماری مناسب است,
تعداد زیادی خال جوش بطور متراکم در سطح میوه ظاهر می شود. بطوریکه در این
قسمت اپیدرم میوه کاملاً فاسد و چوب پنبه ای شده و از آن شیره تراوش می شود
که بعداً سفت شده و بصورت صمغ در می آید گهگاهی بد شکلی هم در میوه های
زرد آلو دیده می شود. حمله غربالی به میوه های جوان ،‌منجر به ریزش آنها می
گردد بهمین جهت حدود ۵ درصد از میوه های ریز در همان مراحل اولیه رشد در
اثر حمله این بیماری ریخته و از بین می رود حمله بیماری به میوه زردآلو یکی
از مخرب ترین حالات خسارت بیماریست.

نشانه غربالی روی میوه هلو به دو صورت ظاهر می شود:

الف)
میوه های هلو در مراحل اولیه رشد مورد حمله قرار گرفته و می ریزد. بهمین
جهت میوه های باقیمانده روی درخت علائمی معمولاً از خود نشان نمی دهند ,
میوه های بسیار ریزیر حالیکه هنوز میوه ها شکلی به خود نگرفته شروع به ریزش
می کنند و این عارضه معلول تاخت و تاز مستقیم قارچ روی میوه و همچنین نصف
سر شاخه هائیکه روی آن شانکرهای بیماری به فراوانی مستقر است. این علامت در
هلوهای ایران زیاد به چشم میخورد.

ب)
وقتی میوه به درشتی میوه زیتون رسید تعداد زیادی لکه های کوچک مدور که
ابتدا قرمز و بعد قهوه ای می شود روی آن مخصوصاً در حوالی دم میوه ظاهر می
شود. اپیدرم میوه در قسمت لکه ها کرک طبیعی خود را از دست داده و به صورت
پوسته ای در می آید که ممکن است بعداً بیافتد. ریزش این پولکها باعث
ناهموار شدن سطح میوه می شود البته لکه های میوه هلو سطحی بوده و معمولاً
رشد آنرا مختل نمی کند. (Viemont Bourgin, 1949) اینگونه علائم در ایران
هنوز مشاهده نشده است (اشکان و اسدی ۱۳۵۰).

علایم
روی میوه گیلاس بیماری به صورت لکه های قهوه ای تیره ظاهر می شود که
بتدریج گوشت میوه در محل لکه ها فرو رفتگی پیدا کرده و خشک و سیاه و ترکدار
می شود گودیهای ایجاد شده معمولاً عمیق بوده و در غالب اوقات عمق آن تا
هسته می رسد . در اینصورت گوشت میوه در پیرامون حفره های ایجاد شده به سمت
داخل کشیدگی پیدا می کند قطر این حفره ها ۵ تا ۶ میلیمتر است.
روی میوه
آلبالو لکه ها شبیه گیلاس است ولی فرو رفتگی حفره کمتر از آن می باشد به
نظر می رسد. مکانیزم ایجاد فرو رفتگی در میوه گیلاس و آلبالو بدین ترتیب
باشد که میوه در مراحل اولیه تشکیل و در دوران نارسی مورد حمله بیماری قرار
گرفته و موجب چوبی شدن و توقف رشد قسمت آلوده می شود و رشد بعدی سایر
قسمتهای گوشت میوه باعث می گردد که محل لکه به صور مختلفی ،‌فرو رفتگی پیدا
کند.

ج)نشانه های غربالی روی سرشاخه ها و جوانه ها :
علائم
این بیماری روی سرشاخه ها اکثراً به صورت شانکر و ترک خوردگی ظاهر میشود و
تشخیص آن احتیاج به دقت و آشنایی چشم دارد . آلودگی سرشاخه ها از آن جهت
مهم است که باعث انهدام جوانه ها و ضعف درخت می گردد.

سرشاخه
های درخت زردآلو معمولاً مورد حمله بیماری غربالی نمی گیرد و علائمی روی
آن مشهود نیست لیکن جوانه های آن باین بیماری مبتلا می شود . جوانه های
آلوده معمولاً رنگشان تیره گاهی پوشیده از یک لایه ترشحات خشک صمغ به مانند
است.

غربالی
روی سرشاخه های نازک و سبز گیلاس ابتدا به صورت لکه های قهوه ای و برجسته
ظاهر میشود که بتدریج با پیشرفت مرض ترک خورده و حالت زخم بخود می گیرد.
این حالت در مراحل آخر شبیه نیمرخ دانه گندم در طرف شیار آن می باشد .
معمولاً قایقی شکل و اندازه آنها به ۳ تا ۲ میلیمتر می رسد پیدایش این
زخمها در فصل بهار موقع ظهور شکوفه ها حائز اهمیت است زیرا چنانچه زیر
جوانه های گل دهنده بروز کند باعث توقف ناگهانی رشد گیاه و خشک شدن سرشاخه
ها و شکوفه ها می گردد در حالتهای شدید ،‌بسیاری از جوانه های گل و برگ و
سر شاخه های درخت گیلاس به این ترتیب از بین می رود تشخیص این حالت بیماری
معمولاً مشکل و با توجه به علائم روی برگ و میوه امکان پذیر است.

سرشاخه
های سبز جوان بادام به شدت مورد حمله غربالی قرار می گیرد و سرتاسر آن لکه
های گرد یا بیضی شکل ظاهر می شود قطر لکه های گرد بین ۳ تا ۴ میلیمتر
تغییر می کند ولی پاره ای از اوقات لکه ها دراز و کشیده بوده و طول آن به
۶-۷ میلیمتر می رسد. رنگ لکه ها موقع ظهور ارغوانی و سپس قهوه ای می شود .
معمولاً مرکز لکه قهوه ای روشن است که وسیله نوار قهوه ای تیره محاط شده
است. این دو رنگی به لکه های سرشاخه های بادام حالت چشم میدهد. گاهی لکه ها
ترک خورده و از آنها صمغ تراوش می شود.

شانکرهای
غربالی روی شاخه های هلو شبیه علائم آن روی شاخه های بادام است با این
تفاوت که زخمها معمولاً بزرگتر است بنحویکه گاهی اوقات اطراف سرشاخه ها را
اشغال می کند و منجر به خشک شدن جوانه ها و قسمتهای بالایی می شود صمغ زدگی
در سرشاخه های هلو بیشتر از بادام اتفاق می افتد . روی سرشاخه های آلو و
گوجه علامتی از غربالی دیده نشده است (اشکان واسدی۱۳۵۰) .

     

عامل بیماری : قارچ

   

Stigmina carpophila Moniliales-Hyphomycetidae-Deuteromycetes ( Dematiaceae-)

این قارچ دوازده همنام دیگر دارد از آنجمله Clasterosporium carpohilum دراروپا عامل بیماری Coryneum beijerinckii معرفی شده است.
اندامهای
رویشی و باروی این قارچ منحصر به میسلیوم ، کنیدی و کنیدیوفور است، قارچ
دارای میسلیوم استوانه ای و بند بند بوده, رنگ آن متمایل به قهوه ای است و
میسلیوم روی تمام قسمتهای مورد حمله(پارانشیم برگ و پارانشیم ناحیه پوست
شاخه های جوان و سطح میوه) دیده می شود.


تاریخچه و مناطق انتشار:

   
این
بیماری اولین بار در سال ۱۸۴۲ در کشور فرانسه بوسیله Leveille شناخته شده
است امروزه در کلیه نقاط جهان از جمله در آمریکا شمالی و آمریکای جنوبی و
اروپا و استرالیا و نیوزلاند و سایر نواحی جهان وجود داشته و خسارت زیادی
وارد می نماید. (زمستان ۱۳۴۳).



    ویدیو : آفات درختان میوه(۱)
این مطلب را به اشتراک بگذارید :

a b