داستان سریال شهرزاد

خلاصه داستان و عکس های پشت صحنه بازیگران سریال شهرزاد

داستان و عکس بازیگران سریال شهرزاد

داستان سریال شهرزاد

بازیگران سریال شهرزاد: 

حسن فتحی، کارگردان به نام ایرانی، چند ماه پیش تولید سریالی عاشقانه برای عرضه در شبکه نمایش خانگی آغاز کرده است، این سریال در ابتدا “روزی روزگاری عاشقی” نام داشت که سپس به “شهرزاد” تغییر نام یافت. نویسندگی این مجموعه نمایش خانگی نیز حسن فتحی انجام داده است؛ او که پیش از این ساخت سریال های مشهور و پرمخاطبی چون پهلوانان نمی‌میرند، میوه ممنوعه و مدار صفر درجه در کارنامه خود دارد، در این مجموعه با بازیگران سرشناسی چون ابوالفضل پورعرب، علی نصیریان،شهاب حسینی و ترانه علیدوستی همکاری کرده است. لازم به ذکر است که سریال شهرزاد سومین محصول خانگی تصویر گستر پاسارگاد پس از شاهگوش و ابله می باشد.

خلاصه سریال شهرزاد

یکی از لوکیشن های فیلمبرداری سریال شهرزاد

به گزارش روابط‌ عمومی این سریال، تصویربرداری بخشی از قسمت‌ های خارجی در شهرک سینماییغزالی صورت گرفته و جالب اینجاست که آن ها دست به بازسازی وسیع بخشی از آن از جمله خیابان لاله‌زار زدند که یکی از مهم‌ترین خیابان‌ های تهران در دهه‌ سی است. از جمله این تغییرات بازسازی و ساخت برخی از مغازه ها و ساختمان‌ های داخل این خیابان می توان گراندهتل، سینما تابان، دفتر “روزنامه‌ باختر امروز” از انتشارات دکتر حسین فاطمی و صفحه‌فروشی بتهوون که در سال ۱۳۳۲ توسط مرحوم کریم چمن‌ آرا در لاله‌زار شروع به کار کرد را نام برد.

فیلم شهرزاد

پشت صحنه سریال شهرزاد

اسامی بازیگران سریال شهرزاد

شهاب حسینی – ترانه علیدوستی – ابوالفضل پورعرب – علی نصیریان –  پریناز ایزدیار – مصطفی زمانی – مهدی سلطانی – محمود پاک نیت – حمیدرضا آذرنگ – هومن برق نورد – رضا بهبودی –امیرحسین رستمی – لیندا کیانی – گلاره عباسی – فریبا متخصص – سهیلا رضوی – غزل شاکری – ناهید مسلمی – فرخ نعمتی – رامین ناصرنصیر – نسیم ادبی – امیرحسین فتحی – دیبا زاهدی – فریبا متخصص

شهرزاد

مراسم رونمایی سریال شهرزاد

داستان سریال شهرزاد

شعار معرفی شهرزاد: در تندباد حادثه، “عشق” اولین قربانی است. تهران ۱۳۳۲

داستان این سریال از کودتای ۲۸ مرداد به بعد اتفاق می‌افتد و طبق اعلام عوامل سریال، داستان شهرزاد بیشتر مضمونی رمانتیک دارد و می‌ توان آن را ملو درامی عشقی – جنایی تعریف کرد.

فیلم شهرزاد :

سریال شهرزاد

عوامل اجرایی سریال شهرزاد

بازیگران سریال شهرزاد

امیرحسین رستمی و رامین ناصر نصیر در سریال شهرزاد

خلاصه داستان سریال شهرزاد

مصطفی زمانی در سریال شهرزاد

داستان فیلم شهرزاد

پشت صحنه سریال شهرزاد

داستان شهرزاد

عوامل پشت صحنه سریال شهرزاد

عکس

علی نصیریان در سریال شهرزاد

عکس شهرزاد

بازیگران سریال شهرزاد

خلاصه فیلم شهرزاد

پشت صحنه سریال شهرزاد

موضوع سریال شهرزاد

عکس حسن فتحی کارگردان سریال شهرزاد

خلاصه داستان شهرزاد

سریال جدید شهرزاد

عکس های شهرزاد

عکس پشت صحنه سریال شهرزاد

عکس های سریال شهرزاد

شهاب حسینی در سریال شهرزاد

عکسهای سریال شهرزاد

شهاب حسینی و مصطفی زمانی بازیگران سریال شهرزاد

موضوع فیلم شهرزاد

عکس جالب سریال شهرزاد

پشت صحنه شهرزاد

ترانه علیدوستی بازیگر سریال شهرزاد درکنار پدرش

خلاصه شهرزاد

مراسم سریال نمایش خانگی شهرزاد

سریال شهرزاد , عکس بازیگران سریال شهرزاد , عکس پشت صحنه سریال شهرزاد

عکس های شهرزاد

گردنبند مرغ آمین , خرید گردنبند مرغ آمین , فروش گردنبند مرغ آمین , طرح گردنبند آمین , گردنبند آمین شهرزاد , گردنبند آمین سریال شهرزاد , خرید اینترنتی گردنبند آمین

ترانه علیدوستی بازیگر سریال

سریال شهرزاد , عکس بازیگران سریال شهرزاد , عکس پشت صحنه سریال شهرزاد

سریال شهرزاد , عکس بازیگران سریال شهرزاد , عکس پشت صحنه سریال شهرزاد

سریال شهرزاد , عکس بازیگران سریال شهرزاد , عکس پشت صحنه سریال شهرزاد

سریال شهرزاد , عکس بازیگران سریال شهرزاد , عکس پشت صحنه سریال شهرزاد

سلفی ترانه علیدوستی

خلاصه سریال شهرزاد

قسمت اول شهرزاد بخش اول این سریال در ۲۶ قسمت ساخته شده و بازیگران و همچنین کارگردان توانایی دارد.نویسندگان:نغمه ثمینی و حسن فتحی کارگردان:حسن فتحی

آغاز سریال با کابوس شهرزاد(ترانه علیدوستی)همراه است.شهرزاد همزمان با آماده کردن خود برای رفتن به بیرون به رادیو گوش می دهد که درباره ی دکتر مصدق است.پدر شهرزاد”جمشید”(محمود پاک نیت)رادیو را خاموش می کند و در پاسخ به اعتراض دخترش می گوید یک مشت چرت و پرت گوش کردن ندارد و مادر شهرزاد”پروین”(سهیلا رضوی)تایید می کند.شهرزاد از دکتر مصدق دفاع می کند و این هرج و مرج ها را به نوچه های شاه و دربار نسبت می دهد.جمشید می گوید زیر پتو که نمیتوان مملکت را اداره کرد و تو هم مثل فرهاد(مصطفی زمانی)پسر هاشم(مهدی سلطانی)حرف میزنی.شهرزاد هم می گوید:من هر چی میگم شما به فرهاد ربطش میدین.خواهر کوچکتر شهرزاد”سیمین”وارد می شود و میخواهد به مدرسه برای انجم پیشرو دخران برود.که مادرش میگوید لازم نیست وسط تابستان به مدرسه بروی.جمشید نیز تایید می کند.شهرزاد از خواهرش دفاع می کند و می گوید کلاس تقویتی هم دارد و رای آنها را عوض می کند.شهرزاد برای رفتن به خانه ی بزرگ آقا(علی نصیریان)با پدرش همراه می شود.جمشد می گوید که مثل سنجیده سخن بگوید که هر چی دارد از صدقه ی سر بزرگ آقاست.شهرزاد:این نون صدقه ای چه تلخه آقاجون.شهرزاد وارد خانه ی بزرگ آقا می شود.او دانشجوی پزشکی است و هر نوبت آمپول بزرگ آقا را میزند.بزرگ آقا از آمپول زدن شهرزاد تعریف می کند و به او کنایه می زند که زنان دوره ی ما سه کار بلد بودند:زایمان و رفت و روب و آشپزی و از شهرزاد انتظار دارد که فقط این کارها را انجام بدهد.شهرزاد که از سخنان مرد سالارانه بزرگ آقا کلافه شده و پشت سر او ادا در می آورد.شهرزاد می رود.در آن سو روی ایوان خانه ی بزرگ آقا قباد(شهاب حسینی)داماد و برادرزاده بزرگ آقا سیگار می کشد و شیرین همسرش(پریناز ایزدیار)از دیر آمدن های او شاکی است.قباد زیر لب چیزی می گوید و می رود.مغازه ی فرش فروشی هاشم را نشان میدهد که هاشم به کارگرش نصیحت می کند که به پیرزن فقیری که برای جهیزیه دخترش فرش میخواهد جنس خوب بدهد.همسر هاشم”مرضیه(فریبا متخصص)به مغازه می آید و از هاشم میخواهد که بیشتر مواظب فرهاد باشد.

خلاصه داستان سریال شهرزاد: 

فرهاد و شهرزاد شیرینی خورده اند و داخل کافه ای نشته اند.فرهاد به شهرزاد می گوید:زندگی صحنه ی تئاتر روی سه پرده پرده ی اول کمدی و موزیکال پرده ی دوم درام و مهیج پرده ی سوم تراژدی و از ملاقاتش با سایه(تخلص هوشنگ ابتهاج) نیما حرف میزندکه نیما یوشیج از همه چی میداند و با اینکه جثه ی کوچکی دارد جوری شعر میخواند که انگار سیصد نفر با او همخوانی می کنند و فرهاد در ادامه از خواندن مرغ آمین توسط نیما حرف میزند و میخواهد در روزنامه تیتر بنویسد ملاقات با مرغ آمین در روزگار آزادی و از نظریه ی دکتر فاطمی برای خلع سلطنت و تشکیل حکومت دموکراسی سخن می گوید.شهرزاد به او می گوید که مراقب خودش باشد.فرهاد می گوید که نمی خواهد مانند پدر شهرزاد و پدر خودش زیر سایه ی منت بزرگ آقا باشد.قباد اندوهگین به عکس خود و مادرش زل زده که شیرین حواس او را پرت می کند.و بعد سر لباس پوشدن قباد با هم دعوا می گیرند که خدمتکار برای شام صدایشان می کند.

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

a b